The Lowdown

The Lowdown

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Lowdown 2025 S01E03 Dinosaur Memories 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 The Lowdown 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بفرمایید

این فندقیه؟

لعنتی، گرمه

هی، قهوه داغه

هنری از اون، اِ... فلان‌فلا‌ن‌ها نصب کرده، هر چی هست

دستگاه قهوه‌ساز. آره

تو هنوز اینجایی، آره؟ اومدم کمک کنم، رئیس

آره، با وجود اون اینجا، ببینیم اون یاروها چطور می‌خوان

حالا تو رو پرت کنن تو صندوق عقب، پدو. نمیشه

بس کن به من نگو پدو، باشه؟

اسم مستعار باحالی نیست

باشه، لعنتی. پس چی باید صدات کنم، کوفتی؟

نمیدونم. لفتی، لاکی، یه چیز باحال

هی، نه، نه، نه، نه، نه، نه، اسم مستعار اینجوری نیست، رفیق

شروع می‌کنم بهت بگم مترسک

چرا؟ چون قدم بلنده؟

نه بابا، چون مغز لعنتیتو استفاده نمی‌کنی

گوش کن، اسم خودمو صدام کن، لی، وگرنه تو کارخونه اتوبوس کار می‌کنی

لی. باشه، آره، فهمیدیم، لی

لیِ کله‌خراب

اوه، ای بابا

لیِ خل و چل

لی، تو رو داریم، لی!

عجب قضیه‌ی گندی

چون مادرت دیگه دوست نداره تو کتابفروشی بمونی

چون امن نیست. چرا امن نیست؟

اونه اونجا، می‌بینیش؟

اون یکی؟ آره

اینم از این

خب، در واقع دو تا حمام کامل داره

که شخصاً به نظرم برای یه ساختمون چهار واحدی خیلی نادره

گفتی یه دو واحدیه

چهار واحدیه

پس، مثل آپارتمانه

به هر حال، فکر می‌کنم برای یه دختر جوون خیلی خوبه

که در آستانه زن شدن هست، حمام مخصوص خودش رو داشته باشه

آخه، می‌تونی همه وسایل دخترونتو اونجا بذاری، مثلاً محصولات موهاتو

و وسایل ناخنت، و وسایل اصلاح شخصیت برای آرایش شخصی‌ات

پسرها رو یواشکی بیاری اینجا

ویکی؟ بله

حراجی املاک چطور تموم شد، ها؟

همه اون کتاب‌های تو اتاق کار دِیل رو فروختی؟

آره، در واقع. سود خوبی کردم. اِم‌هم. برنده‌ی خوش‌شانس کی بود؟

بذار حدس بزنم، رِی؟

در واقع، می‌دونی چیه؟ سر قرار نیومد، اون شیّاد

آره، گفت میاد ولی هیچ‌وقت پیداش نشد

منظورت چیه؟ کی خریدشون؟ من چه می‌دونم

ببخشید. منظورت چیه؟ تو-تو یادت نیست؟

نه، یادم نیست. حدود ۵۰۰ نفر تو خونه بودن

اِ، صحبت از خونه شد، می‌خوای اینو اجاره کنی؟

چون، اِم، راستش من برای "برزیلین کامل" دیرم شده

محله چطوره؟

مقرون‌به‌صرفه است

آره، ولی امنه؟

تولسا بدترین جرم و جنایت رو تو کشور داره، می‌دونی که

به ازای هر نفر. خب، این که غم‌انگیزه

اِم

نمیدونم، یه کلانتری کوچولو و بامزه نزدیکشه، اگه کمک می‌کنه

اِم... این...

ولی، باشه، در واقع احتمالاً بدترش می‌کنه

احساس امنیت می‌کنم. می‌گیریمش

واقعاً؟ عالیه!

باشه، می‌تونم ببینمش

هی. اونجاست

اجازه هست؟

لعنتی

پیر شدن کار هر کسی نیست. اِم‌هم

گوش کن، ممنون که اومدی ببینیمت، چابز

می‌خواستم اون گزارشگرِ عوضی رو یه چک کنم

بهش گفتم دور و بر من نباشه

خوبه، به وکیلهام گفتم به اون نشریه، اون «هارت‌لند پِرِس» زنگ بزنن

اون یه مجله‌ی پژوهشیه

برام مهم نیست چیه. یارو منو تو دستشویی گیر انداخت

با آلتم تو دستم مثل یه روانی لعنتی

یارو از من درباره کله‌پوستی‌ها و آدم‌ربایی سوال می‌پرسید!

متأسفم، نمی‌خواستم صدامو بالا ببرم

ببین، یه چیز دیگه هم هست

یه کاری هست که باید انجام بشه

اگه انتخاب بشم، دنبال یه تیم امنیتی خواهم بود

تا منو از دیوونه‌هایی مثل لی ریبون محافظت کنن

تو این لطف رو در حق من بکنی، این کار رو انجام بدی

برام خیلی سخت میشه کاندیدای بهتری برای این نیاز پیدا کنم

کار چیه؟

باشه

یه لطفه و حساسه

چقدر حساس؟

با ظرافت باید انجام بشه

زیادی گوش نکن. ازت پول می‌خوان. بیا

باشه، داری بهشون پول میدی

ممنون

چقدر بهش دادی؟ باشه. فقط یه دلار بود

موضوع درباره همون یاروئه که اومد مغازه؟

ببین، اگه تو این یه هفته یه چیزی یاد گرفته باشم اینه که

دنیا دیوونه‌ست و از نویسنده‌ها متنفره

مامان میگه همیشه اینو میگی

چی میگم؟

اینه که از نویسنده‌ها متنفرن. در واقع از نویسنده‌ها متنفر نیستن، فقط از تو متنفرن

باشه. این دیوونه‌بازیه‌، باشه؟

مردم عاشق منن، باشه؟

و نمیدونم چرا اون...

نگاش کن

با پاپیون... اینو ببین

ببین چطور دروغ میگه

فقط نرو مرده‌شورخونه‌ها

خب، موفق باشی آل. متاسفم بابت اون

وای، نه

لی ریبون، پادشاه تولسا

هی، ری

داشتم فکر می‌کردم یه سر به مرکز عتیقه‌فروشی بزنم. اونجایی؟

میتونم کتاب‌ها رو بردارم

اوه، خیلی دلم می‌خواست ببینمت لی، ولی میدونی چیه؟

رفتم دالاس، یه نمایشگاه بزرگ عتیقه

رفتی دالاس، ها؟

خوشگل با چهارخونه

نمیدونم کابوی‌ها با این قضیه چی فکر می‌کنن

چه روز شادیه. میدونستم اینجایی. زودتر دیده بودمت

آره. میدونستم که میدونستی

فرانسیس، نمیدونم چرا هر بار که میبینمت خوشگل‌تر میشی

و تو نمیدونم چرا بدتر میشی

باشه، واسه اینکه دیشب رو تو صندوق عقب یه ماشین لعنتی گذروندم

چرا خزیدی توش؟

آره، چون منو کشتن

به حرفات گوش کن

خدمات اجتماعی بچه‌ت رو ازت میگیره اگه اینجوری حرف بزنی

میدونم کتاب‌ها رو نداری، باشه؟ و من بهت ۱۵۰۰ دلار دادم

از لحاظ فنی تنها چیزی که بهم دادی یه جو برینارد دزدی بود، و میدونی چیه؟

شاید تقلبی بود. باشه، تقلبی نبود!

آخه! گفتی کتاب‌ها رو برام پیدا می‌کنی!

میدونم. و میدونی چیه؟ راست رفتم اونجا، قسم میخورم

راست رفتی اونجا؟ آره. اول باید مغازه‌مو می‌بستم

ولی رفتم اونجا و حدس بزن چی شد؟ این هرزه از من جلو زد

کدوم هرزه؟ کاتالینا

کاتالینا؟ آره. آره، اون یه موش پیر عتیقه‌فروشه

یه بروخا، یه جادوگر به تمام معنا، لی

اون حتماً یه طلسمی روی اون موشِ کوفتیِ زیردستت، ویکی، گذاشته

ری. اون عتیقه میفروشه، پس اینجاست

تو منو میبری پیشش. نه، اون اینجا نیست

سال‌ها پیش کاری کردم از مرکز عتیقه‌فروشی تولسا بندازنش بیرون

اون الان آشغالاشو اون دوروبرای دریاچه کیستون میفروشه

اونجا با یه بدبختِ از دنیا سیر زندگی می‌کنه

تو احتمالا عاشقش میشی

ری

ری، از من دور نشو. بیا

اصلا چرا اینقدر اون کتاب‌ها رو لازم داری؟

من به کتاب‌ها احتیاج ندارم

من به چیزی که تو کتاب‌هاست احتیاج دارم

این شاید پرمدعاترین حرفی باشه که تا حالا زدی

خوبی؟ تب داری؟

ببین، اونا منو به قاتل دیل می‌رسونن، باشه؟

منظورم اینه که، من آخرین کسی‌ام که دوست دارم شایعه پخش کنم

ولی دوستت فرانک مارتین رو میشناسی، باشه؟

تو آکرون؟ چی شده؟

آره، باشه. خب، اون... اون دونالد واشبرگ رو میشناسه

همه دونالد واشبرگ رو میشناسن

آره، اینا که نفوذ سیاسی دارن و شرکت‌خوار هستن، دونالد واشبرگ رو میشناسن

فرانک مارتین گلف بازی می‌کنه و پورت شرابی تانمی میخوره

اون فقط یه عوضی پولدار دیگه‌ست که با پول به دنیا اومده

و اون قاتل‌های سابقه‌دار کله‌پوست رو استخدام می‌کنه، باشه؟

اینو نمیدونستم. آلن مرفی، مو قرمز، قاتل

همون یارو تو مغازه‌ست؟

باشه... ...قرار نیست گوش بدی!

گوش نده! چی؟

گوش نده، باشه؟ فقط حرفم رو باور کن

من خیلی وقته تصمیم گرفتم هیچوقت به حرف بابات گوش ندم

آره، و من تنها کسی‌ام که همیشه بهت حقیقت رو میگه

این درباره تو چی میگه؟

هیچوقت نباید تو رو با فرانک تو اون اتاق می‌ذاشتم

اوه، و تو خودت حرف از همنشین بد میزنی

فکر کردم تو به سابقه‌دارهای بیچاره یه شانس دوباره میدی

با توجه به اینکه خودت هم یکی از اونایی

اشکال نداره بابا. میدونم زندان رفتی. مامان بهم گفت

چی، اون اینو به تو گفت؟

نه. شنیدم داشت با جانی حرف میزد. اوه. عالیه. اون اینو به جانی گفت؟

اون گفت یه هفته بود. آره، و چهار روز بود، باشه؟

و یه صبح. باشه

نگفت چی کار کردی. خدایا، الان دیگه گند زدم

زندان اونقدرام که فکر می‌کنی بد نیست. باشه؟

آدم‌های خوب زیادی تو زندان هستن. نلسون ماندلا، محمد علی

مارتین لوتر کینگ. باشه، پس مردان سیاهپوست بزرگ تاریخ؟

باشه، مرل هگرد، چت بیکر

اسکار وایلد. چارلز منسون

اگه زندان نری، داری اشتباه می‌کنی، باشه؟

اوه، به خاطر خدا. به جز تو. من رفتم زندان

تا تو مجبور نباشی. اوه، حالا دیگه عیسیه

حرف اصلی اینه که به هیچکس گوش نده، مخصوصاً مردان قدرتمند

یا زن‌های دیوونه تو تاله‌کوا

آره. یا زن‌های دیوونه تو تاله‌کوا. باشه. فعلا خداحافظ

نه، ما داریم میریم دریاچه کیستون. اوه. نه، نمیرم

اوه، پس اون ۱۵۰۰ دلار رو به من بده

خب، من دیگه روی اون صندلی کوفتی نمیشینم

یه بالشتک روش گذاشتم. بیا. بریم. یه بالشتک روش گذاشتی؟

برو تو. بیا. یه بالشتک روش گذاشتی؟

اینجا بوی گند میده. آره.

وای خدای من!

فرانسیس، دلت می‌خواست سوار این سطل بشی؟

انگار رفتیم شهربازی!

آخ. اینجا بوی گند میده.

انگار گوه، اینجا گوه خورده.

آخه من کارت ای‌ای‌آر‌پی دارم!

خب، باید همین‌جا باشه، نه؟ من از کجا بدونم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left