The first 200 lines.
دانشکدههای پزشکی معمولاً از داوطلبین مقالهای برای توصیف زمانی میخوان
که با مشکل روبرو میشن
و اینکه چطور بر آن غلبه میکنند
اونا میخوان بفهمند افراد بعنوان یک پزشک چطور با چالشهایی که روبرو میشن کنار میآیند
برخی دانشجویان نگرانند که چیزی برای نوشتن ندارند
اونا تابحال با مشکل روبرو نشدند.
من این مشکل رو نداشتم
صبح بخیر، مردیت.
آناتومی گری قسمت چهارم فصل هفده
این قسمت «تو هیچوقت تنها قدم نمیزنی»
بیاید با به روزرسانی منطقه ای شروع کنیم. اوه ، هانت؟
نباید با به روزرسانی درمورد مردیت گری شروع کنیم؟
آره یعنی آی.سیش بهتر شده؟
آره اون در نوبت پرونینگه؟
من میدونم که همه نگرانیم اما مردیت
تحت بهترین مراقبتها از سوی آلتمن و دلوکاست
شرایطش پایداره و در حال استراحته
در این بین، ما یک بیمارستان پر از بیمارانی داریم که به ما نیاز دارند.
هانت؟
گزارش دیروز سیاتل، 345 مورد مبتلای دیگه، و 29 مورد مرگ بوده
میزان مثبت بودن تستها 4.7 درصد افزایش یافته
پس باید آمادهی بیماران بیشتری باشیم
بخش مراقبتهای ویژه کرونا؟
تختها 68 درصد ظریفت دارند احتمالاً تا آخر ماه تعداد بیشتری نیاز خواهیم داشت.
53 عدد از 72 دستگاه تنفسی در حال استفادند
مورد دیگه ای هست که لازم باشه صحبت کنیم؟
های سلااام
- من یکی دارم -کوراسیک تو چجوری
من آشناهایی دارم من رئیس روسای سابقم
این یک چیز نیست
همانطور که مطمئنم هانت با خوشحالی بهتون گفته
تست کرونای من مثبت شده، اما من فکر میکنم این تست خراب بوده
تنفس طبیعی، ضربان قلب خوب صدای واضح خوانندگی..
این قوانین رو تغییر نمیده
یا تست منفی کرونا یا قرنطینه 14 روزه
- تو حتی نزدیکش هم نیستی - پس برام یک تست جدید بفرست
و میشه زاویه دوربین من رو تنظیم کنید؟
همونقدر که سقف دوست داشتنیه، من...
میدونستی زنبورهای قاتل اومدن؟
- چی؟ - آره
انگار شیوع کرونا درست بعد از اینکه شوهرم ترکم کرد به اندازه کافی بد نبوده
من میخوام برم خونه و بخزم تو تختم قبل از شیفت بعدیم شروع بشه
آره منم کارم تموم شد ببین، اگه نمیخوای تنها باشی، میتونی بیای خونهی من
آام، بذار به آخرین باری که اومدم خونت فکر کنم
و... نه.
حداقل من یه رزیدنت ندارم که روی کاناپم زندگی کنه؟
من یک آبجوی تگری و یک تست منفی کرونا دارم.
درضمن، آپریل روزهای هریت رو برام عوض کرده، اما...
اوه ، پس تو تنهایی
فقط میخوای بیای؟
ما میتونیم تلویزیون نگاه کنیم و نمیدونم پیتزا یا سوشی سفارش بدیم
دوباره شروع کنیم
راه اندازی مجدد دوستی
ما هر دوشو میگیریم و تو پولش رو میدی
- باشه - و بدون آهنگی از "کنی.جی"!
هی پسر
آره
فقط من و تو
به این میگن آکوردِ سی
خودم یک روز یادت میدم
چرا نمیتونم گاز استریل پیدا کنم
در خونه ای که این همه جراح درش زندگی میکنه؟
آا، این دفعه کی خونریزی کرده؟
بیلی دندونش افتاد
اونی که دو هفته پیش لق شده بود؟ دیگه باید میافتاد
خب نه وقتی مامانت با کرونا در بیمارستانه
مر قراره بهتر بشه
تو نمیدونی که این راست باشه
تو نمیدونی که نباشه
باشه، ببین، آام... بیا به جنبه روشن ماجرا نگاه کنیم، باشه؟
ما باید بیلی رو به پری دندون معرفی کنیم
بچهها عاشق پری دندونن
من... من میرم بهش سر بزنم
جنبه روشن؟
دکتر "کُو" در مرکز پزشکی کاترین فاکس تو منهتن داره
روی آنتیبادیهای مونوکلونال کرونا آزمایش میکنه
اون برای دوتا بیمار دیگه جا داره ما باید سریع عمل کنیم
اون آزمایش رو خوندم. مگه سه تا از بیمارهاش نمردند؟
خوب، احتمال زیادی هست که دارو رو خیلی دیر مصرف کرده باشن
دکتر وبر، ریههای اون غرق شده
و اون تقریباً کل شبانه روز خوابه
ریچارد، من هیچوقت این توصیه را نمیکردم
اگر فکر نمیکردم که خوبیهاش بیشتر از بدیهاش باشه
ازتون ممنونم. راجع بهش فکر میکنم.
باشه.
دکتر وبر...
گفتم درموردش فکر میکنم
مامان، من نمیتونم بیام ببینمت
به خاطر همه گیری، یادته؟
یه ویروس بد وجود داره و هنوز واکسنی نیومده
اما بعداً باهات تماس میگیرم باشه؟
من...
چه حسی داری رئیس؟
من مامان بابام رو از اونسر کشور آوردم اینجا
به یک مرکز مساعدت در زندگی درست زمانی که دیگه نمیتونم ببینمشون
منظورم مچ پاتون بود. اما متاسفم که اینو میشنوم
اون خوبه مرسی
سلام؟ کسی میتونه به من کمک کنه؟
سلام. من دکتر کیم هستم.
شما اهل کجا هستید؟
ارتوپدی
و به نظر میاد که شما اینجا فقط یک بریدگی دارید پس
بیاید یک دکتر دیگه پیدا کنیم که بتونه از این مراقبت کنه، باشه؟
ارتوپدی؟
تو میدونی که این چیزی نیست که اون میپرسید.
- میدونم. - اذیتت نمیکنه؟
اینکه فکر کنه تو ماله اینجا نیستی؟
بعضی وقتها برای همه اتفاق میافته، درسته؟
- چی داریم؟ - "دیو اویادوماری" ، 37 ساله
ضربه سر و درد شانه راست بعد
از سقوط از نردبان پله ای.
اون همینطور از درد شکم ، حالت تهوع و
استفراغ همراه با تب 102 شکایت داره
به تازگی توسط دکتر هانت به علت آپاندیسیت در اینجا تحت
درمان قرار گرفت و با آنتی بیوتیک خوراکی به خونه فرستاده شد.
آره من خوب میشم
می.. میشه فقط بازم بهم آنتی بیوتیک بدید
و... و یک بازوبند یا چیزی؟
تو انقدر درد داشتی که از نردبان افتادی
من مجبور شدم زنگ بزنم آمبولانس !
با همسرم "تامی" آشنا بشید.
باشه. ما بررسی میکنیم تامی.
اوه اون تاکیکارده و کمی افت فشار خون داره
کیم اینجا.
بیا اونو به اتاق سوانح منتقل کنیم و یک تست کرونا بگیریم
اسکن ریه، آزمایشها و یک تست خون
فهمیدم.
سعی میکنی اونو به این آزمایش برسونی؟
نه
من امیدوارم که اون یهو بهتر شه و نیازی به این نداشته باشه
ببخشید!
سلام؟!
مر؟
جورج ؟!
اینجا چیکار میکنی؟
از انسانها خواستی تا تو رو پیش رهبرشون ببرند چون دیگه من نیستم.
دکتر هلمم. اومدم تا تست کروناتون رو بگیرم
نه تو اینجایی تا تحویلش بدی
من نمیذارم رزیدنتها وارد خونم یا بالای بینیم بشن
فقط بذارش درست همون جا
بکش عقب
عقب ، عقب ، عقب ، عقب ، عقب ، عقب ، عقب ، عقب.
بوپ ، بوپ ، بوپ ، بوپ ، بوپ.
میدونستید منم کرونا داشتم؟
خفیف بود، اما ترسناک بود.
من یاد گرفتم چجوری خمیر ترش درست کنم
نمیتونستم مزه یا بوشو بفهمم اما بافتش مناسب به نظر میرسید.
من همینطور، یه سریال باحال راجع به خونه دیدم...
میتونی گزارش "آنچه من در تعطیلات کرونا انجام دادم" را متوقف کنی
من هیچ علاقهای به پخت و پز تفریحات یا هر کاری که کردی و یا نکردی ندارم
چیه؟
شما داری یه نقشه ی.. شیطانی میکشی؟
نه! دارم همه گیری رو متوقف میکنم.
سالاد مرغ خرد شده با خیارشور شیرین خونگی روی نون تست
این یک بسته ویژه مادربزرگ ناناست
اوه حسودیم شد
من بادام هندی کهنه داشتم.
خب، مال من در مقایسه با مال خودش چیزی نیست، اما بدم نیست.
و من نمیتونم صبر کنم، تا شما همدیگرو ببینید
- امیدوارم روزی بشه - امشب خیلی زوده؟ تولدشه
و ، ما داریم یک... شام مجازی ترتیب میدیم.
یا اگر خیلی زوده عجله ای نیست
نه، نه، من فقط، اوه...
موضوع مردیته
میدونم هیچ کاری نمیتونم انجام بدم، اما...
هر کاری هم که میکنم به جای کمک
فقط حس خودخواهی و اشتباه بهم میده
این روزها منابع شادی خیلی محدود شده
مخصوصاً شادی ما.
لعنتی واقعاً کمه
برای همین هروقت بتونم سریع میگیرمش
میدونی، این میتونه یک پیام از سمت تو باشه
میتونه مدادهای فانتزی باشه که برای حل جدولم میخرم
میتونه فقط چند دقیقه وقت گذرونی
با ساندویچ سالاد مرغم و نشستن بیرون و نگاه به گل نرگس باشه
منظورم این نیست که بهت بگم چجوری باشی
اوه... عصبانی شدی؟
- نه نه. - ولش کن نشنیده بگیر
عصبانی نیستم. عصبانی نیستم. من... شاید کمی ناراحت شدم
تو مداد فانتزی گرفتی و به من نگفتی؟
وایسا، تو هم دیوونه مدادی؟
اوه، من یک مداد تراش مخصوص از پاریس سفارش دادم.
اوه اوه رزیدنتمه
و... شادی تمام شد
تا شام امشب.
تا شام امشب.
پدربزرگ بابام یک حسابدار بود
اما هیچ کس پس از بازگشتش از اردوگاه استخدامش نکردن
بنابراین اون به عنوان آشپز خط در یک غذاخوری مشغول به کار شد و "تویو" رو افتتاح کرد
- کجا دستگیرش کردن؟ - دریاچه توله.
پدرمادربزرگ من به "جروم" فرستاده شدن، من از سمت مادری "گوسِی" هستم
- اسکن ها هنوز حاضر نشد؟ - چرا همین الان اومد
دکتر هانت، من خوندم که شما در ابتدا آپاندیسیت تشخیص دادید
اما این اسکن ها مایعات آزاد لگن و آبسه پاراکولونیک رو نشون میده
فکر کنم ممکنه دچار دایورتیکولیت سمت راست شده باشه
آره
و به نظر میاد متخلخله
درضمن، رادیولوژی نشون داد استخوان گردنش شکسته
باشه، اتاق عملو رزرو کن، و اونجا میبینمت
باید همین الان برسونیمش اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.