A Princess for Christmas (Christmas at Castlebury Hall)

A Princess for Christmas (Christmas at Castlebury Hall)

A Princess for Christmas

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

A Princess for Christmas (Christmas at Castlebury Hall) (2011)
A Commentary by ladaani
❤❤ LADAN ❤❤ زیرنویس از: لادن ❤❤ E-mail :[email protected]

Tags

other
Published on: 2016-10-12
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مـــــتــــــرجــــم : لادن

مـــــتــــــرجــــم : لادن

مـــــتــــــرجــــم : لادن

مـــــتــــــرجــــم : لادن

مـــــتــــــرجــــم : لادن

مـــــتــــــرجــــم : لادن

روزی روزگاری در سرزمینی که "بافالو" نام داشت

دختر کوچولویی به نام جولز دیلی زندگی می کرد

که آرزو داشت به دور دست ها سفر کند

جایی که در رویایش ، مردم آواز میخواندند و می رقصیدند

و خانه هایشان از جعبه های موزیکال ، عروسک های کوکی و

ساعت های دیواری پر شده باشد

اما همه ی داستان ها پایان خوشی ندارند

جولز بزرگ شد ، و هنوز همان آرزوها را در سر داشت

متاسفانه ، هنوز در "بافالو" زندگی می کرد

سلام ، مغازه عتیقه فروشی بافالو ، بفرمایید

بله ، ما خرید فروش عتیقه و تعمییرات ساعت انجام میدیم

حتما اجناسـتون رو بیارید

من حواسم هست سلام ، می تونم راهنماییتون کنم ؟

من یه هدیه واسه دخترم می خوام

‫‎- خب ، سلیقه اش چطوریه ؟ ‮- خب ، اون ...

زالو خونخوار

مــدی ، داری خرابکاری می کنی ؟ - نه ، دارم عصرونه درست می کنم -

عـــجـــیــبـــه ، مــــایــــلـــو

قتل ِ عام کاساوانکی نینجا ، باحاله

‫- سلام مایلو ، چه خبر ؟ ‫- زوئی ! تو اینجا چیکار می کنی ؟

‫- من همسایـتون هستم ، اینجا مغازه ویدیویی محله ی ما هم هست ‫- تابلوئه که تعقیبم کردی

‫- می دونی که این بازی رده سنی 17 سال به بالاست ؟ ‫- اینو که خودم هم می دونم

‭‫- باب ِ دیونه عمرا بذاره این بازی رو بخری ‫- من فقط میخوام اینو ازش قرض بگیرم

چیزی که می خواستی رو پیدا کردی ؟ آره

من که دارم می رم - ‫- منم همینطور

وایسا - زود باش ! فرار کن -

مراقب باش - اون داره میاد -

‫ - جلوی اون بچه هاررو بگیرید باید از هم جدا بشیم -

عالیه ، چطوری اینقدر سریع بسته بندی کردی ؟

من یه بچه ی هفت ساله و یه پسر نوجوان دارم

فرزند خوانده ات هستند ؟ - نه من خاله شون و سرپرست قانونیشون هستم -

‫فقط ما سه نفر هستیم، ولی یه پرستار بچه داریم که

همه چیز رو تحت کنترل خودش داره

خانم کالی ؟

خوش آمدید ! کریسمس مبارک - کریسمس مبارک -

خب ، یه جعبه موزیکال فروختم کاش یه مشتری واسه ساعتم پیدا می شد

جولز ، باید باهات صحبت کنم

‫ - می دونم که خبر داری وضع کار خرابه من می تونم بهتر و بیشتر کار کنم -

تو عالی هستی می دونم که امسال

سال خیلی سختی برات بوده

خواهر و شوهرخواهرت رو کریسمس سال قبل از دست دادی

این اتفاقات رو هرجوری بود ، گذروندم - ببین ! خیلی برام سخته اینو بگم -

متاسفانه ، شرایط مالی جوری نیست که بتونم تو رو نگه دارم

در واقع اگه شرایط کار خوب پیش نره ، مجبورم مغازه رو تعطیل کنم

آرتور ، لــطــفــا - متاسفم جولز ، واقعا متاسفم -

تو بهترین فروشنده ای هستی که تا حالا دیدم

اگه کار جدیدی راه انداختم ؛ حتما بهت خبر می دم

باشه ، ممنون

مایلو ، در رو باز کن کار ضروری باهات دارم

تو از خونه بیرون رفتی من میگم

یه کلمه دیگه بگو تا عروسکــت سرش رو از دست بده ، فهمیدی

مایلو ، تو دوباره سطل آشغال رو انداختی وسط ِ پارکینگ؟

من دیگه بیشتر از این تحمل ندارم - ‫- مایلو قاتلــــه

‫ - تو خودت خواستی چی شده ؟ -

خاله جولز ، مایلو عروســک منو کــُــشت

و دوباره دزدکی از خونه بیرون رفته - از خونه بیرون رفتی ؟ -

هنوز اتاق رخت شویی رو ندیدی - خانم کالی ، معذرت می خوام -

مایلو ، تو کیفـش رو چسب زدی ؟

آره کار خودشه ، من رفتم - نه خانم کالی،شما نمی تونید برید ،ما بهتون احتیاج داریم -

چیزی که شما احتیاج دارید یه تیم سوات (پلیس ضد شورش) هست

صبر کنید و یه چیز دیگه

چک شما دوباره برگشت خورد

خشونت شدید،خیالِ واهی،خون،زخمی کردن وای ، چه صحنه های وسوسه برانگیزی

مایلو تو به مدت دو هفته تنبیه می شی

نه ، امکان نداره - بله ، تنبیه می شی ، زبون درازی نکن -

ولی آخه تعطیلات کریسمس هست - و حق تلویزیون نگاه کردن هم نداری -

‫- چی ؟ مزخزفه ... ‫- دیگه بسه ، حرفشم نزن

مایلو بهتره مراقب باشی ، ممکنه بابانوئل تو جورابت هدیه نذاره

به درک ! همه می دونند بابانوئل وجود نداره

چرا اینو می گی ؟ بابا نوئل وجود داره

مزخرف ترین کریسمس عمرم هست

مایلو ، صبر کن

بیا بغلم ، عزیزم

‫- گریه نکن ‫- آخه اون می گه بابانوئل وجود نداره

عزیزم ، منطوری نداشت ‫فقط به خاطر اینکه ...

ما سه نفر هستیم ، دلیل نمی شه که بابانوئل وجود نداره

‫- باید باورش کنی ‫- باور می کنم

منم همینطور عزیزم

‫می دونم از دستم خیلی عصبانی هستی ، ولی ...

آسیب زدن به باورها و احساسات خواهر کوچیکترت شروع خوبی واسه کریسمس نیست

معذرت می خوام

من و مدی فردا قراره بریم درخت کریسمس بخریم تو هم میای ؟

من فقط آرزو می کنم هرچه زودتر کریسمس تموم بشه

همه ی اینا یادآور ِ اینه که من مامان و بابام رو از دست دادم

عصر بخیر اسم من پیزلی وینترباتم هست

شما باید خانم مدی باشی من برای پدربزرگت کار می کنم

‫- مگه من پدربزرگ دارم ‫- معلومه که داری

مدی ، من و آقای پیزلی باید حرفایی بزنیم که مناسب بچه ها نیست

فقط 5 دقیقه از وقتــتون رو می گیرم

من نمی دونم هدف شما چیه ولی از زمانی که ایشون پسرش رو

به خاطر ازدواج با خواهر من ، طرد کرد

اسم پدربزرگ "هانتیگتون" زیاد گفته نمیشه

بله ، متاسفانه

‫- متاسفانه ؟ شما اصلا خواهر منو تا به حال دیده بودید ؟ ‫- متاسفم که اینو می گم ، نه ، ندیده بودم

اون یک آدم بی نظیر بود که این خانواده مثلا باشکوه لیاقتش رو نداشتند

گستاخی منو ببخشید ولی اونا هر خانواده ای نیستند پدربزگشون دوک زاده (خانواده اشرافی و ثروتمند انگلستان) هستند

‫- خب حالا هر چی ، لقب تو چیه ؟ ‫- من خدمتکار مخصوص دربار هستم

واقعا ؟ فکر می کردم دیگه خدمتکار درباری وجود نداره

ما از خاندان "پی .دیدی" هستیم

آقای مایلو

‫- این کیه ؟ ‫- پیزلی وینترباتم

و من اینجا اومدم که شما رو دعوت کنم تعطیلات خودتون رو در عمارت "کسلبری" بگذرونید

‫- عمارت کجا هست ؟ - از لینشیتین به سمت استون

‫- مهم نیست کجاست ، ما نمی ریم ‫- چرا ‫؟

خب ، اول اینکه من باید برم سر کار

ولی کارفرماتون عذر شما رو خواسته

واقعا ، اخراج شدی ؟

بلیط ها بعد از ظهر به دستتون میرسه

و من تمام هزینه های سفرتون رو پرداخت کردم

ما به کمک های مالی این خانواده ی ترسو احتیاجی نداریم

ولی به من گفتن بدون شما برنگردم

پس مجبوری به "بافالو" نقل مکان کنی

‫- می شه پیش ما بمونه ‫ - نه نمیشه

یه چیزی رو باید بدونید دوک اصلا حالش خوب نیست

‫اون واقعا میخواد قبل از مرگش نوه هاش رو ببینه ...

‫- آخر مجبور شدم بگم ‫- واقعا از شنیدن این خبر ناراحت شدم

در موردش فکر می کنم

بهترین کاری که الان از دستم برمیاد

‫- نه ، ممنونم ‫- پس بعدا به زور بهتون میدم

شب بخیر ، خانم دالی شب بخیر آقای وینترباتم

دلمون برات تنگ شده ، خواهرم

‫من و بچه ها همه ی تلاشمون رو می کنیم ، ولی ...

مایلو همیشه عصبانی و پرخاشگر به نظر میرسه

مدی احتیاج به یه پرستار و مراقبت ثابت داره

حالا پرستار رفته و

ماشین خراب شده و از کار اخراج شدم

هزارتا مشکل دارم

کاش اینجا بودی و بهم میگفتی که باید چیکار کنم

مدی ! نگاه کن ، خوشگله مگه نه ؟

‫- هنوز به خونه بابابزرگ نرسیدیم ؟ ‫- چرا نزدیکیم دقیقا بعد از این تپه هاست

به عمارت"کسلبری" خوش امدید

‫- یه قصره ‫- یه قصره خیلی بزرگ

این ... این یه کابوسه بچه ها اینجا نباید چیزی رو بشکنید

‫- اونا کی هستند ؟ ‫- فکر کنم خدمتکار باشند

اونا خیلی خوشحالند از اینکه شمارو می بینند ، بذارید همه شون رو بهتون معرفی کنم

ایشون خانم بریچ ،سرخدمتکار هستند

هر درخواستی داشتید به ایشون بگید خانم دیلی

‫- سلام ! می تونید جول صدام کنید ، من شمارو چی صدا بزنم ؟ ‫- خانم بریچ

و این آبیگیل هست که از خانم مدی مراقبت می کنه

تو خیلی خوشگلی

و این فلوید ، دستیار خدمتکار هست و خدمتکار آقای مایلو هستند

من یه خدمتکار دارم ؟ دیونه کننده است میشه به جاش آبیگیل خدمتکارم باشه ؟

جرج پیش خدمت هست و همچنین امی و برایان خدمتکارها هستند

لطفا ، دنبالم بیاید

‫- ازشون خوشم اومد ‫- آره ، واقعا سرزنده و شاد بودند

حرف زدن بسه ، راه بیفتید

اینجا سالن عمارت هست

که به سبک امپراتوری 1852 ساخته شده

واقعا دیگه تو "بافالو" نیستیم

خدمتکارها محل اقامت رو بهتون نشون میدن من باید به عالیجناب خبر بدم که شما رسیدید

از این طرف ، لطفا

‫- وای ، خیلی لیزه ‫- بله ما کف رو روغن میزنیم

شبیه تخت خواب پرنسس هاست

باحاله

تلویزیون کجاست ؟

خیلی خوشگله

‫- بازگشت دوباره تون رو به "کسلبری" خوش آمد می گم ، آقا ‫- پیزلی ، خوشحالم که دوبار می بینمت

‫- سفر خوبی داشتید ، جناب ؟ ‫- خوب بود ، ممنونم

خانم بریچ شومینه اتاقتون رو روشن کردند

ممنونم گیبسون

وای عزیزم ، سریع درستش می کنیم

هی رفیق ، به لباس من دست نزن

این لباس نسخه ی طراحی شده شخصی برای جشن یادگاریــ ـه

معذرت می خوام

ما در قسمت شرقی ساختمان ، یه کتابخونه پر از کتاب داریم

اگه اجازه بدی ، خودم وسایلمو از چمدون بیرون میارم

‫- این کار ِ منه خانم ‫- می دونم

هر طور شما مایل باشید شام ساعت هشت و نیم سرو می شه

و لطفا سر وقت بیاید عالیجناب منظر کسی که دیر می کنه ، نمی مونند

خانم بریچ

چقدر سریع رفت

‫- سلام ‫- سلام

ببخشید

‫- شما اشتون هستید ؟ ‫- بله

من قبلا عکستون رو دیدم ‫خواهر من با ...

برادر من... چارلز ازدواج کردند...

ببخشید که این دیوارکوب رو شکستم قدیمی بود مگه نه ؟ احتمالا خیلی گرونـ ـه

می دونی به نظر میرسه مال ِ زمان لوئی فیلیپ بوده آره فکر کنم

‫من می تونم با چسب ناخن اینو درستش کنم یا با ...

بیخیال ، ولش کن

میشه بهم بگید سالن غذاخوری از کدوم طرف هست ؟

از پله ها پایین برید ، راهرو سمت چپ در دوم ، سمت راست

ممنونم ‫- می بخشید

منم از دیدنتون خوشحال شدم

آب گازدار برای شما ، قربان ممنونم

مایلو ، دیرمون شده

دارم میام ، عجیبه پشت ِ این در چیه ؟

‫قفله ! به این معنی ِ که نباید وارد بشید ، زود باش

راهرو سمت چپ یا راست بود ؟

عالیجناب ، می تونم آقای مایلو ، خانم مدی و خاله شون ، خانم جولز دیلی رو به حضورتون فرا بخونم ؟

مطمئنی خودشون هستند ؟

به نظر نمیاد که رو به مرگ باشه ؟

بعید نیست ، ولی مطمئنم دوست داره پیزلی رو نگه داره

‫- بچه ها به چارلز خیلی شباهت دارند ‫- بله ، سرورم ، منم همین نظر رو دارم

A Princess for Christmas (Christmas at Castlebury Hall) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Princess for Christmas (Christmas at Castlebury Hall)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left