The first 200 lines.
ارتش کلیمن، ظرف 2 روز .به پادشاهی یورازانیا میرسه
پس یه قدم ازش عقبتریم، ها؟
!ای کلیمن عوضی
پادشاهی حیوانات یورازانیا
.از چیزی که فکر میکردم خیلی حیلهگرتره
حتماً پیشبینی کرده بود .که والپورگیس 3 روز دیگه برگزار میشه
اون قصد داره قبل از اینکه ...باقی اربابان شیاطین متوجه بشن
قتلعامش رو .توی پادشاهی حیوانات تمام کنه
قسمت 41: شب نبرد
بین اینا، از کدوم بیشتر خوشت اومده؟
!من بیشتر از این خوشم اومده
خوشم اومده؟
...ببینم، رافائل سان
اگه همۀ اهالی باقی مونده ...در یورازانیا کشته بشن
کلیمن میتونه تکامل پیدا کنه؟
!پاسخ
پاسخ
...حتی اگه شانسش کم باشه
.ولی ارواح زیادی رو به دست خواهد آورد
.احتمال موفقیتش حدود %78 است
درصد موفقیت
.درصدش از عد پی خــیلی بیشتره
!باید جلوش رو بگیرم
درسته اهالی باقی مونده ...در یورازانیا برای من غریبه هستن
.ولی با ما پیمان دوستی بستن
پس بدون هیچ تعارفی .منم در این موضوع مداخله میکنم
...ریمورو ساما
!بنیمارو
بله؟
!ترتیبش رو بده
!حتماً، بسپارش به من
...نه منظورم اینه که
.لطفاً بسپاریدش به من
بعد از اون، درمورد مقابله با کلیمن ...خیلی بحث کردیم، ولی
هر کاری هم کنیم نمیتونیم به موقع برسیم، ها؟
اگه میتونستیم همه رو .با جادوی تلپورت انتقال بدیم، خوب میشد
ریمورو ساما، انتقال یه ارتش بزرگ .با جادوی تلپورت، خیلی خطرناکه
،آره، خودم میدونم ...فقط گفتم خوب میشد اگه
پاسخ
!پاسخ
با جادوی تلپورت میشود .تجهزات کمی را انتقال داد
مختصات مبداً و مقصد ...از طریق بُعد دیگه به همدیگه مرتبط هستن
ولی مورد ارسالی در مقدار زیادی ...انرژی جادویی غوطه ور میشه
برای همین درمورد انتقال .موجودات زنده پیشنهاد نمیشه
ولی اگه بشه با یک حفاظ خاص ...در هنگام انتقال از آنها محافظت کرد
دیگه تحت تأثیر .عوارض انتقال قرار نمیگیرن
.و این قاعدۀ کلی جادوی انتقال است
خب پس... حالا این یعنی چی؟
...به عبارت دیگه، ماجین یا هیولاها
شرایط انتقال
برای مقاومت در برابر انرژی جادویی
یک ماجین یا هیولا
برای ایجاد مقاومت ...در برابر انرژی جادویی
مقاوم در برابر انرژی جادویی
میتوانند با ایجاد .حفاظی از جادوی خود، انتقال یابند
میتواند حفاظ خود را فعال کند
با ایجاد یک حفاظ از جادوی خود میتوانند انتقال یابند
فرد مورد نظر برای انتقال نژاد: انسان مقاومت در برابر انرژی جادویی: × حفاظ جادویی: × غیرقابل انتقال
...اتفاقاً در تکنیک انتقال بدون نقص
حفاظت از هدف ضعیف هم .امکان پذیر است
طلسم انتقال بدون نقص
فرد مورد نظر برای انتقال نژاد: انسان مقاومت در برابر انرژی جادویی: × حفاظ جادویی: × قابل انتقال
،محض اطمینان میپرسم اصلاً میتونی این طلسم رو بسازی؟
پاسخ
!پاسخ
.من همین الانم آمادهاش کردم
!ها؟
مهارت اضافی کنترل ابعاد ترکیبی
...با ترکیب مهارت اضافی کنترل ابعادی
مهارت اضافی کنترل ابعاد .هزینۀ انرژی جادویی تا حد زیادی کاهش یافته است
توانستم هزینۀ انرژی جادویی رو .تا حد زیادی کاهش بدهم
بدون اینکه چیزی بگم، خودت مهارتها ...و طلسمهای لازم رو ساختی
!رافائل سان، حرف نداری
.خیلی ممنونم
ریمورو ساما؟
همونطور که تو گفتی، انتقال ارتش .با جادوی تلپورت خیلی خطرناکه
...ولی
ولی؟
من همین الان موفق شدم یه طلسم جدید بسازم !که این موضوع رو امکان پذیر میکنه
!وای
!واقعاً؟
!همین الان؟
.کارت درسته
.البته من نبودم، رافائل سان بود
،اگه ارتشمون به موقع بتونه اونجا برسه !پس پیروزیمون حتمیه
.یه جورایی دلم به حال کلیمن میسوزه
اگه من و رافائل سان ...تکامل پیدا نکرده بودیم
.احتمالاً تو پیروز میشدی
تنها چیزی که میمونه .آمادگی و ارادۀ خودتونه
،با اجرای طلسم ...میتونم کل ارتش رو به اونجا انتقال بدم
.ولی نمیتونم تضمین کنم کاملاً بیخطره
با این حال، به من اعتماد میکنید؟
.هیچ جای نگرانی نیست
.من با تمام وجود به شما وفادارم
...به عنوان خدمتگزار وفادار شما
.اگه دستور بدید بمیرم، میمیرم
!منم بهت اعتماد دارم
در واقع امکان نداره .که به شما شکی داشته باشیم
...یه بار ما رو نجات دادید
.اجازه نمیدم کسی از افرادمون اعتراضی کنه
ای بابا، با این وضع انگار منم .چارهای جز موافقت ندارم
منم به قدرت شما .اعتماد میکنم، ریمورو ساما
خیلی خب، منم زندگیتون رو !تحت حمایت خودم قرار میدم
!حالا میتونیم از نقشههای کلیمن جلو بیوفتیم
،باقیش میمونه با شما !باید پیروز بشید
!اطاعت
!ای ول
بچهها، به خاطر .این جلسۀ طولانی خسته نباشید
میدونم فردا هم ...حسابی بهتون سخت میگذره
.ولی روتون حساب میکنم
.البته، خیالتون راحت باشه
...اگه محل دقیق کلیمن رو میدونستیم
با حرکت ابعادی میرفتیم سراغش .و همه چی رو تموم میکردیم
ولی مگه قرار نیست کلیمن توی والپورگیس شرکت کنه؟
.اینجوری برنامهریزی کرده بود
...درسته
!من میدونم
!شیون
...چطوره ما به والپورگیس بریم
و همون جا کلیمن و باقی .اربابان شیاطین رو بکشیم
...حالا کشتن کلیمن یه چیزی
ولی اصلاً خوب نیست با بقیۀ .اربابان شیاطین دعوا راه بندازیم
...که... که اینطور
!و... ولی رفتن به اونجا فکر خوبی بود
هی رامیریس، منم میتونم شرکت کنم؟
ها؟ توی والپورگیس؟
با خودم گفتم شاید جالب باشه .خودم به دیدن کلیمن برم
مطمئنم اونا هم استقبال میکنن، مگه نه؟
...هوم
...فکر کنم مشکلی نباشه
ولی فقط میتونی !دو نفر رو همراه خودت بیاری، ها
قدیما یه سری مشکل ایجاد شد .مجبور شدن همچین تصمیمی بگیرن
نظر شما چیه؟
.ایدۀ فوقالعادهایه
با کمال میل حاضرم ...در اون روز شما رو همراهی
!احمق نباش، دیابلو
!خودم همراهیش میکنم !نمیذارم کس دیگهای بره
،هرچند، اگه به جنگ کشیده بشه .راحت میتونه ترتیبشون رو بده
در واقع ریمورو ساما .به تنهایی هم براشون کافیه
!دقیقاً همینطوره
فکر می کردم یه احمقی ولی به عنوان .یه تازه وارد، آیندۀ خوبی پیش رو داری
...انگار با هم به توافق رسیدن
!وایسید! وایسید! عجله نکنید
.هنوز هیچی قطعی نشده
درضمن موضوع ...پادشاهی فالموث رو سپردم به تو
.پس نمیتونم تو رو با خودم ببرم
.درسته، متوجه شدم
ولی... این زیادی خطرناک نیست؟
.نه
...شک دارم میلیم ساما به ما خیانت کنه
ولی این یه واقعیته که .ارباب شیاطین کاریون ساما رو فروخته
به نظرم فکر بدی نیست این موضوع رو .توی والپورگیس بررسی کنیم
...درسته
به نظر من که بعیده میلیم .تحت کنترل کلیمن قرار بگیره
!آخه میلیم خیلی خودخواهه
آخه دیگ به دیگ میگه روت سیاه؟
به هیچوجه باورم نمیشه !میلیم ساما به ریمورو ساما خیانت کنه
درسته مدرکی برای این حرف ندارم !ولی مطمئنم که همینجوره
مدرکی نداری، ها؟
،خب صادقانه بگم .منم باور ندارم خیانت کرده باشه
.منم با اعتماد به میلیم به اونجا میرم
ولی به این معنی نیست که .نباید خودمون رو آماده کنیم
...اون مجرمی که رامیریس اونجا گفت
یا اینکه کلیمن .پشت این قضایا باشه هم ممکنه
مگه نه؟ مگه نه؟ مگه نه؟
این یعنی قضاوت !کارآگاه بزرگ رامیریس درست بوده
!آفرین به شما
!کارتون حرف نداشت، رامیریس ساما
برای همین میخواستم توی والپورگیس ...شرکت کنم تا یه تحقیقی کنم
ولی کی رو با خودم ببرم؟
،فکر کنم اگه با خودم نبرمش .میزنه زیر گریه
البته با بردن شیون، ممکنه بتونه .انتقامش رو از کلیمن بگیره
خیلی خب، شیون و رانگا رو .با خودم می برم
!خیلی ممنونم
!لطفاً خیالتون راحت باشه، ارباب
!میبینم عزمت رو جزم کردی
!ریمورو، اینقدر سنگدل نباش
!منم همراهت میام
!با من، اربابهای شیاطین هیچ پُخی نیستن
.خونسرد باش، ولدورا
از تو میخوام اینجا بمونی .و از شهر محافظت کنی
!چی گفتی؟
ولی من میتونم با یه اشاره !اربابهای شیاطین رو محو کنم
حفاظت از این شهر هم .کار خیلی بزرگیه
.در واقع مهمترین وظیفۀ موجوده
!ها؟
مهمترین؟
،پس با این حساب اینجا رو به تو میسپارم، باسه؟
!وایسا ببینم، ریمورو
استاد میتونه .به عنوان زیردست من بیاد
.اینجوری منم احساس امنیت میکنم
نه، من علاقهای ندارم .به عنوان محافظ تو بیام
!ها؟! اینجوری نگو !خیلی سنگدلی، استاد
،وایسا ببینم !استاد" رو از کجا آوردی؟"
ولدورا، در واقع پخش کردن شایعات درمورد تو ...بخشی از نقشههامونه
،توی جلسه هم درموردش حرف زدیم خودت که شنیدی، مگه نه؟
.آره، معلومه که شنیدم
!بد شد! روم نمیشه بهش بگم هیچی نشنیدم
و احتمالاً کلیمن ...اینجوری فکر میکنه که
،این ماجین که اسمش ریموروئه" ".حتماً یه موجود ضعیفه که فقط از اسم ولدورا قدرت گرفته
No comments yet. Be the first to leave one.