The first 200 lines.
تیم ترجمه دراما فا تقدیم میکند
برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید
شکوفه های عمارت رویی
قسمت سی و شش
سرورم
عالیجناب به نگهبانی سلطنتی دستور دادن که عمارت رویی رو از میون برداره
اما معشوقه رانگ
رابطه تنگاتنگی با عمارت رویی داره
میخواین چیکار کنین؟
شاهزاده ان چطور درباره عمارت رویی فهمید؟
شیائو وو هم که عضوی از رویی بود
گم شده
مطمئنم اینا بهم ربط دارن
ما نمیتونیم از حکم امپراطور سرپیچی کنیم
باید قبل ازینکه اقدامی کنیم
نقش عمارت رویی رو
تو تمام حوادثی که رخ داده
پیدا کنیم
حدس میزنم
نگهبانی سلطنتی این قضیه رو خیلی زود بفهمه
گائو روی از نگهبانی سلطنتی اومده اینجا عالیجناب رو ببینه
فرمانده
طبق سرنخ هایی که شاهزاده ان دادن
نگهبانی سلطنتی ده تا مضنون دستگیر کرده
ما منتظر دستور شما هستیم
چیزی هم ازشون دستگیرتون شده؟
هنوز هیچکدومشون حرفی نزدن
تا الان هیچ اطلاعاتی کسب نکردیم
بندازینشون تو سلول
و سخت و با جزییات ازشون بازجویی کنین
نه تنها شاهد
بلکه مدرک هم میخوایم
چشم
صبر کن
قبل ازینکه بازجویی رو شروع کنین
یادتون باشه
برای اعتراف بیرون کشیدن ازشون دست به شکنجه نزنین
هیچکس نباید بمیره
بله
با اجازتون میرم
شاهزاده چنگ
وقت تمومه
خواجه وانگ
یه خواهشی ازت دارم
لطفا التماس من رو به گوش عالیجناب برسون
مادرم بیگناهه
لطفا از جانب من ازشون بخواه
که با مادرم کاری نکنن
نگران نباشین شاهزاده چنگ
تلاشم رو میکنم
شو مائو ، دستور رو قبول کن
طبق دستور عالیجناب
از امروز
شو مائو به ساخت و بازسازی ارامگاه امپراطوری مجازات میشه
با باقی مجرمین زندگی میکنه
و تا اخر عمر حق نداره از ارامگاه سلطنتی خارج بشه
شاهزاده چنگ
نمیتونه از دایو خارج بشه
امپراطور دیگه
پسر سومی ندارن
من ؛ یه فرزند ناخلف
از عالیجناب برای رحمشون تشکر میکنم
جو
جو بالاخره اومدی
بالاخره اومدی
اونا گفتن
که عالیجناب میخواد مائور رو به اشد مجازات برسونه
بگو ببینم
اینطور نیست مگه نه ؟ - چطور جرات کردی؟ -
جو
الان دیگه همه چیز رو میدونم
کسی که برادر من رو به اون حال و روز انداخت
شو مائو بود
چقدر احمقم
من تمام این مدت فکر میکردم تو ناجی من هستی
اما الان دیگه میدونم
منظورت ازینکه گفتی
این در ازای جون برادرمه ، چی بود
برای اینکه پسرت خودشو نجات بده
داداش من رو انداخت به تله
تو ...
تو همه ی اینارو میدونستی
اما باز هم من رو به عنوان دختر خوندت قبول کردی
یکار کردی با دشمن برادرم مثل مادرم رفتار کنم
منو کردی مشاور خودت
جو
اشتباه متوجه شدی
درسته
داداش تو جور مائور رو کشید
اما لطفا اروم باش و فکر کن
کی زندگی تورو نجات داد؟
کی تورو وارد کاخ کرد؟
خفه شو
جو
دیدار به قیامت
جو
جو
جو
جو
جو
جو
سرورم
سرورم
سرورم
لان شیانگ به موقع اومدی
باید با رانگ ار حرف بزنم
بانو ...
بانو مریضن
مریضه؟
حالش چطوره؟
لازمه بگم اقای گه بیاد معاینش کنه؟
میرم ببینمش - سرورم -
بانو گفتن که
مشکلشون مشکل روانیه
فقط از طریق روان درمانی خوب میشن
فکر کنم
بهبودشون یه مدتی زمان ببره
اون نمیخواد من رو ببینه
کاملا مشخصه
لطفا اینو بده رانگ ار
چشم حتما
راستی بانو گفتن
اگر یوئان رو دیدین
باید مراقب باشین
فهمیدم
بانو
شاهزاده رفتن
باشه
چیزی نگفت؟
چیز خاصی نگفتن
ولی گفتن این نامه رو بدم بهتون
چرا گفتین درباره یوئان بهشون بگم؟
وقتی شما اینجا نبودین
یوئان هم گفت یه کار مهم داره و باید بره
چند روزی میشه ندیدمش
چخبره؟
از عمارت رویی دوری کن
عالیجناب برای عمارت رویی
تصمیم سفت و سختی گرفتن
چطور براش توضیح بدم؟
فراموشش کن
باید اول به عمارت رویی رسیدگی کنم
خانم فو
چیشده؟ - نگهبانی سلطنتی ده نفر از افرادمون رو گرفته -
لان شیانگ خبر رو پخش کن و فعلا کار رو بخوابون
کار رو بخوابونم؟
الان؟
برو دیگه برو
به همه خبر بده که خیلی زود از پایتخت برن
بگو مراقب باشن
امشب تو حومه شهر دربارش حرف میزنیم
باشه
هردوی شما خیلی خوش شانسین
وقتی نودل حاضر شد رسیدین خونه
عمو سان
شیائو شی زخمی شدی - عمو سان -
خیلی ناجوره؟
شیائو شی - مادربزرگ نیو -
لطفا یه تشت اب داغ و حوله بیار اون داره میمیره
باشه الان میارم - بیارش اینجا -
شیائو شی طاقت بیار
اینجا
شیائو شی بیدار بمون
خوب میشی
شیائو شی
اون چش شده؟
عمو سان
مادر بزرگ نیو
من ...
من دیگه نمیتونم مراقبتون باشم
شیائو شی
مضخرف نگو
پسره ی احمق
من پیشتم
تو خوب میشی
درسته که پدر مادرم من رو نخواستن
اما سرزنششون نمیکنم
ازشون تشکر میکنم
که بهم این شانس رو دادن که شماها
و خانم لیو رو داشته باشم
عمو سان - شیائو شی -
شیائو شی
شیائو شی
شیائو شی
شیائو شی
شیائو شی
چیشد؟
بانو
جامون لو رفت
نگهبانی سلطنتی بهمون حمله کرد برای همین شیائو شی ...
نگهبانی سلطنتی؟
اونا گفتن
شاهزاده سو برای کل افراد عمارت رویی
حکم مرگ داده
شیائو شی
رانگ ار
برگشتی
چرا داری عمارت رویی رو نابود میکنی؟
عالیجناب درباره تجارت مخفیانه ی عمارت رویی فهمیده
بهم دستور دادن که اینکارو بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.