Tell Me Your Secrets

Tell Me Your Secrets

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Tell Me Your Secrets S01E08 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Tell Me Your Secrets S01E08 720p WEB H264-GGWP
Tell Me Your Secrets S01E08 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Tell Me Your Secrets S01E08 1080p WEB H264-GGWP
Tell Me Your Secrets S01E08 WEBRip x264-ION10
A Commentary by TheFlashPoint
🔴 30nama | TheFlashPoint 🔴

Tags

web
720p
720
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
webrip
x264
BRip
Published on: 2021-04-22
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اون مُرده...

‫دخترم رو میگم.

‫پس الان دیگه تمومه.

‫تو یکی از اون دخترایی، مگه نه؟

‫دخترای خونۀ گروهی!

‫خونه بغلی خیلی میان و میرن.

‫دخترای کثیف!

‫همچنان مطمئنی که هیچوقت تریسا بارلو رو ندیدی؟

‫هیچوقت گذرت به گذرش نخورده؟

‫این تریساست.

‫سلام.

‫سلام.

‫میبینم یه مرد داره دنبالت میگرده.

‫دارم سعی میکنم یه چیزی رو به خاطر بیارم،

‫چیزی که از گذشتمه.

‫شاید برای این داشتم فرار میکردم ‫که یه کاری کرده بودم.

‫کاری که از همه‌ی کارهای دیگه بدتر بوده.

‫کار تو بود؟

‫مترجم: «TheFlashPoint» ‫سید محمد اسماعیل نژاد

‫تلگرام: GoodBadUgly@

‫سلام، مارنی.

‫میشه فردا یه کم دیرتر بیام؟

‫فکر کنم کیت یه جور...

‫نمیدونم، یه جور سورپرایز برام داره.

‫تولدمه.

‫و یه حسی بهم میگه که اون...

‫یه برنامه‌ای ریخته.

‫- هممم! ‫- برای تولدم.

‫پس تولدته.

‫زودتر میگفتی!

‫باشه، نمیتونم جلوی عشق جوون‌ها رو بگیرم. ‫نمیتونم مانعش بشم.

‫- پس میتونم دیرتر بیام؟ آره؟ ‫- آره.

‫آره؟ دوستت دارم.

‫همه‌تون رو خیلی دوست دارم.

‫- حتی با وجود اینکه تولدم رو فراموش کردید. ‫- دوستت دارم.

‫داری داستانت رو عوض میکنی.

‫یعنی میگی دارم دروغ میگم؟

‫میگم داری یه مدل جدید از داستانی که...

‫قبلاً برام تعریف کردی، میگی.

‫اونا برام خوشحال بودن.

‫مارنی نگرانت بود.

‫گفتی مارنی فکر میکرده که پارکر داره تو رو...

‫از عزیزانت دور میکنه.

‫نه، تو اینو گفتی.

‫من گفتم برام خوشحال بودن.

‫دلت میخواد باور کنی که برات خوشحال بودن.

‫چون اگه جور دیگه‌ای باور کنی،

‫احساس میکنی نمیتونی به خودت اعتماد کنی.

‫به خودت اعتماد داری؟

‫به نظرم این مدت داشتی خاطراتی رو که...

‫برات دلخراش بودن، سرکوب میکردی.

‫فکر میکنم لحظاتی رو که...

‫نمیخوای به یاد بیاریشون رو پاک کردی.

‫امشب با اون نرو بیرون.

‫با ما بیا.

‫دیگه هیچوقت بیرون از محیط کاری نمیبینمت.

‫یا شاید اون ماجراها اونجوری که تو فکر میکنی...

‫اتفاق نیفتادن.

‫پس فکر میکنن کار من بوده.

‫خب، حتماً همینطوره وگرنه نمیخواستن باهام صحبت کنن.

‫حالا اینجوری دلت خنک میشه؟

‫مگه نمیخواستی مجازات بشی؟

‫مگه نمیخواستی گناهکار شناخته بشی؟

‫نه؟

‫چیزی که میخوام اینه که یادم بیاد.

‫خب، «اف‌بی‌آی» تمام تلاشش رو میکنه ‫تا حافظه‌ت سر جاش بیاد.

‫هر چی میدونستم به تو و اونا گفتم.

‫اون‌موقع که همه چیز رو بهمون گفتی ‫قبل از این بود که جمجمه‌ی زنی رو...

‫پیدا کنن که با یه شیء سنگین زدن توی سرش.

‫اونم دقیقاً همون جایی که...

‫یه قاتل سریالی داشته زندگی میکرده، ‫اونم همون زمانیکه...

‫یه قاتل سریالی داشته اونجا زندگی میکرده.

‫اگه در مورد اتفاقی که افتاده ‫به من یا اونا ذره‌ای دروغ گفته باشی...

‫بهت قول میدم برمیگردی زندان،

‫و کل حبست رو میگذرونی و «اف‌بی‌آی» به جُرمِ...

‫جلوگیری از اجرای عدالت محکومت میکنه.

‫چرا انقدر دیوث بازی در میاری؟

‫چرا بهم کمک نمیکنی؟

‫چرا بهشون نمیگی که حرفم رو باور میکنی؟

‫خب، به گمونم قدرت قضاوتم بدجوری داغونه.

‫آخه من عاشقتم دیگه! یادت رفته؟

‫- بیخیال، پیت! ‫- خودتی و خودت.

‫- پیت. ‫- خودت اینطور میخواستی.

‫آهای!

‫پیت!

‫آهای!

‫پیت، دست بردار.

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫ «رازهایت را به من بگو»

‫به به!

‫داری به اینجا یه سر و سامونی میدی، آره؟

‫- خیلی عالیه! ‫- نه، ساول.

‫- وقتشه به زندگیمون ادامه بدیم. ‫- هان؟

‫دیگه نمیخوام توی یه آرامگاه زندگی کنم.

‫بابتِ...

‫بابت تریسا متأسفم.

‫خب، من دنبال جواب بودم.

‫آدم باید مراقب آرزوهاش باشه! مگه نه؟

‫دوباره داری میری؟

‫میشه یه مدت اینجا بخوابم؟

‫جدی میگی؟

‫یعنی پیش من و سوسک‌ها؟

‫بیا این کار رو بکنیم.

‫تو و من و سوسک‌ها.

‫باشه...باشه. باشه.

‫- باشه؟ باشه؟ ‫- باشه!

‫تریسا هنوز...هنوز اینجاست.

‫چی؟

‫نمیتونستم بیرونش کنم.

‫باید تصمیم بگیری.

‫نمیتونم! جایی برای رفتن نداره.

‫خیال میکردم ازش خوشت میاد.

‫ازش متنفرم.

‫- از شرش خلاص شو. ‫- به این راحتیا نیست.

‫به من اعتماد داره.

‫کار خیلی راحتیه.

‫از شرش خلاص شو، میفهمی؟

‫وگرنه خودم دست به کار میشم.

‫کیت!

‫عه، برگشتی!

‫کم کم داشتم نگرانت میشدم.

‫لازم نیست نگران من بشی.

‫تو کی هستی؟

‫منم یه غیبگو هستم.

‫خطر بزرگی تو رو تهدید میکنه.

‫این قلاده مال گربه‌شه.

‫گربه‌ی زنی که باید در موردش بهت هشدار بدم.

‫من رازهای ارباب رجوع‌هام رو فاش نمیکنم.

‫- دودی هستی؟ ‫- نه.

‫مثل یه برّه اومد سراغت،

‫و ازت کمک خواست، ولی...

‫اون گرگه!

‫و میخواد بهت آسیب بزنه.

‫اگه میخواستم رازداری نکنم،

‫قوانین مقدسی که بهشون پایبندم،

‫اونوقت میخواستی چی بدونی؟

‫بهت چی گفت؟

‫برای اینکه بتونم ازت محافظت کنم.

‫گفتش یادش نمیاد.

‫ولی کارت‌هاش بد بودن.

‫توی کارت‌هاش شیطان بود.

‫به یه دختره‌ای صدمه زده.

‫دختری که گردنبند داشته.

‫توی برف بود،

‫یه سنگ داشت. سنگی که روش خون بود.

‫مرگ هم توی کارت‌ها بود.

‫گذشته‌ش پُر از خشونت ـه.

‫صبح بخیر، مامان.

‫هر روز میای اینجا؟

‫میام با مامانم حرف بزنم.

‫تا خیالم راحت بشه که ‫میدونه جشنواره‌ی قدیس‌ها نزدیکه.

‫از اون جشنواره خوشش میاد؟

‫شبی ـه که مردگان برمیگردن.

‫دارم خاطر جمع میشم که میدونه برمیگرده.

‫برای این بهت زنگ زدم که...

‫اینو پیدا کردم.

‫مال جِس ـه.

‫میدونی رمز عبورش چیه؟

‫چون شاید چیزی توش باشه که به دردمون بخوره.

‫از کجا پیداش کردی؟

‫نمیدونم...یه نفر بهم دادتش.

‫اون دختری که توی عکس کنار شما دوتاست، کیه؟

‫تینا.

‫تو بیمارستانه.

‫آپاندیس داره.

‫دایانا خانم اینجوری گفت.

‫ازت میخوام کمکم کنی، جِی.

‫یه اتفاقی داره برای دخترای عمارت میفته،

‫و احساس خیلی بدی نسبت بهش دارم.

‫پس ازت میخوام ببینی کی میره اونجا،

‫ولی باید مراقب باشی، خیلی خب؟

‫خیلی خب.

‫وسایل تینا رو میخواید کجا بفرستید؟

‫آخه میخوام وقتی که...

‫از بیمارستان اومد بیرون، ببینمش.

‫تینا آخرین دوست واقعیِ منه.

‫تینا پیش خداست.

‫آپاندیسش اوت کرد.

‫دیگه نمیتونم کمکت کنم.

‫- جِی؟ ‫- تینا پیش خداست.

‫- به خاطر آپاندیسش! ‫- اونا بهت اینجوری گفتن؟

‫اون پیش خداست! واقعاً هست!

‫نه، قضیه اینطوری نیست.

‫پس چرا چیزی نمیگی؟

‫چرا ازمون مراقبت نمیکنی؟

‫- نمیتونم. ‫- جِسی و تینا مُردن.

‫تو یه گوشی داری، پس بهتره یه کاری بکنی.

‫بهتره آدم خوبی باشی.

‫دارم سعیم رو میکنم.

‫شاید جِسی از تاریخ تولد من ‫به عنوان رمز عبور استفاده کرده باشه.

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Your Secrets

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left