The first 200 lines.
"سینگام 2 " ترجمه ای از سایت بالیوود وان
بزنش
برو بیرون
شاید یه شیرُ توی عکس یا فیلم یا تلویزیون دیده باشی
یا حتی توی قفس
ولی یه شیر مغرور رو توی جنگل دیدی؟
دیدی که با چه خشونتی طعمهاش رو شکار میکنه؟
وقتی حمله میکنه وزنش حدود 1.5 تنه
میخوای ببینیش؟
خودت به چشم خودت ببین
من اینک از شغلم استعفا میدم
خیلی خوب بود، دورای سینگام
طبق نقشه علناً استعفا دادیم
ولی خود جناب نخست وزیر تو رو در توتیکورین به مقامِ
معاون رئیس پلیس منصوب کرده
ممنونم قربان
از طریق توتیکورین به داخل هند اسلحه قاچاق میشه
این اطلاعات رو سازمان اطلاعات جمع آوری کرده
ولی تو سوابق پلیس یا گارد ساحلی هیچ گزارشی تحت این عنوان وجود نداره
تو باید شهر و خط ساحلی رو به مدت ۶ ماه تا یه سال زیر نظر داشته باشی
روزی که حس کردی اطلاعات لازم رو بدست آوردی
به عنوان معاون رئیس پلیس اقدام کن
!...قربان
فقط ما سه نفر راجع به این قضیه میدونیم
ولی اگه بخوای میتونی به همسرت هم بگی
نه، من به کسی نمیگم
تمام شبکه رو تحت کنترل خودم درمیارم
و به محض اینکه بتونم اوضاع رو دست میگیرم
اون چه مرگشه؟
!خیلی شاد و شنگوله
با دقت بار رو خالی کنین
با احتیاط حملش کنین
دقت کنین... عجله نکنین
الو؟
تو "موتایاپورام" داره اسلحه قاچاق میشه
تو کی هستی؟- مهم نیست که من کیم-
دارن بار میزنن
میتونین به موقع مچشون رو بگیرین
چی شده، قربان
یکی به پاسگاه زنگ زده قاچاق شما رو گزارش کرده
پیداش کن
یه بابایی زنگ زده راپورت ما رو داده
معاون بازرس الان زنگ زد
اون حتما یه جایی همین جا ها قایم شده
بگردین و پیداش کنین
اونجاست، داره فرار میکنه
سوار موتور بشین و دنبالش برین
نزارین فرار کنه
موتور رو روشن کن
!تندتر... سریع برو
تو کی هستی؟
چی میخوای؟
بکشینش
!"بِهای"
!"مرگِ "بهای !نهصد میلیون جنس
شما عین برگ چغندر اینجا فقط واستاده بودین
طرف رو دیدین، یه فصل کتک مفصل هم خوردین !!و گذاشتین فرار کنه
بِهای، من مشغول محافظت از اسلحه ها بودم
بچه ها یه خورده بی دقتی کردن
!!بی دقتی؟
صد و پنجاه مایل دریا از "رامشوارام" تا "کانیاکوماری" تحت کنترل ماست
اون کیه؟
فقط یه نفره، ولی ده تا از افراد ما رو آش و لاش کرد
حتما "پوناکایال دیوید" ئه
چرا همچین فکری میکنی؟
اون دو بار بدون اطلاع ما از "سیلون" جنس قاچاق کرده
واسه همین بهش مظنونم
نزار قسر در بره کارش رو یک سره کن
بزار این درس عبرتی برای آیندگان بشه
جلوی چشم یه شاهد اونو بکش
!بگیرش
"ماری"
قایق... قایق رو راه بنداز
ببین "ساگایام"! من هیچ دخلی به این قضیه ندارم
دیشب کجا بودی؟
مجبور نیستم همه چی رو بهت بگم
،تو مجبور نیستی بهم بگی
منم مجبور نیستم جونت رو ببخشم
!دیوید
سنگ بهش ببندین و بندازینش تو آب
من چیزی ندیدم به کسی چیزی نمیگم
اهالی توتیکورین باید قدرت منو بشناسن، درسته؟
به همه بگو چی دیدی
محکم گره بزنید
اوه! دیوید
ساتیا"... مراقب باش"
!هیس
سوالات درس کامپیوتر لو رفته قربان
قربان، من ورقها رو خیلی مرتب اینجا انبار کرده بودم
ولی الان ورق ها به هم ریختن
سوسای" کجاست؟"
!برید
!پاشو
چرا سگها رو آوردی داخل؟
سگ ها بو میکشن و مجرم رو پیدا میکنن
!آره ارواح عمت
پس چی... نکنه میرن یه گوشه و سیگار میکشن؟
!رفیقِ بو کِشِ کاشف
سوسای، چرا این سگه به من نگاه میکنه؟
خوشحال باش که حداقل داره به تو نگاه میکنه، معلم علوم
الکی بهم فشار نیار
"یالا، "جانی
!بزن بریم و دنبال دزد بگردیم
یالا... بزن بریم
شک دارم اونا بتونن مجرم رو پیدا کنن
تو مثکه درست توجیه نشدی
نه دو هزاریم جا نیفتاده
حواست باشه جفنگ نگو وگرنه جانی میزنه سیاه و کبودت میکنه
جانی...جانی
سوسای، گمونم سگ هات از صبح گرسنگی کشیدن
!با کله رفتن تو دستشویی
،واسم مهم نیست سازمان حفاظت از حیوانات منو بگیره
با همین سنگ ها اون سه تا سگ رو میزنم
!ولی سوسای، فقط دو تا سگ رفتن تو؟
!سومیش تویی
فرار کن... فرار کن... اون با حرفاش حسِ سگ های منو خراب کرد
فرماندهی پادگان رو خبر کنید
گروهان... به جلو
به جلو... ایست
قربان، مدیر میخواد فورا شما رو ببینه
چرا اون سیبیل قشنگ از طرف پادگان اومده اینجا؟
فکر میکنی اون متوجه بشه؟
حتی اگه یه ارتش هم بیاد هیچ اتفاقی نمیفته
برگه های سوال سالم هستن اسکن هم نشدن
کپی هم گرفته نشده
و اصلا هم نمیشده که همش رو با اون سرعت با دست نوشت
یحتمل به موبایل عکس یا فیلم گرفتن
مگه اینجا تاج محل یا معبدِ بریهادوسوارا ست که بخوان عکس بگیرن؟
خانم چقدر طول میکشه تا برگهی سوال جدید آماده بشه؟
...اون کلی طول میده لباس تنش کنه چه برسه به
یه ساعت قربان
لطفا برید و آماده کنید
تو ممکنه یه افسر پلیس باشی
ولی نوع رسیدگی به پروندهات خنده داره
من از اینجا یه برگه سوال کِش میرم
و میزارمش لای روزنامه و میبرم بیرون
تو هم تظاهر کن که طی تحقیقات گستردهای این معما رو حل کردی و دست منو رو کن
چرا اون وقت، گل پسر؟
اینجوری من باعث میشم تو مشهور بشی و تو هم واسم یه آبجو بخر
تو زبان هندی به این کار میگن تیز بازی، درسته؟
!خیر، این یعنی میزنم دندون هاتو خورد میکنم، گل پسر
چی شد؟
،هر کار سختی باشه میکنم شده تا سر قلهی قاف برم و
...دختر شاه پریون رو بگیرم این کارو میکنم تا
تا چی؟
!!گشنگیش بدم و یه هفته نزارم بخوابه
!سوسای
خب معلومه احمق، منظورم این بود برای یادگیری هندی هر کاری میکنم
واسه پیدا کردن دزد ورقهی سوالات این پلیس این قدر مصممه
دیگه تصور کنین واسهی یه پروندهی قتل چیکار میکنه
چرا اینقدر موهات بلنده؟
فردا کوتاهشون کن
به جا اینکه مجرم رو پیدا کنی واستادی به دانش آموز ها
!به خاطر مسواک نزدن و موی بلند و حموم نرفتن گیر میدی
سلام ساتیا
چیزی خوندی؟
فقط واسه امتحان عملی
اونم خیلی وقت پیش
ساتیا... بیا اینجا
من؟
قربان، اون برادرزادهی "تانگاراج" ئه
!رسما داری خودت رو تو دردسر مینداری
چرا امروز عینک زدی؟
لنز هام رو گم کردم یه جفت جدید سفارش دادم
مگه عیبه که تو مدرسه عینک بزنی؟
!دزدیدن برگهی امتحان عیبه
من؟ برگهی امتحان؟
اوه! راجع به دیروز میگین
قربان، من یه دانش آموز باهوش هستم
!چطور... چطور سوسای...تو یه چیزی بگو
!به جون مادرم من چیزی بهش نگفتم، عزیزم
تو از برگه ها با گوشیت عکس گرفتی
و لنز چشمت رو اونجا جا گذاشتی
مال من نیست، قربان
این مال چشم نزدیک بین 0.75 ئه
هر ۱۵ روز یه بار بعد استفاده دور انداخته میشه
این اطلاعات رو شرکت بینایی سنجی هم تایید کرد
تو دیروز ۴ جفت سفارش دادی
اینم کپیِ سفارشته
اون مدرک داره
ببخشید، قربان
تو اینجوری درس میخونی؟
معلم کلاس کامپیوتر تهدید کرد که کل کلاس رو میندازه، قربان
...واسه همینه که تمام دانش آموزا
بهانه های مسخره نیار
تو داری اسم مدرسه رو لکه دار میکنی
به مدیر میگم موقع نیایش تو رو تنبیه کنه
ازش میخوام اخراجت کنه
بابا یه قر و قمضهای میومدی و دسته گلی بهش میدادی دیگه
!خفه شو
خانم، پروندهی ساتیا رو میخوام کلاس دوازدهمه
اگه میزد تو گوشم دلخور نمیشدم
ولی اگه قرار باشه جلو همه زانو بزنم خیلی تحقیر میشم
گیتا، تو منو مجازات میکنی؟
ساتیا به نظر دارن راجع به تو صحبت میکنن
!اوه خدا
ساتیا، دانش آموز کلاس دوازدهم
بیا جلو
ساتیا، بیا اینجا
دانش آموزان، امروز
No comments yet. Be the first to leave one.