The first 200 lines.
کاري از فن کلاب bi rain's first prsian clouds
مي ميلي بيدار شو،مي ميلي بيدار شو
اگه بخواي منو با يه داستان کودکانه توصيف کني
اون داستان جوجه اردک زشته
تفاوتش اينه که
جوجه اردک زشت وقتي بزرگ شد،تبديل شد به يه قوي سفيد
اما وقتي من بزرگ شدم
از جوجه اردک زشت به اردک چاق تبديل شدم
کم کردم
اما من هرگز خودمو ناديده نگرفتم
چه قدر خوشتيپه
مي ميلي
اما اون پرنس تو نيست
اون صاحبکاره توئه
اگه امروز طرح آگهي تبليغاتي شرکت تٍ سيرو خوب پيش نره
پاداش اين ماهم از دست ميره
اي جاه طلب ،اي بلند پرواز-اشاره به عنوان تابلو
خواهش ميکنم باعث شو طرح من موفق بشه
راستي رئيس شيائو
جلسه ي ارئه ي طرح اگهي شرکت ال براي فردا تعيين شده
به شرکت ال اعلام کن جلسه به امروز ساعت 10 منتقل ميشه
ارشد
الو مي ميلي
ساعت چنده تو هنوز به شرکت نرسيدي
پرونده طرح کجاست؟
سريع به من برسونش
همين الان
ببخشيد ببخشيد ارشد
چشم چشم همين الان ميام
مي ميلي،آيا تو وقتي بگيري بخوابي پول در مياري؟
ميدوني همه ي افراد شرکت منتظر طرح تو هستن يا نه؟
ببخشيد ارشد
عصباني نباشين،اينو ببينيد
واقعا ببخشيد
تم اصلي طرح چيه؟
من فکر کردم،الماس يه خانوم رو نشون ميده
در واقع هر خانومي شبيه يه الماس تراش نخوردس
وقتي تراش بخوره ميتونه همه رو شگفت زده بکنه
مثل يه پروانه که از پيله خارج ميشه
اسم اين ايده تراش خوردن و شکوفا شدنه
نگاه کنين اينجاست
ميدونم
ارشد تينا
دفعه ي قبل شما به من قول دادين
کافيه
اگه طرح موفق بشه واست امضاش ميکنم
پس من ميتونم توي جلسه ي فردا شرکت کنم
تو؟ نه
اما من پرونده به اين طولاني اي رو به انجام رسوندم
من هنوزم نميتونم با شما تو جلسه ارائه ش شرکت کنم
علاوه براين من چند شب بيدار موندم تا اين طرح رو انجام دادم
من قول ميدم اصلا حرف نزنم
و خيلي ساکت يه گوشه وايستم
برو به کارت برس
ببخشيد
ارشد،زمان ارائه ي پرونده ي فردا عصر تغيير کرده
ريئس شيائو الان تو راهن
پس خيلي زود همه ي کارمنداي مربوط به پرونده رو آماده کنين
تو چرا هنوز وايستادي
برو قهوه رو آماده کن
وايستا
از اين طرف
چشم
ريئس شيائو سلام،بفرمايين
برو کاراي بيرون رو انجام بده
برو بيرون
ريئس شيائو خسته نباشيد
پس ما بلافاصله شروع ميکنيم
تم هنري طرح اين دفعه ي من تراش خوردن و شکوفا شدنه
خانم ها و الماس در نهايت زيبايي با هم جفت و جور ميشن
زنان از کودکي در معرض ناملايمات زيادي بزرگ ميشن
مثل يه قطعه الماس که ساييده ميشه
پوليش ميخوره
و بعد از يه سري پروسه هاي ديگه تازه درخشان و نوراني ميشه
بنابراين خانوم بايد به طور مرتب به خودشون سختي بدن
تا باعث بشه که در مقابل ديگران درخشندگي داشته باشن
و تٍ سيرو يک ايده ي بسيار زيبا به شما ميده
زنان به طور ذاتي زيبايي و چيزاي درخشان رو دوست دارن
مثل ستاره ها،مثل گل هاي تازه
مثل انگشتر توي انگشتشون
کافيه،ميشه؟
ما با اين طرح موافق نيستيم
من فکر ميکنم لازم نيست به اين بحث ادامه بديم
اين ايده خواسته ي شرکت تٍ سيرو رو بر طرف نميکنه
اين...من
ارشد تينا
مقايسه کردن زنان با الماس
تم اصلي اين طرح،خيلي از مد افتاده و خالي از ايده ي جديده
علاوه بر اين توضيحات شما هم خيلي بي مفهومه
حقيقتا شرکت هاي تبليغاتي ديگه اي هم همچين ايده هاي مشابهي داشتن
پس لطفا به من بگيد قسمت منحصر به فرد طرح شما کجاست؟
اين طرز فکر تراش خوردن و شکوفا شدن از کجا اومده؟
آيا از بررسي بازار فروش اومده؟
چه طوري قراره خريدار رو تحت تاثير قرار بده؟
آيا ارائه ي طرح شرکت تبليغاتي ال بايد يه همچين سطحي داشته باشه؟
ريئس شيائو،اين
بنيان طرح محتواي کافي نداره
توضيحات شما روي من تاثيري نداشت
رييس شيائو
رييس شيائو
رئيس شيائو،يکم صبر کنيد
لطفا،من ميخوام يه سوال بپرسم
آيا شرکت شما کارخانه ي تراش الماس داره يا نه؟
بخش اعظم صنعت تجارت الماس و تجارت جواهرات
تقريبا خيلي کم از کارخانه ي تراش الماس خودشون استفاده ميکنن
اما شرکت شما بزرگترين کارخانه ي تراش الماس داخل کشور رو داره
شما ميتونيين ببينين و شهادت بدين که
يه تکه سنگ الماس معمولي وقتي تراش بخوره
تبديل ميشه به يه الماس درخشان
بنابراين اين همون چيزيه که خريدار رو تحت تاثير قرار ميده
تو چه حرف بيخودي داري ميزني؟
رييس شيائو سوء تفاهم شده
اشکالي نداره لطفا ادامه بده
پس ما بنابر اين خانومها را با الماس مقايسه کرديم
چون فکر کرديم توليد الماس با رشد زنان ميتونه هماهنگ بشه
و همه خريدارها رو وادار کنه به شما اعتقاد پيدا کنن
علاوه بر اين در گذشته همه فقط الماس رو
با خانوم هاي زيبا هماهنگ مي دونستند
اما توي اين دنيا
خيلي از خانومها خيلي هم زيبا و کامل نيستن
اما اونها هم روياي خودشون رو دارن
و اميدوارن که خودشون رو بهتر کنن
و همچنين بتونن يه الماس مناسب براي خودشون داشته باشن
آيا اينطور نيست؟
آيا تو هم کارمند اين طرح هستي؟
اوه سوء تفاهم شده
نه. اون فقط اومده تا توي اجراي طرح شرکت کنه
چطور محتواي طرح قبل از اينکه من اونو ارائه بدم پيش تو لو رفته؟
زود برو آماده شو
من؟ آماده ي چي بشم؟
تم آگهي اعلان دگرديسي و بهبود عملکرد شرکت ت سيرو
اجراي پروسه ي باز شدن پيله و تبديل به پروانه شدنه
که با سخت بدست آمدن يه قطعه الماس بي نهايت زيبا مقايسه مي شه
امروز اين تيپ شخصيتي مي تونه باعث بشه که
همه نسبت به اين طرح شناخت عميق تري پيدا کنن
خب. پيله رو بشکاف
کرم داخل پيله شبيه به اين دختر نخراشيده چاق
با يه صورت شبيه به کلوچه ست که اعتماد به نفس نداره
و مي خواد که خودش رو تغيير بده
اون بايد کار سختي شبيه به تولد يک پروانه رو انجام بده
در آينده در فيلم اين آگهي کرم وقتي دوباره بيرون مياد
تبديل به يک الماس درخشان ميشه
ما اميدواريم بررسي معناي پشت الماس
پايداري جستجوي شخص براي يک بار درخشيدن در همه ي عمر باشه
به نظر مي رسه تينا اين بار يه خرده اغراق مي کنه
مي ميلي خيلي زيبا نيست
اما اونقدر که اون گفت هم ضايع نيست
تازه مي ميلي اغلب آدم خيلي خوبيه
من احساس ميکنم اين طرح بد نيست
پس همين جور باشه
درباره ي جزئيات قرارداد با دستيار چي صحبت کنيد
خيلي خوبه
ممنونم رييس شيائو
لطفا بيا بيرون
بروبيرون
صبر کن
ممنون ممنون
متاسفم رييس شيائو
ببخشيد به خاطر اين اجراي مسخره
منظورت خودته يا اون
ايده اصلي اين طرح خوبه
اما روش شما براي اجرا حقيقتا زشت بود
مهم نيست که چه کسي باشه
اما هيچ کس حق نداره بخاطر ظاهر کسي اونو مسخره کنه
فن بيان اون نسبت به تو خيلي بهتر بود
چي يو
تو برو ماشينو بيار
ارائه ي امروز تو خيلي خوب بود
فردا شب من يه مهموني براي موفقيت اين طرح ترتيب دادم
تو هم حتما بيا
مم ممنون
لباستون
شيائو ليانگ مرد رويايي
منو براي مهموني شام دعوت کرد
نوبت منه سوال بپرسم
شنيدم اونا گفتن شما دکتر بخش زنان و زامان هستي
حقيقت داره؟
شما گفتين؟من هستم؟
هستي
الو تپلو؟
الان واقعا سرم شلوغه ها
شلوارت پاره شده؟
مرد رويايي به شام دعوتت کرده؟
پس بدستش آوردي؟تو چي داري ميگي؟
نکنه دوست دخترت چاقه؟
دوست دختر خودت چاقه
تو به يه نفر علاقه مند شدي؟
بايد اتفاق بزرگي افتاده باشه
صبر کن الان ميام
آره يا نه لي ايي مينگ
تو قضيه ي منو شيائو ليانگ رو کامل شنيدي
تو هم فکر ميکني اين خيلي معني داره
معني داره
رييس کل يه شرکت بين المللي
تو دفعه ي اول آشنايي راهشو مسدود کردي ودفعه ي دوم خشتکتو پاره کردي
از کجا ميدونستم همون موقع پاره ميشه؟
من ميگم
تو به اون علاقه پيدا کردي
تپلو
ما از هفت سالگي همديگه رو ميشناسيم و دوستاي صميمي هستيم
No comments yet. Be the first to leave one.