The first 200 lines.
نگهـــبـان شــب
، اين تولد منه . من تصميم ميگيرم چکار کنيم
. تو هنوز بچه اي ، فقط 24 سالته
. هنوز براي تصميم گيري ، بزرگ نشدي
چرا مث آدم بزرگا با هم حرف نزنيم ؟
." بازي " تعقيب بيهوده - . اين بازي احمقهاست -
. فکر کنم به حماقتش افتخار ميکنه
. ما هيچوقت نفهميديم چطوري جشن بگيريم
. ما داريم تحمل ميکنيم - . آدماي باهوش هيچوقت تحمل نميکنن -
. بيا بجاش تلويزيون نگاه کنيم
. لعنتي ، اين قاتل رواني بازم ضربه زد
. اون فاحشه بود
. معلومه که چاقو خورده
. اين يه همچين کِيس مُهَيجيه
چي شده ؟ - . بطري لعنتي -
. نه ، شراب قرمز کوچولوي من
. براي خستگي - . براي شغل تازه-ي من -
. نميفهمم چرا مزاحم ميشي - چکار کنم ؟ -
. حال بهم زنه
، تنها کاري که بايد بکنم اينه که . تمام شب رو بتمرگم اينجا
چطوري اومدي تو ؟ - . در باز بود -
. لعنتي ، احتمالا" اون در هيچوقت بسته نيست
تنهايي ؟ - . بله -
. به مريخ خوش اومدي - ببخشيد ؟ -
، من دستگاه قهوه جوش برات گذاشتم . ولي تو راديو نداري
راديو داري ؟ . خُب يکي بگير
، بريم شروع کنيم درمورد کار بهت گفتن ؟
."نه کاملا
، هنوز يه سري آدم اينجاها هست . ولي شبها مث مريخ مي مونه
پس تو چي شنيدي ؟ تمام داستان رو بهت گفتن ؟
چيزي درمورد من بهت گفتن ؟ - نه ، چي بايد ميگفتن ؟ -
بهت نگفتن چرا من ساکتم ؟
. نه نگفتن
ميشه چند لحظه بيايم تو ؟
. کليد رو بذار توي جعبه
. حالا بچرخونش
، نيازي به بررسي اين اتاق نيست . کليد همينجاست
. بيا يه نگاهي بنداز
. ببين
ميدوني توي حوضها چيه ؟
بوي فرمالين رو حس ميکني ؟ بوش مياد ، نه ؟
. هيچوقت اونجا نرو
. ببين
، منم هيچوقت نخواستم ببينم . حال بهم زنه
پس من شبها اينجا تنهام ؟ - بهت نگفتن ؟ -
، گاهي آمبولانس مياد داخل . جدا از اون ، فقط اينها هستن
. مرده هاي بي هويت اينجان
. نميدونم چرا اينجا کليد ميذارن
. خُب ، بيا شروع کنيم
. اونا کاري ندارن
. فقط چشمت به کليد باشه
. فقط به اون نگاه کن
. احمقهاي لعنتي ، کليد رو گذاشتن اينجا
اين طنابها براي چي هستن ؟ - . فقط براي احتياط -
، درمواقعي که يکي از اونا بلند بشه . ميتونه اونو بکشه و آژير خاموش بشه
. بعد تو به دکتر کشيک خبر ميدي . فقط خبر ميدي
. نگران نباش ، اين اتفاق نميُفته
، اينجا سرده ، ولي هنوز ميتوني بوي اونارو حس کني درسته ؟
، مطمئن شو که دکتر در رونبسته . از داخل دستگيره نداره
چرا بايد بسته باشه ؟
. يادت نره چراغارو خاموش کني - چرا ؟ -
. همينجا اتفاق ميُفته - چي ؟ -
، افتضاح
. افتضاح وحشتناک
، پارسال ، يه نگهبان شب
. چند شب ادامه داد
. اينکارو باهاشون کرد - ، منظورت اينه که -
. بيچاره يارو ، حرمسراي خودشو داشت
، يه شب همونجا گرفتنش . وقتي داشت همون کارو ميکرد
، دکتر ارشد مانع شد ، بخاطر امنيت بقيه
، ميگن چند هفته بيرون ايستاد . مث يه نوجوون بيمار از عشق
. زشت
، وقتي مدتي اينجا باشي . نفس کشيدنت خراب ميشه
. دستت رو بذار روي دهنت
. نفست رو بده بيرون تا بتوني بو کني
درست ميگم ، نه ؟
. آره - . بوي خاک ميده -
. اينا پرونده ها هستن
. اينجا رو امضاء کن
. بعدش من کليدهارو بهت ميدم
. اينو ضميمه-ي همينجا ميکنم
. همراه با بقيه-ي پرونده ها
. ميدوني که هممون اينجاييم
. اينم صورت وظائف
، اين آژير هشدار - . هيچوقت پيش نميومد -
. عکس عجيبيه - . هميشه اونجا بود -
. نميتوني اين راديو رو برداري
تو داري ؟ - ، درحقيقت ميخوام درس بخونم -
. يه راديو براي خودت تهيه کن
. بهتره يه راديو براي خودم بيارم - . خوبه -
، فقط يه چيز ديگه
، جاي نگراني نيست . ولي بد نيست اينو داشته باشي
. راديو يادت نره
دختر رؤيايي خودت رو ميشناسي ؟ - . بايد درموردش ياد بگيريم -
. کارگردانت احمقه - . درحقيقت خيلي شيرينه -
چرا کسي توي دنياي کوچيک تو نميتونه احمق باشه ؟
تورو اذيت ميکنه ؟
. نه ، کاشکي دنيا همونجوري بود
اگه من بگم ...کالينکا ؟
، اگه بگم دوستت دارم شبيه يه فيلم بد آمريکاييه ؟
. بستگي داره چطوري بگي - . دوستت دارم -
. دوستت دارم
، من دوست دارم
. تورو
چرا هيچوقت نميتونيم بگيم ؟
. ما خيلي فيلم بد ديديم
. دوستت دارم
. يه روز تو بزرگترين هنرپيشه-ي جهان ميشي
. اونموقع ديگه قادر نيستي بگي
. چراغها
. چه کار بدي - . پولش خويه -
. مادرت رو بفرست آزمايش بده- . ما بايد خودمون تست بديم -
. ببينيم شايد جرأت پيدا کردي - منظورت چيه ؟ -
ميشه يه قلم بهم قرض بدي ، لطفا" ؟
کالينکا برات کافي نيست ؟
. هيچوقت به کالينکا کلک نميزنم - . حواست باشه چي داري ميگي -
چرا گستاخ نباشيم ؟
، براي دوهفته-ي بعدي . بيا محدوديتهارو کنار بذاريم
چطوري ؟ - . ميتونيم با هم رقابت کنيم -
، ميتونيم هرسؤالي از همديگه بپرسيم . هرکي عقب افتاد ، باخته
بدون محدوديت ؟ - . هيچي -
چه رقابتي ؟ - . هرچي شد -
شرط سر چي ؟
. آزادي
. بازنده محکوم ميشه که براي هميشه فاميل بشه
، اگه من باختم ، با " لوت " ازدواج ميکنم . اگه تو باختي ، با کالينکا ازدواج ميکني
. پس با سرنوشت ، باختمون رو ميديم
، از قبل سنگينيش روي ما احساس ميشد حس نميکني ؟
. اين به اون در - . منحرف -
. ببخشيد يادم رفت تو کشيشي
، من يه شغل تابستوني داشتم . مثل مسئول ناقوس
مسئول ناقوس ؟ - . و تو يکشنبه ها ميري کليسا -
. ميرم براي اولين مراسم خدمتم
، اون با اجساد سروکار داره . تو توي کار صليب هستي
. يادت نره من دارم تحقيقات شيطاني ميکنم
. معذرت ميخوام
. چه گروه عجيبي ، گوگي
، بيا محل کارم . باهات مسابقه ميدم
ميدوني ديروز چي ديدم ؟
، يه دختر توي ايستگاه اتوبوس ايستاده بود . ولي سوار اتوبوس نميشد
، منتظر يه اتوبوس ديگه بود
. اون يه فاحشه بود ، جويس
از کجا ميدوني ؟ - . امشب خيلي تيز نيستي -
چي شده ؟
، من امشب استراحت ندارم . ماه کامل شد
. پونصد کرون بهت دادم
. ميمونها شب بايد بيرون باشن
. بي تفاوت نباش
. پونصد تا بهت دادم - . فقط 50 تا بود -
. من دقيقا" 500 کرون بهت دادم - . آروم باش -
يه آبجو با من ميخوري ؟ - . بکش کنار -
، نبايد اينجوري حرف بزني . من حالم خوبه ، گوگي
. دخترا مشکل سازن
. ما يه جفت پسر واقعا" شهوتي هستيم
امشب يه کم کوکائين واقعي ميخواي ؟
. فکر کنم بايد يه کاري بکنيم
. آره ، درسته ، ما بچه هاي خشني هستيم
. ميدونستي دهن دوستداشتني اي داري
. حواس پرت
، خيلي ممنون . فقط بِتمَرگين اينجا
. ميخوام برم خونه - . ممکن بود يه کار ديگه بکنيم -
. يالا بريم - . قراره يه مدت بمونيم -
اشکال نداره ؟
تا شب مياي ؟ - . شايد -
. همين حالا ميتونم مسابقه رو ببرم . باهات مبارزه ميکنم تا اونارو نشون بدي -
داري چکار ميکني ؟
."يه نوشيدني چهارتايي لطفا
چکار ميکني ؟ - . خُب مارتين -
چي داري ميگي ؟ - . با من مبارزه ميکني -
، ولي تو نميتوني
، جنس ، نکن
. سلام ماهي صورت
. مزاحم آدماي نجيب نشو
تورو با يه فرهنگ خارجي بار آوردن ؟
گوگي ؟
اين اسم ، پاکستاني نيست ؟
تو دانمارکي حرف نميزني ، نه ؟ پاکستاني هم نيستي ، درسته ؟
، تو پاکستاني رو دست ميندازي ، ولي پاکستاني نيستي پس دوباره ، کي ميدونه ؟
، وقتي مادرت فاحشه باشه . ميتونه ترتيب هرکسي رو بده
. واقعا" صدمه ديده
. احمقها
. عالي بود ، من ازشون متنفرم
. متنفرم
، ماهي صورت نگاه توي صورتش رو ديدي ؟
، وقتي مادرت فاحشه باشه . ميتونه ترتيب هرکسي رو بده
. بيا يه سيگار بکشيم
. هانس کريستين اندرسون ، يه احمق بود نويسنده-ي دانمارکي و خالق اثر مشهور جوجه اردک زشت
. اون نابغه بود
، ميدوني ، هربار که با خودش ور ميرفت
. يه علامت توي دفتر خاطراتش ميذاشت
چي ؟ - . با مداد علامت ميذاشت -
، اگه من هربار اونکارو ميکردم
. ديگه مداد نمي موند
، اون دختره ، جويس . ميدوني که فاحشه-ست
. من ترتيبش رو دادم
. بهم نگفته بودي
. هرکاري ميخواستم ، برام ميکرد
. گفتم اسمم مارتينه - خودتو جاي من زدي ؟ -
. اون نميدوني تو کي هستي - . حرومزاده -
. آره درسته ، حرومزاده-ي احمق - . تو شگفت آوري -
No comments yet. Be the first to leave one.