The first 24 lines.
سيگنال گم کردم و کنار گذاشتمت
به خورشيد قسم خوردم که براي يک روز باراني نگهت ميدارم
.گره رو شل ميکنم و طناب رو رها ميکنم
.ميدونم اگه هيچ وقت برنميگرده مجبوره که بره
اسمتو صدا ميزنم
ميخوام نزديک نگهت دارم ولي هرگز نميخوام احساس سرافکندگي کنم
پس شب ها صدات ميزنم
ميخوام نزديکم نگهت دارم .فقط هيچ وقت نميخوام محکم نگهت دارم
بخشنده ي مهرباني، به نظر نميرسم که بتونم .متوقف بشم
صدات بزنم
صدات بزنم .فقط به سمت دست هات حرکت کنم
بخشنده ي مهرباني، به نظر نميرسم که بتونم .متوقف بشم
صدات بزنم
صدات بزنم .فقط به سمت دست هات حرکت کنم
من نقطه ضعف رو پيدا کردم و براي اجرا کردن .گذاشتمش
به ستاره ها قسم خوردم تاوقتي که شب روز بشه نگهت دارم
.سرم رو تکون بدم و گيج بره تا هيچوقت خبردار نشم
گفتي اگه هيچوقت برنميگردي مجبوري بري
اسمتو صدا ميزنم
ميخوام نزديک نگهت دارم ولي هرگز نميخوام احساس سرافکندگي کنم
پس شب ها صدات ميزنم
ميخوام نزديکم نگهت دارم .فقط هيچ وقت نميخوام محکم نگهت دارم
بخشنده ي مهرباني، به نظر نميرسم که بتونم .متوقف بشم
صدات بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.