The first 197 lines.
میخواستم این رو برگردونم
خیلی ممنون، دستتون درد نکنه
خواهش، سر راهم پیداش کرده بودم
سلام
من امسال مسئول باشگاه هاکی روی یخ بچهها هستم
اسمم دنی اوه هست
مشکلی پیش اومده؟
مشکلی پیش اومده؟
من واقعا تازه دارم مامان تمام وقت بودن رو تجربه میکنم
شوهری هم ندارم که کمک کارم باشه
واسه همین عملا شبیه به این زنای خل و چل به نظر میام
سخت نگیرین
باید هر ازگاهی کم بیارید و گریه کنید
من اونور رو نگاه میکنم
نگران من بودید؟
نه- وا، این چیه دیگه؟-
استخدامت کردم که زاغ سیاهش رو چوب بزنی حالا گلوت پیشش گیر کرده؟؟
توی جاهای ناآشنا حواست به اونی که از همه نزدیک تره باشه
اوه سون سانگ تو بودی؟
آره، من اوه سون سانگم
شوهرم و اون بازیگره چا دو یونگ
چا دو یونگ مدل مرکز وو جونگ بود
مدیرعامل نام جی سان از لوکاندا ججو
...برای جزئیات بیشتر ایمیلت رو چک کن
چرا باهام این کارو میکنی؟
سونگ یو وول رو چهارچشمی بپا
و هرچیزی در موردش پیدا کردی رو بهم بگو
خب چی دستگیرت شد؟
رابطهاش با هوانگ نا یونگ
دیگه دلیلی نداره که اینجا بمونم
چقدرش راسته؟ چقدرش اداست؟
بزن قدش- شما آقای دنی اوه، مربی باشگاهید؟-
توی کانادا هاکی روی یخ کار میکردین؟
حتی اگه یه کلاهبردار پست باشی
بچههای اینجا باور کردن که تو معلمشونی
این یه کمی وجدانت رو
اذیت نمیکنه؟
آره همون طوری که گفتی من تقلبیم
ولی همهش تقلب نبود
حسی که به تو و یی چان داشتم
!ما از پسش برمیایم- !ما از پسش برمیایم-
میدونم هرچی که بگم یه جور بهانه تراشیه
ولی اگه به کسی نیاز داشتی، اگه کمکی چیزی میخواستی
بهم زنگ بزن
بازم اون؟
ایشون نماینده قانونیم هستن
میشه تنهامون بذارید؟
باید در مورد یه چیزی بحث کنیم
جریان چیه؟ اینجا چیکار میکنی؟
آقای اوه، گوش کن
میخوام ازت سر یه ماجرای دیگه کمک بخوام
چی؟ در مورد چی حرف میزنی؟
باید از اینجا برم، باید یی چان رو از اون زن بگیرم
ولی تو تنها کسی هستی که میتونه اینجا بهم کمک کنه
واسه همین لطفا قبول کن
KMS TEAM Zinat,Sora,Ainaz,Mohadese
یی چان
چرا این بیرونی؟
خاله- بله-
مامانم کی برمیگرده؟
فردا برمیگرده؟
مطمئن نیستم
چرا نریم بخوابیم امشب؟ فردا هم میتونیم منتظرش بمونیم
وقت خوابت گذشته
خاله، نمیشه با مامانم آشتی کنید؟
ها؟- من میدونم که باهم دعواتون شده-
بعد از این که دعواتون شد، مامانم مجبور شد بره پیش پلیس
مگه واسه همین نیست که دوباره رفته کلانتری؟
نه، واسه اون نیست
پس چی؟ بهخاطر منه؟
نه
تقصیر من و تو نیست
فقط باید به چندتا سوال جواب میداد
و اگه برنگرده
تو میتونی اینجا با ما زندگی کنی
من میخوام با مامان خودم زندگی کنم
خیلی خب. بیا برگردیم داخل
من میخوابونمت
الان باید خوابیده باشه
یی چان
فردا پلیسا میان سراغ خونم
میخوام که قبل از اونا بری تو خونه و یه چیزی رو برداری
بینگو
ها؟
هر مدرکی دیدید برام بیارید، آمپول، دارو، نسخه دارو
یا هرچی، همه جا رو بگردید. برید
بله قربان- بله قربان-
یا خدا. آتیشو خوابوندم
هنوز ۲۴ ساعت دیگه مونده
باید غذا بخوری- اشتها ندارم-
رفتم خونهت رو گشتم
و یه چیز خیلی جالب پیدا کردم
همونطور که میبینی فکر نمیکنم که
بیخیال پرونده شوهرت شده باشی
این در مورد چیه؟ رئیس قبلی با
شوهر سابقت سر و سری داشتن؟
رئیس دو بهم گفت که
اون از بنیانگذارای اصلی کمپانی بوده
و توی هزینههای مدرسه هم کمک ویژه کرده
و خیلی باهم صمیمی بودن
بخشی از سرمایهاش رو
توی این مدرسه سرمایهگذاری کرده؟
ببین
تو مدعی بودی که این داستان برات هیچ جذابیتی نداره
اگه رئیس قبلی هئیت مدیره و
و شوهرت با هم در ارتباط بودن
ماجرا کاملا فرق میکنه
اسم نام جی سان مدیرعامل هتل لوکاندا رو هم نوشتی
اون چه ربطی به این پرونده داشت؟
قبل از اجرای مراسم
دیدم که رئیس و خانم نام باهم بحثشون شده
چطور جرئت میکنی با اون دهن کثیفت اسم بچه منو بگی؟
بابت امروز پشیمون میشی
بعد از مرگ رئیس خانم نام میخواست منو ببینه
گفت که مدرسه در مورد مرگش موضعی نمیگیره
چرا
خانم نام از وقتی اومدم اینجا مراقبم بود
شنیدم سر یه معاملهای، شراکتی، چیزی شوهرم رو میشناخته
ولی نمیدونستم راجع به چی بوده
شوهرم، رئیس قبلی هئیت مدیره و خانم نام
هر سه تاشون
یه جورایی به هم ربط داشتن این تمام چیزی بود که میدونستم
سه نه، چهار
تو هم جزشونی
این همه چیزی بود که میتونستم بهتون بگم
میتونید بقیه ماجرا رو از خانم نام بپرسید
مهم نیست چی باشه، باید هر چیزی که
میتونه مدرک باشه رو پیدا کنید، مو رو از ماست بکشید بیرون
نمیتونم بذارم اینجوری قسر در بره
متوجه شدم
امروز پلیسا دارن خونش رو میگردن
دنبال چیزی هستن؟
یه سری مدرک مربوط به قتل با دارو پیدا کردن
ممکنه متهم بشه
دارو؟- ...دارویی که توی بدن رئیس پیدا شده-
بدون نسخه پزشک گیر نمیاد
یه بطری دیگه بیار
خیلی نوشیدین
رو حرف من حرف نباشه
اینطوری نیست که تو هم بخوای باهام بخوری
اون زنه یی چان رو برد
ببین داره چیکار میکنه، اوضاعش چجوره
صبح به خیر بچهها
سلام آقای اوه- سلام-
صبح بخیر معلم دنی- صبح بخیر معلم دنی-
چی شده که شما دوتا باهم دیگه اومدین مدرسه؟
مامان یی چان باید مراقب یه چیزی باشه
رفته پیش پلیس
واسه همین یی چان شب پیش ما موند، مگه نه؟
که اینطور
یی چان، اونجا خوب خوابیدی؟- آره-
آقای اوه
مامانم این دفعه زود نمیاد بیرون؟
از اونجایی که تو اوضاعت خوبه
خیلی زود میاد بیرون
ببرمتون سرکلاستون؟
بله- بله-
من بچهها رو میبرم داخل
میشه؟، لطفا؟
من باید برم پیش تیم امنیت، یه چیزی در مورد جه این رو مشخص کنم
بریم
خداحافظ، بعدا میام دنبالتون- خداحافظ-
بریم- خدافظ-
ممنونم
بابت مرگ رئیس تاخیر داشتیم
اینه
جه این اونجا چیکار میکنه؟
داره ویولن خودش رو میشکنه؟
خانم هوانگ نا یونگ؟
میشه یه صحبت کوتاهی داشته باشیم؟
بله
ما با توجه به شواهدی که توی محل بود و
اظهارات شما خانم سونگ رو دستگیر کردیم
ولی یه چیزی جور درنمیاد
چی مثلاً؟
شما گفتید شنیدید خانم سونگ و رئیس داشتن دعوا میکردن
بعدش هردوتاشون
رفتن توی اتاق رییس و دعوا رو ادامه دادن
در نهایت هم رئیس چیزخور شده و مرده
یه کم عجیب به نظر نمیاد؟
نمیدونستم
بیشتر از هرچی
اگه دیدین که داشتن دعوا میکردن
...چرا قبل از فوت رییس
متوقفشون نکردین؟
حتما زمان کافی برای انجام اینکارو داشتین
...اون- ...اگر به خاطر احساستون نسبت به-
...خانوم سونگ، شهادت دروغ بدین
دستگیر میشین
یعنی میگید که من دروغ میگم؟
نباید بخاطر احساسات، حقیقت رو مخفی کنید
...چیزی توی مانیتور امنیت دیدین
چیزی نبود که فکرشو میکردین، مگه نه؟
دروغ نگفتم
اون زن اخرین نفری بود که شوهرم و خانم اوه رو زنده دیده بود
...اون زن
حتی منو تهدید کرد که بلایی سرم میاره
No comments yet. Be the first to leave one.