Release info

Viduthalai 2023 Web ( Mehdi Fawareh -=BaharatMovie=- ) [ @Qasem Samangani ] [ 02 32 26 ]
A Commentary by Qasem_Samangani
مترجم : مهدی فواره × ترجمه اختصاصی وبسایت " بهارات مووی " × آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

other
Published on: 2024-08-05
Downloads: 88
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مدیران سایت ها و چنل های تلگرامی دانلود فیلم و سریال و شبکه های ماهواره ای لطفاً وجدان داشته باشید و حاصل زحمات دیگران رو با حذف نام مترجم بنام خود تمام نکنید چرا که پشت سر اون دسته از کسانی که دست به حذف نام میزنن مطمئن باشین حرف های خوبی گفته نمیشه و اسم تمامی سایت های دزد و چنل های تلگرامی دزد در تمامی محافل با حرف های ناپسندی نقل میشه

وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند

مدیر وبسایت : نوید مرادی

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

ارتش مردم تامیل

سازمانی از شورشی های مسلح علیه دولت ایالتی در دهه ۱۹۸۰

اونا بیشتر در مناطق محروم و فقیر فعالیت می کردند

و بنابراین دولت نمیتونست کارخانه های جدید باز کنه

‫... يا توسعه در اونجاها انجام بده

‫به دلیل فعالیت های ستیزه جویانه

‫... حتی مالکهای کارخانه های فعلی اون مناطق بیرون رفتن

‫دو سال قبل

‫دولت به یک تاسیسات معدن شخصی مجوز داد

‫تا مواد معدنی رو از کوهستان های منطقه آروماپوری ‫استخراج کنه

‫در منطقه ای که تا اون موقع رشد یا فرصت مناسبی نبود.

‫... مردم ۱۰ هزار کار جدید رو به طور مستقیم و غیر مستقیم...

‫... از طریق این تاسیسات، از دولت گرفتن

‫ارتش مردم باهاش مخالفت کرد

‫این باعث نزاع های تکراری بین دولت و ارتش مردم شد.

‫هر دو طرف تلفات داشتند

‫برای محدود کردن ارتش مردم پلیس یک نیروی ویژه در منطقه آروماپوری تشکیل داد

‫... و صدها پلیس رو در کوه های منطقه گماشت...

‫... به همراه ایست بازرسی های زیاد در کوهستان...

‫...و کمپ هایی در روستا در دامنه تپه ها گذاشت

‫نیروهای ویژه، مانع آزاد گشتن ارتش مردم در منطقه شدن

‫برای دفاع از روستای کوهستانی سلیامان دورگام

‫.....ای کمپانی، یک نیروی ضربت ویژه هشت ماه پیش در اونجا به کار گرفته شد

‫بعد از مستقر شدن اونا در اونجا...

‫... فعالیت های ارتش مردم، به طور قابل ملاحظه ای در منطقه کم شد

‫دولت نتیجه گرفت که دیگه بازگشایی معادن، باعث دردسر نمیشه

‫.... و تاریخ شروع پروژه رو اعلام کرد

‫روز بعدش...

‫مقامات راه آهن اعلام کردن که قطار سریع السیر ‫که قرار بود امروز صبح ...

‫... از پایتخت به آروما پوری بیاد روی پل از ریل خارج شده

‫یک مقام راه آهن تایید کرد که واگن های قطار به رودخانه افتادند

‫و افراد زیادی در این حادثه کشته شدند

‫گزارشگر ما گفته که عملیات نجات در جریانه

‫و اطلاعات بیشتر رو بزودی به دست میاریم

‫وزیر راه آهن و مقامات ارشد دهلی الان به محل رسیدند

‫وزیر رفاه ایالتی ایلاواراسو، هم به محل رسیده

‫- سلام قربان بله -

‫صبح بخیر قربان

‫منطقه رو بستیم ‫گفتیم نیروهای بیشتر بیان

‫و درخواست امداد پزشکی فوری کردیم

‫قربان خواهش میکنم

‫قربان پسرم مُرد خانم. لطفا -

‫لطفا. راه بدین

‫اونو دور کن

‫بچه ام از دست رفت

‫پسرمو ببینید، قربان

‫پسرم و شوهرم مُردن

‫اونو بفرست بره

‫قربان این طرف

‫قربان این طرف

‫اون عکاس رو بفرست بره

‫- گفتم بری ‫- من فقط عکس میگیرم

‫اون پرچم حزب شما رو روی بازوش خالکوبی کرده بود ‫حالا نگاش کنید

‫چقدر جوان بود

‫- عکس نگیرید دستتو بکش -

‫بهم دستور ندین

‫من خبرنگارم بگذارید کارم رو بکنم

‫باشه. عکس نمیگیرم ولم کنید

‫پسرم پاشو از دست داد

‫کمک میخوایم

‫هی نکن صبر کن

‫صبر کن. نپر

‫- گوش کن ‫- واگن می لرزه

‫- آتش نشانی در راهه افراد بیشتری داخل هستن -

‫دیوانه ای؟ گفتم نپر

‫- پرید ‫- سریع برانکارد بیارید

‫زود باشید

بله ‫یکم آب بخور

‫بخور

‫مشکلی نیست

‫واگن وضعش پایدار نیست سریعا مردم رو تخلیه کنید

‫واگن هر لحظه ممکنه بیافته منطقه رو تخلیه کنید

‫چی؟

‫با ماشین من بیریدشون بیمارستان ‫سریع

‫اونا رو سوار ماشین رئیس کنید

‫- آمبولانس از شهرهای همسایه؟ تو راه هستن، قربان -

‫- جسدها رو گذاشتیم اونجا اونجا؟ -

‫مواظب باشید

‫مواظب باشید. خب؟

‫لوکوموتیو و ۵ واگن از ریل خارج شدن، قربان

‫سازمان راه آهن، بقیه واگن ها رو تخلیه کرده

‫آتش نشانی هم رسیده

‫قربان این طرف

‫قربان بخشدار اینجاست

‫آقا چه خبره؟

‫مسئول این کار نمیخواد اینجا معدن کاری انجام بگیره

‫اونا در پوستر، مسئولیتشو قبول کردن این مدرک قطعی حساب نمیشه -

‫هر کسی میتونه از اسم اونا استفاده کنه

‫- پس هیچی نمیدونیم؟ ‫- قربان اونا دو تا بمب گذاشتن

‫یکی شون منفجر شد

‫خوشبختانه اون یکی منفجر نشد

‫اگه اونم منفجر میشد آسیبش خیلی بدتر میشد

‫بخش صحنه جرم، بمب رو ایمن کرده

‫بررسی اش میکنن تا ببینن مورد مشابه ی قبلا استفاده شده یا نه

‫بعدش میتونیم بفهمیم که ‫کی پشت حمله بوده

‫لطفا آروم بمونید

‫آروم باشید

‫کی جز ارتش مردم با معدن مخالفه؟

‫به وضوح در اون پوستر نیت خودشون رو گفتن

‫جز اونا کی میتونه باشه؟

‫فقط بگید که تایید کنن که ارتش مردم بوده

‫بیانیه مطبوعاتی صادر میکنیم

‫برادر. لطفا نجاتش بده

‫داره خیلی خون از دست میده

‫لطفا بیا اینجا

‫مری. منو ببین

‫به مامان بابات چی بگم؟ ‫- مواظب باش

‫این با من همرزم

‫مواظب باشید، آقا

‫همرزم به افرادمون بگو که هرچه سریعتر بیان اینجا

‫افراد مجروح زیادی اینجا هستن زود باش همرزم

‫درست میشه

‫مواظب باش

‫هی

‫زود باش بیا اینجا بچه زخمیه

‫عکاس بیا اینجا

‫صبر کن اومدم

‫- فقط صبر کن زود باش بیا آقا -

‫زود باشید آقا!

‫بچه آسیب دیده ‫ببریدش پیش آمبولانس

‫- زود باشید ‫- کیا

‫مواظب باشید

‫مواظب باشید

‫چیزی نیست گرفتمش

‫کمک

‫- بچه ام ... اومدم -

‫خانم

‫چیزی نیست. بچه خوبه

‫راجا

‫راجا. طناب رو بده

‫بگیرش

‫صبر کنید. کاری نکنید

‫قربان. لطفا به خانواده ام کمک کنید ‫داخل گیر افتادن

‫پلیس

‫پلیس ‫بیا اینجا

‫بیا اینجا ‫کمک کن اینو بلند کنم

‫مواظب باشد. پاشو ببین

‫قربان لطفا وایسید

‫قربان. این یه حادثه بزرگ بوده چرا شما کاری نمی کنید؟

‫بخشدار و سرپرست پلیس در فاصله یک ساعت بعد از حادثه رسیدند

‫من اینجام این همه پلیس پلیس راه آهن و این همه دکتر اینجا هستن

‫همه چیز رو سیاسی نکنید!

‫این همه آدم دارن برای زندگی شون می جنگن

‫الان وقت ثابت کردن اینه که ما کارمونو انجام نمیدیم؟

‫ولی حقیقت همینه قربان

‫بگیرش مرد

‫بیا پایین

‫این اره هیچ کوفتی رو نمیتونه ببُره

‫ببین. دستش آویزانه. بگیرش

‫نمیشه آزادش کرد

‫آقا درد داره ‫نه

‫باهاش درگیر نشید، وزیر

‫اینطور صحبت نکن با من

‫اومدی کاراگاه بازی در بیاری؟

‫این به تراژدی بزرگه شما باید بهم جوابگو باشید

‫چرا مردم داد میزنن؟ چه خبره؟

‫وای نه ‫برید عقب

‫چه خبره؟

‫وای نه ‫همه برن عقب

‫امیدوارم کسی داخل نباشه

‫مجروحین در بیمارستان های دولتی و خصوصی پذیرش شدند

‫به دلیل وخیم بودن حال بسیاری از مجروحین

‫... ترس از بالا رفتن آمار تلفات هست

‫بمبگذاری در پل راه آهن توسط ارتش مردم انجام شد...

‫... تا حق حاکمیت ما رو نابود کنه

‫قربان این از پوسترهای روی پل مشخصه

‫شما برای گرفتن اونا چه کار کردین؟

‫- من... ببینید -

‫مسئله این نیست که ما چه کار کردیم

‫وقتشه که بگیم همه ما باید چه کار کنیم

‫وقتی خبرنگارها درباره سازمانها و رهبرانشون می نویسن...

‫البته همه خبرنگارها نه بعضیاتون

‫... انگار دارید ازشون تجلیل میکنید

‫لطفا اینکارو نکنید

‫خب چی میشه چند خبرنگار به نفع اونا بنویسن؟

‫نوشته یک خبرنگار رو هزاران نفر میخونند

‫حتی اگه چند نفر خواننده...

‫... اون مجرم رو به شکل یک مربی یا فرد انقلابی ببینن...

‫... حتی افراد خنثی هم به سمت اونا گرایش پیدا میکنند

‫پس لطفا با مسئولیت پذیری مطلب بنویسید

‫یکی هست به نام پرومال

‫شما بهش میگین واتیار یک مربی

‫یا شبح

‫به اون یکی میگید تی-ای

‫افرادی که کار تروریستی میکنن رو تروریست خطاب کنید

‫اونا رو قهرمان نکنید

‫کار روزنامه نگار این نیست که تابع دستورات شما باشه

‫ما برای سوال کردن از دولت هستیم

‫لطفا سوالتون رو بفرمایید

‫کسی جلوی شما رو نگرفته

‫ولی سوالات درست رو بپرسید

‫بیست و پنج نفر مُردند

‫بیش از ۱۰۰ نفر در بیمارستان با مرگ میجنگند

‫چطور میتونید چنین عملی رو توجیه کنید؟

‫کسی نمیخواد چیزی رو توجیه کنه

‫البته که باید مجازات بشن

Viduthalai: Part I subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left