The first 134 lines.
وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند
مدیر وبسایت : نوید مرادی
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما اشتراک تهیه نمایید
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما اشتراک تهیه نمایید
مترجم : شاهرخ و رانی
بله
درسته آقا
قربان امروز روز پرداخته و هیچی پول نقد نداریم
قربان هیچ تعادلی توی بانک نیست
هیچکی پیشرفت نکرده
کاش این سه تا الماس واقعی بودن
راستی، الماس های ما کی از هند میرسه
یکم
برای ۵ام بهشون چک بده -پنجم کدوم ماه؟
هوم؟ فهمیدم-
بی بی سی
چک
برو خوش باش
قربان اگر بازرس مانه الماس ها رو مصادره کنه چی؟
کسی که بخواد به ۵۰۰ میلیون الماس من دست بزنه
جونشو از دست میده
خارج از دایره ی اعتماد من بود
انگشترش رو دربیار
از سانیا خبری نیست؟ -رسیده گوا
ولی کد اونی که الماس ها رو میگیره چیه؟
دینگ دانگ، عزیزم آواز بخون
پخش زنده همینطور که میبینید
یکم شیک باسن ببینید و یکم قوس کمر
راه رو باز کنید که سانیا بدنام خاص داره میاد
عزیزم دینگ دانگ، یه آهنگ خوندم
بیا
بگیر
احمق -دارم میرم
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما اشتراک تهیه نمایید
پس قهرمان زن داستان تکه های یخ رو گرفت
آره کارلوس هر ۵۰ تاش رو
و داستان پیش رو؟
داستان پیش رو، رو با فیلمنامه و دیالوگ هاش یادمه
فقط یه گره کوچیک توی داستان هست
گره؟
خواسته ی تهیه کننده
یه تغییر کوچیک توی موقعیت داستان بوجود اومده
حالا قهرمان زن داستان
با قطار میاد بمبئی چی؟ قطار؟ -
آره تا نقش منفی شکر و سوتین نتونه بگیردش
سی ام رو یادت باشه
فهمیدی بورکار؟ -بله قربان
کارلوس داره به فیلم میسازه به نام ۵۰ تکه یخ
یه فیلم کم بودجه است برای همین از قهرمان زن فیلم خواسته با قطار بره
بورکار احمق حوصله ی منو سر نبر
بازیگر زن سانیاست
و اون ۵ تیکه یخ هم الماس هستن که ۵۰۰ میلیون قیمتشونه
چی میگید قربان بله-
ولی قربان شما از کجا میدونید؟
اونقدری که من کارلوس رو میشناسم خودش خودشو نمیشناسه مانه
قربان اون یورش ۴ سال پیش رو یادتونه؟
این خبر تایید شده ست قربان فردا تیترهای خبری رو ببینید
بازرس مانه ۵۰ میلیون شکر قهوه ای از کارلوس ضبط کرده
قربان من الان کار دارم فردا باهاتون حرف میزنم
زود باشید بیایید
مطبوعات آماده ان؟
بورکار -بله قربان
باز کن
به جای شکر قهوه ای سوتین توشه
عکس نگیرید
اون یک روز همه چیز رو ازم گرفت
جایگاهم رو
عزل شدی مانه
پرستیژم توی بخش
سی ام آخرین فرصت من خواهد بود
ولی این ماه ۳۱ روزه
ولی من این بار ۳۰ ام تمومش میکنم
و بازی کارلوس و سانیا روهم تموم میکنم
که ۴ سال با من بازی کردن
کارلوس بازی الان شروع میشه
خانم
باز مزاحم شدی؟ -چای برات اوردم
داشتم خواب عجب آهنگ خفنی رو میدیدم بیدارم کردی
از هالیوود مستقیم اوردم بالیوود
اونم توی همین محله بازهم همون خواب-
آره من فقط یه رویا دارم که آلبوم موزیک ویدیوم پخش بشه
پوستر هام همه جا باشه.. جولی جولی
تو کل بمبئی معروف میشم
آبجی تو همین الانشم معروفی
بازیکن ها اول از جولی (هیئت داوری) حرف میزنن بعد بازی میکنن
قسم میخورم -گرفتیمون؟
نه -چی میخوای؟
امروز ۱ امه
چرا هر ۳ روز یه بار یکم میشه
این بار باهاش کتاب بخر
خب اخبار امروز رو بهم بگو
آرجون توی گاراژه -پس شریوانی هم توی بالکنه
پدر کور شریوانی هم باید توی معبد مشغول دعا باشه
و حتما بادشاه ما هم لیوانش رو دزدیده و فرار کرده
لیوان دعام وایسا
لیوان
لیوان دعام
گرفتمت نرمالو
هی مردک کور، این سگت نیست ها پسر منه
با لیوان من کجا فرار کرد؟
ببین عمو اون اوراقت تبدیل به مرسدس شد
واقعا؟ -به لطف این
اعتماد یک مکانیک قابل اعتماد
چقدر میشه؟ -برای شما ۵۰۰ روپیه
پونصد روپیه؟ -نه، فقط ۱۵۰ روپیه
اونجا پرداخت کنید خدا خیرت بده-
بیشتر منو میچاپیدی
چرا اسمت آرجون فرناندزه باید یکم صادقانه تر میبود
عزیز دلت اومده.. پشت سرته
اگر دختر شاستری همه اش بخواد بیاد اینجا موهاش رو خشک کنه به زودی کچل میشه
امروز از اونجاهم داره سیگنال میاد
سیگنال میاد ولی حدومرزها رو چیکار کنم باباش رو چیکار کنم؟
تو این دوره زمونه دیگه کی نگران حدومرزه بابا
وقتی شما دوتا همدیگه رو دوست دارید باباش میخواد چیکار کنه؟
بهش بگو
شیوانی عاشقتم
داداش آرجون -تیتلی ندو
چیشده عزیزم
بادشاه، لیوان، شاستری - شاستری
بادشاه
کجا میتونه بره؟
شاستری بیشعور
زنده ات نمیذارم یکی اینو بگیره
شیوانی شیوانی
پیرمرد خرفت میای دنبال زنا توی حموم؟
خجالت نمیکشی؟
بابی برو اونور
من چیکار کنم خدا منو وسط آفریده -چی؟
خواهش میکنم خاله بابام اشتباه کرده ببخشش
اشتباهی؟ مگه چیکار کردم؟ ببخشش ایشون نمیتونه ببینه-
اگر نمیتونه ببینه پس چطوری اومد توی حموم؟
بادشاه لیوانم رو برد توی حموم
کی یکی از زنای محله ی منو اذیت کرده؟
این پیرمرد منو در حال حموم کردن دید
No comments yet. Be the first to leave one.