Alfred Hitchcock Presents

Alfred Hitchcock Presents

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Alfred Hitchcock Presents - Third Season E01-E39
A Commentary by Sh1995
فصل سوم (i just uploaded) هماهنگ با نسخه dvdrip (قسمت های 07-09 انگلیسی میباشند)

Tags

other
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (39)
Choose the file for your episode
S03E01
S03E01 - The glass eye.srt 35 KB
S03E02
S03E02 - Mail order prophet.srt 40 KB
S03E03
S03E03 - The Perfect Crime.srt 44 KB
S03E04
S03E04 - Heart of Gold.srt 38 KB
S03E05
S03E05 - Silent Witness.srt 35 KB
S03E06
S03E06 - Reward to Finder.srt 38 KB
S03E07
S03E07 - Enough Rope for Two.srt 22 KB
S03E08
S03E08 - Last Request.srt 31 KB
S03E09
S03E09 - The Young One.srt 27 KB
S03E10
S03E10 - The Diplomatic Corpse.srt 34 KB
S03E11
S03E11 - The Deadly.srt 36 KB
S03E12
S03E12 - Miss Paisley's Cat.srt 31 KB
S03E13
S03E13 - Night of the Execution.srt 35 KB
S03E14
S03E14 - The Percentage.srt 34 KB
S03E15
S03E15 - Together.srt 25 KB
S03E16
S03E16 - Sylvia.srt 39 KB
S03E17
S03E17 - The motive.srt 51 KB
S03E18
S03E18 - Miss Bracegirdle does her duty.srt 49 KB
S03E19
S03E19 - The equalizer.srt 65 KB
S03E20
S03E20 - On the Nose.srt 60 KB
S03E21
S03E21 - Guest for Breakfast.srt 65 KB
S03E22
S03E22 - The Return of the Hero.srt 60 KB
S03E23
S03E23 - The Right Kind of House.srt 68 KB
S03E24
S03E24 - The Foghorn.srt 64 KB
S03E25
S03E25 - Flight to the East.srt 37 KB
S03E26
S03E26 - Bull in a China Shop.srt 36 KB
S03E27
S03E27 - Disappearing Trick.srt 37 KB
S03E28
S03E28 - Lamb to the Slaughter.srt 26 KB
S03E29
S03E29 - Fatal Figures.srt 31 KB
S03E30
S03E30 - Death Sentence.srt 37 KB
S03E31
S03E31 - The Festive Season.srt 41 KB
S03E32
S03E32 - Listen, Listen.....srt 36 KB
S03E33
S03E33 - Post Mortem.srt 32 KB
S03E34
S03E34 - The Crocodile Case.srt 43 KB
S03E35
S03E35 - Dip in the Pool.srt 45 KB
S03E36
S03E36 - The Safe Place.srt 41 KB
S03E37
S03E37 - The Canary Sedan.srt 30 KB
S03E38
S03E38 - The Impromptu Murder.srt 30 KB
S03E39
S03E39 - Little White Frock.srt 42 KB
Download Farsi Persian Subtitle
Translate with Pro
Show all subtitles
Published on: 2021-10-15
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

‫عصربخیر

‫داستان امشب در مورد یه ‫چشم شخصیه

‫یه چشم خیلی شخصی

‫چشم شیشه‌ای ‫جسم بسیار جالبیه

‫برای مثال...

‫همیشه فکر میکردم یه ‫چشم شیشه‌ای بهتر از چشم واقعیه

‫هیچوقت خونی نمیشه

‫و چون از شیشه ساخته شده، ‫راحت میشه باهاش دید

‫امروز عصر، به خاطر ‫یکی از تصادف‌های بسیار خوشایند...

‫داستانمون اتفاقا یه چشم شیشه‌ای داره

‫به اسم، چشم شیشه‌ای

‫می‌بینین، همه چی با هم جوره

‫چیزی که اذیتم میکنه اینه که ‫دخترعمو جولیا کسی رو نداره وسایلش رو بذاره پیشش

‫البته هیچکس به جز ما

‫تا حالا بهت گفته چقدر حس تنهایی میکنه؟

‫هیچکس تو خونواده چیز ‫زیادی در مورد جولیا نمیدونست. شناختنش غیرممکن بود

‫هیچوقت در مورد خودش حرف نمیزد

‫خب، اصلا درک نمیکنم...

‫چطور تحمل میکرده اینجا ‫و در تنهایی زندگی کنه

‫نمیدونم چی تو ذهنش می‌گذشته

‫به نظرت اینجا وایمیستاده ‫و به این کشتی‌ها خیره میشده...

‫و رویاپردازی میکرده ‫که یه روز شاید...

‫از این اتاق کوچیک دل رو به دریا بزنه؟

‫یه بار نزدیک بود همین کار رو بکنه

‫فقط یه بار

‫بذار یه چیزی رو نشونت بدم، دوروتی

‫چقدر وحشتناک. چی هست؟

‫چشم

‫یه چشم شیشه‌ای

‫چه چیز عجیبی رو نگه داشته

‫عجیبتر از اونیه که فکر میکنی

‫اگه زندگی یه نفر رو ‫بشه در یه چیز خلاصه کرد...

‫زندگی جولیا با این خلاصه میشد

‫این چشم شیشه‌ای

‫منظورت چیه؟

‫وقتی فهمیدم که زمان زیادی ازش گذشته بود

‫جولیا هنوز در دهه‌ی 30 سالگیش بود

‫سالها قبل

‫تنهایی و دلتنگی در ‫زندگیش فراتر از حد تصور بود...

‫چون خودش نمیدونست...

‫تا چه حد در تنهایی ‫و دلتنگی داره زندگی میکنه

‫فکر کنم مدتها پیش، ‫راهی پیدا کرده بود تا...

‫به دنیایی فرار کنه که ‫احساس و عاطفه هرگز بهش راه پیدا نکنن

‫فکر کنم به روش خودش، خوشحال بود

‫خب، باهاش وقف پیدا کرده بود

‫هر روز روی یه شعله چای دم میکرد

‫بعد لباس می‌پوشید...

‫به عنوان منشی ‫برای یه وکیل سنتی کار میکرد...

‫مردی به اسم مورفی...

‫که با دست برای موکلانش نامه می‌نوشت...

‫و با روش قدیمی کاغذ مرطوب ‫ازشون نسخه‌برداری میکرد

‫و هر روز، مثل ساعت...

‫در یه چایخونه ‫ناهار ارزون میخورد...

‫در حالی که مدام ‫از روی جلدهای مختلف تاشنیتز...

‫از بهترین نویسندگان انگلیس مطلب می‌خوند

‫داستان‌ها رو تا حرف ال خونده بود

‫به اون جوون نگاه کرد...

‫و با خودش میگفت ‫چرا چنین زندگی رو تجربه نکرده؟

‫ای کاش میدونستم

‫عصرها، غذایی ساده می‌پخت

‫یکم گوشت سرخ میکرد یا دنده ‫با سبزیجات آبپز...

‫همه روی همون یه شعله...

‫یه حقه پیچیده و ‫عجیب در چیدن کلی دیگ و ماهیتابه روی هم

‫منتظر چیز خاصی نبود، اما زود می‌رفت بخوابه...

‫به ندرت دیرتر از 10 یا 10:30 میشد

‫امیدوار بود که مرد جوان ‫آپارتمان بالایی...

‫شاید یه شب بیاد خونه ‫و به اشتباه وارد اتاق اشتباهی بشه؟

‫اصلا رویای داشتن یه شوهر، ‫خونه و بچه رو داشت؟

‫چطور جولیا که ‫زندگیش تا این حد بدون عشق بود...

‫ممکن بدونه...

‫وقتی عشق بیاد، ممکنه ‫به یه چیز خطرناک و وحشتناک...

‫تبدیل بشه؟

‫بااینحال، بازم یه ‫اشکال کوچک وجود داشت

‫یه چیز عجیب و غیرقابل توضیح

‫در یه شب تابستونی، ‫طبق عادتش در بعدازظهر هر شنبه...

‫جولیا پسر کوچولوی همسایه رو...

‫به تالار موسیقی اولد موزیک در فولام برده بود

‫اون پسر رو می‌پرسیتد، ‫تمام عشقش رو نثار اون میکرد...

‫مشتاقانه منتظر یه روز در هفته بود...

‫وقتی همسایه‌ش بچه‌ش رو به دستان ‫مراقب و مهربون اون می‌سپرد

‫اون روزا به بچه ناهار میداد

‫براش اسباب‌بازی و کتاب می‌خرید

‫و تنها پاداشی ‫که بدست می‌اورد یه لبخند بود

‫بازم، برای جولیا همین کافی بود

‫تا بعدازظهری در همون تابستون کافی بود

‫روزی که برای اولین بار...

‫مکس کولودی رو دید

‫خانم‌ها و آقایون...

‫مدیریت تالار موسیقی ‫با افتخار تقدیم می‌کند...

‫بهترین بخش برنامه‌ی این هفته...

‫مکس کولودی بزرگ...

‫عروسک گردان محترم...

‫و عروسک بی‌نظیرش، جورج

‫خب، جورج، یه بار دیگه ‫به فولام برگشتیم

‫نظرت در مورد فولام چیه؟

‫نمیتونم بگم

‫نمیتونی بگی؟ چرا نمیتونی؟

‫یه مدت این اطراف نبودم

‫پول نداری؟

‫درسته. این هفته یکم کم اوردم

‫لیمونادم رو یادت رفت

‫حالا، جورج، قبل ‫از اینکه نمایش‌مونو شروع کنیم...

‫میخوام یه سوالی ازت بپرسم

‫امروز صبح تو به ماهی قرمز آب شیرین دادی؟

‫ماهی قرمز؟

‫بله، ماهی قرمز

‫آب شیرین؟

‫بله

‫امروز صبح تو ‫به ماهی قرمز آب شیرین دادی؟

‫برای چی؟

‫آب رو تموم نکردن، دیروز بهشون آب دادم

‫تشنمه

‫به مامان میگم باهام بدرفتار کردی

‫لطفا، آلن، عزیزم، ‫به محض اینکه نمایش تموم بشه

‫جورج، دوست داری بری مدرسه؟

‫مدرسه یکشنبه رو خیلی دوست دارم

‫از شنیدنش خوشحالم

‫بگو ببینم، چرا ازش خوشت میاد؟

‫چون فقط مجبورم یه بار در هفته برم

‫به نظرت ممکنه ایتالیایی باشه؟

‫تشنمه

‫لطفا، آلن، ‫الان میریم، عزیزم

‫اسمش مکس کولودیه

‫به نظرت ممکنه ایتالیایی باشه؟

‫گفتم تشنمه

‫چرا که نه؟

‫بهترین کلید برای ‫باز کردن زبون چیه؟

‫بیا، آلن، عزیزم

‫برو برای خودت لیموناد یا ‫هر چیزی میخوای بخر

‫زود برمیگردم

‫نمیخوای که منو ول کنی، نه؟

‫مامانی میگه هرگز نباید تنها بمونم

‫نه، عزیزم، همینجام، ‫اونطرف سالن

‫ببخشید

‫برای امشب یه بلیط میخوام. فقط یکی

‫ممنون

‫حالا کجا میریم؟ ‫بیا برگردیم داخل

‫نه، عزیزم

‫نه، باید یه راست برم خونه

‫امروز عصر یه کار خیلی مهم دارم

‫یه کار خیلی مهم که باید انجامش بدم

‫اما هیچ پولی که برات نذاشته، نه؟

‫نه. من مدیر املاکشم

‫برای یه سنگ یادبود 500 پوند برام گذشته

‫و همین

‫جورج، نمیخوام ‫امشب باهات کار کنم...

‫مگه اینکه یه ‫سوال خیلی شخصی رو جواب بدی

‫نمیخوای با من کار کنی؟

‫خب، این خبر جدیدیه

‫بدون من کارت به کجا میکشه؟

‫لطفا، جورج

‫باشه، هر چی دوست داری بپرس

‫جورج، تا حالا دختری ‫رو دیدی که ازش خوشت بیاد؟

‫دختری دیدم که ازش خوشم بیاد؟

‫بله. عشق در نگاه اول بود

‫عالیه، جورج. عالی

‫میخوای باهاش ازدواج کنی؟

‫نه

‫نه؟ اما فکر کردم که...

‫بله؟

‫فکر کردم گفتی ‫که عشق در نگاه اول بوده

‫برای بار دوم نگاه کردم

‫و بنابراین در یک ‫روز و شب تابستونی...

‫گرمایی سراغ جولیا اومد ‫که هرگز تجربه‌ش نکرده بود

‫نمیدونست دقیقا ‫چه حسی نسبت به مکس کولودی داره

‫قطعا اگه میدونست...

‫هرگز نمیتونست ‫پیش خودش اعتراف کنه...

‫نه اینکه اون شب بار اول بوده باشه

‫نمیتونست تصویرش رو از ذهنش خارج کنه

‫مکس کولودی، یه اسم شگفت‌انگیز، ‫به نظر جولیا، اسم اون آهنگ خاصی داشت

‫مکس کولودی

‫خانم مکس کولودی

‫خانم کولودی ‫یا میشد گفت سینیورا کلودی؟

‫فرض کن که اون سینیورا کولودی بود؟

‫در اتاق بالایی ‫ویلایش در ایتالیا دراز کشیده بود...

‫در حومه‌ی رم

‫مکس در تئاتر ظاهر شده بود

‫الان صدای پاهای اونو شنید

‫داره میاد تو

‫داره بهش نزدیک میشه

‫بغلش میکنه ‫بهش آرامش میده

‫اونو به خواب میبره

‫مکس

‫این شروع عشق جولیا با ‫مکس کولودی بود

‫و اینم آخرش بود

‫بذار یه چیزی نشونت بدم، دوروتی

‫این...

‫تونست از یکی از ‫تئاترهای لندن بدزدتش...

Alfred Hitchcock Presents subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Alfred Hitchcock Presents

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left