The first 200 lines.
در جنگ لاپلند
المان ها خط مقدم را
از سال 1941 در فنلاند .تحت کنترل خودشون داشتند
در پائیز سال 1944 فنلاند .قرار داد آتش بس موقت را با شوروی امضا کرد
یکی از مفاد این قرار داد این بود که
سربازان المانی در سپتامبر 1944 از فنلاند خارج شوند
اکتبر 1944
.عملیات هنوز در جریان هست
تعداد سرباز های باقی مانده آلمانی .در فنلاند حدود 200 هزار نفر می باشد
جمعیت غیر نظامی بی دفاع .به حال خود رها شدند
اقیانوس منجمد شمالی،نروژ- 26.9.1944
به لطف خدا،من یک ماما هستم-
:و من این چند خط رو برای تو .یوهانس می نویسم
من حس میکنم یک جایی تو زنده ای-
حسش میکنم-
تو این دنیایِ پر از نقص و گناه .منم از خیلی چیزا و کارام گناهکارم
.ولی نه از کمبودِ عشق
من باید طبق قرارمون تو کلبه . مَرد مُرده منتظرت میموندم
!من صبر میکنم ، حتی اگه بمیرم
.تا ابد دوسِت دارم
.این تفنگ رو بگیر ، پُره
به زندانیا شلیک کن .این بهایه سفرته
!به زندانیا شلیک کن،فنلاندیِ عوضی
!شلیک کن
!بزن
بشین اینجا .پیشِ برادرایِ همرزمت
!برگرد سمت همون دریا
سریعتر
!سریعتر
این جاییه که تو میخوای بمیری،دختره ی احمق؟
منو ببخش،یوهانس-
.منو ببخش که دیگه جونی واسم نمونده
---ماما----
منو ببخش اگر مردم-
یکی از روستاهای فنلاند 15.6.1944
شش ماه قبل-
بازم تلفن زدن
باید بری به ناکالا .اونجا جایی واسه من نیست -
الان تو شدی همه کاره ؟ ما تورو میشناسیم-
مادر خوندتو به خاطر کمک .به بقیه زن ها خوار و ذلیل کردی
:گفتم که
زمانی میرم به ناکالا که دست از کارای شیطانیتون بردارید
من بچه ها رو نمیکشم -اون ها هدیه ای از جانب خدا هستن-
سعی نکن بهتر از بقیه باشی-
.وحشی
چرخ های کامیون گیر کرده من باید سریع برم خونه-
ما همه منتظرت بودیم،نا خواهری-
چرا نمیتونه تنها دخترش رو وضع حمل کنه ؟
در حال حاظر لیسو حامله هست-
تو بچه سر راهی میخوای کمک کنی-
باور کن دختر جان ، نمیکنی ؟
با این 200هزار آلمانی که دارن تو زمینا وِل میچرخن
معلومه که دخترها باکرگیشون و از دست میدن ، مردا هم گاوشونو
کامیونو که در آوردیم .بعدش دیگه میریم سر کارمون
گیر کرده-
چه خبرا، وحشی؟
حرومزاده یِ مو قرمز
دهنتو ببند ، کودن
هیچ کس حق نداره به ناخواهری .من بد دهنی کنه
.سلام هیتلر بر تو
دیگه داریم میریم خونه
،این ماما هم .اومده کمکمون
اون شیپور رو بده من
اون پائیناست
...خواهر،من هیچوقت
به کسی اجازه ندادم که از پشت کاری کنه
حالا یکی یه دستی بهش میکشه
تو شُل کن
خفه شو،کسیمولسا
هی تو ، برو سریع آب بیار
!چه دست و پایی میزنه
شبیه کاکا سیاهاست که
وای ، یه بار یه سیاه پوسته رو دیدم .داشت با یه تمساح سکس میکرد
الان شده مثل همین .جای اشتباهی گیر افتاده
تو هم خفه شو-
باورت میشه ؟ .دختر خودم خجالت زده ام کرد
،اون قرار بود .یه بازیگر بشه
گرتا گاربوِ بعدی بشه
دوتاشون باید بمیرن
.مادر و بچه با هم .الان که به نظر زنده هستن
آره ولی تو یه باتلاق
فردا به چشم نمیبینه
.خیلی هم سالمه
بدنیا اومدن با "خز" تو شمال بهش کمک میکنه
سال ها که بگذره اثباتش میکنه چه دروغایی داری سر هم میکنی ؟
یه مشت دروغ ان اینا .اون یه سند رسمیـه
چیه ؟ .گواهی تولده
!اصلا و ابدا
عصرتون بخیر ، من اومدم اینجا .تا واسه ثبت وقایع عکس بندازم
.بیاید اینجا
شما هم میاید واسه عکس ؟
همینمون کم بود
که یه عکاس بیاد از این شرمساری عکس هم بگیره
!صداتو بیار پایین،طرف فنلاندی بلده
مادرش فنلاندی بوده
این مرد یه فیلمسازه .یوهان انجل هورست
میخواد واسه مجلش باهات مصاحبه کنه ، - واسه چی ؟
تو یه ماما هستی قویترین زن عصر جدید
آلمانی ها بهت نیاز دارن،همینطور فنلاندی ها-
اینجا همه از سرما می لرزن و ما با گرماشون زندگیشون و نقاشی میکنن
و منم الان بینشون تو این کلبه کوفتی گیر افتادم
خدای عزیزم ، اگر اون مرد رو بهم بدی ،و منو از اینجا خلاصم کنی
تو زندگیم دیگه .هیچی ازت نمیخوام
.حاضرم هر جایی بمیرم جز اینجا
.لیسپتی میخواد مخ اونم بزنه
واسه چی داره فیلم میگیره ؟
.کارش عجیب غریبه .فقط فیلم میگیره
از منم خواست ژست بگیرم ، گفتم ، عمرا" جیگر
.من گفتم باشه
.پس دست بجنبون ، داره میره ها
کجا میخواد بره ؟
.فردا میره ، اردوگاه تیتومکا
هنوز اینجایی ، وحشی ؟ تو این لونه پر از گناه ؟
یعنی اینجا جایی نیست که هر وقت به چیزی لازم داشتی بهش سر بزنی ؟
اینجا جاییه که به دوست قهوه میدیم .به دشمن هم سُرب داغ
.این دفعه رو ، قهوه میدیم
خب دختر تو چکارا میکنی ؟
.باید برم اردوگاه تیتومکا ، کار کنم
مگه از جونت سیر شدی ؟
پدرت فکر میکرد ما هر کاری دلمون .بخواد میتونیم بکنیم ، بریم توطئه گر بشیم
!همینطوری خودشو به کشتن داد
تو هم اینو میخوای ؟
همچین اتفاقایی فقط .تو رونوامی میوفته
.اونا منو نمیخوان اول خودشون بررسی میکنن تا در مورد
.پدرمو و چیزای دیگه سر در بیارن .ای دختره بدبخت بیچاره -
میخوای با اون یارو بریزین رو هم ؟
.بیخیالش
.کمکم کن ، نا برادری .نمیتونم -
.چرا میتونی ، خوبم میتونی
.نمیخوام ، اونجا جای آدما نیست
.هر چی هم باشه از الان و اینجا بهتره
اینجا به قدر کافی آدم نمرده و بمب و خمپاره نریختن سرتون ؟
.میدونم چه بلایی سر بچه لیسو اومد
.چه بلایی ؟ یه عقاب بردش
میدونم کجا غرقش کردین ، خودم رفتم .خاکش کردم ، اگه بخوای نشونت میدم
.ببند دهنتو
مگه از زندگیت سیر شدی که میخوای بره به اون اردوگاه ؟
.میمیری اونجا ، بدبخت
.آره شدم
. باشه پس یکاریش میکنم
اردوگاه تیتووا اتحاد شوروی ، 13.6.1944
127کیلومتری شرق مرز فنلاند
قول بده اگر اونجا "هِتا" رو دیدی بهم بگی ؟
.باشه
کل چند سال جنگ رو دنبالش گشتم
!غذا ندهید اسیر های جنگ
.حواست به رانندگیت باشه .به چیزی نزنی
سعی که یجور رفتار کنی
.که قبلا" تو اردوگاهایی مثل این کار کردی
این خرت و پرتا چیه آوردی با خودت ؟ .وسائلم ان -
.مگه اومدی چشمه آبگرم ، ابله
.بزار همونجا باشن
.وگرنه میفهمن داریم دروغ میگیم
2تا اردک بود ، یکیشون داشت میرقصید
.اون یکی دیگه اش هم داشت به پیاز نگاه میکرد
.اینطوری بهتر هم هست
و بعدش جدی میگم اردکه
.شروع کرد به خوردن پیازه
.عصر بخیر
.منتظرت بودیم
تو اینجا سوپ گوزن داریم .و از شام هم خبری نیست
تلفن و برق .و حمام
.اسلحه خونه و یه فروشگاه مواد غذایی
تو این ساختمون هم ، یه بهداری .و یه سری چیزایِ دیگه
همونطور که میبینی ، تو هر گوشه اینجا
.یه برج و نور افکن هست
پس اگر خانم کوچولو فکر فرار .به سرش بزنه ما می بینیم
.البته نه واسه شما فنلاندی ها
.الکسی یه مترجمه
.آلمانی ، فنلاندی و روسی هم بلده
.و یه سری زبون عجیب غریب دیگه
،من خودم به شخصه .یه کلمه اش هم بزور یاد میگیرم
.2سال طول کشید تا یاد گرفتم
.هی پسر ، واسمون ویالون بزن
.بفرمائید
.یه پرستار فنلاندی
شما واسه ما نازی ها خیلی با ارزش و خاصی
...سربازایـه
.زیادی اینجا نیستن
،زندانیا .داوطلبا ، افراد هیتلر
تو چطور اردوگاه تو کارلیا رو میگردوندی ؟
فرقش با اینجا چی بود ؟
...سخته بخوام .پس اونجا بودی -
.تو عالم برزخ .اینطوری خوش آیندتره -
."تنهامون بزارید ، لطفا
.من باید برم به بهداری .کاراش انجام شده -
هاتاجا ، پرستار دیگهـمون .الان اونجا رو اداره میکنه
.عملیات "کوشتال" دست ایشونه
رسیدگی به بقیه اردوگاه .و حیوانات هم با شماست
عملیات کوشتال ؟ همون گاوداریه ، درسته ؟
.این دیگه به شما مربوط نیست ، خانم
.یوهان ، بیا یه عکس از ما بگیر
.من نمیدونم چطوری باید تو یه عکس باشم
ما فنلاندی و آلمانی ها
.یکی هستیم
.درمان این لرزشت رو میدونم
!داروشو دارم
.پسر روسی
صابون نرم و الکل و پاک کننده ، لازم داریم
.تو لیستت بنویس
No comments yet. Be the first to leave one.