The first 200 lines.
مَني هميشه عادت داشت ميگفت
اسمورف اگه در حال غرق شدن باشه
واسه بالا اومدن رو بچه هاي خودش هم پا ميذاره تو حتي بچه ي خودش هم نيستي
اينجا انبار داري؟
پسرا چيزي درموردش نميدونن و تو هم همينطور
هميشه بيشترين بخش رو از کارا برميداشتي
واقعا فکر ميکني بيشتر دارم، نه؟
قبل از اينکه بقيه بفهمن پول نيست بايد بهم برش گروني
پولت درست همينجاست
تو کاري که لازم بود رو انجام نميدادي
اون ميخواست پول رو بگيره - و «مثلِ خانواده»، خانواده نميشه -
نیکی رو ول کن، لطفاً
بهت صدمه زدن؟
تدارکچي شدي؟
راه ورودمون، مَرد براي دزدي ازون کشتيِ تفريحي که درموردش حرف ميزديم
تو داري به "اريک ميلر" نگاه ميکني
چطور... ممکنه يکي مثل کت يهو ناپديد بشه؟
ولي دليل نميشه نشه پيداش کرد
بستگي به اين داره که چقدر جدي باشي
ازم پرسيدن که شاهدي دارم انگار که من نقشي توی
دزديدن پول هاي اهدايي داشتم
همه چي رو به راه ميشه
و چک ها؟
بهش گفتم ریسک نمیکنیم - من حلش ميکنم -
امروز عصر پلیس گفت بزنم کنار
"شروع کرد به سوال کردن در مورد "کَت و باهاش چیکار کردم
فکرمیکنن اون کَت رو کُشته
پلیسا چیزی نمیدونن
اگه بَز رو دستگير کنن چي؟
دليلي واسه نگراني نداريم
یه دقیقه دیگه کارم تمومه
ممکنه خاوی دوباره برگرده؟
خاوی نمیتونه برگرده
خوبه
به کسی نگو که بهت گفتم
نمیتونم
من نمیذارم بَز بخاطرِ کَت بیوفته توی دردسر نمیذارم
قرار نیست همچین اتفاقی بیوفته
فکرمیکنی من میذارم همچین اتفاقی بیوفته؟
فکرنکنم به اندازهی کافی خوابیده باشی
خودت میدونی وفتی نخوابی، حالت چطوری میشه
وبسايت فردا دانلود با افتخار تقديم ميکند
«قلمروي حيوانات»
:مترجمين
چیه، بَز؟
فکرمیکنم اسمورف بخشی از کارهامون رو برمیداره
مطمئنی؟
ته و توش رو درمیارم
اشکالی نداره، میتونی بری
مطمئنی؟
آره، میتونی بری
ببین، تا کارم تموم بشه طول میکشه
ولی... میتونم برگردم
این روزها خیلی میری اوکلند، هان؟
به قانون، یادته؟
آه، زیر پا بذارش اونجا چه خبره؟
پوپ
لینا کجاست؟
دیزنیلند، "اَلی" اون و خواهرزادهاش رو دیشب بُرد
در مورد میکروبهای اونجا تحقیقات کردن
سرخک
مرسی گفتی
باید برم
زود نیست؟
خداحافظ - خداحافظ -
هی، بیا اینجا
موفق باشی
ممنون
خیلی خوب شد دیدمت
دیوونه
یادم رفت بگم شماها خوب باهم کنار اومدین
خوشحالم
چه خبرا؟ اون پلیسه دوباره نیومد در موردِ کت سوال کنه؟
نه
دیروز چندتا کاراگاه منوِ بخاطرِ قضیهی کلیسا بازداشت کردن
در موردِ شبی که کتاب مُقدس میخوندیم براشون توضیح دادم
خونهی اِمی، که هم اتاقیش تمامِ مُدت پیشِ ما بود
و؟ - حرفهامو باور کردن -
اگه میخواستن تو اینطوری فکرکنی چی؟ باور کردن؟
حقیقت داشت چون من اونجا نبودم
در مورد ما چیزی نپرسیدن؟
نه، مَرد، دارم بهت میگم من توی لیستشون نیستم
سابقهدارهای زیادی توی کلیسا بودن
و دلیلی براشون وجود نداره که منو تحت فشار بذارن
و چیزی به ما ربط پیدا نمیکنه، درسته؟
اون چکها رو نیست و نابود کردی؟
اوه، لعنتی، چکها توی کیفپولمان
خیله خُب
بَز داره چندتا سنسور حرکتی و
چندتا دوربین دید در شب میخره
فردا هستی تا توی نصبشون کمک کنی؟
اوهوم
میخوام رمزهای دزدگیر رو بروز رسانی کنم
میتونم بعد در موردشون حرف بزنیم
من اینجا میمونم
این چیه پوشیدی؟
باید حواسم به یه سری چیزا باشه
چیه؟ توی چیلی یه کار پیدا کردی؟
عزیزم، میتونی یه لطفی بهم بکنی؟
تو و دران میتونین برین برام
درهای کشویی رو بیارین؟
آره، باهاش حرف میزنم - ازت ممنونم، عزیزم -
خیلهخُب، باید برم میخوای تا مدرسه برسونمت؟
حتماً
اسلحه حمل میکنی؟
نمیخوام دوباره یهویی گرفتار بشم
پس باید یاد بگیری که خودت گلوله درست کنی
ردیابیاش سخته
میخوای بهت یاد بدم؟
آره، حتماً
بعد از مدرسه
خوبه
شبيه جوجه دانشجوهايي
حسابي مُقيد
گرسنته؟
اين ديگه چه کوفتي بود گفتي؟
بهش ميگن تعريف يعني کارت توی تخت خوبه
واسه چي داري ازم يه چيزايي رو مخفي ميکني؟
چي؟ مثلِ چي؟
مثلا، واسه چي اينطور لباس پوشيدي؟
داري کجا ميري؟
برای چی چند روزه که مواد نزدی؟
به نظر مياد ديگه تو رو نمي شناسم
خب، يکم اسرارآميز بودن سکسي نيست؟
ميدوني، وقتي اون عوضي ها منو انداختن توی ون
و اصلاً نميدونستم دارن منو کجا ميبرن
يا قراره باهام چي کار کنن وحشت کردم؟
با پليس تماس گرفتم؟
ميتوني بهم اعتماد کني
بهت اعتماد دارم
خیله خُب، ثابت کن
دارم يه کار جور ميکنم
واقعا؟ چطور کاري؟
قراره دزد دريايي بشيم
هان؟ - از يه قايق دزدي ميکنيم -
!اوه، چه باحال
آره باحاله
خیله خُب، کار من اين وسط چيه؟
ميدوني، وقتي اولين بار ديدمت
فکر کردم يه عوضي به تمام معنايي
خب، احساس متقابله
من نبودم که سرِ حرفو باز کردم
خب، لازم نبود
تو اومدي داخل
فکر کردي واسه اونجا بودن زيادي خوبي
اوهوم - گفتم تيپ مورد نظر منه -
پس من يه تيپ ام؟
هر آدمي يه تيپه
اي واي، رفيق باهام شوخيت گرفته؟
بايد وسايلتو اينجا جمع و جور کني
چيه؟
اين سيستميه که به دقت طراحي شده
ببين، من تا حالا کلي خدمات
به کساني که تازه کاروکاسبي راه انداختن فروختم
بذار مسائل کوچيک از پا درشون بياره
هميشه چيزاي کوچيکه که مشکل سازه - درسته -
...مسائل بزرگ ...سيل، زلزله
واسشون بيمه داري
واسشون بيمه داري که، درسته؟
آره، ميرم اين اطراف خريد کنم
...باشه
اين کسيه که پيشش بيمه کردم
و يه کتابفروشي داره
ارزون و خوب
ممنون
اوه، و هزينهی انجمت رو ميخوام
دویصت هفتاد و سه تا؟
جدي ميگي؟
فکر کردي ديشب واسهی چي اومدم اينجا؟
که مجبورت کنم پرداخت کني
خب، خنده داره چون فکر ميکردم ميدوني
اگه باهات بخوابم ديگه مجبور به پرداخت نيستم
باشه
خب، پس دفعه ي بعد - آره -
همهی ما در مقابل عظمت و شکوه پروردگار حقير هستيم
با اين حال پروردگار آزادانه و از روي مهرباني اعلام ميکند که
ما بندگان صالحي هستيم
رومیان 22:24
...پس
سلام
ميتونم کمکتون کنم، کارآگاه؟
آره. ميشه چند لحظه باهاتون صحبت کنيم؟
عذرميخوام از همگي معذرت ميخوام
بله، چي شده؟
آره، اون عضو خيلي فعال اين گروهه
...ميدونين، اون زياد کار ميکنه، واسه همين
ممنون - باشه -
...اممم
...پس
...عذرميخوام. دوستان
اشکالي نداره باقيش رو بذاريم واسه پنج شنبه؟
آره؟
خيلي متشکرم - چي گفتن؟ -
يه لحظه
حالت خوبه؟
نه واقعا
اونا دنبال لئون ميگردن
سعي دارن پيداش کنن
امکان نداره لئون از کليسا دزدي کرده باشه
از وقتي آزاد شده اينجا واسش همه چيز بوده
No comments yet. Be the first to leave one.