Release info

Miss Rose E20 [www kalicloob ir]
A Commentary by alireza_k
www.kalicloob.ir

Tags

other
Published on: 2016-01-24
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

صادقانه ترین قولی که یه مرد به زن میده

ازدواجه

اصلن انتظار نداشتم یه مردی با شخصیت اون

همچین کار باحالی بتونه بکنه

ممکنه نتونم یه شوهر کامل باشم

اما تموم تلاشمو به کار میگیرم که با تو یه خونه ی کامل بسازم

با من ازج کن

میتونی یکم بیشتر به من فرصت بدی؟

اما زیاد منتظرم نذار

فردا تعطیله

ساعت 5بعدازظهر تو اسکله منتظرتم

میتونی تصمیم بگیری که حلقه رو برگردونی یا نه

اگه نمیخوای این اتفاق بیفته

باید یه تکونی به خودت بدی

تا به آخر خط نرسیدیم،هنوز برنده مشخص نیس

اگه بعد ازین همه برنامه ریزی

لو سی یی نیومد چی؟

میترسم ،یهو یه روزی چنگ کوان بفهمه که

این آهنگی نبوده که میخواسته بنوازه

اون موقع ست که خوشبختیِ منم مثل رویای تو خواب ناپدید میشه

اگه چنگ کوانُ از دست بدی تا ابد حسرتشو میخوری

خوشبختی درست روبروته

اجازه نده ازت دور شه.باشه؟

من باید شجاعتر از اون باشم

دقیقا

پس اگه آهنگت متوقف شد چی؟

حالا که میکروفون دست توئه

تا وقتی که سفت چسبیدیش

هیچکس نمیتونه ازت دورش کنه

فهمیدم

الان،وقتشه که بهترین آوازمُ بخونم

ساعت چهاره

فقط یه ساعت با خوشبختیت فاصله داری

آماده ای؟

شاد باش.خب؟

یالا برو

سی یی

عجب شبی ـه امشب

وقتی من تو رو مال خودم میکنم

تو قایقمون

سی یی

عجب شبی ـه امشب

وقتی من تو رو مال خودم میکنم

تو تخت خوابمون

من اعتراض دارم

چرا داری تقلید منو میکنی؟

درست مثل دویدن و شنا کردنه

که همیشه ازت تقلید میکردم

.....خــب.....باشه

اگه کُت خودت پاره شد چی؟

قبلنم برات پیش اومده ها

فکر کن .امروز روز بزرگی برا توئه

بخاطر من کُتـِتُ پاره نکن

خیلی هم ممنون

بعد که لو سی یی "بله"رو داد

اونوقت به حسابت میرسم

چرا هنوز نرسیده؟

نکنه تو رو کاشته؟

انرژی منفی نده

تازه یکم ریلکس شدم

میدونی که،زنها اصلن قابل پیش بینی نیستن

مخصوصا اونکه اینقد دختر بافکریه

بهتره آمادگیشو داشته باشی

البته یه چیزی هم هست به اسم موبایل

میتونی یه زنگ بزنی بپرسی

خیلی خب.من برم تختُ آماده کنم

بای

قصد ندارم بگمت که سی یی تو راهه

بذار ببینم چقد عصبی میشی

میشه اینو بپوشی؟

الو؟

لو سی یی، تو راهی؟

تو راه؟؟

به کجا؟

نگو که امروزُ فراموش کردی؟

امروز....خب شنبه ـست

قراره که تو رو توی اسکله ساعت 5 ملاقات کنم

یادت رفته؟

عه وا آره.یادم رفته

وای نه،حالا باید چیکار کنم؟

خیلی خب عیبی نداره

میتونی یکم عجله کنی و راه بیفتی

اما من هنوز تصمیمُ نگرفتم که

لوسی یی، تو راهی؟نه؟

...تو

فقط بگو که تو راهی

خیلی خب عجله نکن

مراقب باش

میبینمت

زود میبینمت

بازرس،واقعا میخوای جلوشونو بگیری؟

آره

به غیر از من

گائوچنگ کوان، نمیتونه با هیچکس دیگه ازج کنه

ناراحت نباش

لوسی یی،هنوز جواب مثبت نداده

پس هنوز امیدی هست که بشه همه چیزُ تغییر داد

امیدوارم همینطور باشه

نگران نباش، من حتما حمایتت میکنم

وای نکنه راهبندونه

فکر کنم یه تصادف شده

خانم،ممکنه یکم معطل بشیم

الو؟

من نزدیکتم.برام صبر کن

دیدمت

معاون

معاون

ویویان

ویویان

معاون

ویویان

ویویان

چنگ کوان

چی شده؟

ماشین چطور زده به ویویان؟

جدیه؟

دکتر،دخترم در چه حاله؟

ازونجایی که ضربه ی شدیدی به سر خانم جیانگ وارد شده

یه لخته ی خون تو مغزش پیدا شده که روی عصب بیناییش تاثیر گذاشته

میترسم که بیناییشُ از دست بده

بیناییشُ از دست بده؟؟

عزیزم

بیدار شدی.....بالاخره بیدار شدی

خیلی منو ترسوندی

حالت چطوره؟

ددی

چرا نمیتونم ببینمت؟

چنگ کوان کجاست؟

حالش خوبه؟

من خوبم

چرا تو رو هم نمیتونم ببینم؟

ویویان

چراغها رو روشن کنید

برید و چراغا رو روشن کنید

عزیزم، آروم باش

به من گوش کن

دکتر گفته چون سرت صدمه دیده روی بیناییت تاثیر گذاشته

اما موقت ـیه

ریلکس باش ،درست میشه

نمیتونم ببینم؟

هیچوقت دیگه نمیتونم ببینم

درسته؟

ما بهترین دکترُ برا معالجه ت میاریم

عزیزم،چنگ کوان درست میگه

من بهترین دکترا رو برای درمان چشمت میارم

نگران نباش،حتما بهتر میشی

آروم باش

چرا این اتفاق افتاد؟

چرا؟

ویویان

...چرا هرچی که برام مهم و عزیزه

باید ازم گرفته بشه؟

چرا؟

آروم باش و استراحت کن.خب؟

....ببین چی میگم

نه.ولم کنید- ...معاون-

لو سی یی؟

اون اینجا چیکار داره؟

الان گمشو بیرون

همتون برید بیرون

ویویان

لطفا

تنهام بذارید

...اما

مدیر اجرایی

من واقعا انتظار همچین اتفاقیُ نداشتم

متاسفم

متاسفی؟ //ای دستت بشکنه//

بگی متاسفی یعنی دیگه هیچ اتفاقی نیفتاده؟

یعنی ویویان بیناییشُ بدست میاره؟

اون تنها دختر منه

من عاشقشم.اون عزیزدردونه مه و ازش حمایت میکنم

همه ی زندگیمه

اما تو چی؟

وقتی رابطه تون به بن بست رسید،ازت خواستم یه تجدیدنظر کنی

تو اصرار کردی.منم به تصمیمت احترام گذاشتم

بعد از اونهمه زحمتی که سالها برات کشیدم

نمیتونستی خودتُ بذاری جای منو

کمک کنی از دخترم حمایت کنم؟

چطور تونسی بذاری این اتفاق براش بیفته؟

حتا اگه نمیخواستی باهاش ازج کنی

نمیتونستی مثل خواهرت ازش مراقبت کنی و هواشو داشته باشی؟

چطور نتونسی بفهمی،ویویان چقدر عاشقته؟

...حتا برا اینکه از دستت نده، خودش پیش قدم شد

که نامزدیُ کنسل کنه

میخواست که خودشُ تغییر بده

امیدوار بود که تو از شخصیت جدیدش خوشت میاد

این اتفاقی که افتاد یه تصادف نبود

بخاطر اتفاقی که برا ویویان افتاد واقعا متاسفم

بذار حالیت کنم

به من نگو که متاسفی

تو شایستگی ـشُ نداری

تصادف امروز غیرقابل انتظار نبود

از بس که وضعیت عاطفیِ ثابتی نداشت

میتونست هرلحظه و هرجایی تصادف کنه

مگه بهش نگفتی که میخوای از یه دختر دیگه خواستگاری کنی؟

مگه نگفتی رابطه ت دیگه باهاش تمومه؟

تو نبودی؟

من مسئولیت مراقبت از ویویانُ قبول میکنم

خوبه .یادت باشه چی گفتی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left