Murder by Decree

Murder by Decree

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Murder By Decree 1979
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian murder by decree 1979 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

other
Published on: 2025-11-21
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به نظر می‌رسه تأخیر زیادی هست، واتسون.

منتظر شاهزاده‌ان. تا اون نیاد، نمی‌تونن شروع کنن.

خودت که می‌دونی. "وقت‌شناسی"، رفیق عزیز. وقت‌شناسی.

"ادب شاهان." بله، بله، بله، بله.

انگار از معطل نگه داشتن رعایاش لذت می‌بره.

خب، فکر کنم چون بالاخره فقط شاهزاده ولزه...

نباید انتظار همون اندازه ادب رو داشته باشیم.

و از اونجایی که شما فقط "شاهزاده کارآگاهان" هستید، هولمز...

فکر نمی‌کنم حق داشته باشید مردی رو نقد کنید...

که یه روزی پادشاه انگلیس می‌شه.

آفرین واتسون. حسابی به هدف زدی.

فقط "شاهزاده کارآگاهان"؟ پس لطفاً بگو "پادشاه" کیه؟

لستراد، البته.

خدای من. توهین به شاهزاده.

احترام بیشتری لازم داره. اگه شاهزاده احترام بیشتری می‌خواد...

باید کارهاش رو با ملاحظه بیشتری انجام بده.

یه رسوایی لعنتیه.

برعکس. من بی‌ادبی توی تئاتر رو ترجیح می‌دم...

به اعمال خشونت‌آمیز توی خیابون‌ها.

هوم.

خدا اعلی‌حضرت رو حفظ کنه!

خدا اعلی‌حضرت رو حفظ کنه!

اعلی‌حضرت رو نجات بده!

آفرین، رفیق پیر.

آه. گل.

قتل در وایت‌چپل! قتل در وایت‌چپل!

قصاب وایت‌چپل دوباره حمله کرد!

همه چی رو بخونید! همه چی رو بخونید! بفرمایید آقا.

پلیس چیکار می‌کنه در موردش؟

درشکه‌چی! هی، درشکه‌چی!

قصاب وایت‌چپل دوباره حمله کرد!

قتل بی‌رحمانه تحت بررسی!

بیکر استریت. ۲۲۱ بی.

هولمز، فکر نمی‌کنی از این به بعد باید یه درشکه بسته بگیریم؟

آه، نمی‌دونم. خیلی نشاط‌آوره. خون رو به جریان می‌ندازه.

هیچ‌کس تو اکتبر، اونم شب، درشکه روباز سوار نمی‌شه.

من که سوار می‌شم. با نهایت فروتنی عرض می‌کنم، هولمز عزیز من.

این می‌شه سه تا. سه تا؟

این زن‌هایی که تو وایت‌چپل کشته شدن.

اون آنی چاپمن رو یادت میاد؟

و بعدش پالی... نیکولز.

پالی نیکولز، درسته. و حالا این سومی، که هنوز شناسایی نشده.

خب، فرصت زیادی برای بررسی شواهد نیست، رفیق.

هیچ‌کس از من نخواسته.

پلیس نمی‌دونه باید چیکار کنه.

معمولاً وقتی دچار مشکل می‌شن، میان سراغ شما.

چرا تو این مورد این کارو نکردن، ها؟

به اون جواب بده، اونوقت سوالی رو حل می‌کنی که باید اعتراف کنم...

یه مقدار نگرانم کرده.

بله، مطمئنم که اینطوره.

بله، می‌بینمشون، واتسون. این دیگه چه کوفتیه؟

هرکی که باشن، اینجا تو خیابون ما رو تو موقعیت خطرناکی قرار دادن.

اوم.

هنوز نه، واتسون! هوم؟

بذار ببینیم قبل از اینکه ورودمون رو علنی کنیم، چی می‌تونیم بفهمیم.

اونا کین؟ اونجا چیکار می‌کنن؟

این یه پرونده جدید شماست که بهم نگفتید؟

متاسفانه نه. در حال حاضر تک و تنها بیکارم، همونطور که حتماً متوجه شدی.

چند نفرن؟ می‌تونی ببینی؟

حداقل پنج نفر. شاید بیشتر.

خب، خب. به زودی می‌فهمیم.

من برم یا شما؟ نه، نه، شما همینجا بمونید.

اونها که نمی‌تونن با من کاری داشته باشن.

رفقای قدیمی شما نیستن، واتسون؟ چی؟

امیدوارم شوهران عصبانی نباشن؟

خیلی خنده‌داره. خب، عجله کن رفیق، قبل از اینکه خونه رو بیدار کنن!

بله؟ ببخشید آقا. آقای هولمز تشریف دارن؟

نه، نیستن. اوه. می‌تونم چند کلمه با آقای هولمز صحبت کنم؟

این موقع شب؟ مسخره‌ست. بیاریدشون بالا، رفیق.

می‌تونیم تو یه موقعیت اضطراری استثنا قائل بشیم.

باشه، بفرمایید تو. بفرمایید تو.

آه. خب، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

ما همه اعضای کمیته شهروندان هستیم، آقا، هر سه نفرمون اینجا.

من آقای ماکینز هستم، ایشون آقای لانییر و آقای کو.

اوه. بقیه آقایون هم به ما ملحق می‌شن یا بیرون منتظر می‌مونن؟

بله، حق با شماست آقا.

بقیه هم هستن. بله، به سختی می‌تونستم متوجه نشم.

اوه، ببخشید آقا اگه یه کم ترسونده بودیمتون.

مشکل اینه که نمی‌دونستیم چطور باهاتون تماس بگیریم، آقا.

آخه می‌دونید، یعنی، شما که یه جنتلمن معروف هستید و از این جور حرفا.

می‌فهمم. می‌فهمم.

هدف کمیته شهروندان شما چیه؟

خب، ما می‌خوایم جلوی این یارو رو بگیریم که داره آدم می‌کشه.

می‌خوایم جلوش گرفته بشه و به دست عدالت سپرده بشه. اگه وست اند بود...

پلیس تا الان اونو زندانی کرده بود.

اگه زن‌های پولدار تو قصراشون طعمه‌اش می‌شدن...

و نه زن‌های فقیر که مجبورن تو خیابون باشن...

ببینید، آقای هولمز، رک و راست باهاتون حرف می‌زنم.

ما همه تو وایت‌چپل مغازه داریم. خب، اگه تو خیابون اصلی باشی اشکالی نداره...

اما اگه نباشی، خب، هیچ‌کس از خیابون اصلی دور نمی‌شه. نه روز، نه شب، هیچ‌کس.

خب، راستشو بخواید کاسبی وحشتناک افت کرده.

بله. کاملاً می‌تونم تصور کنم که مردم شاید یه کم دلسرد شده باشن.

آقا، اوضاع وحشتناکه. بهتره مغازه‌هامون رو ببندیم تا زمانی که...

این یارو رو بگیرن و حبسش کنن. که اگه منتظر پلیس باشیم، هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته.

به نظرم میاد آقا، اونا از هر کمکی که شما بتونید بکنید خوشحال می‌شن.

باید با شما موافق باشم، آقای ماکینز. بله، خب...

اوم، در موردش فکر می‌کنم.

همونطور که خودتون گفتید آقا. این یه وضعیت اضطراریه.

واتسون، اوم... لطفاً آقایون رو بدرقه می‌کنید؟

آقا، کی می‌تونیم انتظار داشته باشیم خبری بشنویم؟

اوه، به زودی. به زودی. اوه، اِم... در این فاصله، ممکنه یه آدرسی از خودتون بذارید

که دکتر خوبمون بتونه باهاتون تماس بگیره؟ ممنون.

شما سعی می‌کنید متقاعدش کنید، مگه نه قربان؟ تمام تلاشمو می‌کنم.

اگه کسی بتونه جلوی این جنایات فجیع رو بگیره

اون مرد شرلوک هولمزه.

به نظرم خیلی عجیب میاد که این کاسب‌کارها

اینقدر تمایلی به مطرح کردن خودشون نداشتن.

شما عجیب بی‌علاقه به نظر می‌رسید، هولمز.

اگه بخوام بگم، تقریباً گستاخانه. اوه، مطمئناً نه گستاخانه.

خب، رفیق قدیمی.

چی کار کنیم؟ دنبالش بریم؟

نمی‌بینم چاره دیگه‌ای داشته باشیم. اونا به شما اعتماد کردن.

آدم‌های خوب و صادق.

آدم‌های خوب و صادق؟ هوم. شاید.

امشب زمین چیز زیادی به ما نمیده.

صبح شروع می‌کنیم.

هولمز!

کاش از سرنگ‌های من برای تمیز کردن پیپت استفاده نمی‌کردی.

بله، ممنون واتسون.

سلام، عزیزم! دستاتو بکش کنار!

واسه چی اون کارو کردی؟ فاحشه!

یه دختر باید زندگیشو بچرخونه، مگه نه؟

پس واسه چی اون کارو کردی؟ عوضیِ پست!

من که بهت آسیبی نزدم، زدم؟

آرام باش. آرام باش.

تنهایی؟ بله. بله!

بیا. تو خیابونا امن نیست.

اوه، خدا خیرت بده!

هِی!

بیدار شو، رفیق قدیمی.

یه کالسکه منتظره. بازی شروع شد.

وقت تلف کردن نداریم. چی شده، هولمز؟

پیام ناشناسی که به ما خبر یه قتل دیگه رو میده.

واتسون.

خودتو جمع و جور کن. واقعاً وضعیت اضطراریه.

واتسون؟

چی؟ باشه. اوه.

دو تا تو یه شب. این دیگه مسخره‌ست.

شرلوک هولمز اینجاست.

شرلوک هولمز؟ چی، اینجا؟

داشتم فکر می‌کردم کی قراره ببینیمت که تمام وقت روی این پرونده‌ای.

اوه، آقای هولمز. بازرس فاکسبورو.

بازرس. همکارم، دکتر واتسون.

حال شما چطوره، قربان. خب، لستراد.

به نظر میاد با این آقا مشکلی دارید؟

خب، اگه نمی‌دونستم این یه معمای واضح و مبرهنه، شاید تمایل داشتم بعضی از داستانایی که در مورد این یارو میگن رو باور کنم.

چه داستانایی؟ مردم میگن با شیطان همدسته.

به خواست خودش ظاهر میشه، غیب میشه. آه، وقتی مردم می‌ترسن، رو به خدا میارن.

وقتی هیچ کمکی ازش نمی‌بینن، به شیطان رو میارن. اوه، من که چیزی باور نمی‌کنم.

شما یه پزشک هستید، دکتر واتسون، پس نیازی نیست بهتون هشدار بدم.

با این حال، شاید بهتر باشه خودتونو آماده کنید.

برای چیزی که شاید قبلاً ندیدید.

وقتی جسد رو پیدا کردید، همین وضعیت رو داشت، درست مثل الان؟

بله، قربان. و اعضای داخلی؟

به خاطر خدا، هولمز. دقیقاً به همین شکل؟

بله. باید این موضوع حیوانی رو کش بدی؟

لستراد، شما جسد دیگه رو دیدید؟ بله، آقای هولمز.

همونطور سلاخی شده بود؟ گلوی بریده شده بود.

فقط همین؟ اوه، حتماً.

مثل اینکه مزاحمش شدن... تقریباً مچشو سر صحنه گرفتن.

آماده باشید، مردها. یالا، حرکت کنید.

تو اینجا چه غلطی می‌کنی، هولمز؟ کی ازت خواست بیای تو کار پلیس دخالت کنی؟

کی مسئولشه؟ فاکسبورو، تو از این آقا خواستی بیاد؟ لستراد؟

نه، قربان. من طبیعتاً فرض کردم آقای هولمز با دعوت شما اینجاست.

نیست. من نیازی به این آماتور لعنتی از نوع اون ندارم.

"کارآگاه مشاور." بندازیدش بیرون!

لازم نیست بیشتر از این خودتونو آشفته کنید، سر چارلز. نمی‌خوام باعث اختلاف بشم.

بیا، واتسون.

اون آقا کی بود، هولمز؟ سر چارلز وارن.

رئیس جدید اسکاتلند یارد. اوه، بله، یادم اومد.

احمق عوضی. سال گذشته اون شورش‌ها تو میدان ترافالگار.

دقیقاً. "یکشنبه خونین" صداش می‌کردن روزنامه‌ها.

به نظر من، اون به اندازه افراطی‌ها مسئول بود.

چرا باید اینقدر عمداً توهین‌آمیز باشه؟ در حال حاضر، رفیق عزیزم،

چیز مهم‌تری هست که ما رو درگیر کرده.

اگه بتونی عصبانیتتو کنترل کنی.

دیگه یه کلمه هم حرف نمی‌زنم.

"یهودیان نیستند...

...مردانی که... بی‌دلیل سرزنش بشن."

"یهودیان"... لعنتی!

خیلی خب پس. یه گزارش تهیه کن و منو تو اداره ببین.

این مدرک مهمیه! دارم بهتون میگم، نه!

نمیشه فقط یه ساعت ولش کنید؟ تو یه ساعت، صد نفر از اینجا رد میشن.

حتی بیشتر. اگه اون کلمات دیده بشن، یه شورش رو سرمون خراب میشه!

هر یهودی‌ای که دست اوباش بهش برسه، تو خیابونا سلاخی میشه.

با احترام، سر چارلز. نمیشه فقط کلمات رو بپوشونیم؟ نه!

فقط خط اول... فقط کلمه "یهودیان". کافی نیست؟

من اینجا نمی‌ایستم با تو بحث کنم. میخوام این کلمات پاک بشن!

آنجا! همینجا! حالا شاید من لعنتی باشم. شما حتی یه کلمه هم باقی نذاشتید.

کمیسر پلیس تو لندن داره کلمات رو پاک می‌کنه!

این روزنامه‌های لعنتی.

کل شهر رو تو یه وضعیت کور از وحشت قرار دادن.

دیشب، وقتی داشتیم جسد کاترین ادووز نگون‌بخت رو بررسی می‌کردیم،

هوم. منو یاد اون ننداز، رفیق قدیمی.

یه زن رو تو جمعیت دیدی؟ من ده‌ها زن دیدم.

خب، بله، همین انتظار رو ازت داشتم، واتسون.

اما یه زن خاص.

واتسون؟ بله.

گوش کن، واتسون... داری چی کار می‌کنی؟

دارم سعی می‌کنم آخرین نخود تو بشقابمو گوشه گیر بندازم.

Murder by Decree subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left