The first 200 lines.
روز بخیر دکتر سانجی
بله، روز بخیر
!سانجی
تو خوبی؟
آخر هفته سختی داشتی؟
خیلی عالی بود
کار کردی یا حال کردی؟
خیلی وقته وقت خوش گذرونی ندارم
تو حالت خوبه؟
چیزی نیست
موسس به اطلاعات نگاه کرد
امروز صبح یه پیغام برام فرستاد
از اول شروع کنید
همین؟
ما ماه ها زمان صرف اون آزمایشات کردیم
ما هر منبع جدیدی از سلول های بنیادی پرتوان رو امتحان کردیم
شامل نمونه هایی از مایعات امنیوتیکی
ما به چیزی بیشتر از حرفهایی مثل از اول شروع کنید داریم
ما باید جهت کارمون رو بدونیم
چطوره یه قرار ملاقات باهاش بذاری؟
میخوای که موسس
رو در رو بهت بگه که چقدر اطلاعاتت بی مصرفه؟
اون یارو منزوی ـه
توی این شرکت سالهاست که کسی اون رو ندیده
تا اونجا که ما می دونیم
حتی این اطلاعات رو نخونده
من بهتون اطمینان میدم
که آگوستوس گولدمن
کاملا پاش توی این قضیه هست
ولی موسس علایق دیگه ای داره
که باعث میشه با ما کار کنه
آره، این چطوره؟
این حرف تو رو نمی ترسونه
که بهش لقب موسس رو دادن؟
انجامش بده...
الان
مهمه
اطلاعات... کلید ماست
معطل نکن
برو الان برو
برو
!نه...نه
کسی این صدا رو نمیشنوه؟
متاسفم
من رو ببخشید
انجامش بده
الان
اطلاعات... کلید ماست
!سانجی! سانجی
!سانجی، یالا !باز کن
در رو باز کن، سانجی
!سانجی
!سانجی، در رو باز کن
باز نمیشه - در رو باز کن، سانجی -
سیستم یه مشکلی داره
سانجی، در رو باز کن
سانجی؟ - !سانجی! سانجی -
نظر تو چیه، اسکالی؟
خب، بنظرم دکتر سانجی
یه حمله روانی داشته و مرتکب خودکشی شده
اون نامه باز کن رو می بینی که کرده تیو سرش
دیدم
تمام شاهدانی که باهاشون حرف زدم حرفهای متناقضی می گفتند
منظورم این اتاقه
اون محافظت شده ترین اتاق رو
توی ساختمون برای خودکشی انتخاب کرده
می خواسته به یه چیزی دسترسی پیدا کنه
این سرورها محافظت شده ان
برای همین تنها راه برای دسترسی به اطلاعات
از طریق این پایانه است
که این هم محافظت شده است
برای همین ما اینجاییم؟
تو به سرور علاقه داری؟
دنبال چی می گردی، مولدر؟
هارد رو رد کنید بیاد، قربان
این مدرکه
این محرمانه است
دلیل اینکه ما بجای پلیس محلی
درحال بازرسی هستیم
اینکه ما اجازه امنیتی داریم
تا توی اتاق باشید
نه اینکه به محتوای این نگاهی بندازید
این جز متعلقات بخش دفاعی ـه
باید یه چند تا بازجویی
دیگه هم بکنیم
قبل اینکه بازرسی رو خاتمه بدیم
افرادی که به این ماجرا ربط داشتن
قبلا توسط همکار شما بازجویی شدن
میخواهیم با آگوستوس گولدمن حرف بزنیم
این غیر ممکنه دکتر گولدمن زمانی که این اتفاق افتاد
حتی توی ساختمون هم نبود
خب، اگه نذاری توی هارد رو بررسی کنم
پس اون وقت باید بذرای با دکتر گولدمن حرف بزنم
درباره اینکه شخص فوت شده قبل مرگش دنبال چه چیزی بوده
من این اجازه رو ندارم که بدونم
که موسس کجا تشریف دارند
این اجازه رو داری که دوربین های امنیتی
که کل مجموعه رو پوشش می دادن رو به ما بدی؟
اونجا یکی هست
و چندتا دیگه اون بیرون دیدم - بله -
در این صورت، من میخوام تمام فیلمهای دوربین ها رو ببینم
هر چه سریع تر بهتر - خیلی خب -
میگم براتون بفرستن
ولی الان، این جسد رو از اینجا ببرید
تا این اتاق رو امن کنیم
ببخشید، ما کارمون تموم نشده
اوه، کارمون تموم شده
تموم شده
مولدر، اون تلفن تو نیست
تو من رو میشناسی، اسکالی
من به روشهای قدیمی پایبندم
رایلی در مقابل کالیفرنیا
دادگاه عالی حکم داده که برای جست و جو
درون گوشی یه نفر باید حکم بگیری
این قانون برای مضنون هاست سانجی قربانی ـه
خب، هیچ قربانی نیست اون خودش رو کشته
خب، پس اون وقت من مطمئنا هستم که سانجی ناراحت نمیشه
که من با چندتا از دوستهاش حرف بزنم
اینجا اسم یه نفر هست که هر شب باهاش حرف می زده
گوپتا
دکتر سانجی اهل غرب هندوستان ـه
گوپتا یه لغت مراتی ـه
"به معنیه "مخفی
تو از کجا میدونی؟
منم به روش های قدیمی پایبندم، مولدر
قبل اینکه گوگل بفهمه
گوپتا؟
ممنون که ملاقات من اومدی ...اسم من
نه...نیازی نیست اسمت رو بگی لطفا بشین
تو دوست سانی هستی؟
اون یارو اذیتت می کنه؟
هوز نه
چی... میخوای؟
میخوام حرف بزنم
میشه یه جایی بریم که خصوصی تر باشه؟
من تو رو زیاد نمیشناسم
با من جات امنه میتونی بهم اعتماد کنی
بیا
اوه، نه
خب، تو گفتی که میخوای حرف بزنی
بله، بنظرم اون چیزی که من گفتم معنیش اون چیزی
نمیشه که تو فکر می کنی
...یا...یا اینکه من
شما همهتون شبیه هم هستید، میدونی؟
فقط وقت حرف زدن هستید
...ولی وقتی زمان عمل میرسه
عقب می کشید
من بالاخره تونستم بیخیال این احساس بشم
حس نفرت از خودم وقضاوت درباره خودم
و الان آزادم
خودت رو عذاب نده
حقیقت در اینجاست
آره، منم همچین چیزهایی شنیدم
...هی، گوش کن، میخوام بهت بگم که
سانجی مرده
سردخانه افبیآی واشینگتون دی سی
فرد فوت شده مذکر هست
35ساله
1.80قدشه
75کیلو وزنشه
علت محتمل مرگ
خودکشی به وسیله
سوزن نامه بازکن که فرو برده شده
درون قشر مغزی
از طریق مجرای گوش
من الان آزمایشات خارجیام رو شروع می کنم
...هفته های اخیر، اون
اون سرد بود
...اون مشکل داشت
من... فکر می کردم بخاطر منه میدونی؟
چند وقتی بود باهم رابطه نداشتیم
منظورم اینه اون هر شب بهم زنگ می زد
ولی رابطه فیزیکی نداشتیم
درباره مشکلاتش باهات حرف زد؟
درباره کار؟
آره
آره، می گفت که درباره بچه ها خیلی متاسفه
اون گفت که اونها دارن می میرن
بچه های سانجی؟
اون مجرد بود
من بهش فشار نیاوردم
فقط می خواستم حس و حالش رو بهتر کنم
خب، من جایی که زندگی می کرد رو دیدم
اونجا چیزی نبود
اون زندگی جداگانه ای داشت
دو تا زندگی داشت
در دو جای مختلف
من رو ببخشید
بله
مولدر، باید این رو ببینی
من باید انگشت هاش رو می شکستم تا مچش رو باز کنم
ولی اون این رو قبل اینکه بمیره
روی کف دستش نوشته
تحول موسس
مووس لقب دکتر گولدمن
در مجموعه نیوجنیکس ـه
برای همینه که می خوای باهاش حرف بزنی؟
فکر نکنم این تحولی باشه که
سانجا بهش اشاره کرد
از کالبد شکافی چیز دیگه ای فهمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.