Release info

Its My Life E70(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-03-16
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫تو... دوباره با جین آه دعوا کردی؟

‫تو... دوباره با جین آه دعوا کردی؟ ‫ قسمت هفتادم

‫تو... دوباره با جین آه دعوا کردی؟

‫نه

‫بیخیالش شدم

‫ازش خسته شده بودم ‫واسه همین بیخیالش شدم

‫چیه؟

‫من...

‫میخواستم هر چیزی که بهش طمع داشتی رو ‫ازت بگیرم

‫هیون گانگ، این خونه،

‫و اون دختره جین آه

‫اما تو 30 سال پیش همه چی رو ازم گرفتی!

‫من همه چی رو ازت گرفتم؟

‫پس چرا...

‫الان هیچی ندارم؟

‫شی وو چی ازت گرفته؟

‫تویی که به شی وو حمله کردی تا جایگاهشو بگیری!

‫که به شی وو حمله کرده که چیزی بگیره؟

‫تو هر شرایطی نباید حرفی که حقیقت نداره رو بزنی

‫نام جین داره سعی میکنه چیزی که ‫30 سال پیش ازش دزدیدن رو بدست بیاره!

‫چی رو بدست بیاره؟ ‫کی گفته میتونه این کارو کنه؟

‫اگه شی وو نتونسته این کارو کنه ‫تو هم نمیتونی

‫پس خیالات پوچت رو بذار کنار

‫30 سال پیش، یه نفر منو از خانواده ـم دزدید

‫همش سعی میکنم باور کنم ‫که شما اون شخص نیستین

‫امکان نداره یه پدر یا مادر بتونه همچین کاری کنه

‫یا اگه این کارو کردین،

‫حداقل نباید زندگی راحت و مرفه ای داشته باشین

‫وقتی طراحی های اخیرت رو می بینم،

‫میتونم بفهمم که به چی فکر میکنی

‫به چی فکر میکنم؟

‫وقتی می بینم رنگا گرمن، خطوط منحنی ان...

‫و روی زنانگی تاکید داره

‫میتونم بفهمم که عمیقا عاشقی

‫واقعا یه پیشگویی

‫از این به بعد طراحی هام چطور به نظر میرسن؟

‫اونا...

‫مثل قبل رنگاشون زردِ تیره میشن؟

‫احتمالا نه

‫چون من هنوزم عاشقتم، مدیر چویی

‫مادر، منم چویی شی وو

‫آیگو، دامادم

‫چی باعث شده افتخار بدی ‫و این وقت صبح بهم زنگ بزنی؟

‫خب... احیانا... جین آه...

‫نیومده خونه؟

‫نه. وقتی مشغله کاری داره چرا باید بیاد اینجا؟

‫درسته

‫امروز همه چشون شده؟

‫نام جین هم یه کم قبل زنگ زد

‫اتفاقی واسه جین آه افتاده؟

‫نه. نه

‫از دیشب نتونستم باهاش تماس بگیرم ‫بخاطر همین نگران شده بودم

‫امروز میاد سر کار

‫نکنه دعواتون شده؟

‫همیشه وقتی دلخور میشه ‫جواب گوشیش رو نمیده

‫دلش رو بدست بیار

‫فایده دعوا کردن با یه دختر چیه؟

‫بله.متوجه شدم. همین کارو میکنم

‫خدافظ

‫تو...

‫آدم بی فکری نیستی

‫باید اول به من میگفتی

‫الان کجایی؟

‫هی

‫زود اومدی

‫خیلی کارا واسه انجام دادن دارم

‫اما، چرا کله سحر انقدر نگران به نظر میرسی؟

‫هر چقدر فکر میکنم، نمیتونم بفهمم

‫منظورت چیه؟

‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

‫میتونی 10 تا سوال ازم بپرسی

‫اگه تو باردار بشی،

‫و مادرشوهر آینده ـت ازت بخواد کارت رو ول کنی،

‫چیکار میکنی؟

‫اول، سعی میکنم...

‫پدرِ بچه ـم و مادرشوهر آینده ـم رو متقاعد کنم

‫اگه بازم بگه نه چی؟

‫انقدر سعی میکنم تا بتونم متقاعدش کنم

‫"من مطمئنم که به عنوان یه مادر شاغل ‫میتونم کارمو درست انجام بدم"

‫"لطفا بهم اعتماد کنین" ‫از این حرفا میزنم

‫مخفیانه سقط کردن جنین و فرار کردن...

‫اصلا منطقی نیس، نه؟

‫چطور میتونی همچین حرف وحشتناکی بزنی؟

‫چطور میتونم خودخواهانه ‫یه زندگی با ارزش رو از بین ببرم؟

‫اگه این کارو میکردم، میتونستی راحت از کنار ‫همچین مسئله ای بگذری؟

‫گفتی میخوای پنج تا بچه داشته باشی

‫حق با توئه

‫غیرمنطقیه

‫اما اول صبحی چت شده؟

‫نکنه...

‫راجب جین آه حرف میزنی؟

‫داری میگی بدون اطلاع نیومده سر کار،

‫بچه ـش رو سقط کرده و مخفی شده؟

‫امکان نداره

‫آقای جانگ، تو خوب میدونی...

‫که وقتی تصمیم گرفتم قبولش کنم ‫چه حسی داشتم، نه؟

‫واسه همین من حتی بیشتر شوکه شدم

‫میدونم به عنوان یه طراح جاه طلبه ‫اما این درست نیس

‫مرحله سوم به زودی میرسه

‫چطور تونست این کارو کنه؟

‫من نگران شی وو ام

‫وقتی عاشق یه نفر میشه ‫خودش رو متعهد میدونه

‫نمیدونم میتونه از پسش بربیاد یا نه

‫این مشکل بزرگیه

‫یونجی و من نمیتونیم همه کارا رو تموم کنیم

‫نباید یه طراح جدید استخدام کنیم که جایگزینش بشه؟

‫فعلا بیا صبر کنیم و ببینیم چی میشه

‫شاید نظرش عوض بشه و برگرده

‫اگه این کارو کنه، قبولش میکنی؟

‫اون دختریه که شی وو دوسش داره

‫بله؟

‫سلام

‫فرشته ی من، من برگشتم

‫نمیتونی بفهمی الان وقت مناسبی نیس؟

‫انگار که تو مراسم خاکسپاری ‫آهنگ هیجان انگیز پخش کنی

‫منظورت چیه؟

‫وقتی من نبودم...

‫اتفاق بدی افتاده؟

‫چی شده اومدی اینجا، لی سانگ هیون آجوشی؟ ‫آه

‫خب، تو راه برگشتم از چین...

‫برات یه هدیه گرفتم

‫نمیدونستم از چه رنگی خوشت میاد،

‫واسه همین رنگ قرمز، صورتی و نارنجی رو خریدم

‫هر سه تا رنگ رو خریدم

‫ممنون

‫اگه از رنگ هیچ کدومشون خوشت نمیاد،

‫بدش به عروس آینده ـت، جین آه

‫اگه از مادر شوهر آینده ـش هدیه بگیره ‫خیلی خوشحال میشه

‫خواهشا دیگه راجب جین آه حرف نزن

‫ای بابا. خودت گفتی که دیگه قبولش کردی

‫پس چرا دوباره اینجوری میکنی؟ آیگو، واقعا که

‫آیگو. چقدر خنگه

‫نگرانم که چطور میخواد ‫تو این دنیای بی رحم دووم بیاره

‫من دارم میرم

‫میرم که با مدیر چویی یه برنامه ای بریزم

‫آه. جین آه امروزم نمیاد سر کار؟

‫اون چش شده؟

‫یونجی، تو چیزی نمیدونی؟

‫اگه چیزی میدونی بهمون بگو ‫از کنجکاوی دارم می میرم

‫منم مثل تو دارم جونم رو از دست میدم ‫که بفهمم چه خبره

‫جونگ جین آه کارش رو ول کرده

‫پس دیگه راجب جین آه حرف نزنین

‫هنوز نمیتونیم مطمئن باشیم

‫پس لطفا جوری حرف نزنین ‫که انگار قطعی شده، آقای جانگ

‫باشه

‫از اونجایی که وقت کمی داریم، ‫استخدام کردن طراح جدید بی فایده ـس

‫آقای جانگ و یونجی، ‫شما دوتا میتونین کارو تموم کنین؟

‫راه دیگه ای نداریم

‫جین آه گفت تقریبا طراحیش رو تموم کرده

‫گفت فقط آخرین ریزه کاریش مونده

‫اوه، خدارو شکر

‫من کارُ تموم میکنم. طراحیش رو برام بفرست

‫اما کامپیوترش رمز داره

‫رمز دَرت خیلی ساده ـس ‫چرا عوضش نمیکنی؟

‫این تاریخ روزیه که با هم شروع به قرار گذاشتن کردیم

‫همه رمزام رو به این تاریخ تغییر دادم

‫داری میگی که نباید سالگردمون رو فراموش کنم؟

‫این عدد شانسمه

‫روزیه که تو وارد زندگیم شدی

مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ خوش آمدید

‫فایل های طراحی جین آه رو...

‫به ایمیلِ آقای جانگ بفرست، یونجی

‫چشم، مدیر چویی

‫باید تو مرحله سوم ‫تیم 2 رو شکست بدیم

‫همتون میتونین به خوبی انجامش بدین، نه؟

‫بله ‫بله

‫امیدوارم مثل این رمز،

‫این معما هم بتونه حل بشه

‫واقعا نمیتونم بفهمم...

‫چه فکری تو سرته

‫برای این، فکر کنم باید...

‫سلام به همگی ‫آقای لی!

‫خوش برگشتین

‫آیگو

‫ممنون بابت همه زحمتایی که کشیدی، آقای لی

‫به لطف تو، تموم اون کارخونه های چینی ‫دیگه کپی نمیکنن

‫بنگ، بنگ

‫از تمام روابطم تو چین استفاده کردم ‫و همه کاری کردم

‫خب اوضاع اینجا چطوره؟

‫میخوایم با گرفتن اطلاعات از خریدارا...

‫جلوی فروشگاه های اینترنتی ‫که طراحی هامون رو کپی میکنن، بگیریم

‫فردا طراحی جدیدمون رو ارائه میدیم ‫و بازی عادلانه شروع میشه

‫فقط بازی عادلانه؟

‫به محض اینکه کلیپ تبلیغاتی هان میرا بیاد بیرون ‫اوضاع به نفع ما تغییر میکنه

‫معلومه. همچنین سرپرست طراحی ـمون، ‫هان سونگ جو،

‫تو کلیپ تبلیغاتی بازی میکنه که باعث میشه ‫مشتری هامون بیشتر به بِرندمون اعتماد کنن

‫اینطوری بازی تموم میشه

‫واقعا که

‫با شرکت مینهان حرف زدم ‫که برچسب ـمون رو روی آستر بدوزن

‫پس از این به بعد دیگه لازم نیست ‫نگران لباسای تقلبی باشیم

‫روش خوبیه

‫این طراحی های اصیلمون رو...

‫از لباسای تقلبی که شبیه اصلن، متمایز میکنه

‫این عالیه

‫تموم شب بیدار موندم...

‫و همشون رو گیر انداختم

‫آیگو، سونجا! چی شده اومدی اینجا؟

‫اومدی منو ببینی؟

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left