The first 151 lines.
ژنرال طلایی
اسب
.آه. بالاخره این سمت رو نگاه کردی
...بله. در واقع
...ازت میخوام که
.میخوام کله کیریاما رو برام باز کنی
....اون پسر
.داشتم فکر میکردم چی میخواد بگه
... چقدر دردسر ساز
چپتر 28
تاریکیِ کور کننده
...خب، حالا
چطوره ادامه بدیم؟
...با حرف او، به صفجه بازی نگاه کردم
. و سریع به خودم آمدم...
.من نمیتونم ادامه بدم
.وضعیت در این حد بد بود
.اولین حسی که بهم وارد شد شک بود
...و بعدش موج
.خجالت زدگی بهم هجوم آورد
تا همین چند دقیقه پیش با خودم چه فکری میکردم؟
مسابقه با همچین آدمهای تبدیل میشه .به یه مبارزه طولانی
.که مورد علاقه ی من نیست
چی؟ «همچین آدمهای؟ »
.نمیتونم آشفته بشم
.اون وقته که من رو درسته قورت بده
من چطور میتونم انقدر متکبر باشم؟
«؟ «نمیتونم آشفته بشم
چطور سطحش رو دست کم گرفتم؟
من فقط میخواستم برنده بشم، برای همین بازی رو .ادامه دادم تا بالاخره اشتباه کنه
در حالی که داشتم فکر میکردم فقط یه بازیکنه .که رتبه بالای داره
.من نمیتونم اینجا ببازم
.مهم نیست چطوری
من حتی درست نتونستم قدرت .بازیکنی که روبه روم هست اندازه بگیرم
و گذاشتم فکرم با .مشکلات شخصی خودم پر بشه
او بازیکن رتبه الف ـه و اون وقت من باهاش مثل یه کاراکتر اضافی رفتار کردم؟
من یه احمقم؟
.م-من میخوام فرار کنم
.میخوام ناپدید بشم
...از اینجا
...از اینجا
....از اینجا
...کاملا سیاه
...کور کننده است
...نمیتونم نفس بکشم
،با اون سرفه کوتاهش
.«فهمیدم داره میگه که «آروم باش
...با اینکارش
،با ذهن گیجی که داشتم
.با ناامیدی دنبال حرکت بعدی گشتم
... گشتم
...و بعد متوجه شدم
...این حقیقت رو که نسبت بهش مغرور شده بودم
این حقیقت که تازه فهمیدم چقدر ... اشتباه کردم، و دست پاچه شدم
.او همه چیز رو میدید
او همه چیز رو میدونست
.با این حال ساکت اونجا نشسته بود
اگه وسط بازی فرار میکردم ، فقط به خاطر اینکه ناراحت شدم
خیلی خودخواهانه بود .و او هم اینو میدونست
سالن شوگی
و برای همین تا اخرین تکه ی نا امیدی رو خراشیدم و به بازی ادامه دادم
ولی قبل از اینکه بتونم دوباره . انرژیم رو بدست بیارم بازی تموم شد
...و بعدش
.بازی بررسی شروع شد....
ا-از کجا؟
...خب
چرا از اینجا شروع نکنیم؟
پنج- اچ - رخ؟ از اینجا؟
، خیلی سریع چید .مطمئنا اینجا نقطه عطف بازی بوده
...ولی
ا-از اینجا؟
از این حالت؟
یعنی تا اینجا هم بازی برام بد بوده؟
خب، اگه من 5- پی- سرباز رو برم؟
.مشابه، طلایی
.مشابه، نقره ای
.مشابه، نقره ای
.دو - دی -فیل
. مشابه، سرباز
....پ-پس اگه اینکار رو میکردم
.یک- یی- سرباز
.مشابه، سرباز
بعدش، 3- یی- نقره ای چطوره؟
.مشابه، نقره ای
.مشابه، فیل
.+سه- جی - سرباز
.یک- یی- نیزه دار
.مشابه، نیزه دار
.سه - دی- سرباز
...چهار - بی- نقره ای
، پ-پس 1-یی- سرباز مشابه،سرباز،6- یی- سرباز چطور؟
..پنج- جی- فیل+، مشابه، نقره ای ، 3-جی-فیل
.یه شکست کامل
...هم بازی و هم رفتارم
....خیلی ممنونم
.انقدر خجالت زده بودم که صدام میلرزید
.همه چیز جلوی چشمام تیره و تار بود
...تصورم، همه چیز
...من
.کاملا شکست خوردم...
.ببین چطور میره
...اسمیت، اوه، امروز
.نه فقط برای تمرین اومده بودم .ایسا و من داشتیم راجع به مسابقه شما حرف میزدیم
.یه جورای برای کیریاما متاسفم
، تجربه نداره ،درباره سطح رقیبش اشتباه قضاوت کرد
و مغرور شد ، و حالا .احساس میکنه همه چیز رو از دست داده
.درک میکنم، عجله جوونهاست دیگه
.چقدر خجالت آورد
برای این مسابقه ،اون فسقلی فقط رکورد بازی تو و گوتو-سان رو کپی کرده بود
و شرط میبندم روی بیست تا بازی گوتو تمرکز .کرده بود تا فقط پنج تا بازی من
چوب کاری
چی، درست گفتم؟
.وای، اون بچه حسابی رو مخمه
خب، من هم قبلا همچین کاری کردم
.با اینکه به این واضحی نبود
خب، آره. خب، همه میکنن .خب، شاید یه ذره
.با این حال نمیخوام مال خودم یادم بیاد
پس بعدی گوتو-سانه، هاه؟
.لطفا تلاشتون رو بکنین ...با اینکه ترسناکه، بخصوص قیافه اش
.آره. میخوام برنده بشم .با اینکه ترسناکه...به خصوص قیافه اش
.میخوام برنده بشم و مقابل سویا بازی کنم
...تو مسابقه عناوین
گشنمه. میخوای یه جا بریم چیزی بخوریم؟
...من یکم گرفتارم
چی؟ دوست دختر؟
...نه دقیقا
.خب باشه، برو، شوو شوو
.مسابقه خوبی بود امروز. تا بعد
نیکایدو هارونوبو
تماس
آلو؟ بو؟
حالت چطوره؟
.فهمیدم
.آره برنده شدم
فهمیدم. پس انلاین بازی رو دیدی، هاه؟
.با این حال، پسر جالبیه
.ترکیبی از لجاجت و صادقاته
.با این حال نمیدونم سرش رو باز کردم یا نه
آره. یه جورای فهمیدم .چی میگی
هی، آره. تو فکر میکنی باید به کارگاه دعوتش کنیم؟
در همان موقع، در آپارتمان اسمیت
.من آمدم خونه
!ایچیگو
!ببخشید منتظر موندی ! وقت غذای خوشمزه است
!اخه تو چقدر خوشگلی
دلت برام تنگ شده بود؟
چپتر 28
تاریکیِ کور کننده
چپتر 29
تنها کمی آب
اگه بیدار میموندم، نمیتونستم از فکر ،کردن دست بردارم
No comments yet. Be the first to leave one.