The first 200 lines.
گریگور مینسک"، همون جاعل اسکناس"
،که دو ساله دنبالشم بالاخره دوباره پیداش شده
و مثل همیشه شروره
درسته. تو ازش متنفری چون روی اسکناسهای تقلبیش
غلط تایپی داره
نه چون اون با اسکناسهای تقلبی
چهار میلیون دلار خرید کرده، جیک
و همچنین کلمهی "پلوریبس" رو با دوتا "ر" نوشته پلوریبس: قسمتی از یک شعار به زبان لاتین) (که روی اسکناسهای آمریکایی نوشته شده
یعنی هیچ کدوم از اون صندوقدارها کلاس لاتین نگذروندند؟
خیلیخب، بیاید برای ایمی یه کف مرتب بزنیم
بخاطر هرچی که گفت
اسمش گزارش پلیسه هنوز ادامه داره
و تو عالی انجامش دادی
ولی بیاید جدی باشیم، بچه ها
فردا مراسم عروسیه
،مامان من داره ازدواج میکنه، متاسفانه
.با بابای چارلز، اسمایلی توالت
ما باهم برادر و خواهر میشیم
فکر کن این قضیه از اونجایی شروع شد که
با اعضای جنسی همدیگه ازون کارا میکردیم
چارلز، بهم قول بده که این توی سخنرانیت نیست
نیست
بیخیال، پسر
ببینید، من میخوام همهچیز بینقص باشه
گزارش وضعیت بدید، رزا
گلها چطورن؟
نمیدونم
زرد اند - تری خرسه -
من کتوشلوارم رو عوض کردم
تا تنگتر باشه همونجوری که میخواستی
احسنت
جیک، با جواهرساز هماهنگ کردی؟
بله گفتند که حلقه
ساعت 2:00 روز مراسم آماده میشه
من حلقه رو توی راه عروسی میگیرم
این خیلی مهمه، جیک
مطمئنی که میتونی از پسش بربیای؟
خب، بذار ببینم
راحته، دقیقهی آخریه و خیلی حیاتیه
با تمام معیارهای پرالتا همخونی داره
خوبه این وظایف
در اولویت اند، بچهها
برام مهم نیست که چندتا جنایتکار از دستتون فرار کنند
فهمیدید؟ مرخصید
من هنوز گزارشم تموم نشده
گفتم مرخصید
تیوـیوُرلد» با افتخار تقدیم میکند»
ترجمه از: سعید Ozymandias
بچهها، حدس بزنید که کی رو قراره ببینم
بوبز"؟ یا همون "مایکل بوبله"؟"
خیلیخب، تو تنها کسی هستی که با این اسم صداش میکنی
و نه، جنی گیلدنهورن
همون دختری که توی مراسم "بار میتزوا" دلت رو شکست؟
بله، هنوز رقص آرومش با "ادی فانگ" جلوی چشممه
من هیچ وقت اون هرزه رو بخاطر کاری که با تو کرد نمیبخشم
خب، بهتره که اونو ببخشی چون که قراره به زودی
دوست دخترم بشه
معلوم شد که مامان جینا
با مامان "جنی گیلدرنهورن" دوسته
و جنی قراره بیاد عروسی
درسته بالاخره قراره
به اون رقص آرومی که "فانگ" ازم گرفت، برسم
اون با کسی نیست؟ - نخیر -
برای اولین بار، از وقتی که 13 ساله بودیم
"ادی فانگ" جاش رو داد به "کالین براندو"
"بعدش "ایتن استوکس
،"بعد "تانیا استور ،به مامانش نگو
"بعد با شوهرش آشنا شد، "مت هنچ
که سه ماه پیش ازش طلاق گرفت
احتمالا بخاطر اینکه اون یه بازندهی بزرگ بود
منظورم اینه که، معاون وکیل برو یه شغل واقعی پیدا کن
همیشه آمارشو داری، هان؟
بیشترین کارم اینجا همینه
جریان چیه؟ چارلز سکته مغزی کرده؟
نه، داره بهم هشدار میده که تو اینجایی
تا در مورد دخترای دیگه حرف نزنم
فقط فکر کردم ممکنه براتون ناجور باشه
بخاطر گذشتهتون
اصلاً ناجور نیست - آره -
من به ایمی گفتم که ازش خوشم میآد اون بهم گفت که
عمیقاً عاشقمه و همهی اینا مربوط به گذشته است
"من نگفتم "عاشق" یا "عمیقانه
گذشتهها گذشته، ایمی !فراموش کن
رزا، من یه سوالی داشتم در مورد مارکس و عروسی
من مارکس رو نمیآرم
شما به هم زدید، هان؟
امم، تقهات رو زد و فرار کرد
ما خیلی به هم شبیهیم
ما بهم نزدیم فقط من هنوز رابطه
رو جدی نگرفتم و نمیخوام اونو بیارمش
،به یه عروسی احمقانه جایی که ممکنه
"اون رمانتیک بشه و بگه "عاشقتم
،منظورم اینه که اونوقت من چیکار کنم؟
تو هم بهش بگی "عاشقتم"؟
من فقط به سه نفر گفتم که عاشقتم
مامانم، بابام و بابابزرگم که داشت میمرد
و بخاطر یکیش پشیمونم
کدومش؟ - بابابزرگ -
اون سرطان رو شکست داد و حالا من شبیه احمقها شدم
واو، پسر
هیچ کدوم از شما دوست دارید که یه نقش مهم رو
در عروسیِ قرن ایفا کنید؟
قبلاً هم بهت گفتم من رقاصِ مراسم نمیشم
خب، بالاخره یکی باید بره تو اون قفس
،ولی مهمتر از اون کشیش مادرم، نمیآد به مراسم
واسه همین یکی از شما دوتا باید جاش رو پر کنید
چه کسی بهتر میتونه
یک سخنرانی احساسی و خالصانه در مورد عشق انجام بده؟
من تصور میکنم که اون شخص من نیستم
من میتونم من قبلاً هم نقش کشیش رو ایفا کردم
ماریو، کرن، دیروز روی سینه و کتف کار کردیم
امروز، و برای باقی عمرتون
روی قلب و روحتون کار میکنید
آفرین تو مراسم رو
با علایق عروس و داماد سازگار کردی
آره، آره کاملاً همینکارو داشتم میکردم
منظورم اینه که، بدنسازی تنها چیزی نیست
که میتونم راحت در موردش حرف بزنم
فکر میکنی حرکت مورد علاقهی مامانت توی باشگاه چی باشه؟
مامان من شامپاین و لازانیا و سواحل باهاما رو دوست داره
بابای چارلز، احتمالاً زیر پل زندگی میکنه
و از آب جمع شده روی زمین به عنوان آینه استفاده میکنه
من نمیدونم خودتون حلش کنید
خیلیخب
حلقه رو گرفتم بریم
خب، ممنون سعی کن به هروئین نزدیک نشی
مامانت بود؟ - نه -
خبر رسانم بود جاعل اسکناس رو در فاصلهی
چهارتا خیابون از اینجا دیده باید بریم یه سر بزنیم
ولی من میخواستم زود برم به مراسم عروسی
تا یه صندلی رزرو کنم تا جنی بتونه کنارم بشینه
داشتم روی گریه کردنم تمرین میکردم
و معلوم شد که از این چشمم بیشتر اشک میآد
خواهش میکنم من دو ساله دنبال این یارو ام
اگه تو قرار بود دستگیرش کنی چی؟
در اون صورت، من نه ماه پیش با تیراندازی
بالای یک چرخ و فلک دستگیرش میکردم
مینسک گربهسیاه منه
اون "ادی فانگِ" منه
فانگ
خیلیخب، حالا درک میکنم
ما به سوژهی تو سر میزنیم
بعدش میریم عروسی
بزن بریم ادی فانگ رو پیدا کنیم
مینسک - آره، مینسک -
فانگ
اوه، رجینا همه چیز خیلی زیباست
خب، وقتی که تو خوشحالی من هم خوشحالم
رزا، اینجایی
میتونی به پدرم کمک کنی که دکمهی سردستیاش رو ببنده؟
حتما من خودم این کارو میکردم، ولی بدشانسی میآره
که یه پسر، پدرش رو توی روز عروسیش ببینه
اوه، خب، در این صورت، نه
رزا، خواهش میکنم این یه موقعیت خطرناکه
ممکنه بخاطر آستینهای باز
لین" توی مراسم یه بلوز یقه اسکی بپوشه"
در واقع، بلوز یقه اسکی خیلی به بابام میآد
باهاش مثل "الیوت گولد" سکسی میشه
چارلز خفه شو
رزا، برو لین بویل رو پیدا کن و دکمهی سردستی کونش رو ببند
بفرمایید- ممنون -
استرس داری؟ - اوه، نه اصلاً -
من با تمام وجودم عاشق "دارلین لینتی" هستم
عجب حتی نمیتونم تصور کنم
که با کسی باشم و هیچ شکّی نداشته باشم
من یه ذره شک دارم
یه ذره شک کوچولو
فکر میکنی که اشکالی داره؟
اگر مطمئنی همونیه که میخوای، نه
بله البته
ولی من در مورد پنج تا ازدواج دیگهام هم مطمئن بودم
خواهش میکنم، به چارلز نگو
اون فقط سه تاش رو میدونه
،پشت سر هم گیر آدمای عوضی افتادم میدونی؟
هر دفعه همون اشتباه رو کردم - اشکالی نداره -
فقط یکم طول کشید تا راه درست رو پیدا کنی
آره، یا شاید دوباره دارم همون کارو انجام میدم
دوباره و دوباره
لین بویل دوباره با کله میره به سمت یه اشتباه دیگه
مثل اون موقع که ورزش آبی رو امتحان کردم
و گردنم رو شکستم
این یه فاجعه است
خیلیخب، من برم چارلز رو بیارم
دارم فکر میکنم که جنی گیلدنهورن امشب چی میپوشه
فکر میکنی همون یونیفرمِ هاکی
دبیرستان رو بپوشه؟ خیلی دیوونه کننده میشه، درسته؟
بله، خیلی دیوانه کننده است که همچین چیزی توی عروسی بپوشه
آره، حق با توئه
خب، متاسفم که باید بگم ولی هیچ اثری از مینسک نیست
دیگه واقعاً باید بریم جنی منتظره
اوه خدای من ببین
فانگ - مینسک -
درسته، مینسک میدونم که مینسکـه
بزن بریم
اینجا نیست
باید همین دوروبرا باشه
اینجا نیست
عاشقشم کت و شلوار پوشیدم، تفنگ دستمه
حس میکنم جیمز باندم
و تو هم دوست دختر خوشگل و اسرار آمیز منی
No comments yet. Be the first to leave one.