The first 200 lines.
نگران نباش، زنگ تفریح میبینمت.
با خیلیها دوست میشی
درست میشه. نگران نباش
همهچی درست میشه
قسم میخورم همهچی درست میشه. زنگ تفریح میبینمت
دیگه باید برم. باشه؟
اَبل، دیگه باید بری. همکلاسیهات الان دیگه سر کلاسن
جناب! جناب
والدین نمیتونن با بچههاشون برن داخل کلاس. ببخشید
یالا
یالا
بعداً میبینمت
همهچی درست میشه. خودت متوجه میشی
یالا یالا. راه بیفتید
من عایشه هستم
ممنون عایشه
و شما؟ من ژان هستم
ممنونم ژان
تیاگو
ممنونم تیاگو
سلیمان
و شما؟
اسمات رو به ما بگو
بفرما
نورا
مرسی نورا
نام فرانسوی: یک دنیا نام انگلیسی: محوطهی بازی Playground
لطفاً کلاس رو آروم ترک کنید
کجا داری میری؟ - میخوام پیش داداشم بشینم
نمیتونی صندلیات رو موقع ناهار ترک کنی
لطفاً برگرد سر جات بشین - آخه کسی رو نمیشناسم
خب دوستای جدید پیدا میکنی حالا برو سر جات بشین
خانم کوچولو؟ الان چی بهت گفتم؟
چرا ظرف ناهارت رو باز نمیکنی؟
گرسنه نیستم
نمیخواد بیای اینجا. داریم با آنتوان بچههای جدید رو کتک میزنیم
اما گفتی با هم بازی میکنیم
امشب بازی میکنیم. باشه؟
خانم ناظم رو اونجا میبینی؟
بدو برو پیشاش
من میخوام پیش تو باشم
ابل! داری چه غلطی میکنی؟ اگه نیای، خودت کتک میخوریا
ابل! زودباش دارم میام
بهت که گفتم دنبالم راه نیفت. یالا، برو دیگه
میخوای بازی کنی؟ نه
اینجا قلمرو ماست
اگه خبرچینی کنی، با چک میزنمت این مدرسه دست ماست
خبرچینی نکن، حالیت شد؟
هیچجا نمیری. حرف بزن، اونوقت خودت رو مرده حساب کن
اون دهنات رو گل میگیری. تکون نخور
بهم زل نزن
آدم میشی دستات رو بذار پشتت
گمشو
بسه. اون خواهرمه. لطفاً
به یهورم - ولش کنید
نه - لطفاً
به هیچجام نیست که این خواهرته شایدم دوستدخترته؟
میخوای بغلاش کنی؟ دو سه تا بوس چطور؟
عصبانی هستی؟ ها؟ بهخاطر خواهرت اعصابات بههم ریخته؟
بسه - چهکار میکنی؟
بهم دست نزن حتی نگاه هم نکن
میگم بهم زل نزن - بسه
چه زری زدی؟ ولش کن
چه مرگته؟
اینجا چه خبره؟
بسه! بسه دیگه
بسه
همونجا وایمیسی و آروم میگیری. فهمیدی؟
اونجا. الان برمیگردم
آنتوان، نه. تو اونور وایسا
بقیهاتون برید یهجای دیگه بازی کنید
خوبی؟ روز خوبی داشتی؟
نتونستم با ابل باشم
این چیزا عادیه ابل هم دوستای خودش رو داره
تو هم باید دوستای خودت رو پیدا کنی
نمیخوام
نمیشه که همیشه واسه کمک روی ابل حساب کنی؟
دوستش نداشتی؟
هی، دارم با تو حرف میزنم گرسنهات نبود؟
چی شده؟
حالت خوبه؟ هی
این چیه؟ -داشتم فوتبال بازی میکردم
دوتا گل هم زدم
جدی؟
بهت افتخار میکنم
درد که نداره؟ نه. خوبم
خیلی خب. یالا، بریم
واسه بند کفشات کمک میخوای؟
نه
کسی کمک لازم داره؟
هنوز نمیتونی بند کفشات رو بندی؟
اگه آمادهاید بهصف شید تا شروع کنیم
خیلی خب، بریم که شروع کنیم
مستقیم نگاه کن عالیه
خیلی خوبه، شما دو تا
مسابقه که نیست ماتیاس. یهبار دیگه شروع میکنیم
خوبه. شونههات رو ننداز
خیلی خوبه ماتیاس
خیلی خب، بعدی
یالا
حرکت کن خفه شو
یالا نورا، نوبت تويه.
آروم و آهسته
زمانات رو داشته باش خوبه
دستات باز باشن
خیلی خوبه
خیلی خب، حالا بلند شو روی پاهات بایست
من اینجام. نگران نباش
همینه
خیلی خب. نفر بعدی
عالیه. مستقیم وایسا
مستقیم جلوت رو نگاه کن مهمه که جلوت رو نگاه کنی
مستقیم جلوت رو نگاه کن
به میلهها نگاه کن.
عالیه.
دومین حلقه رو هم درست میکنی...
و بعدش میچرخونی...
یه سوراخ کوچیک هم اونجا درست میکنی...
حلقهی دوم رو از توش رد میکنی و بعد میکشی...
این هم میشه بند کفش بستن. اگرم میخوای سفتتر شه، دوتا گره بزن.
از اون طرف.
حالا شد. - آفرین
بسه!
راه بیفت! مگه کری؟
یالا، بجنب!
راه رفتن بلد نیستی؟
- چی شده؟ - ولم کنید!
آهان! باشه، ولات میکنیم! - بسه دیگه!
خانم اگنس!
خانم اگنس!
- بسه - بسه!
خانم اگنس، دارن داداشم رو میزنن!
ولم کنید...
آهای! اینجا چهخبره؟ دارین چهکار میکنین؟
سرت توی کار خودت باشه! -چه گفتی الان؟
تو که معلم ما نیستی! نمیتونی هم بگی چهکار کنیم.
مراقب حرفزدنات با من باش. من و شماها موقع زنگ تفریح با هم حرف داریم.
چی؟ در مورد آبوهوا حتماً!
- چه اتفاقی افتاده؟ - اون داره داداشم رو میزنه!
اون داشت دعوام میکرد. من کاریش نداشتم.
میشه شاگردات رو راه بندازی؟
خیلی خب. بریم!
راه بیفتید!
یالا! راه بیفتید!
خیلی خب! بپر!
مگه نگفتم بازیگوشی نداریم؟ برو بشین!
بپر!
بپر!
خیلی خوبه!
منتظر علامت من باش!
یالا نورا، بپر!
دست من رو بگیر!
با شمارهی سه! یک، دو، ...
خب، یه چیز خیلی بزرگتره!
ماشین؟
فکر کردی ماشینه؟
فیل؟ زرافه؟ -نه!
ببر؟ - نه!
کانگورو؟ -نه!
شیر؟ -نه!
اتوبان؟ -نه!
ظرف ناهار؟ -نه!
کرگدن؟ - نه!
یه حیوون ترسناکه؟
اوهوم!
دایناسور؟ - نزدیک شدی!
چیه؟
اسب؟ - چی؟
شتر بیکوهان؟ - چی؟
اسب؟ - نه!
زرافه؟ - نه!
اوه، فهمیدم!
ساندویچه!
اوهوم! یهجورایی!
بسه!
بسه! بس کنید!
میخوای باهامون بازی کنی؟
خیلی رو مخی! هیچوقت نمیخوای باهامون بازی کنی.
خانم! خانم!
یهلحظه! سرم شلوغه.
اما خانم! -چرا این کار رو کردی؟
ببین چه دستهگلی بهآب دادی؟ -داداشم رو دارن میزنن.
دارم میام.
دیگه نمیخوام ببینم همچین اتفاقی بیفته!
حالت خوبه؟ -دخالت نکن.
چرا دارن این کارا رو میکنن؟
نمیدونم.
حب، اینجا چهخبره؟
چرا مثل موش آبکشیده شدی؟
حرف بزن، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
داشتیم آببازی میکردیم.
دیگه توی دستشویی بازی نمیکنید. اون هم با آب.
برگرد برو توی محوطه!
به کسی چیزی نگو!
حتی بابا؟
نه. این فقط اوضاع رو بدتر میکنه.
خیلی خب...
بندها رو از توی هم رد کن. بعد اینطوری بکش.
این شد اولین گره.
بعد یه حلقهی بزرگ درست میکنی. بعدش بند رو دورش میچرخونی.
No comments yet. Be the first to leave one.