The first 167 lines.
وان سقوط کرده؟
.نه، پدر. اون بالا رو نگاه کن
!قلعه هنوز سقوط نکرده
سربازهای دشمن رو پراکنده کنید .و خودتون رو به قلعه برسونید
.اعلیحضرت، گزارش رسیده که کل ارتش آمیدونیا در حال پیشروی ـه
.اونا نقشه دارن به یکباره بهمون حمله بکنن
.بالاخره، نوبت حمله رودر رو رسیده
.اونا دو بار پرچم رو تکون دادن
تشکیل بال درنا. گارد سلطنتی !و ارتش ممنوعه تو مرکز قرار بگیرن
،ژنرال گلیو هدایت جناح چپ
!و پرنسس لیشیا فرماندهی جناه راست رو به دست میگیره
!بیایید دشمن رو نابود کنیم
،نگران نباش، ادامه بده
قلبم میگرید تا وقتی که صدایش به لرزه در آید
آیا با از دست دادن یک شِی، همه چی به پایان میرسد؟
آیا راهی برای بازگشت به روال قبل نیست؟
درست مثل ابرها که توی یک خط جا به جا میشن
،وقتی برای یک لحظه ازش چشم برمیداری
بقیه چیزها هم همینطوره
هرگز فکر نمیکردم نسخه ای از من وجود داشته باشه
که دنیا بهش نیاز داره
،اما وقتی به اعتقاداتم ایمان میآورم
خودم را همانطور که هستم پیدا میکنم
سلام ، بله، اولین قدمی که بعد از سر تکان دادن برمی دارم
سلام، بله، حرکت به سوی افق کشف نشده ست
وقتی دشمن رو کاملاً محاصره کردی" "یه راه فرار براش بذار
عقب نشینی نکنید! بهشون نشون !بدید که سربازان آمیدونیا چقدر ترسناک هستن
خشمتون رو سر کسانی بریزید .که به کشورمون حمله کردن
!عمراً بذارم دستتون به پرنسس برسه
.من لیشیا الفریدن، دختر آلبرت هستم
!اگه شجاعت دارین بیایید و سر منو قطع کنید
... پرنسس
تو حواست یه جای دیگهس، مگه نه؟
،ژنرال تشریفاتی معمولاً توی اردوگاه میمونه
و دیگرون میجنگند، اشتباه میکنم؟
تو شاهی، مگه نه؟
.کار پادشاه به قبل و بعد جنگ محدود میشه
... و اینکه
در مواقع اضطراری، برای نجات زندگی .سربازانم زندگیم رو فدا میکنم
از مرگ نمیترسی؟
.البته که میترسم .از طرف دیگه آدمی نیستم که بخوام خودکشی کنم
مگه الان نگفتی تو مواقع ضروری حتی حاضری جونت رو تقدیم بکنی؟
... ها؟ بله، درسته
.خیلی عجیبه
حالت خوبه؟
.کارلا، به احتمال زیاد من یه شارلاتانم
تا وقتی که یه پادشاه واقعی نشم، نمیتونم .سربازها رو به میدون جنگ بفرستم
،در بعضی مواقع، بدون اینکه متوجه بشم
.مثل پادشاه یک نهاد دولتی رفتار میکردم
من به این نتیجه رسیدم که میتونم با گرفتن جون ،افرادی که میتونستم نجاتشون بدم
،و پس از کسر تعداد جان باختگان
.سیاستی رو اتخاذ بکنم که عدد همیشه مثبت از آب در بیاد
چی داری میگی؟
من يه بزدلم. من نمیخوام ببینم .که خودم یا دیگرون صدمه میبینند یا میمیرند
،اما برای ورود به جنگ
چاره ای جز این ندارم که .بطور کامل پادشاه این نهاد دولتی بشم
!یولیوس
چیه، پدر؟
.از میدون جنگ عقب نشینی کن
ها؟ چی میگی؟ !جنگ تازه شروع شده
.ما تو این جنگ شکست خوردیم
من احمق بودم که بدون استراحت .سربازهای خسته رو به میدون فرستادم
،یکم برات وقت میخرم، تو هم یه راهی برا فرار پیدا کن
.و تا جایی که میتونی جونت خودت رو نجات بده
امکان نداره! پس در این صورت !تو باید عقب نشینی بکنی
!برات وقت میخرم
.متاسفانه این کار غیر ممکنه .الفریدن فقط سر منو میخواد
،اگه بتونم اونو شکست بدم
.تندروهای درون آمیدونیا تسلیم میشن
این بهترین راه برای حفاظت .از پادشاهی الفریدن ـه
بهم نگو که، سوما تمام این کارها رو بخاطر
گرفتن جون تو میکنه؟
اگه بخوام عقب نشینی بکنم، اونا .تا ته جهنم دنبالم میان
.چندتا سرباز بردار و به جای امن برو
یولیوس، این پادشاه، از .پادشاه قبلی آلبرت خیلی باهوشتره
!پدر، بذار منم همراهت بیام
!امکان نداره !این یه فرمان سلطنتی ـه
اگه تو کشته بشی، سرنوشت خانواده سلطنتیمون چی میشه؟
!هنوز روروآ هست
!اون هیچ اهمیتی به آینده خاندانمون نمیده
حالا برو یولیوس! روح آمیدونیا .هرگز نباید محو بشه
... پدر
!متاسفم
!حالا وقتشه که غرور آمیدونیا رو به رخشون بکشم
!تنها هدف من گرفتن سر پادشاه سوماست
.به نظر میرسه نیروی اصلی آمیدونیا عقب نشینی کرده
با این حال، شاهزاده گایوس و اسکورت 500 نفری از شوالیه های نخبه
!دارن به سمت اردوگاه اصلی ما میان
کارلا، من ارباب قلاده بردگی تو رو .روی لیشیا تنظیم میکنم
چی؟
،اگه اتفاقی بیفته و من توی این جنگ شکست بخورم
.از طرفم به لیشیا بگو که تاج و تخت رو بهش برمیگردونم
یعنی این آخرین وصیتت ـه؟
چرت نگو! به هیچ وجه !نمیتونم این درخواست رو انجام بدم
!ببین، فقط بهم دستور بده تا طرف رو بکشم
چی؟
،این کارو نه به خاطر تو
بلکه فقط به خاطر لیشیا انجام میدم .و دلم نمیاد ناراحت شدنش رو ببینم
!پس فقط بهم دستور بده تا اون رو شکست بدم
.شکستش بده
!فهمیدم
شاهزاده گایوس، دیدمت! عمراً بذارم که !به اعلیحضرت نزدیک بشی
.... عالیجناب ... امیدوارم به خواستتون برسید
.لعنتی، این یکی از بدلهاشه
!برید کنار
!هر کسی که جلوم وایسه، از وسط به دو نیم میکنم
برو پی کارت! تنها هدف من !قطع کردن سر سوماست
!هیچ دراگونیتی به تنهایی نمیتونه از پسم بر بیاد
من الان و همین جا .به آرزوی سه نسل از خانواده ام دست خواهم یافت
!و قبل از رسیدن به سوما خون تو رو روی زمین میریزم
فکر کردی با یه عروسک خیمه شب بازی میتونی گایوس هشتم رو شکست بدی؟
!کارلا
پس تو سوما کازویا هستی؟
.بله، سوما کازویا هستم ،و تو هم گایوس آمیدونیا هشتم
.که به قلمرو ما تجاوز کردی
!خفه شو! در اصل اونجا قلمرو آمیدونیا بود
قدم زدن تو سرزمین خودم کجاش اشتباهه؟
!از سر رام برو کنار
!کارلا، عروسک رو آتیش بزن
!فهمیدم
!کارلا
!حالت خوبه؟
برا چی اینجا اومدی؟! اصلاً میدونی !با مرگ تو لیشیا غمگین میشه؟
... سوما کازویا، تا وقتی سرت رو قطع نکنم
.... من ... به تصرف پادشاهی ... ادامه میدم
... و قدرت ... آمیدونیا رو بهت نشون خواهم داد
!طعم مهمان نوازی الفریدن رو چشیدم
!حالا نوبت توئه که طعم هدیه آمیدونیا رو بچشی
!من شخصاً شاهد شجاعت آمیدونیا بودم
،شجاعت گایوس هشتم ،از خاندان آمیدونیا
برای قرن ها و سال های آینده .ورد زبان مردم خواهد بود
.که اینطور، پس پیر مرد مرده
هی، سباستین، میشه برا یه مدتی تنهام بذارید؟
... تا آخر عمرت خیلی کله شق بودی پیر مرد
دوک والتر، شهر لاگون منطقه تحت کنترل .اکسل والتر دریاسالار نیروی دریایی الفریدن
روروآ آمیدونیا: شوخ طبع، ملایم و جذاب. اگرچه در مسائل سودمند زیرک ـه، اما روحیه تجاری اون .با تعهد اخلاقی کاهش پیدا میکنه
".امیر نشین آمیدونیا، پایتخت، وان"
خیلی باشکوه ساخته شده، مگه نه؟
احتمالاً اونا بیشتر از قلعه پارنام .پول بابت ساخت دکوراسیون اینجا خرج کردن
،اگه اینقدر پول داشتن
.کلی جا مهمتر از اینجا هست که میتونستن خرجش کنن
،طرح خیابون ها در هم پیچیده س .بیشتر شبیه هزارتو میمونه تا چیز دیگه
عمداً جوری ساختنش
.تا موقع حمله از تیر و ترکش در امون بمونه
الحق که یه کشور تمام نظامی ـه؟
مطمئناً تو برای فتح آمیدونیا از قبل برنامه ریزی کرده بودی، مگه نه؟
.راستشو بهم بگو، سوما
... دلیل اینکه بهت نگفت
.من قصد سرزنش کردنت رو ندارم
حتی شخصیت های کلیدی ،پادشاهی ازش اطلاع نداشتن
پس این یه معجزه است که نزدیکی های مرز .مقدار تلفات تا این حد کمه
آه، منظورت اینه. هاکویا پیشنهاد من مبنی .بر تخلیه روستاییان نزدیک مرز رو رد کرد
اون بهم گفت با انجام دادن این کار
.دشمن بو میبره که ما از نقشهشون با خبر شدیم
اون موقع رو که هیولاها تو مرز ظاهر شدن رو یادت میاد؟
.ماموریت خیلی ساده است
ما باید از مردم روستا در مقابل .هیولاهای مرموز محافظت بکنیم
با پاداش به این هنگفتی
به نظرت یه جای کار نمیلنگه؟
شاید معنی دیگه دادن این همه پاداش .اینکه نیاز نیست خیلی زیاد جستجو کنیم
.یونو، برو جلو و ببین اوضاع از چه قراره
.اونا سربازای خاندان آمیدونیا هستن
.سریع باید بررسیش کنم
!کی اونجاست؟
!هیولاهای شعله ور
ها! دوباره داریم انجامش می دیم؟
.اونا سربازهای فراری آمیدونیا هستن
No comments yet. Be the first to leave one.