The first 200 lines.
در سال 2029 خاموشی جهان منجر به دهه ها هرج و مرج شد
ملتهای قدیمی ناپدید شدند دولت های جدید ظهور کردم و عقاید و هویت های فرهنگی خود را توسعه دادند
اینها قبایل هستند
من لیو هستم
لیو از قبیلهی اصیلها
،برای سالیان دراز قبیله و خانوادهام در هماهنگی
با طبیعت زندگی میکردیم
از دنیای بیرون جدا شده بودیم
فکر میکردیم تو جنگل در امان هستیم
خیال میکردیم تا ابد میتونیم در صلح و آرامش زندگی کنیم
ولی در اشتباه بودیم
دیگه نمیتونیم بیرون از گود بشینیم
قبایل برای تسلط بر اروپا ظالمانه با هم میجنگن
و ما وسط این اتفاقات هستیم
...خانوادهام یه جایی اون بیرونه
اما من پیداشون میکنم
به هر قیمتی که شده
Filmgrambot
Filmgrambot
«اروپا، سال 2074»
مضطربی، هان؟ لازم نیست بترسی
غارتگران در طول مراسم آیینی همهی اندامها رو میبُرن
چرت میگی
،اوّل، انگشت وسط دست چپ
،انگشت پای راستت، یکی از گوشهات
،و در آخر
آلت فسقلیت
!نخیرم - !زود باش، پیرمرد. بیا اینجا -
حالا چی؟
یادمه قویتر بودی
کی قویتره؟
باشه
تو بُردی
گذاشتم ببری
یه کم ترسیده بودی
چی؟ عمراً
!هی
...شاید
اون چی بود؟
ایلیا، تو میدونی؟
!کیانو
!ایلیا، نرو
!ایلیا
چی بود؟
!بیایید بریم
چی؟ دیوونه شدی؟
باید بریم یه سر و گوشی آب بدیم
همین الان
دنیای بیرونـه و خطرناکه
یه هواپیما سقوط کرده - هواپیما نبود -
همچین چیزی نداشتیم
.قبل از دسامبر سیاه وجود نداشته فقط بعدش هست
یه دلیل دیگه که بریم یه نگاهی بندازیم
!زود باش، خواهش میکنم
کیانو، اون تصمیم میگیره
بریم دیگه
به بقیه نگید. نمیخوام نگران بشن
!عجله کنید
تبریک میگم - ممنون -
بد نیست، پسرم
پوستین خوبی ازش در میاد
پدر کجاست؟ - ...حدس بزن -
به این زودی همه چیز رو آماده کردی؟
میدونستم این کار رو میکنی
یه گرگ
شاه جنگل
آفرین، پسرم
ممنونم
بابا
یه چیزی دیدیم
یه هواپیما، اما شبیه هواپیماهای دنیای قدیم نبود
مدرنتر بود
بیشتر مثل یه سفینه فضایی بود
اونا وجود ندارن - دارن -
تو قسمت شمالی سقوط کرد
باید بریم یه نگاهی بندازیم - نه -
به نظر حق با کیانو ـه - همه چی مرتبه؟ -
مشکلی نیست
.برگردید سر کار باید برای مراسم آماده بشیم
ما قبیلهی اصیلها هستیم
مثل همیشه تو کار غریبهها دخالت نمیکنیم
دنیای اون بیرون
جای ما نیست
بذار رد بشم، بوزی
بهتون اطمینانخاطر میدم که بوزیهای من تک تک بردههای فراری رو بر میگردونن
بسی واقعهی شومی ـه، والامقام تاکس
بسی شومه
درست نمیگم، لرد واروارا؟
درود بر قویترین، کاپیتان
خیلی کنجکاو شدم
چرا وسط یه گفتگوی مبهم
مزاحمم میشی؟
یه خبر خیلی فوری دارم
بهتره داشته باشی
به نفعته داشته باشی
حرف بزن
یکی از گروههام یه شیء پرنده رو سرنگون کرده
هواپیمای آتلانتیسی
چی؟
غیرممکنه
جنوب جنگل سقوط کرد - قلمرو کریمزون -
اجازه میخوام قبل از دشمنان بتونیم بریم سر لاشهاش
وقت زیادی نداریم، کاپیتان
تکنولوژی آتلانتیس
کلید اصلیِ فرمانروایی بر قاره
اروپا
خیلی وسوسهکنندهس
موافقی، تاکس؟
تو چی توصیه میکنی؟
،حتی اگر اینطور باشه نفوذ به مرزهای کریمزون
به معنای افزایش تنش سیاسی و جنگـه
واروارا، هر چی لازم داری ببر
،اگه موفق بشی
پاداش بزرگی در انتظارت خواهد بود
مثلاً به منصب والامقامی میرسی
اگه این جایگاه به طور غیرمنتظرهای خالی بشه
...کاپیتان! منظورم
واروارا، بگو ببینم با کسی که از روی بیملاحظگی
ده دوازده برده رو گم کرده
باید چی کار کنم؟
به ضعیفان نباید رحم کرد، کاپیتان
همهی «کلاغها» این کار رو میکنن
حالا برو
ناامیدم نکنی
فقط همین؟
مگه چارهای هم دارم؟
تو هم از سر اونی
.باز شروع نکن، کیانو بابا بهت احترام میذاره
.نه اونطور که به تو احترام میذاره ...تو میراثش رو ادامه میدی، من
شماها منو درک نمیکنید
من درکت میکنم
همینطور ایلیا
نه مثل مامان
،بالاخره یه اتفاقی میافته و تو جوری رفتار میکنی انگار هیچی نشده
،نه. فردا، یه نگاهی به سفینه میندارم مهم نیست چی میگه
!نه، این کار رو نمیکنی - !بس کنید دیگه -
تو هم میای؟ - چی؟ -
ممکنه در مورد «دسامبر سیاه» به جواب برسیم
چرا دنیای قدیم به پایان رسید - کیا، خواهش میکنم -
بهتره جر و بحث نکنیم، باشه؟
حق با توئه
حاضری؟
اگه مامان بود بهت افتخار میکرد
آره
هی
ما همیشه در کنارت هستیم
.مهم نیست چی میشه مهم نیست چقدر بگو و مگو میکنیم
با همدیگه میمونیم
همه برای یکی
همه برای یکی - همه برای یکی -
،طبق قوانین بنیانگذار و مادرمون، کلوئی بعد از اولین شکار موفقت
برای پیوستن به جمع بزرگترها به تو خوشآمد میگوییم، ایلیا
ما قبیلهی اصیلها هستیم
ما از دنیای قدیم به امنیت جنگلها پناه بردیم
جایی که با صلح و آرامش در هماهنگی با طبیعت زندگی میکنیم
در «پناهگاه»، خونهمون
از الان به بعد، ایلیا
نشان ما رو با غرور و حس مسئولیتپذیری
در قبال طبیعت، مردمت، و همهی موجودات زنده همراه خواهی داشت
زندگیای به دور از تکنولوژی داشته باش
چرا که تکنولوژی به نابودی دنیای قدیم منجر شد
گذشته رو فراموش کن و زندگی آیندهات رو
به عنوان پسر جنگل در آغوش بگیر
حاضری؟
بله
ایلیا
!از قبیلهی اصیلها
!از قوم اصیلها
بیا فرار کنیم
من و تو
جدّی میگی؟ - آره -
من میخوام آزاد باشم
میخوام دنیا رو ببینم
واسه همین دارم میرم
خب پایهای یا نه؟
تو دیوونهای
شاید از فضا اومده. سفینه رو میگم
شک دارم
چرا؟ شاید انسانها باعث اون فاجعه نشدن
هیچ وقت دلیلش رو نمیفهمیم
باید میرفتیم سر و گوش آب میدادیم
اگه کسی زنده مونده باشه چی؟
.ممکنه کمک لازم داشته باشن ممکنه بمیرن
اگه خطرناک باشن و جامون رو پیدا کنن چی؟
من مردممون رو با اصول و قوانین مادرت رهبری میکنم
.همه برای یکی اینم یکی از اصولش بود
سلاحهاتون رو بردارید
میریم بیرون
به هیچی دست نمیزنید
اون چیه؟
شاید یه پهپاد از روزگار قدیم باشه
اون موقع چنین چیزی وجود داشته؟
نه
من تا حالا همچین چیزی ندیدم
هواپیما، هلیکوپتر، شاتلهای فضایی وجود داشتن
اما یه چیزی مثل این قبل از فاجعه وجود نداشته
چطور پرواز میکنه؟
انگار کابین خلبان نداره
خلبانش کجاست؟
شاید پیش کریمزونهاس
No comments yet. Be the first to leave one.