The first 163 lines.
مايا
مايا
مايا
قلعه سرخ، دهلي نو" "جولاي سال 1945
اين آدمها کي هستن؟
يونيفرم ما تنشونه و شبيه خودمونن
اونها فراري ان
فراري؟- آره-
اونا با ژاپنيها همدست شدن
چرا؟
اين احمقها فکر کردن که ...با شورش عليه ارتش خودشون
هند رو آزاد ميکنن... عوضيهاي ديوونه
خب به نظرتون اين آدمها چند نفر رو اجير کردن؟
ميگن طرفاي 50 هزار نفر
پنجاه هزار؟
چه اتفاقي براشون مياُفته؟
مي خواي چي بشه؟
سزاي خيانتشون رو ميدن محکوم به مرگ ميشن
ارتش فراموش شده" "براي آزادي
وقتي ملتهاي قدرتمند دنيا مشغول جنگيدن در جنگ جهاني دوم بودند
هندوستان در حال جنگ براي رهايي از غلامي انگليسيها بود
در اون زمان، امپراطوري انگليس هنوز در قوي ترين شکل خودش بود
و هند و برمه و سنگاپور جزو بيشمار مستعمرهاي انگليس بودند
بزرگترين ارتش داوطلب در جنگ جهاني دوم
...ارتش هندي انگليسي بود
ميليونها سرباز هندي براي جنگيدن براي انگليسيها به سراسر دنيا فرستاده شدند
"سنگاپور، سال 1996"
آره، هواپيما تازه نشست
نمي دونم، تا حالا اون رو نديدم مامان بزرگ خيلي دربارهش احساساتيه
از وقتي از استراليا به اينجا اومده ازش ميخواسته که به ديدنمون بياد
دايي
انگار گاو پيشوني سفيد خانوادهشون بوده
دايي! دايي جان
آره، مجبورم بخاطرش از اتاقم برم باورنکردنيه
دايي، عمر
اون اينجاست
دايي
من عمرم
پسر سوباش، اونجاست
من ميارمش براتون
بفرماييد لطفا، دنبالم بياد
اميدوارم زياد خسته نشده باشين، عمو جان
عمر ميدوني دايي اسمم رو برام انتخاب کرد
چيه؟
مي خواستم يه چيزي باهات به اشتراک بذارم دايي بود که اسم من رو سوباش گذاشت
اسم خيلي قشنگيه ولي مهم نيست
همه بابل (حباب) صداش ميکنن اين اسم ديگه روش موند
به سوي دهلي- به سوي دهلي-
به سوي دهلي- به سوي دهلي-
به سوي دهلي- به سوي دهلي-
به سوي دهلي- به سوي دهلي-
راستي دايي جان، بايد آمادهتون کنم
...بعضي وقتها خواهرتون
هوشيار و گوش بزنگه ...ولي بعضي وقتها فقط
اتاق من کجاست؟
درست همين جاست، دايي
...دايي
ببخشيد، اين اتاق عمره هميشه به هم ريخته ست
ببين، عمر
مامان بزرگت تو بستر مرگه نمي توني الان باهام اينکار رو بکني
و اون اولين نفريه که بهم ميگه بايد برم
چون با اين وجود که در حال مرگه
درمورد زندگي کردن، خيلي بيشتر از شما ميدونه
اين ديوونگيه، ميخواي وسط جنگ بري برمه؟
جنگ نيست فقط تظاهراته تظاهرات دانشجوييه بابا
آدماي معمولي ان دارن سعي ميکنن يه کار مهم انجام بدن
آره. ميدونم که ميا اهل برمه ست، خب؟ ولي اون دوست دختر سابقته
خودت ميدوني که به اون ربطي نداره
حتي نميتونم به اتاق خودم برم
وسط اين بدبختي خونواده عجيب غريبت رو آوردي اينجا
دايي، همه چيز روبراهه؟
آره، ميخوام قدم بزنم
پياده روي؟
کجا ميرين؟ راه رو بلدين؟ مي خواين منم باهاتون بيام؟
من که نميخوام برم برمه فقط ميرم قدم بزنم
چيه؟
چي...دارين چيکار ميکنين؟
بريم
يعني چي "بريم"؟ شما ميرونيد؟
آره- بلدين موتور برونيد؟-
آره
بگو ببينم چرا اينقدر روي برمه رفتن لجبازي ميکني؟
مي دونيد تو برمه چه خبره؟
هزاران دانش آموز تو خيابونها دارن اعتراض ميکنن
براي رسيدن به دموکراسي اونها دارين تاريخ ساز ميشن
تو چرا اهميت ميدي؟
چطور اهميت ندم؟ من دانشجوي خبرنگاريم
راستش بيبي سي داره يه مسابقه مقاله عکاسي ترتيب ميده
و برنده مسابقه
مي تونه يک سال کارآموز بيبي سي انگليس بشه
...دايي، من
...راجع به امروز صبح، من
اشکال نداره
بهش افتخار ميکنم
به چي؟
به عجيب غريبِ خانواده بودن
اين جنگه حتي ممکنه شهيد بشم
من سربازم، حتي اگه شهيد بشم باعث سربلندي پدرم ميشم
وقتي اداي سربازها رو در ميآوردم تونستم يه افسر بشم
ولي گمونم، هميشه سرباز بيميل باقي بمونم
اورمي، سنگاپور شهر شگفت انگيزيه
بازارش، شور و غوغاش، درياش
به نظرم حتي لندن هم اينقدر قشنگ نيست
بخاطر همين انگليسيها بهش ميگن
مرواريد شرق
بعد از جنگ بايد بياي اينجا شهر رو نشونت ميدم
با عشق فراوان، سوريندر
هزار بار اين نامه رو خوندم
ولي بعدش ديگه غيبت زد
سنگاپور رو فراموش کن ديگه هيچوقت نديدمت
ولي حالا که اينجام ديگه شورش رو در نيار
بايد مثل تو ساکت بشم؟
شروع کن به حرف زدن
تا کي ميخواي از درون خفه شي؟
بايد سعي کني و هر اتفاقي اينجا افتاده رو فراموش کني
مامان، زياد خودت رو خسته نکن
دايي که جايي نميره بعدا ميتوني باهاش صحبت کني
به يه دليلي گفتم بياد اينجا
سنگاپور
شونان
بريد عقب
اسم شونان رو ژاپنيها گذاشتن رو سنگاپور
موقع جنگ جهاني دوم
از اون بپرس
بابد درمرود خودتون بهم بگيد
حالا که ميدونم قبلا تو سنگاپور بودين
يه چيزي درمورد اون زمان بهم بگيد
اون موقع سنگاپور چه شکلي بود؟
يه تاريخچه خانوادگي بهمون بدين مگه نه، بابا؟
تاريخچه؟
همه تاريخها ارزش به ياد آوردن ندارن
بعضيهاش همون بهتر که فراموش بشن
چطور ممکنه؟
اگه نميخوايد راجع بهش حرف بزنيد اشکال نداره
ولي فکر نکنم بهش باور داشته باشيد
درباره جنگ سنگاپور ميدوني؟
جنگ جهاني دوم؟
ژاپنيها به سنگاپور حمله کرده بودن
چون سنگاپور يکي از داراييهاي مهم انگليسيها بود
تو اون جنگ، انگليسيها شکست سختي خوردن
و اون انگليسيها کيا بودن؟
باميه
دستور پختش مال مامانه سعيم رو کردم که درستش کنم
خب، اونها کي بودن؟ کياتون ارتش انگليسي بودن؟
ما بوديم
ما ارتش انگليس بوديم
اين قضيه مال قبل از استقلاله
ما سربازهاي هندي، جزو ارتش انگليس بوديم
و وفاداريمون به انگليسيها بود
نزديک 2.5 ميليون هندي تو جنگ جهاني دوم واسه انگليسيها جنگيدن
دو و نيم ميليون؟
اين چيزها رو بهمون درس ندادن
چون تاريخ ما و شما رو انگليسيها نوشتن
شنيدم تو انگليس يه مراسم يادبود هست
واسه گراميداشت حيوونهايي که تو جنگ جهاني دوم جزو ارتش انگليس بودن
مشارکت حيوونا رو يادشونه
ولي سربازهاي هندي رو نه
اين هم از تاريخ
دايي، بايد باهام بياي
ميرم حاضر شم
ولي کجا؟
يادبود سربازهاي هندي
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
No comments yet. Be the first to leave one.