The first 200 lines.
.بعد از اون توليدمون 20% شد
.اين به معني کاهش بيشتره
.اينجا 60تا اسم هست
.10تا اين هفته 10تا هفته ي بعد .و همينطوري ادامه پيدا ميکنه
اسمهاشون رو صدا بزن و اونا رو به کارگزيني بفرست
،هر صحبت طعنه آميزي .آقاي "کارل" ميتونه تاثير گزار باشه
شايد اگه ساعات کاري رو کم کنم بتونيم ...کسي رو نجات بديم
،کسي، کسي رو نجات نميده ."آلکس"
.فقط اينکار رو بکن
،خيلي خب، خيلي خب، تقريباً تموم شد دوستان .فقط چند تا ديگه
شماره 462
و 20
اديث" متاسفم" ...اگه راهي بود
،خيلي خب تموم شد دوستان
.بريد سر کارتون
نصف نيروي کارمون طي شش ماه گذشته .اخراج شدند
.تمام بخش ها بسته شدند
.کاري که "چارلز" ميکنه با عقل جور در نمياد
چالز" کيه؟"
"چالز داجسون سوم"
اون از داجسون"ـهاي .کارخانجات "داجسون"ـه
نميخوام ناراحتتون کنم ،"آقاي "ليدل
.ولي شرکت ها هم ازبين ميرند
"دي.اي" از بين نميره آقاي "فورد" .داره نابود ميشه
،و اگه کارخانه از بين بره .آکسفورد" هم از بين ميره"
.کارخانه شريان حياتيه شهره
ما ميتونيم از دستش خلاص شيم
.چي؟ خداي من، نه. من نميخوام "چارلز" صدمه ببينه
نه، نه، نه چيزي... چيزي
...منظورش اينه که ما ميتونيم
اونو از بازي خارج کنيم
.مثلاً به زور بازنشستش کنيم
آره
...شما شما بايد بدونيد
پدر اون "دي.اي" رو مثل يه توليدي اداره ميکرد
،وقتي "چالز" اومد جلوي اون کارها رو گرفت
اون دوباره ميخواست مثل پدر بزرگش باشه
اون سرشار از انرژي و ايده هاي جديد .براي آينده بود
تو نميخواي از بازي خارج بشه
نميخواي از شرکت هم حذف بشه
.يا يه همچين چيزايي
.تو بايد بهمون بگي چي ميخواي
اون قبلاً کسي بود که هممون دوستش داشتيم و تحسينش ميکرديم
من ميخوام اصلاحش کنيد
.ميخوام کاري کنيد که "چارلز" مثله قبل بشه
ميتونيد اون کار رو کنيد آقاي "فورد"؟
آره"؟" تو به اون مرد گفتي آره؟
نيت" عقلت رو از دست دادي؟"
ما داريم نقشه ي خرگوش سفيد رو اجرا ميکنيم
."خرگوش... چي؟ نه، "نيت .نه، ما اين کار رو نميکنيم
منم همين رو گفتم
،خيلي خب، گوش کنيد ما آدم بدها رو نابود ميکنيم
ما رفتار و اخلاق آدم ها رو عوض نميکنيم
...وايسا خرگوش سفيد چيه؟
.يه روش ناخوشاينده .غير ممکنه
آره، ولي ما کارهاي غير ممکنه انجام ميديم
نه، "پارکر" اين نميشه
براي اينکار، مجبوريم که واردشون بشيم
مثلاً وارد سرشون بشيم وارد خوابشون بشيم
انجام نشدنيه - درست نيست -
يه دزد الان بين ما نشسته که تونسته
به طور موفقيت آميزي خرگوش سفيد رو "اجرا کنه... "سوفي
امکان پذيره - بفرما، شدنيه -
،يه کم کار روي روح روان و يکم هيپنوتيزم
"و يکم هم از آرام بخش "اليوت
اليوت" آرام بخش داره؟"
فقط يکم داروي آرام بخشه که از خارج بگوتا" آوردم"
بيهشوت ميکنه و وادارت ميکنه چندين روز .خواب ببيني
مگه اينکه قبل از اينکه اثر کنه يه محرک جلوش رو بگيره
ديدي؟
.ممکنه،قابل انجامه، شدنيه
،اين مرد هيچ قانوني رو نشکسته .باشه
.اون کلاهبرداري نميکنه .اون که با مافيا ارتباط نداره
پيش خودت چي فکر ميکني که ميخواي اينکار رو انجام بدي؟
"ببين، ما خدا نيستيم، "نيت
چرا ما بايد انخاب کنيم که اون چطور آدمي باشه؟
بچه ها، اگه بهش فکر کنيد ،هر کاري که تا حالا کرديم
،هر کاري يه جورايي نقش خدا رو بازي کرديم
ما واسه تصويه حساب اينکار رو نميکنيم
ما به مردم کمک ميکنيم و نجاتشون ميديم
و من فکر ميکنم اين آدم ميتونه نجات .پيدا کنه
.من فکر ميکنم شهر ميتونه نجات پيدا کنه
پس ما اين کار رو ميکنيم
وقتي به "دي.اي" فکر ميکنم چي به ذهنم ميرسه؟
.سابقه،برتري
.چارلي" واقعاً زندگي رو به اينجا برگردوند"
يعني، اون کسيه که باعث شده .اينجا به فعاليتش ادامه بده
آره، اون مثله يه نابغه ميمونه
اون... اون خيلي پرانرژي مياد سر کار
ولي بيشتر از همه خانواده
منظورم اينه دليل بيشتر اين اتفاقات اينکه .دي.اي" يک خانوادست"
...يعني، هرکسي که اينجا کار ميکنه
.سلام مرد
،توي آينده ي ما سهيمه
.پس ما همراه هم به سمت آينده پيش ميريم
.خب، اون مرد عوض شده
.اون "چارلز داجسون" 5 سال پيش بود
4سال پيش، اون مسئوليت شغل خانوادگي .رو به عهده گرفت
حالا، "دي.اي" قبلاً باتري هاي لوکس براي
براي هواپيماهاي بدون سرنشين ارتش و لپ تاپ توليد ميکرد
ببخشيد... "قبلاً"؟
خب، سه سال پيش اونا تصميم به
،توليد گسترده ي باتري هاي آلفا گرفتند
،و بعد هم به طور اتفاقي ...داجسون" شروع به اخراج کردن کرد"
.واحد ها، مشتري ها و کارکنان
بله،سوال از موجود سکسي رديف اول؟
چطور بايد وارد سرش بشيم؟
خب، اين رفيقمون برنامه ي ...يکنواختي داره
،يعني .کار،خانه، کار و دوباره تکرار ميشه
،هيچ دوست و خانواده اي نداره .خوار و بارش رو هم تو خونه تحويل ميگره
.اون حتي خودش هم رانندگي نميکنه
.خب، همينه .سرويس ماشين
.راحته که "اليوت" رو بجاي راننده ي هميشگيش بزاريم
به چه دليل "اليوت" رو جايگزين کنيم؟
من هيچ فرصتي براي انجام اينکار .نميبينم
به اين خاطره که تو اطلاعات سه ماه گذشتهي
.ماهواره ايه "چارلي" رو هک نکردي
،اون هفته اي يه بار ميره اينجا .واسه درمان رفتاري
خب، من اولش فکر ميکردم .يه وسواس اخلاقيه
ولي بعدش معلوم شد .علتش حمله هاي عصبيه
...و اون اين قضيه رو بين
.خودش و رانندش مثله يک راز نگه داشته
وايسا... ميدوني چيه؟
،يه هفته بهم وقت بده، با يه انباري
يه چندتا تجهيزات ديجيتالي، و ...محلول اليوت
آره، ما ميتونيم اين يارو رو به .سرزمين عجايب ببريم
."خيلي خب، "سوفي
.حالا، تو تو اين قضيه نقشه کليدي داري
.و با تصميم تو همه چي صورت ميگيره
.همه چي به اين بستگي داره
...ببخشيد مطب دکتر "پليتو"؟
."اما راشنباخ"
من تا وقتي دکتر "پليتو" نيست مرضاشون رو .ويزيت ميکنم
اون يه مورد اورژانسي پزشکي واسش .پيش اومد
...شما قرار ساعت 7 چالز داجسون" هستيد؟"
آره، موضوع اينه راستش من اومدم اينجا
.تا قرارهام رو با دکتر "پليتو" کنسل کنم
،ولي من پروندتون رو خوندم ...و من
بهم بگين، تا حالا در مورد خوابهاتون با دکتر "پوليتو" بحث کرديد؟
...به اندازه ي کافي
.مشقت بار بود که هر روز بيام اينجا
...خانواده ي من .ما اينکارها رو نميکنيم
،آره، من خيلي به اين موضوع فکر کردم ،و خواهش ميکنم
اگه بهتون پيشنهاد کنم
که مشکل عصبيتون رو ظرف 10 روز حل کنم چي ميگيد؟
10روز؟
.10روز
...خب خوابهاي شما
،در خواب درماني هدايت شده من و شما وارد خوابتون ميشيم
.حتي وقتي که شما توي اين مطب نباشيد
.پدرم اين مشکل رو داشت اون کنترلش کرد
.اون خودش رو کنترل کرد
اگه اون ميتونست اون کار رو کنه
.مطمئنم منم ميتونم ترتيب اين رو بدم
.خب، اون احتمالاً بهش کمک شده
.خواب معماريه خيلي پيچيده اي داره
آره، شما اونو نميشناختيد
،از وقتي که گذاشتيد ممنون .دکتر
.نيت"، من "داجسون" رو از دست دادم"
.اون از درمان انصراف داد
.نه،نه، از دستش ندادي .انصراف نداده
نه، "داجسون" به زودي يه حمله ي عصبي بهش .دست ميده
.پارکر" نوبت توئه"
."اليوت"
.باشه،" دارم راه ميفتم
ببخشيد، چي گفتي؟
...گفتم... خوبه که بدوني
...که اينجا
.که شهرهاي کوچيک مثل "آکسفورد" وجود دارند
مرد، من قبلاً از اتوبان 18 تا 35
.براي رفتن از "دالاس" تا "اوکلاهاما" ميرفتم
"و درست بعد از "اکلاهاما .ميفتي تو بزرگراه قديميه 66
و اونجاست که شهرهاي کوچي همه ي ...راه رو
.مواظب باش، مواظب باش
خداي من
چيکار ميکني؟ خيلي نزديک بود
بايد واقعي به نظر ميومد خوب بود؟
خوبي؟ حالت خوبه؟
.خوبم
.همه چي خوبه اوضاع مرتبه، قربان
.دختره خوبه
.بهم دست نزن، بهم دست نزن .بهم... فقط رانندگي کن
اينجا چيکار ميکني، "آلکس"؟
خب، من يه بررسي از اثرات
،انحلال هايي که در شرکت انجام داديد .کردم
،اگه به اين روند ادامه بديد .دي.اي" ظرف يه سال از بين ميره"
،شش ماه .و از بين نميره
.من دارم ميفروشمش
يک سال ادامه ي اين روند ما رو نابود ميکنه
ولي 6 ماه باعث ميشه خريدارها .به سمتمون جذب بشن
بفروشيش؟ چي... اين قضايا به خاطر اينه؟
.همه تراشه ها و سيمها و سخت افزارها رو ميفروشم
،ولي براي اينکار ،من بايد وضع "دي.اي" رو خراب کنم
،قسمت هاي اضافي رو از بين ببرم .که الان شامل تو هم ميشه
.تو اخراجي
چي؟
نه، نه ..."آقاي "داجسون
.کارت تموم شده - ."چارلز" -
.آلکس" کارت اينجا تموم شده"
.من ترجيح ميدم با آقاي "کارول" کار کنم .حداقل اون فکر نميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.