The first 200 lines.
.هی، بچهها. شرمنده که دیر کردم
یکی از زندانیها براش مشکلی .پیش اومده بود و من رفتم به دیدنش
پس چرا انگار تازه از خواب بیدار شدی؟
،اوه، چونکه بعدش
.ما یه کم چرت زدیم
.من میگم مزخرف میگی
تو دیر اومدی چونکه .دیشب اصلاً خونه نبودی
.نه، در واقع، من الان دو شبه که خونه نبودم
.اون بهم گفت که کنار ساحل زندگی میکنه
.خبر نداشتم که ساحلش توی کابو هست
.تو خیلی دیر کردی .من میرم خونه
.نه، نه، نه. نرو، نرو .این و داشته باش
وقتی سوار هواپیما بودم یه تکنیک .مشاورهای برای صرفه جویی وقت به ذهنم رسید
توی سه کلمه بگید .که چی اذیتتون میکنه
سه کلمه؟ - .آره -
فکر نکنید. فقط بگید. "اد"؟
.قرمز، زرد، قهوهای
.و منظورت مردم هستن
.ما میدونیم، "اد"، تو نژادپرستی
.نه، منظورم مردم نبود
.قرمز و زرد رنگ نماد مکدونالد هست
.قهوهای هم رنگ همبرگره - .اوه، متاسفم -
که توسط یه مکزیکی سرو میشه که اونقدر انگلیسی بلد نیست
.که بدونه بدون خیارشور یعنی چی
.بسیار خب، بگذار بعداً بریم سراغ این
لیسی"؟"
سه کلمه، ها؟ - خیلی خوب. "نولان"؟ -
."شوخی کردم. ادامه بده، "لیسی
نولان" خشبوکننده"
.نیاز داره
.در واقع، این مشکل "نولان"ـه
.باشه
بوی گه
.میده
.بهتر شد
.بسیار خب، "نولان"، سه کلمه چی اذیتت میکنه؟
.خب، من رفتم
.اوکی، این شروع یه داستانه
.ازت میخوام که سه کلمه اصلی ازش انتخاب کنی
.سر کار و
حالا تو داری داستانت رو .هر بار با سه کلمه میگی
.سه کلمه اصلی رو انتخاب کن
وارد شدم و
...من
.اوه، این چهار کلمه بود
.نمیدونم چطور باید این کار رو بکنم - .باشه، باشه -
فقط درباره مشکلت حرف بزن. نگران .اون سه کلمه نباش
من سر کار با چند نفر که قلدر .بازی در میارن مشکل دارم
،تو نمیتونستی بگی قلدرها توی کار"؟"
.ادامه بده
کمپانی لیموزین یه قانون جدید داره
.که برای دریافت ماموریت باید بری توی اداره
ولی من نمیتونم کارهای خوب رو بگیرم
چونکه بقیه رانندهها من رو هل میدن کنار
.و ازم جلو میزنن
درباره این قضیه با رئیست حرف زدی؟
.این خیلی خجالت آوره
این خیلی سخته که مثل من توی .گروه محکم و قاطع باشی
به چی نگاه میکنی، بدبو؟
.متاسفم
.این چیزی که باید روش کار کنیم
نولان"، چطوره فردا باهام بیای" توی گروهی که توی زندان دارم؟
اونها میتونن بهت یاد بدن که چطور .با ترسیدنت روبرو بشی
.تو باید بری، "نولان". من قبلاً زندان رفتم
.زندگیشون به محکم بودنشون وابسته هست
و گهگاه هم باید با
.عملیات جنسی ناخوش آیند موافقت کنند
.ولی تو هنوز به اون نقطه نرسیدی
."من نمیدونم چیکار کنم، "چارلی
.ترسناک به نظر میرسه - .اوه، نگران نباش -
ما دو تا نگهبان داریم که .تمام مدت ما رو نگاه میکنند
.کاملاً در امانیم - .باشه -
.اوه، صبر کن. یه نگهبانه
.اون یکی رو چهار بار با چاقو زدن
.فقط هم توی گردن
آخه کی همچین کاری میکنه؟
.به هر حال، کاملاً در امنیتیم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
من خیلی متاسفم. فکر کردم .این کار سکسی تره
وقتی مردم توی فیلم از روی بدن .همدیگه غذا میخورن خیلی جذابه
خب، این یه خاطر اینه که صحنهای .از تمیز کردن خودشون نشون نمیدن
میدونی، این دقیقاً بخشیه که .نه و نیم هفته طول میکشه
.من فقط میخواستم یه کار جالب رو امتحان کنم
،من خیلی وقته که سنتی کار میکنم .الان مثل یه بچه توی شکلات فروشی شدم
،حالا که بحث شکلات فروشی شد
فکر کنم ما با موفقیت تونستیم ثابت کنیم
،که شکلات اماندام توی دست آب نمیشه
.ولی روی همه جای دیگه بدن آب میشه
باشه، خب دیگه چه کارهای جالبی میتونیم انجام بدیم؟
.میتونیم دست و پای هم رو ببنیدم
.میتونیم اسباب بازی جنسی بخریم .میتونیم نقش بازی کنیم
.اوه، نقش بازی خوب به نظر میرسه
.تا حالا این کار رو نکردم
به غیر از اولین باری که سکس کردم .و وانمود کردم که 18 ساله هستم
مگه چند ساله بودی؟ - .بیست و چهار -
خب میخوای نقش کی رو بازی کنی؟
من نقش یه بچه دبیرستانی رو بازی میکنم که کلاس رو پیچونده
و تو میتونی یه معلم سکسی باشی
.که ایده متفاوتی برای تنبیه داری
،فکر کردم این کار قراره فانتزی باشه
.نه اینکه یه صحنه از زندگیت رو بازسازی کنی - .این یه فانتزیه -
که زمانی که توی دبیرستان بودن اتفاق .نیوفتاد. من کلاس هشتم بودم
.بیا دکتر بازی کنیم - .باشه -
.آره؟ باشه
.من دکترم، تو مریضی
.باشه، عالیه
.و من با یه بیماری سخت میام پیشت
،بیماریم شبیه سینه پهلو هست
ولی تو اصرار میکنی که شاید یه خفاش .میوه خوار آفریقایی من رو گاز گرفته
من فقط میخواستم دور و بر پستونت رو لمس کنم
،و بعد ازت بپرسم حالت بهتر شده .ولی هر چی تو بخوای
.اوکی، داستان اینه
.توی محل کار "نولان" بهش زور میگن
و من از شما میخوام چند تا نصیحت بهش بکنید
.که چطور با این ترسش کنار بیاد
.عالیه! آموزش چاقو زنی
من بیشتر منظورم
.شیوه ایستادن و ارتباط چشمیه
.چاقوی من هم با چشمهای اونها تماس پیدا میکنه
فقط برای تمرین، بیاین .تمام چاقو زدنها رو امروز کنار بگذاریم
."من میدونم منظورت چیه، "چارلی
.نولان"، بلند شو"
حالا، ازت میخوام که بیای طرف ما
.با ترسناکترین شیوهای که میتونی
.مرد، تو اینجا نمیتونی دووم بیاری
.و منظورم به عنوان یه زندانی نیست، منظورم امروزه
.فکر نکنم بتونی تا ماشینت برگردی
من بهت میگم که اگه مردم
.من رو اذیت کنند من چیکار میکنم
من بزرگترین و قویترین حروم زادهای که اینجاست رو پیدا میکنم
.و بعد باهاش عشقبازی میکنم
.و اون ازم محافظت میکنه
."ممنونم، "کلیو ."نولان"
بله؟ - .این کار رو نکن -
،ببین، اگه تو مبارز خوبی نیستی
تو فقط باید جوری راه بری که نشون بده
".باهام در نیوفت وگرنه کاردی میکنمت"
.این رو باید توی چشمات نشون بدی
.دیگه نمیتونم این رو تحمل کنم .من رو همین الان بکشید
.اوکی، "نولان". حالا نوبت توئه
.باشه
.اوه خدای من، نگاش کن .اون شبیه بامبی شده
چارلی"، میتونم نگهش دارم؟"
.خب، مشخصه که این کارمون فایدهای نداره
میدونم. من باید چیکار کنم؟
.من باید یکی رو سر کار بکشم تا بهم احترام بگذارن
.خب، این ایده عالیه
.اگه من آدمکشی کنم بهم انعام نمیدن
.نه، نه، نه. استعارهای گفتم
،من میام اونجا و مثل یه مشتری عصبانی رفتار میکنم
با رئیست دعوا میافتم ،و وقتی زدم یه چیزی رو شکوندم
،مثلاً، بگیم، فنجون قهوه رو
این یه نشونه هست که تو جلوی .همه باهام دعوا بیوفتی
بکشمت؟
باشه، قبل از اینکه جلوتر بریم، بگذار اول
.مشخص کنیم که معنی کلمه استعاره یعنی چی
بسیار خب، من یه تماس .از بورلیهیلز دارم برای فرودگاه
نوبت کیه؟ - .من -
چطور اینکار رو میکنی؟
.تو کلیدت رو گم کردی
.باشه
.مایک"، ماله خودت"
."خب، خودت مسخره شدی، "مایک
چونکه وقتی اون لیموزین رو تکون بدی و ،بری پولی که برای منه رو بدست بیاری
.من میرم اونجا و کلیدم رو بر میدارم
.پس، ها
تو اینجا مسئولی؟ - .بله -
من دیروز ساعت 3 ماشین سفارش .دادم و کسی نیومد
من یه قرار تجاری رو از دست دادم که .یه میلیون دلار برام خرج برداشت
.من خیلی متاسفم، جناب
.اسمتون رو بدین من سابقه رو چک کنم
چی، میخوای بگی من دروغ میگم؟
.واو، رفیق. آروم باش
چیه، میخوای بگی که من رفیق آرومی نیستم؟
.من تولد دخترم رو از دست دادم
.در حین قرار تجاری که میلیونها دلار برام خرج برداشت
.تو باید آروم باشی، رفیق .وگرنه زنگ میزنم به پلیس
آروم باشم؟ آروم باشم؟
چطوره این کار رو بکنم؟ - این چه کاریه؟ -
همه این رو دیدید؟ .من الان لیوان قهوه ایشون رو شکوندم
کسی با این مشکل داره؟ - .آره، من دارم -
.خب، من میدونم تو با این مشکل داری
کسه دیگهای هم با این مشکل داره؟
.من الان لیوان قهوه رو شکوندم
اینجور نیست که زده باشی .فنجونش رو شکسته باشی
.فنجون و لیوان یه چیز هستن - .اوه، لعنتی -
.نمیدونستم
.آره، من مشکل دارم
!سر رئیسم داد نزن
تو کدوم خری هستی؟ - !اسم من "نولان"ـه -
من خسته شدم از اینکه دیدم اینجا !با مردم بدرفتاری میشه
اگه همین الان از اینجا نری من پات رو از جاش درمیارم
و باهاش میزنم در کونت !و میندازمت توی خیابون
.خب، این تهدید عجیب ولی واقعاً جدیه
!این تهدید نیست، این یه قوله، مرتیکه حرومزاده
من تا سه میشمرم و اونوقت تو باید برای
!بهترین درکونی عمرت آماده بشی
!یک - !من میرم، من میرم -
.نه، صبر کن! اول عذر خواهی کن
No comments yet. Be the first to leave one.