The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
گلن بیا بیسکویت بخور
اینجا خوبه برای کمپ شبانه بیارشون بالا
سلام صورت مسخره، بیسکویت خوب بخور خانوم پرنتیس درستشون کرده
من بهتر درست میکنم
نمیدونم چقدر بهتره ولی میدونم که سفت تره
ما هنوز سه ساعت دیگه از روز رو داریم چرا به رفتن ادامه نمیدیم؟
ما اینجا آب داریم میتونیم شب ازش استفاده کنیم
مارجی بهم قول داده که یه پیرهن رو برام تمیز کنه
من نگفتم، من قولی ندادم گفتم شاید
بیارش توی کالسکه من تمیزش میکنم ولی این کار رو دوست ندارم
چرا دوست نداری؟ مامان تو 10 تا پیرهن رو تمیز میکرد
بیست تا تازه شلوار هم بود
اون ده تا نداره، داری؟ نه
یکی تنمه یکی رو درآوردم یکی هم باید شسته بشه
دایره رو نزدیک رودخونه درست کن
فکر میکنم برم چند ساعتی این اطراف رو ببینم
باید یه راه ساده ای کنار تپه های اینجا باشه
تو یه اسب دزدیدی حرفی برای گفتن داری؟ طناب رو باز کنین
اسلحه ات رو بنداز، خوبه، بازش کنین
یالا برو اون طرف حرکت کن
اگه برات فرقی میکنه باید بگم که این اسب رو ندزدیدمش
فرقی نمیکنه منم همین رو فکر کردم
چرا خودت رو درگیر کردی؟
من از دار زدن خوشم نمیاد چه بامزه منم خوشم نمیاد
بسمت جنوب حرکت میکنی؟ نه دارم میرم شمال
چند تا آدم رو میبرم بالا بسمت رودخونه کلمبیا، کشاورز هستند آدمهای خوبی اند
مهاجر هستند هان؟ شغل تو همینه که راهنما باشی؟
نه دقیقا، من خیلی کارها کرده ام من با این آدمها توی میسوری برخورد کرده ام
من فکر کردم اگه یه تعداد گاو برای خودم پیدا کنم میتونم توی کشاورزی یا دامداری تلاش کنم
اونها بیسکویتهای خوبی درست میکنند ازشون خوشت میاد
من اسمت رو نفهمیدم، اصلا گفتی بهم؟
مکلینتوک، گلن مکلینتوک
گلن مکلینتوک؟
از محدوده میسوری؟ درسته
میخوای کشاورزی کنی؟ یا دامداری
اگه بتونم یه گله ای پبدا کنم
بیا بریم از اون بیسکویتها بگیریم
من فکر کردم از منطقه شاین دور شدیم تو از این چی میفهمی؟
قبیله شوشونی، وقتی که بخوان خیلی جدی میشن
اخیرا میخوان که جدی باشند. اونها هفته پیش چند تا تله گذار رو بخاطر تفنگهاشون گوشمالی دادند
تفنگ دارند؟ میدونن چطوری ازش استفاده کنند؟ نه
تو از منطقه بلک هیلز چطوری اومدی بیرون؟ فکر کنم شانس آوردم
گلن دیر کردی
بهتره قبل از اینکه مارجی همه غذا رو بخوره بری شام بخوری
ما لوبیا، چای و بیسکویت خوردیم
این دفعه نرم بود اون بیسکویتهاییه که درموردشون بهت گفتم
میبینم برای خودت دوست پیدا کردی دیدم داشتند دار میزدنش
اسمت رو فراموش کردم یا اصلا بهم گفتی؟
کول، امرسون کول
تو جرمی بیل هستی گلن در موردت بهم گفته
تو امرسون کول از جاده کانزاس هستی؟
آره
آره تو از این بیسکویتها خوشت میاد
لارا، لارا این امرسون کول هستش
گرسنه است میشه یه چیزی برای خوردن بهش بدی؟
داشتم درمورد فردا فکر میکردم
اگه مستقیم به سمت شمال بریم چندین مایل صرفه جویی میشه
جایی که داریم بسمتش میریم 150 مایل در شرق پورتلند هستش
درست بالای اون سلسله کوهها درسته؟ درسته
تو میگی باید از اینطرف بریم اوهوم
من فکر میکنم باید از اینطرف بریم
میتونی از اون طرف بری ولی کوههای اون بالا
اون رفیقمون با موهای سفید
ارتفاع حدود 2 مایل داره
یه عالمه تپه دور و برش هست که هرکدوم یک مایل ارتفاع دارند و تو هی میری بالا و بالا
فقط یک مایل؟ خیلی بده؟ وقتی مستقیم رو به بالا باشه خیلی خوب نیست
باید به فکر غذا باشی
وقتی که زمین پاک شد و خانه ها ساخته شدند زمستان میرسه
اگه چیزی رو از پورتلند تهیه نکرده باشی چی میخوری؟
فکر میکنم حق با تو باشه ، فقط یه نظر بود
آدمهای زیادی همون نظر رو دارند خیلیهاشون هنوز اون بالا زیر برف هستند
گلن کجا بودی؟ بالای تپه ها
تمام راه از میسوری این غذا رو خوردی؟
همون پیرهن رو هم پوشیده ام من بهت گفتم میتونم تمیزش کنم ولی تا وقتی تنت هست چطوری این کارو بکنم
این یکی تنم نیست
پرنده های شب، قبلا صداشون رو نشنیده بودم
اینها یه نوع خاصی هستند بالای تپه ها زندگی میکنند
مرغ انجیرخوار بال قرمز آره مال کانادا هستند
آره از کانادا هستند از
یه جورایی ناله میکنند امیدوارم کنار مزرعه مون لانه کنند
تو ازشون خوشت نمیاد؟
نه نه برای همسایه ها نه
لارا، خانوم پرنتیس یه عالمه آب جوش داره پیرهن رو چی کار میکنی؟
تو خیلی اذیت میکنی متاسفم برای زنت هر کی که قراره بشه
فقط برای اینکه پیرهن تمیز دوست دارم؟
از اونجا بلند شو میخوام کارهام رو انجام بدم
همیشه این رو بسمت ستاره شمالی قرار میدم
کجاست؟ آهان اونجاست
وقتی صبح بشه میدونیم کدوم طرفی باید بریم
تو اینطوری سفر میکنی؟ همیشه
اما همیشه همون ستاره رو انتخاب نمیکنم
فردا ممکنه یه ستاره گنده اون بالا بیاد
روز بعدش ممکنه از اون دختر کوچولو لاغره خوشم بیاد
بهش میگم اون خواهرمه
دختر خوبیه آره واقعا خوبه
دوست دخترته؟ نه
آره مرغ انجیرخوار بال قرمزه نه؟ از کانادا میان نه؟
فکر میکنی چند نفرند؟
حدود 6 تا 10 نفرند. اگه یه گروه جنگی بزرگ بودند تاحالا حمله کرده بودند
تاحالا با اینها درگیر شدی؟ آره یکی دو بار
من با مارتینسن اون بالا توی اسنیک بودم
سرخپوستها، سرخپوستها
آتشها و فانوسها رو خاموش کنین
پوشش بده
گلن من از دختره مراقبت میکنم
یالا برید زیر درشکه
به پرتو ماه شلیک نکنین
شلیک نکنین تا ببینین به چی دارید شلیک میکنین
که نخواهند دید
از اون برای پوشش اونطرف رودخانه استفاده میکنند
چشمت بهشون باشه نذار بیشتر از این گلوله هدر بدن
میخوای بری دنبالشون؟
بهتر از اینه که بذاریم اونها بیان دنبال ما
نیازی نیست که تو بخوای بیای میدونم
من بسمت داخل رودخانه میرم تو سعی کن یکیشون رو بکشی بیرون
پنج تا هستند یکی کمتر
همینجا بمون من یه مرغ انجیرخوار میفرستم اینطرف
با این یکی شد 5 تا
دقیقا همونطور که میگم انجام بده جرمی، آهسته حرکت کن
و ظهر که شد دو ساعت استراحت میکنیم
شوشونی ها چی؟ ممکنه برگردند
من شک دارم چه سرخپوستها بیان چه نیان من یه مسیر صاف و هموار میخوام، متوجه شدی؟
حال لارا امروز صبح چطوره؟ نسبتا خوب تا متوسط
و امیدوارم که همینطوری بمونه
صبح بخیر، در مورد اون پیرهن متاسفم چرا؟ باید تمیز میشد
پیداش کردی؟ اوهوم
ممنون خیلی لطف کردید
چه با هیجان و اینجور چیزها فکر کردم
از سطل برای خاموش کردن آتش استفاده شده میترسم یه کم سوخته باشه
جزیی سوخته، میتونی برای خاموش کردن آتش از شن هم استفاده کنی
لارا 5 تا 6 روز دیگه میرسیم پورتلند
مسیر راحتی رو انتخاب میکنیم و آهسته حرکت میکنیم فکر میکنی بتونی از پسش بربیایی؟
از پسش برمیام
تو هم با ما میای؟ من دیشب یه ستاره دیگه انتخاب کردم
یه ستاره زرد گنده که بالای کالیفرنیا آویزون شده
پر از طلاست میرم پیداش کنم
دلمون برات تنگ میشه ممنون
اینم یه هدیه به تو صورت مسخره
حیف که با ما نمیای من خیلی اهل کشاورزی و دامداری نیستم
آهان بعدا میبینمت آره
درشکه ها رو حرکت بدید بریم بالا
ما آهسته میریم لارا، خوب و آسون حرکت میکنیم، راه بیفتید
یالا راه بیفتید برید بالا
برید بالا حرکت کنید
کالیفرنیا از اون طرف میره میدونم
میتونی از سمت غربی رودخانه کلمبیا بسمت پایین ساحل حرکت کنی
منم همینطور در نظرم بود
در مورد کار دامداری مطمئنی که میتونی از عهده اش بربیای؟
خیلی مطمئنم مکلینتوک در مجاورت دامداران
من درک نمیکنم از دست کی داری فرار میکنی؟
از دست مردی به اسم گلن مکلینتوک
اگه پیدات کنه چی میشه؟ فکر نمیکنم پیدام کنه
فکر میکنم اون توی مرز میسوری مرد
اشتباه میکنی یکی از همین روزها پیدات میکنه
اون پیرمرده در موردت چیزی میدونه؟ نه
میخوای بهت بگم وقتی بفهمه چی میشه؟
ترجیح میدم خودم بفهمم
سوت رو بزن آدام ما درشکه داریم
درشکه ها دارن میان پایین توی شهر
ببندش بذار صدای بلند بده
بله کاپیتان ملو، پایین نگه داشتمش با تمام نیرو
با تمام نیرو
چی شد؟ ترکید
هیچوقت نباید میسی سی پی رو ترک میکردیم
به پورتلند خوش اومدید، از دیدنتون خوشحالم آقا، خانوم کوچولو از دیدنتون خوشحالم
بسلامتی از کجا میایید؟ میسوری
شنیدیم که شما منطقه خوبی برای کشاورزی دارید بله داریم میتونین استفاده کنید
چقدر دیگه باید بریم؟ دو هفته ولی میتونم براتون نصفش کنم
میتونم با کشتی بخارم ببرمتون تا تندآب بالای رودخانه
فکر میکنی بتونی؟ شاید آره شایدم نه ولی سعیمون رو میکنیم
من تام هندریکس هستم
من صاحب کشتی هستم بهمین خاطر اگه به صخره بخوریم من تنها کسی هستم که بتونم مشکل رو حل کنم
من مکلینتوک هستم اینم کول هستش، جرمی بایل اون بالاست
جرمی
من دان گراندی هستم یه سالن دارم که تنها رستوران شهره
غذای خوبی داره من آشپز چینی دارم
بگو ببینم همدیگه رو میشناسیم؟ الان آشنا میشیم حالت چطوره؟
حالت چطوره؟
یه درختی پیدا کنین و زیر سایه توقف کنین
هرجا که راحتید از نظر ما اشکالی نداره راحت باشید
ما به یه دکتر نیاز داریم شما این اطراف دارید؟
مشکلی هست؟ ما به پست چند تا شونی خوردیم
دختر جرمی تیر خورده محل زخمش خیلی بالاست ولی درد داره
ما ترتیبش رو میدیم زمانی نمیبره
اون کشتی منه، ریور کویین
کاپیتان ملو بهترین فرد در منطقه اورگان برای درمان زخم تیرخوردگیه
البته وقتی که هوشیار باشه
کاپیتان، کاپیتان ملو
یه کاری برات دارم، زخم تیرخوردگی
کجاش خورده؟ بالای اینجا ،مقداری از سر پیکانش داخل بدنه
اگه میتونی نشونش بدی یعنی جدی نیست
ولش کن خودش به مرور میافته
آدام داری با اون سوت چه کار میکنی؟
فقط خالیش کردم
هیچوقت نباید میسی سی پی رو ترک میکردم
در مورد اون تیر هم بگم که ولش کن
من که تیر نخوردم، یه خانومی توی درشکه اولی تیر خورده
بیارش پیش هندریکس منم وسایلم رو برمیدارم مستقیم میام اونجا
آدام برای من یه ست سرآستین تمیز بیار سرآستین؟
No comments yet. Be the first to leave one.