Two and a Half Men

Two and a Half Men

Download Farsi Persian Subtitle

Season 12

Release info

Two and a Half Men S12E07 By De PALMA - Juybari
A Commentary by Juybari
"کـــاری مشـــتـــرک از احـــســان و مـحـــمـد"

Tags

other
Published on: 2014-12-13
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.آه

چطور امکان داره

که بچه‌ها وقتی می‌خوابن .وزنشون دو برابر میشه

.می‌دونم

و تازه باید بعد از اون حادثه‌ای که توی چرخ و فلک داشت

.باید وزنش کمتر شده باشه

.آره

دلم خیلی برای اون دختری که لباس سیندرلا پوشیده بود

.و پشتمون نشسته بود می‌سوزه

اون دقیقاً توی منطقه .پاشیدن بود

.من خسته شدم

.منم همینطور

.من الان چسبناک و کثیف و عرق کرده هستم

.من مثل هفت کوتوله حال بهم زن هستم

.آه، نباید اون کیک قیفی رو می‌خوردم

خب، تو کیک قیفی خوردی

منم اون کلوچه مغزدار سرخ شده .و تیتاپ رو نباید می‌خوردم

.فکر کنم برای مدت کوتاهی از هوش رفتم

پدر بودن همیشه اینقدر خسته کننده هست؟

.این بهترین لحظات زندگی توئه

.و این لحظات سریع تموم میشن

،انگار همین دیروز بود

.جیک" دستم رو توی خونه وحشت نگه می‌داشت"

حالا اون اونور دنیاست ،توی ارتش

داره می‌فهمه که "اخراج نامحترمانه" چیزیه که

.از یه گیشا کثیف میشه گرفت

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari

والدن"؟"

چی؟

چی می‌خوای؟

تو خوابیدی؟

.آره

این کاریه که مردم ساعت

.پنج و نیم صبح انجام میدن

اشکال نداره که من صبحانه درست کنم؟

.البته

.ممنونم

والدن"؟"

،والدن" اینجا نیست" .لطفاً پیام بگذارید

دوست داری پنکیکت چطوری باشه؟

.به آرومی

.تا سه ساعت دیگه

.با توت سیاه

.باشه، من میرم درست می‌کنم

.اوه، خدایا

.آتیش

والدن"؟"

.آماده‌ای یا نه، دارم میام

چی؟

لوئیس" و من داریم" .قایم موشک بازی می‌کنیم

،اون زیر تختش مخفی شده

.و منم توی آشپزخونه دارم می‌خوابم

.درک می‌کنم

.منم به زور هشت ساعت خوابیدم

.فکر نکنم بتونم این رو تحمل کنم

.پسرهای کوچیک کلی انرژی دارن

.اونها مثل کراکی‌های کوچیک بامزه هستن

به جز اینکه کارکی‌ها اینقدر .دستشویی رو به گند نمی‌کشن

.نه، نه، این به خاطر خسته بودن نیست

.من نمی‌دونم که من آمادگی پدر شدن رو داشته باشم

هی، منم فکر نمی‌کردم بتونم

،مجانی توی یه خونه ویلایی توی مالیبو زندگی کنم

.ولی یه کاریش کردم

.خب، فکر نکنم من بتونم اینو یه کاریش کنم

یعنی، این بچه تمام زندگیش رو

.توی سیستم حضانت بوده

.یعنی، من نمی‌دونم اون چی لازم داره

یعنی، باید بهش اصول اخلاقی رو یاد بدم؟

باید بهش آزادی بدم؟

دارویی نیاز داره؟

باید قبل از اینکه بیارنش ازشون .این رو می‌پرسیدم

تنها چیزی که اون نیاز داره .عشق و پشتیبانیه

.اینها همش مضخرفاته

.والدن"، همه والدین همین مشکلات رو دارن"

.ولی تو داری کار خوبی انجام میدی

،تو برای این دستپاچه شدی ،چون همه اینها تجربه جدیده

و تو همش سعی می‌کنی .همه کار براش بکنی

،می‌دونی، تمام وقت پدرشی .تمام وقت همبازیش هستی

.تو باید به خودت استراحت بدی

چطور؟

.اون 24 ساعته بازی می‌کنه

.اون مثل خرگوش پر انرژیه

می‌دونی چرا هیچوقت پدر خرگوش پر انرژی رو نشون ندادن؟

،چون یه شب ،اون رفت بیرون که سیگار بخره

ولی همینطور به راهش ادامه داد .و رفت و رفت و رفت

یه کاری که کمکت می‌کنه .پیدا کردن دوست برای "لوئیس"ـه

.همبازی

،اونها ساعت‌ها دنبال هم میرن

.آخرش مثل سگ‌های گله از هوش میرن

.بچه ساعت 8 میره توی تختش

و من و تو یه ظرف پاپ کرن می‌گیریم

و در حال خوردن سریال .همسر خوب رو می‌بینیم

باشه، خب چی؟

پس، من توی گوگل سرچ کنم

.جایی برای پیدا کردن بچه‌های شش ساله بامزه

.اوه، آره. نه

.وقتی گفتم فهمیدم ایراد داره

.آه، اینجا خیلی باحاله

.اونها صخره نوردی دارن

تو هم با من ازش بالا میای؟

،اوه، رفیق، می‌دونی ما برای این اومدین اینجا

.که تو با این بچه‌ها آشنا بشی

.نه، فقط تو و من

خواهش می‌کنم؟

.اوه

.باشه، یعنی، بیخیال

چطور میشه به این چشم‌ها نه گفت؟

.درک می‌کنم

اوه، میشه یه کم پول بدی برم تنقلات بخرم؟

خواهش می‌کنم؟ - .نه -

تقصیر من نیست که تو همه .پول تو جیبیت رو خرج کردی

.اجازه دارم بشینم

.حتماً

آب میوه می‌خوری؟

.ما آبمیوه گیلاس، انگور و شراب داریم

."خب، دیگه چی می‌تونم بگم به غیر از، "آخ جون شراب

.آه، من "الن" هستم

،اون که اونجاست "لوئیس"ـه .اون بچه منه

من "دنیل" هستم و اون هم .دخترمه که توی قسمت پره آبی هست

اوه، اینجا استخر داره؟ - .نه -

یه وقت‌هایی هست .که باید به اینها کنار بیای

.من "لورل" هستم، این "جولی" هست

.اوه، یه پدر جذاب روی صخره رفته

.من این صخره رو کوه "لوئیس" می‌نامم

.واو، اون خیلی جذابه

.عجیب

.متاسفم، خانوم‌ها

.اون صاحب داره

شوخی نکن؟

.خوش به حالت

چطوری گیرش آوردی؟

من زمانی که توی بدترین شرایط زندگیش بود .دیدمش و ازش مراقبت کردم

از اون روز اون داره هر روز .از من مراقبت می‌کنه

.این مردیه که من لازم دارم

.نه، این مردیه که من لازم دارم

.تو ازدواج کردی

."آره، با "راجر

.اون از زمان عقد باهام سکس نداشته

.جولی" همیشگی"

اوه، این خیلی مثل داستان .سریال "سکس و شهر" هست

الن"، دستمال داری؟"

بچه‌ای که بالام بود یه چیزی .روی صورتم انداخت

.در بهترین حالت آب دماغش بود

.بیا، یکی بگیر

.اوه، ممنونم

.والدن"، اینها "لورل"، "دنیل" و "جولی" هستن"

.خانم‌ها، دوستام

.قهرمانان آبمیوه‌ای

.سلام

.سلام

.سلام، از ملاقاتتون خوشحال شدم

.پسرت خیلی دوست داشتنیه

.من شوهرش هستم، خنگول

خب، کدوم بچه توئه؟

،"دختر من، "لیلی

.اونیه که داره اون پسر بچه رو میلیسه

.عزیزم، ما نباید غریبه‌ها رو لیس بزنیم

.اوه، من فکر کردم که قراره با هم دوست باشیم

.خیلی خب

.من باید برم توی حفره توپ‌ها

همون چیزی که دیشب وقتی .داشت شیرجه میزد زیر لحاف گفت

.بوینگ

.ممنون که ما رو دعوت کردین

باید بهتون بگم، اینجا .جای فوق العاده‌ای برای همبازی کردن بچه‌هاست

.این نما فوق العاده هست

.بله، بله، همینطوره

می‌دونی، قبلاً وقتی از کنار خونه‌هایی مثل این رد می‌شدم

فکر می‌کردم آدم‌هایی که روی تراس این خونه هستن

دارن از بالا به همه نگاه می‌کنن .و حس برتری دارن

.حالا می‌دونم که حقیقت داره

راجر" ویلا ساحلی ما رو فروخت"

.چونکه گفت ما هیچوقت ازش استفاده نمی‌کنیم

با این منطق ما باید .کیرش رو هم بفروشیم

.جولی" همیشگی"

هی، ما باید همیشه .اینکار رو بکنیم

اوه. آره، دفعه بعد باید توی .خونه یکی از شما اینکار رو بکنیم

هی، "لوئیس"، همه چیز مرتبه؟

.تمام

.برج لگو پایین افتاد

."تو نگفتی "تمام

.تمام

.من گفتم برچ لگو پایین افتاد

.تمام

.تو خیلی باهاشون خوبی. پایان

در واقع، من فکر کنم اصلاً نمی‌دونم .دارم چیکار می‌کنم

.همه همینطور هستیم

.بچه‌داری مثل کلاس یوگاست

فقط هر کاری دیگران می‌کنن رو انجام میدی

.و وقتی کسی گوزید سعی می‌کنی نخندی

باشه، همه بچه‌ها دارن توی .اتاق "لوئیس" بازی می‌کنن

خب، در حقیقت، سه تاشون ،دارن با هم بازی می‌کنن

.و "لوئیس" گوشه نشسته داره نقاشی می‌کشه

.این کاملاً طبیعیه

کتاب تربیت کودکان اسم این رو گذاشته ."بازی‌های موازی"

.اوه، خوب شد دونستم

.پس توی دبیرستان من آدم عجیبی نبودم

.من فقط بازی موازی انجام می‌دادم

زندگی جنسی من با زن اولم .هم بازی موازی بود

.فقط به "لوئیس" زمان بده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left