The first 200 lines.
×قسمت نهم ×
آمادگي براي دانشگاه حقوق ؟ اين پسره که فقط دانش اموز سال دومه
. زود راهشو انتخاب کرده
زن همسايه بغليمون حتما تو زندگي قبليش کار خوبي انجام داده
که همچين پسري داره
حسودي ميکني ؟
اگه بگم نه دروغه
ميدونم باهوشه ولي
خيلي زود نيست ؟
. واسه اينه که تو نميدوني
اين روزا از ابتدايي شروع ميکنن و براي هدفشون تلاش ميکنن
. پس آرزوي پدر مادراشونه ، نه آرزوي بچه ها
همسايه بغليمون فاميلِ ژنرال يا عضو دادگاه عالي داره ؟
شنيدم براي رفتن به مدرسه حقوق بايد يه همچين کسي رو داشته باشي
مطمئن نيستم ، چون نه همچين ادمي رو تو خانوادم دارم
نه کسي که ميخواد بره مدرسه حقوق
. فکر کنم
ما حتي پولشو نداريم بفرستيمشون مدرسه حقوق
اگه اينجوري بهش نگاه کنيم ، ايک هي بچه فوق العاده ايه . مگه نه ؟
دختر فوق العاده ت
. کلاس خصوصيش رو به بهونه دل درد پيچوند ، ولي الان ميخواد يه چيزي بخوره
. مامان ! زود باش ! گشنمه
هي ! مگه نگفتي واسه دل دردت نميري کلاس خصوصي ؟
اره - پس چرا ميخواي غذا بخوري ؟-
اره - ميتوني سرت رو از گوشيت بکشي بيرون ؟ -
. خداي من
. معده ام
. نميدونم شکم درد داري يا گشنته
بهش فکر کردم و فهميدم معده م بود که درد ميکرد واسه اينکه خيلي گشنه م بود
معلومه که همچين چيزي ممکنه
ممکنه - خداي من -
بورام به عضو شورا مدرسه بودن راضي نشده ، حالا ميخواد وکيل بشه
تو فکرم دختر من ميخواد چي از آب در بياد
کانگ بورام ميخواد وکيل مدافع بشه ؟
. خيلي رو مخه
. چرا اينجوريه ؟ متنفرم از اين که باهاش مقايسه بشم
اصلا ميتوني باهاش قابل مقايسه باشي ؟
چه بزرگ باشي چه نباشي ، مرداي همسايه بغلي هميشه رو مخن
. درسته
! پدر همسايه بغليمونم مدير شعبه خوشتيپيه . داشت يادم ميرفت
. شايد تو خونشون انرژي خوبي در جريانه
. فقط چند قدم فاصله داري . ما انرژي يکساني رو به اشتراک ميذاريم
ميتونستن بيشتر بگيرن
اونا صاحب خونه شونن
از اونجايي که ما اجاره ش کرديم صاحب خونه مون بخشي از انرژيمون رو ميگيره
. معلومه که ميتونه اتفاق بيفته . ممکنه
قراره همينطوري ادامه بدين ؟ چرا من تنها کسيم که نگرانه ؟ چرا ؟
تو نگران نيستي قراره تبديل به چي شه ؟
تو حتي آرزويي هم نداري ، داري ؟ - نه ندارم -
! نا ايک هي
چرا داد ميزني ؟
. ايک هي ما ممکنه آرزويي نداشته باشه ، اما توانايي هاي محشر ديگه اي داره
چرا داري از حد خودت جلو تر ميزني ؟
ميبيني ؟ ايک هي تو بازي کردن خوبه
خوب غذا هم ميخوره
همينطور وقتي داره غذا ميخوره خوب بازي ميکنه
. بيا فقط بخوريم
نميخواد مدرسه يا کلاس خصوصي بره . حتي يه آرزو هم نداره
دختر کي اي تو ؟
دختر تو - يادم نمياد دختري مثل تو داشته باشم -
خوب فکر کن . تقريبا 15 سال پيش منو به دنيا اوردي
! خدايا
. به دليل بحران عدم اشتغال و ناپايداري جامعه در داشتن ها و نداشتن ها
هنگامي که از جامعه جوان درباره اينده ان ها سوال پرسيده شد ، پاسخ بيشتر ان ها نميدانم بود
ميبيني ؟ فقط ايک هي نيست
خدايا ، وقتي اين روزا بحران بي کاري رو ميبينم
يه جورايي داشتن آرزو، شکنجه محسوب ميشه. اينجوري فکر نميکني ؟
نسل رايج که نيازمند به چشم پوشي کردن از هفت اولويت هست ، بايد از خيلي چيز هاي ديگر چشم پوشي کند
دارم با کي صحبت ميکنم ؟
هي ! با عقل جور در نمياد که هيچ آرزويي نداري
وقتي هم سن تو بودم آرزوهام روزي 12 بار تغيير ميکردن
حتما از دوران جوونيت دمدمي بودي - ! نا ايک هي -
اگه آرزوهام قراره تغيير کنن ، چرا الان بايد بهش فکر کنم ؟
خب ، آرزوهات چي بودن حالا ؟
خانه داري ؟ يه خانم پير ؟
... چي ميگي
... آرزوهاي من
( هدف اينده )- ( بينش )-
خب ...
...اون - ميبيني ؟ آرزوهات طبق نقشه اي که داشتي پيش نرفتن -
شايد اينطور باشه ، ولي هنوز بايد آرزوهايي داشته باشي
. باشه ! دربارش فکر ميکنم و پسفردا بهت دربارش ميگم
راضي شدي ؟
چرا اين شکلي شدي؟
عزيزم
آرزوي من چي بود ؟
يادمه آرزوهاي زيادي داشتم
ولي يادم نمياد ميخواستم چه شغلي داشته باشم
. چطوري ميتوني اونو به ياد داشته باشي وقتي يادت نمياد ديروز چيکار کردي
. وقتي جوون بودم ، مردم ميگفتن ممکنه مثل بچه همسايه بغليمون وکيل بشم
. ميگفتن از يه خانواده کوچيک ترقي ميکنم
ولي فکر کنم
من فقط يه ادم معموليم
با کي همش حرف ميزنم ؟
ازونجايي که همسرم مسئله رو پيش کشيد ، تو فکر اينم که واقعا به يه رويا نياز داره يا نه ولي
. از طرف ديگه نگرانم که ايک هي اصلا رويايي نداشته باشه
فکر ميکنين واسه اينه که نوجوونه ؟
پسر شما چه طوري بود ؟
پسر من يه رويا داشت . يه آرزو که از پنج سالگي داشتش
آرزوش چي بود ؟ - پسر يه ميليونر بودن -
! واي
آرزوهاي بزرگي داشت
آرزوي شما چي بود اقاي پارک ؟
راننده مسابقات - واي ! خيلي باحاله -
علاقه اي به رانندگي داشتي ؟- نه -
دختراي مسابقات واقعا خوشگل بودن
چي ؟- شبيه توعه -
شما آرزويي نداشتي ، خانم ان ؟
آرزوم بيکار بودن بود
چي ؟- بيکار ؟- اين رويا ـه ؟-
چرا ؟
هيچوقت حتي يه روز هم بيکار نبودم
دو يا سه تا کار پاره وقت داشتم
پس آرزوم اين بود که وقتي بزرگ شدم بيکار باشم
ولي هنوزم فشار کاريم همونه که بود
آرزوي تو چي بود ؟
يه جورايي گفتنش خجالت اوره
چي بود آرزوت ؟
. اره ، الان بيشتر کنجکاويم
آرزوت چي بود ؟- چي بود کي نام ؟ -
... تغيير
ميخواستي اين کاره شي ؟- نه اون نه -
يه ربات
تغيير شکل دهنده
يه روبات ؟- چرا آرزوهاشو مسخره ميکني ؟-
هيچکدوم از آرزوهاي توهم واقعي نشدن -
راست ميگه
هميشه ميگن هدفت رو ماه قرار بده اونطوري حداقل به ستاره ها ميرسي
تمام روز داري به چي فکر ميکني ؟
. رويا
رويا؟ چه نوع رويا اي ؟
ديشب رويا ديدي ؟
نه
نديدم پس دارم بهش فکر ميکنم
يعني چي ؟
مين سو ، تاحالا خواستي يه چيزي باشي ؟
چرا همچين چيزي ميپرسي ؟
. تکليفيه که مادرم بهم داده
مامان وقتي داشتم بزرگ ميشدم ، ميخواستم چيکاره شم ؟
معلم؟ - مامان ، اون واسه دختر چهارمته -
اره ؟
تو هم يادت نيست ؟
هي ، چطوري بايد يادم باشه وقتي حتي خودتم يادت نيست ؟
. اگه يکي دو تا دختر داشتم يادم ميموند
. خدايا ، ميدونم ميخواستم يه کاره اي بشم
چي بود ؟ - يادمه -
چي بود ؟ - زنِ سو ته جي بشي -
... بدجوري ديوونه ي سو ته جي و بچه ها بود هميشه
همينجوري تو کل محله اهنگ ميخوند - اونجور آرزو نه . آرزوي واقعي -
امروز چته ؟ چرا همش درباره رويا حرف ميزني ؟
تو اين سن و سال ميخواي هويتت رو پيدا کني ؟
نميفهممت چون همه آرزوهامو به دست اوردم و هنوز هم آرزو ميکنم
. در اصل من تو رو نميفهمم . لطفا از خواب نازت بيدار شو
. کمتر آرزو کن و عروسي کن
چرا دوباره اين بحثو پيش کشيدي ؟ بيکارم ؟
من دوبلور حرفه ايِ شبکه اس بي اسَم
ممکنه حرفه اي باشي ، . ولي هيشکي نميخوادت
جدي ؟
من تو راديو مدام با صدام اداي اينو اونو در ميارم . ميخواي بشنوي ؟
! وون جو ! وون جو . من جون وون جو ام
خداي من
من از اينکه تبديل به مقلد صدا شدم احساس خجالت ميکنم
. ساکت شو ! بس کن ! زود پاشو برو خونه
. هر روز اينجايي . زود برو خونتون
! خوراکي هاي منو نخور . برو - ... ولي من -
. ديگه وقت شروع تخفيف بازاره . بعدا ميبينمت
. بيا با هم بريم
. اره بيخيال روياها ! روياي من به موقع رسيدن به فروشگاه واسه خريده
! واي ! خداي من ، سيبام ! واي نه
حالتون خوبه ؟
به نظرت خوبم ؟
. بايد بياد و معذرت خواهي کنه يا اين سيبارو باهام جمع کنه
! همشون سابيده شدن ! واقعا که .حالا چيکار کنم
واي خدا ! چيکار کنم حالا ؟
ببخشيد
. چون مديرم نيست داشتم خودم رانندگي ميکردم
مدير ؟
مدير برنامه ؟
! خدايا ! اين همون خانومه
بازيگر منفي زن فيلم "عشق وحقيقت" رو ميشناسي ؟
. اره ! راست ميگي ! پوستر ملي نماد رابطه نامشروعه
ميتونم پول سيب هاتون رو پرداخت کنم ؟
ببين چي ميگم ! به جاي پول دادن ، نظرت چيه اينارو باهام جمع کني ؟
مِنگ رايون؟
ميشناسمت ؟- ! واي خداي من ! واقعا خودتي -
. منم ! جي يونگ
! مين جي يونگ
... اره ميدونم بازيگر فيلم عشق و حقيقتي ولي
! هي ، بدجنس . منم، مين جي يونگ از کلاس تئاتر دبيرستان
واي ! اون مين جي يونگ ؟
! واي خداي من
. صورتت ! تمام اين مدت فکر کردم تشابه اسميه
! از ديدنت خيلي خوشحالم ، دوستم
شرط ميبندم انتظار نداشتي نقشو بگيرم چون
. تو مدرسه خيلي سر به زير بودم
. بيا بريم داخل ماشين . اونجا حرف ميزنيم
... بايد سيبارو - . اخرين باري که همو ديديم خيلي وقت پيش بود ! بيا بريم -
عينکتو بردار . اذيتت نميکنه ؟
. مردم شناساييم ميکنن
. و تقاضاي بي نهايت عکس و امضا ميکنن
No comments yet. Be the first to leave one.