The first 200 lines.
وقتی که هرج و مرج اولیه...
تفاوت پیدا کرد،
«چی» خالص و سبک... (در فرهنگ چین انرژی حیات است)
بالا رفت و آسمون رو ساخت،
در حالی که «چی» سنگین و کدر...
- پایین اومد تا تبدیل به زمین... - وایسا.
نفهمیدم چی شد.
در ابتدا...
که آسمان و زمین از هم جدا شدن،
اولین اهریمن متولد شد
اسم اون...
«آغازگر» بود.
اون...
جَد بی شمار اهریمن بود.
«آغازگر» به عنوان پیشروی اهریمن ها...
بسیار نیرومند بود.
اون به دنبال حکومت در 3 سرزمین بود
بوداسف ها نتونستن مغلوبش کنن
فرمانده های آسمانی...
و جاودان های طلایی دالوئو...
در برابرش مفتضحانه شکست خوردن.
در آخر،
یکی از شاگردان بودا...
از همه انرژی چیش استفاده کرد...
تا «آغازگر» رو حبس کنه...
و یک بار برای همیشه،
اون رو به تاریک ترین و سردترین جای سرزمین بفرسته
دست مریزاد
همش همین؟
همین دیگه.
باز یه افسانه من درآوردی.
منم می تونم بگم پدر جد بزرگم!
باجیه،
به پیشینیان توهین نکن، حتی اهریمن هاشون.
پس بگو ببینم.
کجا این «آغازگر» بزرگه؟
طبق این کتاب،
هر جا که «آغازگر» پا می ذاشت،
حیات باقی نمی موند.
حتی می تونست هر چیز زنده ای رو...
به اهریمن تبدیل کنه.
واقعاً این ها رو باور داری؟
تو کتاب نوشته...
دانای بزرگ و هم تراز آسمان بی اندازه قدرتمنده
با این حال، میمونه حالا مثل ما شده...
و دنبال کتاب مقدس می گرده
بروشور خودمه!
داداش، تو هیچ وقت مطمئن نیستی.
باید در برابر افکار دنیوی بسیار...
مطیع چاکرای قلبمون باشیم.
اگه کامل درک نمی کنیم،
به بیانات ذهن مراجعه کنیم.
با داشتن بودا تو ذهنمون،
می تونیم همه موجودات با ادراک رو ببینیم.
ووکُنگ عزیزم،
پس کی برمی گردی؟
چرا ماتم گرفتید، استاد؟
چرا گریه می کنید؟
وقتی دلشکسته می بینمتون،
منم ناراحت می شم.
استاد، من خیلی رقت انگیزم.
باز هم شکمم قار و قور کرد.
باجیه، شکم من بود.
گشنه ام.
تقصیر میمون کوفتیه!
کجا رفته؟
استاد این قدر گرسنشه که به گریه افتاده!
نه.
من برای این دنیا...
اشک ریختم.
چی...
باجیه،
راهب ها نباید خود شیرینی کنن...
یا بد حرف بزنن.
نه، منظورم این بود که اشکتون برای هر چی بوده،
من پاکش می کنم.
مثل همیشه باحالن
از این میمون کوفتی...
کار خوب بر نمیاد!
چرا برای آوردن یه کاسه آب...
این قدر شلوغ بازی در آوردی؟
ببندش.
ورود من باید همیشه باحال باشه!
استاد!
استاد، این میمون همیشه مثل اهریمن دردسر درست می کنه،
چون شما لوسش می کنید.
باجیه،
همه موجودات با ادراک در 10دنیا زندگی می کنن...
که شامل 6قلمروی تولد دوباره هم می شه.
ده ها میلیون اهریمن هست.
با این حال،
یه اهریمن دقیقاً چیه؟
کتاب می گه...
که همه موجودات ذاتاً از روح برخوردارن،
اما...
ما اهریمن ها هیچ وقت روح درست و حسابی نداشتیم.
استاد،
وقتی کتاب مقدس رو پیدا کردیم،
ذی روح میشیم؟
ووجینگ،
وقتی به بودنش فکر کنی،
خواهد بود.
روح؟
مُفت نمی ارزه.
خدای من!
چه قدر این خانمای محافظ...
...ملیح و دلپذیرن!
نگاه کنین!
شما اهل تانگ بزرگ شرقین؟
همونایی که دارن به غرب سفر می کنن؟
اینا که مَردن!
چه دقتی، فرزندانم.
دقیقاً همین طوره.
اسم بودایی من شونزانگه.
با ما بیاین.
حتماً خانواده مرفهین.
چه مجلل!
فرزندانم، استادتون کیه؟
اسم تائویی استادمون جن یوانزیه.
ارباب کهن آسمان به یه ضیافت دعوتش کرده.
پس جن یوان جاودان بزرگه.
خارق العاده ست.
بعدتر خوراک گیاهیمون رو امتحان کنین.
جاودان های زیادی میان این جا که صرفاً امتحانش کنن.
فوق العاده ست.
معلومه گرسنه این.
درسته. درسته.
پس فقط صبر کنین.
هی، میمون! دست نزن!
نباید هیچی رو بشکونی.
حرف دهنت رو بفهم!
تو هم نباید بری رو مُخ من!
اِی...
بریم. نادیده بگیرش.
پس شماها سه خالص رو عبادت نمی کنین؟
چه مغرور!
ووکُنگ،
سر راهمی.
ای بابا.
ببین چه بی نواست!
نمی دونم چرا استاد گنج های ارزشمندمون رو...
...چیده که اون بخوره.
دقیقاً! حیف!
«پاک باد»، نظرت چیه...
...که بخوریمش؟
نمیشه.
اگه استاد بفهمه چی؟
فقط غذای کافی بهشون بده...
...و قبل از برگشتن استاد بفرستشون برن.
گنج؟
باز این میمون کجا رفته؟
کم بود از ترس بمیرم!
پس چرا هنوز نمردی؟
بس کن.
حدس بزن چی شده؟
تو این معبد یه گنجی دارن...
- ...که خوراکیه. - زود باش.
من عاشق یواش حرف زدنم.
میگی یا نمیگی؟
باشه، میگم.
بچه ها گفتن...
...گنجه به قدری خوبه...
...که نباید به ما بدنش.
به من نمیدنش؟
پس دیگه مجبورم بخورمش.
دیدی؟
برای همین واسه استاد عزیزی.
تو اصل جنسی. سرسختی!
بیا این جا.
کم بود دل و روده م له شه!
تحسین برانگیزه!
چه گودال بزرگی!
الحق که گنجه!
بیا چند تا بچینیم و بچشیم.
نگاه کن، ووکُنگ!
شاه میمون ها،
آقای دانای بزرگ،
دست بجنبون!
عجله کن، خب؟
چه قدر بی صبری.
بیا پایین دیگه!
می تونم هم انرژی آسمانی و هم اهریمنی رو حس کنم.
عجیبه.
بیا بیرون دیگه!
درود، دانای بزرگ.
- من ایزد محلی لانگ... - لانگ بخوره تو سرت.
تو گنج من رو دزدیدی.
حالا می خوای اسمت رو بهم بگی؟
اشتباه گرفتین!
من هیچ وقت جسارت نمی کنم سر به سر شما بذارم.
- من فقط یه روحِ... - بزرگ تر.
- بسه. - یه روح کوچک و حقیرم.
اگه تحویل ندیش،
زمینت رو زیر و رو می کنم.
حرف بزن. کجا قایمش کردی؟
این گنج رو...
...به عنوان شنگرفی علف رو...
No comments yet. Be the first to leave one.