Season 1

Release info

[AnimWorld] Genjitsu Shugi Yuusha no Oukoku Saikenki s01 e07 [ECHELON & Mr manjiro] ass
A Commentary by ECHELON_aw
کانال گروه : @AWforum کانال زیرنویس : @AWsub ترجمه و زیرنویس : Echelon

Tags

TS
Published on: 2021-11-15
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 198 lines.

جادو در این دنیا به شش عنصر

.آتش ، آب ، خاک، باد ، نور و تاریکی تقسیم میشه

آتش ، آب ، خاک و باد ،هرکدوم حملات جادویی خود رو دارن

.ولی در عوض از نور برای جادو درمانی استفاده میشه

.... تاریکی به تنهایی منحصر به فرده ،به عبارت دیگه

.جادو نیست که تاریکی رو کنترل می‌کنه

هر جادوی تخصصی که تحت پنج عنصر قبلی قرار نمی‌گیره

.زیر مجموعه ای از جادوی سیاه قلمداد می‌شود

همونطور که از مشاهده ،مبارزه لیشیا و آیشا میشه برداشت کرد

از جادوی درونی میشه توی .حملات فیزیکی استفاده کرد

تعداد معدودی از افراد هستند که می‌تونن پدیده های جادویی قوی‌تری نسبت به دیگرون ایجاد کنند

.که به عنوان ساحره شناخته میشن ،وقتی ساحره به یک گروه نظامی اختصاص داده میشه

شاخه ای که به اون اعزام میشه .با عنصر جادوش همخونی داره

کسانی که در عنصر آتش تخصص دارن ،به نیروی زمینی

،عنصر باد به نیروی هوایی

.و عنصر آب به نیروی دریایی اعزام میشن

در مورد عنصر خاک، اونا توی ارتش ممنوعه به کار گرفته .میشن که تحت فرمان پادشاه هستن

... علاوه بر این، عنصر نور ... که در زمینه پزشکی استفاده میشه

.به طور مساوی توی هر شاخه پخش میشن

خوشبختانه، جادوگران زمین (خاک) ،که به من واگذار شدن

در حال حاضر، اونا در اکثر بخش‌های ارتش ممنوعه حضور دارن

.و توی پروژه‌های مهندسی به کار گرفته میشن

،اتفاقاً نیروی جادویی من "شیاطین زنده"

در دسته "دیگر" و زیر مجوعه جادوی سیاه .دسته بندی میشه

توی همین دنیا بود که تصمیم گرفتم .در یک ماجراجویی کوچیک شرکت کنم

،نگران نباش، ادامه بده

قلبم می‌گرید تا وقتی که صدایش به لرزه در آید

آیا با از دست دادن یک شِی، همه چی به پایان می‌رسد؟

آیا راهی برای بازگشت به روال قبل نیست؟

درست مثل ابرها که توی یک خط جا به جا میشن

،وقتی برای یک لحظه ازش چشم برمیداری

بقیه چیزها هم همینطوره

هرگز فکر نمی‌کردم نسخه ای از من وجود داشته باشه

که دنیا بهش نیاز داره

،اما وقتی به اعتقاداتم ایمان میآورم

خودم را همانطور که هستم پیدا می‌کنم

سلام ، بله، اولین قدمی که بعد از سر تکان دادن برمی دارم

سلام، بله، حرکت به سوی افق کشف نشده ست

... خب

"پیر خردمند این گونه می‌گوید"

پس تو ماجراجویی هستی که میخواد به گروه‌مون ملحق بشه؟

هی، یعنی ممکن که اون ...؟

بله، همون ماجراجویی مرموزی که .اخیراً زیاد در موردش شنیدیم

ظاهرش شاید خنده دار به نظر برسه، ولی .مهارت بالایی داره

اصلاً مطمئنید که میشه با این یارو توی گروه کنار اومد؟

خب، ماجراجویی امروز اینکه ،گذرگاه مخفی زیر پارنام رو کشف کنیم

.این یه ماجراجویی پیش و پا افتاده‌ س

چه ایداری داره؟ .اون به اندازه کافی خیلی تو دل بروـه

هووم، خب که چی؟

!اِههم

.به هر حال، من مشتاقانه منتظر همکاری با توئم

.اون بهتر از چیزی که انتظارش رو داشتم

جای نگرانی نیست، مگه نه؟

.این ماجراجویی اصلاً چالش برانگیز نیست

،ما فقط داریم تو این راهروهای زیرزمینی قدم میزنیم

و دنبال مسیرهای صعب العبور و موجوداتی .میگردیم که اینجا زندگی می‌کنن

.هرچند، هرگز نباید گاردت رو پایین بیاری

!بچه ها، صبر کنید

چیه؟ - .یه چیزی جلوی رومونه --

!و خیلی بزرگه

!سالاماندار

!امکان نداره! من تا به حال به این بزرگیش رو ندیدم

!صبر کن

.مایعات دهن سالاماندار به شدت اسیدی ـه

.حمله با سلاح برد کوتاه خیلی خطرناکه

!پس من از حملات جادویی خودم استفاده می‌کنم

جادوی تو از عنصر آتیش سرچشمه می‌گیره، مگه نه؟

!در برابر سالاماندار جواب نمیده

... پس با این وضعیت

!چاره ای جز فرار نداریم ...

!آخ

!لطفاً بیشتر حواست رو جمع کن

اگه ترشحات اون روی بدنت بریزه .بدجور صدمه میبینی

!.... میدونم، ولی

!گیگیمورو دانا

!چشمت رو ببند

!چیکار میکنی؟

... وای ... اینجا دیگه جامون امنه

.درسته

موندم حال گیگیمورو دانا چطوره؟

.به نظر میرسه کلی بزاق رو بدنش ریخته

واقعاً که، برا چی اینجوری رو زمین ولو شدی؟

،اگه من بهت کمک نمی‌کردم میدونی چه بلایی سرت میمومد؟

.نه، نیازی به این همه معذرت خواهی نیست

.علاوه براین، خب، تو منو نجات دادی

چی؟ داری میگی خوشحالی از اینکه

پوستم توسط اسید نسوخته و جای زخمی به جا نمی‌مونه؟

.من یه ماجراجوم .به زخمی شدن عادت کردم

به نظر میرسه اون بالاخره .تونسته سر صحبت رو باهاش باز کنه

.فقط با تمایز که گیگیمورو دانا اصلاً هیچ حرفی نمیزنه

یونو از کجا میدونه که اون به چی فکر می‌کنه؟

هووم ... یعنی ممکنه بخاطر قدرت عشق باشه؟

.امکان نداره

... وای

.خوشحالم از اینکه مقاومت در برابر اسید رو به لباسش اضافه کردم

!سوما

اینجا چیکار میکنی؟

... اون

از دفعه قبل که دیدمش خیلی بزرگتر نشده؟ ....

.به یه صنعتگر داخل شهر سپردم که اینو برام بسازه

و اینو با همون جادی خودت حرکت میدی؟

.البته

آه! بهم نگو که "ماجراجوی مرموز" که اخیراً

.... نُقل محافل کوچه و بازار شده

.آره، احتمالاً خودشه

با یه گروه ماجراجو برای بررسی گذرگاه های مخفی زیر شهر رفته بودین؟

اما برا چی اینکارو می‌کنی؟

.هوم؟ یه چیزی بود که باید بررسیش میکردم

راستش واقعاً دلم میخواست ببینم .گذرگاه های زیرزمینی چه شکلی هستن

،مطمئن نیستم چی تو مغزت می‌گذره ولی در کل به هدفت رسیدی؟

.خب، یه جورایی

.البته، این ماجراجویی خیلی سرگرم کننده بود

.اتحادیه مجمع الجزایر اژدهای نه سر یک دولت اقیانوسی است" هر جزیره توسط یک رئیس مجزا هدایت می شود ".که این قلمرو دریایی هر جزیره را تعیین می کند

.پونچو پاناکوتا: ترسو ، بدون اعتماد به نفس" ،سرشار از زندگی در هنگام آشپزی ".عاشق غذا خوردن و سرگرم کردن دیگران است

"چند روز بعد، صبح"

.همگی خوب به نظر میرسید

چشمای کدر شده، بدون هیچ نشانه ای از زندگی

و چهره هاتون درست شبیه ارواح مردگانی .می‌مونه که دنبال یه قبر برای به آرامش رسیدن میگرده

من میدونم این روزها به خاطر پیشبرد ،کارها قید اتاق خواب‌هاتون رو زدید

،از صبح تا شب با اعداد سر و کله زدین

و تو این مدت خانوادتون ازتون خواستن .تا قید اومدن به فلعه رو بزنید

!شما بدون شک بزرگترین گنج من هستید

به خودتون افتخار کنید! شما با تمام وجود فشارهای روحی رو به جان خریدید

!و تونستید که کشور رو نجات بدید

به لطف تمام زحمات که کشیدین

.ما تونستیم سرمایه مورد نظرمون رو تامین بکنیم

.الان مستقیماً می‌تونیم پروژه وِنِتینُوا رو پیش ببریم

وِنِتینُوا؟

.آره. اسم شهری که قرار اینجا بسازیم

اگه تو ساحله، به این معنی نیست که میخوای بندر بسازی؟

.بله. قصد دارم اونجا رو به بزرگترین بندر کشور تبدیل کنم

اما در حال حاضر شهر تالاب در .والتر دوک به عنوان بندر اصلی کشور محصوب میشه

!... سوما منظورت این نیست که

ها؟ نه، نه! قرار نیست که با دوشس والتر !سر ناسازگاری بدارم

پس دلیل ساخت یه بندرگاه جدید چیه؟

،درست در حالی که اینجا شهر جدیدی می‌سازیم .از اونطرف شروع به ساخت جاده های جدید میزنیم

اگه بتونیم شبکه حمل و نقل جدیدی ،از بندر به شهرهای دیگه راه بندازیم

،ما می‌تونیم حمل و نقل دریایی و زمینی رو کنترل کنیم

.و توزیع کالا رو خیلی راحتر و روان تر کنیم

،پس از اتمام پروژه

.وِنِتینُوا به قلب تپنده کشور تبدیل میشه

.و جاده های تازه تاسیس رگ های خونی اون میشن

... قلب و عروق تپنده پادشاهی

یعنی تسهیل تو توزیع کالا اینقدر مهم ـه؟

!آره. خیلی مهمه

لیشیا، میدونی قیمت اجناس چطوری تعیین میشه؟

،هر چیزی که مردم براش سر و کله بشکونن گرون میشه

و هر چیزی که هواخواه نداشته باشه .میره قاطی باقالیا، حداقل اینقدرش رو میدونم

.درسته. قیمت بر اساس عرضه و تقاضا تعیین میشه

،اگه جایی قحطی بیاد کاریش نمیشه کرد

،اما اگه توزیع کالا هموار و روان باشه

،در صورت قحطی یه جنس در یک نقطه از کشور

.میشه همون جنس رو از جایی که مازاد مصرفه داره منتقل کرد

"مقدار" "قیمت"

.میشه همون جنس رو از جایی که مازاد مصرفه داره منتقل کرد

"مقدار" "قیمت"

،پس از بر طرف شدن مازاد و کمبود کالا

"بالا" "پایین"

،پس از بر طرف شدن مازاد و کمبود کالا

،و به تعادل رسیدن بین عرضه و تقاضا

"تهیه آسانتر"

.قیمت های بالا به تدریج گاهش پیدا می‌کنه

"تهیه آسانتر" "کاهش قیمت"

.قیمت های بالا به تدریج گاهش پیدا می‌کنه

.اینجوری ما می‌تونیم قیمت های سرتاسر پادشاهی رو یکسان بکنیم

.... من شک ندارم که پایین بودن قیمت ها خیلی خوبه، ولی

لیشیا به نظرت کدوم محصول بیشتر تقاضا رو توی کشور داره؟

چیزی که مردم بیشتر از هر چیز دیگه ای بهش نیاز دارن؟

ها؟

!غذا

.درسته

یکی از دلایل اصلی کمبود غذا

!پایین بودن تولید داخلی در بخش محصولات غذایی ـه

در نتیجه، کمبود غذا در حال حاضر !باعث افزایش قیمت محصولات و ایجاد آشوب عمومی میشه

برای خرید غذا پول نیازه ،و نمیشه از خیر غذا خوردن گذشت

بنابراین هزینه برای خرید غذا ،بودجه خانوار رو تحت فشار میذاره

.و اینجوری پول کمتری برای هزینه کردن در امور دیگه می‌مونه

.و این وضعیت باعث رکود اقتصاد کشور میشه

ما به شدت روی تبدیل مزارع پنبه ،به مزارع محصولات غذایی کار می‌کنیم

.اما وقت میبره تا نتیجه بده

،از بین تمام گزینه های که داریم این بهترین وموثرترین

اقدامی هست که میتونیم برای کنترل .افسار گسیخته قیمت های غذایی انجام بدیم

بنابراین، ما باید تمام تلاشمون رو برای .تامین بودجه لازم برای اجرای این پروژه انجام بدیم

پس از اتمام این پروژه .اصلاحات ما گام بزرگی به جلو بر میداره

و همه اینها به لطف کاهش هزینه های بیهوده

!و تأمین بودجه کافی برای این کاره

!از طرف مردم، ازتون تشکر میکنم

... اسم شما شاید توی تاریخ ثبت نشه

با این حال، سهم شما در شکوفایی جامعه

!بیشتر از قهرمانان در میدان جنگه

،و این چیزی است که من، سوما کازویا .تا جان در بدن دارم هرگز فراموش نمی‌کنم

!شما بزرگواران قهرمانان گمنام ما هستید

.کارتون عالی بود

بخاطر همین, بهتون پاداشی داده میشه, که از فردا شروع میشه

!شاید پنج روز مرخصی بگیرید

,معمولا, مدال میدادم

.اما صرف بودجه تو این زمینه, اولویت های مارو مختل میکنه

.بعد از اینکه سرمایه رو بالا بردید. واقعا متاسفم

How a Realist Hero Rebuilt the Kingdom subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left