慎重勇者~この勇者が俺TUEEEくせに慎重すぎる~
The first 200 lines.
پس واسه همینه که دوباره برگشتید، ها؟
راحت قدرت شکست دادن یکی از ژنرالهای ...ارباب شیاطین رو داشت، ولی
...بدنسازی... بدنسازی... بدنسازی
!شرط میبندم اون مغز محتاطش هم از عضله است
ولی خب، هر چیزی حدی داره .پس نگران نباش
،سلاحی که تمام خدایان رو اسیر خودش میکنه !G با سایز
!ـه D البته مال خودمم !ولی از نظر ظاهر و تجربه عمراً به پای اینا برسن
آه آه... نمیتونم صبر کنم ...تا کنترل گیابرند رو بدست بگیرم
.تا مثل تو یه الهۀ رتبه بالا بشـــم
.نباید من رو الگوی خودت قرار بدی
این چه حرفیه که میفرمایید؟
تو کسی هستی که ...برای 300 دنیا قهرمان احضار کردی
،و همشونم نجات دادی !آریای سامای سوپر باتجربه
.نه، دنیایی هم بود که نتوستم نجات بدم
از بین 300 تا فقط یکی بود، درسته؟ .پس بیخیالش شو
!اشتباه میکنی ریستا
،برای افرادی که توی اون دنیا زندگی میکنن .این دنیا تنها جایی ـه که دارن
.با بیخیال شدن، نمیتونم خودم رو ببخشم
...خب، خودم میدونم! میدونم ولی
،بود B درجۀ سختی اون دنیا .اصلاً نباید مأموریت سختی میبود
...ولی به خاطر اشتباه من
...اِه... خب
.اوه! ببخشید که اینجوری جو رو خراب کردم
.میرم بازم چای بیارم تو هم میخوای؟
...اِه، خب، شاید بخورم
پس اینجا بودی؟ .داشتم دنبالت میگشتم
!هوی
!اینجا خونۀ یه الهه ـست، ها میشه بی اجازه وارد نشی؟
!دیدی؟ آریا هم ترسوندی
.عیبی نداره
.عیبی نداره، ریستا
آریا هم جذب وقار سِیا شد؟
!ای دختر باز... نه، الهه باز
تو قهرمانی هستی که ریستا احضار کرده؟
تو دیگه کی هستی؟
."من آریا هستم، الهۀ مهر و موم "آریادوئا
،به نظر میاد که خیلی عجله داری چه اتفاقی افتاده؟
...هر چقدر که دراز نشست و بشین پاشو میرم
.دیگه هیچ لولم بالا نمیره
!ای ول
!به حد نهایی بدنسازی رسید
،کاریش نمیشه کرد .آخه تنهایی تمرین کردنم یه حد داره
چطوره بریم هیولا بکشیم تا لولت بالا بره؟
هوم... مبارزه، ها؟ .ریسک خیلی بالایی داره
.به نظر من که خیلی هم عادیه
،بی خیال این حرفا میتونی برام دمبل و وسایل بدنسازی بسازی؟
!نمیشه! نه! نه! حرفشم نزن
...اینا دردی ازت دوا نمیکنه
.خیلی زود بازم به حدت میرسی
پس حالا باید چیکار کنم؟
!من که گفتم، باید با هیولاها بجنگی دیگه
...سِیا، این فقط یه پیشنهاده
چطوره تو سرزمین مقدس از بعضی از خدایان آموزش ببینی؟
!صبر کن، آریا چی داری میگی؟
...اگه حریفش یکی از خدایان باشه، کشته نمیشه
تجربۀ بیشتری هم .نسبت به جنگیدن با هیولاها بدست میاره
.به این میگن فوت کوزهگری
.که اینطور، ایدۀ بدی نیست
!آریا، یه دقیقه بیا اینجا
عیبی نداره همچین قولی بهش بدیم؟
اصلاً خدایی هم هست که اجازه داشته باشه یا بتونه آموزشش بده؟
.من اجازهاش رو میدم
با ایشتار ساما هم صحبت میکنم .پس مشکلی نیست دیگه
ولی کی قراره حریفش باشه؟
،من الهۀ درمانگرم ...تو هم که الهۀ مهر و مومی
.هیچکدوم از ما جنگجو نیستیم
اونجا یه خدایی هست که همیشه در تلاشه، نه؟
...اون کسیه که
"!اگه اینجا تمرین کنی، نمای اینجا رو خراب میکنی"
با اینکه این رو بهش گفتن .ولی هرگز تمرینش رو متوقف نکرده
شمشیر الهی سرسئوس
.شمشیر الهی، سرسئوس ساما
.درسته، بذار من برم ازش درخواست کنم
از یه ماجراجویی ساده .همینطور داریم دورتر میشیم
.میبینم که مثل همیشه مشغولی، سرسئوس
...ها؟ به به
،آریادوئا و ریستارته همینطور... اوه؟
تو یه انسانی؟
.باید قهرمانی باشی که احضار شده
...ولی، بهتره یه انسان عادی مثل تو
.توی سرزمین مقدس زیاد نچرخه
سرسئوس، از تو میخوام که .به این قهرمان آموزش بدی
اگه الهۀ رده بالایی مثل آریا دونو ...این درخواست رو داشته باشه
.نمیتونم جواب رد بدم
...ولی
.هوی انسان! آموزشای من خیلی سختن
.نمیدونم یه انسان عادی از پسشون برمیاد یا نه
.اوه، خوب دل و جرأتی داری !تو هم اشکت در اومد نندازی گردن من، ها
!بخوای وسط کار بیخیال بشی، نمیبخشمت
هوی! این چه طرز برخورده؟ ...یه انسان عادی مثل تو
!اینقدر فک نزن، یالا بیا بریم
.خب، باشه
این پسره چرا اینجوره؟
!یه دفعهای جایگاهشون برعکس شد
!ریوگویین سِیا، چه آدم ترسناکیه
،ولی در قدرت شمشیر الهی .سرسئوس ساما، شکی نیست
.حتماً غرور سِیا رو خوب میشکنه
.شایدم رفتارش به عنوان یه قهرمان بهتر بشه
!اول نشونم بده چند مرده حلاجی
!شروع کن
!اوه
...میبینم که میتونی پا به پام شمشیر بزنی
روز اول تمرین
یعنی سِیا رو به راهه؟
.ولی اگه موقع تمرین برم دیدنش عصبانی میشه
!سرسئوس ساما
نظرت درمورد سِیا چیه؟
.با اینکه خیلی بد دهنه ولی خوب جنمی داره
.قابل تحسینه
جدی میگی؟
.ولی هنوز خیلی جا داره تا به پای من برسه
.اِه؟ به نظر میاد داره خوب پیش میره !اینکه خیلی خوبه
روز دوم تمرین
،ولـی وقتی داره تمرین میکنه .من کاری ندارم که بکنم
.روز بخیر
تمرینات چطور پیش میره؟
.اوه! آها... داره تلاشش رو میکنه
...یه جورایی انگار تُپق زد
با اینکه فقط دو روزه که اومده .ولی قدرت فوقالعادهای بدست آورده
.که داره EXP احتمالاً به خاطر مهارت افزایش
لعنتی، اگه میتونستم از قدرت واقعیم .در مقابلش استفاده کنم خیلی خوب میشد
قوانین قلمرو الهی استفاده از قدرت .در برابر انسان ها رو منع کرده
آره، اگه میتونستم از قدرت واقعیم استفاده کنم .شاید میتونستم شکستش بدم
ها؟ الان چی گفتی؟
...اوه! نه، چیزی نگفتم
.ولی خودمونیم ها، از اون آدمای عشق رقابته
واقعاً مشکلی نیست؟
روز سوم تمرین
...سـ... سرسئوس ساما
کمی لاغرتر نشدید؟
.نه، نه اونقدرا
آها، خب تمرینات در چه حاله؟
...آه... خب، بگی نگی
بگی نگی؟ این بگی نگی چطوریه؟
!بگی نگی، بگی نگیه
خب، چطور بگم؟ نمیتونی کمی بیشتر برام توضیح بدی؟
...آخه من الهۀ مسئول سِیا هستم، پس
!ولم کن! الان وقت ناهارمه
!ها!؟ معذرت میخوام
چی شده؟
دعوا شده؟
.چه دادی زد
.ببخشید، اشتباه از من بود
روز چهارم تمرین
...دیروز به نظر حالش بد بود
نکنه امروز مونده خونه استراحت کنه؟
حالا که دارم میرم اینا رو تحویل بدم .چطوره یه سر به سِیا هم بزنم
ببخشید، بازم اومدم یه مقدار جلبک دریایی .برای اونیگیریهام بردارم
.راحت باش
...جلبک... کدوم رو بردارم جلبک... جلبک
جلبک... جلبک... جلبک!؟
سـ... سرسئوس ساما!؟
!هیـــس! صدات رو بیار پایین
چی شده؟ !یه جورایی به نظر میاد قایم شدی
!یه جورایی" که چه عرض کنم واقعاً قایم شدم"
!ریستارته خوب گوشات رو باز کن
...ببین، این قهرمانه
!مریضـه
.آره، خوب میدونم
...با اینکه هی بهش میگم تمرین کافیه
"!ولی غیر از "هنوز هنوز هنوز هنوز، هنوزم کمه !چیز دیگه ای از دهنش بیرون نمیاد
تمام این مدت بدون استراحت و خواب !داره ازم کار میکشه
واسه همینه که اینقدر لاغر شدی؟
با اینکه بهش گفتم ...الان دیگه سه برابر من قوی شدی
ولی میگه تا 100 برابرت قوی نشم .نمیتونم آروم بگیرم
!اون یه "برسرک"ـه !نه! برسرک جلوی این بابا کم میاره
مترجم: "برسرک" جنگجویانی شمالی که در میدان نبرد .از حالت عادی خارج شده و غرق در خشم میجنگیدند
!اون یه سوپر برسرکه
پس اینجا بودی؟
،وقت ناهار خیلی وقته که تمام شده پشت این جلبکها داری چیکار میکنی؟
...آه...نه، خب... راستش .دارم ادای جلبکها رو در میارم
ها!؟ یعنی چی ادای جلبک در میاره!؟
چقدر شکنجه کشیده که همچین بهانهای میاره؟
خب؟ کارت تموم شد؟
.نـ نه! میخوام یه کم بیشتر تلاش کنم
...میخوام یه کم بیشتر مثل جلبکها رفتار کنم
!نمیشه! همین الانم کلی وقت هدر دادیم
.امروز بدون استراحت حسابی تمرین میکنیم
بدون استراحت!؟ حسابی تمرین میکنیم!؟
!نمیخــــــوام
سـ... سرسئوس ساما!؟
!دیگه از شمشیر متنفرم
!نمیخوام ریختشو ببینم
شمشیر الهی دیگه نمیخواد شمشیرش رو ببینه!؟
!از اون چیز دراز و بد قواره متنفرم
!دیگه حتی حاضر نیست اسمشم بیاره
...متنفرم
!کمکم کـــــــن
!وایسا ببینم
بس کن دیگه! مگه نمیبینی بدش میاد؟
.پس اینجایی، ریستا
.ایشتار ساما، احضارت کرده
ها؟ ایشتار ساما؟
.به نظر میومد کار مهمی باهات داره
.ببخشید سرسئوس ساما، من باید برم
!یه کم دیگه هم تحمل کن
!نه، وایسا
!منو ول نکن
ریستارته، تمرین قهرمانت با یکی از خدایان چطور پیش میره؟
،خب راستش ...به نظر میاد سرسئوس ساما کم آورده
No comments yet. Be the first to leave one.