The first 200 lines.
چطوری؟
اولین کاری که میکنم
این دیوارو میکوبم. میفهمی چی میگم؟
جکوزی سرپوشیده
این داداشت تو پذیرایی حموم میکنه! شنیدی چی گفتم؟
ناین: از فکرت خوشم میاد، ولی این پیشنهادها هنوز امضا نشده
پس شاید بهتره اول در مورد زمان عرضه آلبوم حرف بزنیم
حرف بزنیم؟
خب من با بچههای اسپاتیفای صحبت کردم
و اونا حاضرن حسابی حمایت کنن
عالیه! اوکی، خوبه. پس کی منتشرش میکنیم؟
به زودی. ولی زمانبندی خیلی مهمه
خب؟ چند تا کمپانی ضبط همین الانشم ابراز علاقه کردن
اگه درست عمل کنیم، میشه یه رقابت جدی واسه خریدش.
اوه، لعنتی!
همون مدل جنگی که من دوست دارم. منظورمو میفهمی؟
کینگ! الو؟
اینا رو میشنوی، رفیق؟ چته تو؟
آره مرد، بالاخره موفق شدیم، داداش
همینه، عزیزم! آره!
بزن بالا!
اوهوم
اوه! صبر کن، اینا چیه؟
اِ...
فقط، اِ... یه سری کارای نهایی واسه مهمونی
مهمونی؟
فکر کردم گفتی دیگه با این کارا تموم کردی
اگه سِیج بفهمه چی؟
نگران اون نباش
فقط... فقط باید یه مهمونی کوچولوی دیگه بدم
با شهرم خداحافظی کنم. سِیج شهر نیست، بهترین وقته.
اوه! واقعاً اینقدر نمیتونی یه قانون ساده رو رعایت کنی؟
بیخیال، اینطوری نباش. فقط یه مهمونی کوچولوئه. یه خداحافظی.
دره، باید این تور رو جدی بگیری
جدی میگیرم
صبح زود بیدار میشم، حرکات رو یاد میگیرم، حتی با سِیج هم دارم کنار میام
من فقط، به این نیاز دارم، میدونی؟
گاهی وقتا باید کارای خودمو انجام بدم
باید از این آخرین فرصت آزادی لذت ببرم
آه
پس میای، درسته؟
باشه
من که نمیتونم مهمونی داندری رو از دست بدم. خودت که میدونی.
آره؟ میدونم
آره
تَل: خانم جونز، با من کاری داشتید؟
شکلات؟
حتماً. ممنون.
اوهوم
خب، چطوری؟
خوبم. حالم خوبه. من...
قدردانم، میدونید؟
میدونم وقتی اُدالی رو کنار گذاشتم، اعتماد سِیج رو از دست دادم
تَل، بس کن. باشه؟ اُدالی داره خوب ریکاوری میکنه.
وقتی میپرسم حالت چطوره، واقعاً میخوام بدونم
مثلاً، چطور داری با استرس تور کنار میای؟
بقیهی رقصندهها چطور باهات رفتار میکنن؟
زندگی تو خونه چطوره؟
اِ...
راستش
تور الان بهترین حواسپرتیه
تو خونه اوضاع یه کم پیچیدهست
اوه، واقعاً؟ چرا؟
خب، چند هفته پیش برای اولین بار پدرمو دیدم
وای! چی... چی گفتی؟ اون چی گفت؟
چیزی نگفت که از قبل ندونم
گفت بدون اون حالم بهتره. و...
قصد ندارم دوباره ببینمش پس به هر حال مهم نیست
خانم جونز، تنها چیزی که برام مهمه اینه که جام رو تو تور پس بگیرم
خب، یه خبر خیلی خوب برات دارم
خیلی خب! این فوقالعاده به نظر میاد!
موزیک رو قطع کنید، لطفاً؟
واقعاً کارتون عالی بود، بچهها
اِ... یه اطلاعیه دارم
میدونم همهتون دارین از خودتون میپرسین سِیج کجاست
اینقدر نزدیک به تاریخ افتتاحیه مون. اون...
اون تو نیویورک داره کارای تبلیغاتیشو انجام میده. من قبلاً بهشون اطلاع دادم.
اوه، خوبه. آفرین بهت، زو. ممنون.
اوم... از امروز
سِیج منو به عنوان مدیر هنریش منصوب کرده
پس از حالا به بعد
تمام تصمیمات مهم باید از طریق من انجام بشه
تبریک میگم
ما تمرین داریم پس برمیگردیم سر کارمون
بله، و... حتماً. و همچنین
از اول شروع کنید
اوم... از امروز تَل دیگه کنار نیست، پس...
هورا!
یه جای خوب براش پیدا کنید
چشم
تَل، بشین سرجات!
اونوری بشین
از اول شروع میکنیم
زو! متأسفم
شاید واضح نبودم. از امروز تَل برگشته تو کار.
اون نشسته نیست. اون ایستاده نیست. اون داره میرقصه.
ما هفتههاست داریم تمرین میکنیم. چیدمانها مشخص شده.
اون میتونه تو شمارهی بعدی وارد بشه.
تَل، این طراحی رقص رو بلدی؟
بله، خانم
نه، اون که نه
عالیه! پس انگار میتونه تو این قسمت باشه.
سِیج منو کاپیتان رقص کرده، خب...
و منم کارگردان هنریام. پس تال رو برگردون تو برنامه.
وگرنه باید به سیج توضیح بدی چرا مجبور شدیم کل برنامه رو حذف کنیم.
گرفتی، کاپیتان رقص؟
عالیه.
خب، کاری که باید بکنین رو انجام بدین.
آب بخورین، حساباتونو با خدا صاف کنین.
سه و نیم دقیقه وقت دارین.
چی؟ سه و نیم دقیقه؟
بابا، ما خودمونو کشتیم. نمیشه یه پنج دقیقه کامل داشته باشیم؟
آره، به لطف داندری حالا سه دقیقه دارین.
یه کاریش بکنین.
آه، بابا.
انگار عمداً میخواد حال ما رو بگیره.
آره، داره واقعاً رو اعصابم میره. هفتههاست که...
و مردم هنوز درگیر این مزخرفات "پاپین آف" هستن. آخه این چه کوفتیه؟
دِره! نگاه نکردن بهش، به این معنی نیست که از بین میره.
فکر کردم همه این حواشی ریگو رو تموم کردیم؟
من هفتههاست دارم مثل میشل اوباما رفتار میکنم، وقتی اونا پایین میان، من بالا میمونم.
این روش دیگه جواب نمیده، باشه؟ میخوام یه جوابی بهشون بدم.
نمیشه فقط به ریگو کمتر توجه کنیم و رو خودمون تمرکز کنیم؟
باشه.
این یکی کدومه؟
اون، اِ، بوربون آناناسه.
بوربون آناناس... هوم.
اوه خدای من! چی؟
بوربونش زیاده.
آها.
میخوای بری دم در؟
هوم؟
میخوای بری دم در؟
منتظر کسی هستی؟
نه.
خب، پس حتماً یه نفرِ که میخواد من یه چیزی بهش بدم...
که من نمیخوام بدم.
مثلاً، اِ، وقت، پول، یا یه ذره حوصله.
اوه. نگران نباش، راحت باش. من میرم.
اومدم!
زن: سلام، من خونه به خونه دارم میرم...
سلام.
برای انتخابات پیش رو رایدهندهها رو ثبت نام میکنم.
نه، ممنون. من اوکیم.
جلوگیری از رای دادن یه مشکل واقعی تو جامعه ماست، آقا. خب به نظرتون چرا اینطوریه؟
اوم.
چون سیستم از کاری که ما میتونیم بکنیم میترسه.
وقتی سازماندهی شده، متحرک و آگاه بشیم.
ایول، مکسین واترز! اوه!
هی.
سلام.
اوم... به به! نگفتی یه سوپراستار دم در داریم!
هوم.
ببین، اگه میخوای منو برای رای دادن ثبتنام کنی...
تنها کاری که باید بکنی اینه که شمارتو بهم بدی و لبخند بزنی.
اِ... اوه... پس...
خب، در واقع من به عنوان مستقل ثبتنام کردم!
مستقل... ما از سیستم خوشمون نمیاد!
هیچی نگو.
ببین، یه چیزی بگو.
منظورم اینه که...
اِ.
منظورم اینه، هر روز که یه زن خوشگل نمیاد...
همینجوری بیاد دم درت.
شرط میبندم اونم ماهی بود.
ببین، آقای اَل. اگه دنبال آشنا شدن با زنی...
چرا تیندر رو دانلود نمیکنی؟
بچه، دیوونهای؟ من تیندر لازم ندارم!
اینجوریه که تو دیتلاین سرت به دردسر میفته.
تیندر کدوم یکیه؟
زو: به نام آریتا!
ویتنی و مایکل!
تمام آرزوی زو این بود که سرپرست رقص بشه و بره تور.
میتونیم چندتا حرکت رو حذف کنیم و یه بخش فیریاستایل اضافه کنیم.
هیچکس دنبال اون فیریاستایل از مد افتادهی تو نیست.
به سلسله مراتب و حرکات احترام بذار. مرسی.
چی میشه اگه ما...
به سلسله مراتب و حرکات احترام بذار!
ببین، بهتر کار میکنم. باشه؟ من فقط... فقط یه کم زمان نیاز دارم.
با این وضع و قیافهای که تو داری...
فکر نکنم دیگه هیچوقت از آتلانتا برم.
و من خیلی خوشگلتر از این حرفام که تو این شهر درجه دو آشغال گیر کنم.
تو اصلاً از آتلانتا چی میدونی؟
تو فقط یه توریست اَفادهای هستی که برای اینستاگرام پُز میدی.
عقب بکش، دختر کوچولو. چون من به کشورایی رفتم که تو فقط از اونجا موهاتو میخری.
زو، کارت به جاهای باریک نکشه.
صبر کن، صبر کن. اون اصلاً ارزش این همه رو هم نداره.
تو که میدونی فیس و اَفاده اومدن واسه بقیه، راهی برای انگیزه دادن بهشون نیست، درسته؟
راستی، حالا که بحثش پیش اومد، من امشب یه مهمونی میگیرم.
همهتون لیاقت دارین که خوش بگذرونین و ببینین آتلانتا واقعاً چیه.
و منم اونیم که بهتون نشون میده.
من و اون فیریاستایل از مد افتادم.
تو هم دعوتی، زو.
سیج باید بفهمه که من فقط میخواستم به اندازه خودش تلاش کنم.
بفرمایید. بخش هایلایت شده رو بخونین.
«تمام محتوا یا موادی که در های واتر یا با تجهیزات های واتر توسعه پیدا کرده...
...متعلق به های واتر و صاحبش سیج آدام میشه.»
کینگ، من ازت ناامیدم. سیج خیلی کارا برات کرده.
من متاسفم، باشه؟ هر تنبیهی که سیج تصمیم بگیره، قبول میکنم.
ولی خانم جونز، من اون موسیقی رو پس میخوام.
No comments yet. Be the first to leave one.