The first 200 lines.
از وقتی راه افتادیم ادای دیکتاتورها رو در میاره
تصمیمگیری با منه
چون این رای همه بود
...و در رابطه با کشتنت
آره همیشه تو ذهنمه
ما مامورین کامنولث هستیم
شما تحت ارزیابی مرحله اول هستید
!راه بیوفتید! یالا
نه! میرا
!یومیکو
من باید بمونم
!نیگان
:تــرجــمــه « آریـن درامـا و ســـروش » :.:.: SuRouSH_AbG & Arian Drama :.:.:
این در زنگ زده و گیر کرده
حتما بقیه درها هم همینطورین
مگی کجاست؟
...درست پشت سرم بود
یه نفر برام قلاب بگیره
اگه بری اون بالا، میمیری
اگه مگی اینجا بود هم نمیخواست اینکارو بکنی
میخواست به حرکتمون ادامه بدیم
خب باید اون در رو باز کنیم
از واگنی به واگن بعدی میریم
تا زمانی که به جلوی قطار برسیم
و بعد پیاده میشیم
و به راهمون ادامه میدیم
برید کنار پسرا
"سراغ همهی ما خواهد آمد"
"حقیقت دروغ میگوید"
میدونی که معنی اون تخته عکس چیه؟
کامنولث واقعیه - اون یک عکس از توی کیف پول بود -
که یعنی توی کیف پول برادرت بوده
که یعنی در تمام مدت آخرالزمان که حدود ده سال میشه
کیف پول رو پیش خودش نگه داشته کی همچین کاری میکنه؟
بنظر آدم خفنی میاد
چی؟
و همچنین چیزی که تو گفتی
خب نقشه چیه؟
اونا سیستم و قانون دارن
اینجا یک نفر مسئوله
و من با اون شخص صحبت میکنم
فقط همین؟ نقشهت حرف زدنه؟
آره. به سردی یخ ازشون جواب میخوام
چیه؟
...هیچی. فقط اینکه
قضیه برادرته. مطمئنی میتونی مثل یخ سرد باشی؟
آره. من وکیل بودم این چیزا طبیعیه
ببین، من عاشق برادرمم
ولی خیلی وقت هست که ندیدمش
قبل از اینکه این قضایا پیش بیاد ...و من فکر میکردم
.مهم نیست مشکلی پیش نمیاد
...تا زمانی که بتونم با - صبر کن -
این همون نگهبانیه که دیشب بود
دیدی چطوری بهمون نگاه میکرد؟ اون خبر داره
.مشکلی برامون پیش نمیاد هیچکس نمیدونه میخواستیم فرار کنیم
...وگرنه باور کن تا الان
نمیتونم ایزیکیل رو پیدا کنم
،در رابطه با سوال احتمالی بعدیتون
همهجا رو گشتم و از همه پرسیدم
.ولی کسی چیزی نمیگه یه نفر دستگیرش کرده
یکی میدونه ما چکار کردیم
و این اولین مهرهی دومینو هست که افتاد
،در رابطه با سوال بعدی احتمالیتون
خودم مطمئن نیستم ولی بدجوری ترسیدم
احتمالا بخاطر اینه که با رئیسشون دهن به دهن شد
آخه چرا با رئیسشون اینکارو کرد؟
.باید باهاشون حرف بزنیم باید باهاشون حرف بزنیم
میتونیم بهشون بگیم کی هستیم و از کجا میایم بگیم
،یوجین، برای بار آخر
با مامورهاشون حرف نزن
اگه توی موقعیتی قرار گرفتی
،که مجبور شدی حرف بزنی به داستانت بچسب
خب ما چکار کنیم؟
چی شد؟ خونسرد باش
!یخ! یخ
یکی از افرادمون رو دستگیر کردین؟
باهاش چکار کردین؟
باید بدونم کجا بردینش - آروم باشید خانم -
من نمیدونم دوستتون کجاست
دیگه دلیلی نداره این گفتگو رو ادامه بدیم
میخوام با یکی صحبت کنم
که بتونه بهم جواب درست بده
تو به کی گزارش میدی؟
میخواید با سرپرستم صحبت کنید؟
!درسته! میخوایم با مدیر حرف بزنیم
بابای عزیز، همیشه گفتی اگه" "بعد از یک هفته برنگشتی، ما دنبالت بگردیم
الان سه هفته گذشته و ما میریم ایستگاه بعدی حواسم به" "جسی هست و هر روز ساعت 2 رادیو رو روشن میکنم
به زودی میبینمت" "با عشق، تام و جسی
!سگ! بیا اینجا! بیا اینجا
!هی سگ
!بیا اینجا
!بیا اینجا
!سگ
نمیدونم چرا اومدید اینجا
قبلا ارزیابی شده بودید
فکر میکنی شما داشتین من رو ارزیابی میکردین؟
نخیر عزیزم
من داشتم شما رو ارزیابی میکردم
...تو هیچی راجع به من نمیدونی
جامعهی شما بزرگ و سازماندهی شدهست
حتی کاغذبازی داره و شما هم جزوی از این قسمت هستید
احتمالا قبل سقوط دنیا هم یک شغل مشابه داشتی
اگه میخواستم حدس بزنم چه شغلی، میگفتم
روانشناس قانونی
شاید تو هم آکادمیک بودی؟
محقق؟
نقش شما ارزیابی تهدید برای جامعهاتونه
راجع به شخصیتهامون ازمون پرسیدین
چون یکی از سرپرستهاتون تصمیم گرفته
این راه خوبی هستش
تا شخصیتهامون رو قضاوت کنین
پس شما هم سعی کردین به گوشههای گردوغبار گرفتهی مغزمون وارد بشید
و با سوال پرسیدن راجع به نوع دستشویی رفتنمون، خواستید حد و حدودمون رو تست کنید
یکی از افرادم رو بخاطر اینکه یک اسکناس 2 دلاری داشت کلی اذیت کردین
که باعث میشه فکر کنم پول شما دلار امریکاست
و باید بشدت میزان پول در چرخه رو کنترل کنید
از یک پول آشنا بعنوان یک تاکتیک قوی روانی استفاده میکنید
چون خوب میدونید مردم چقدر دلشون برای دنیای قدیمی تنگ شده
میخواید بدونید چه تواناییهایی داریم
و اینکه آیا میتونیم باعث پیشرف جامعهاتون بشیم
یا صرفا تبدیل به یک دهن اضافه براتون میشیم
ولی حقیقت اینجاست که شما هم باید وجودتون رو توجیه کنید
چون مگه جذب کردن کسی که بتونه آشغالها رو ببره بیرون
یا نذاره بیماری وارد اجتماع بشه
باارزشتر از داشتن یکی نیست
که فقط بلده سوال بنویسه
،با توجه به اینکه در نهایت
آدم باید به غریزهی خودش اعتماد کنه
که آیا شخصی که مقابلش نشسته
اون رو توی خواب به قتل میرسونه یا نه؟
ولی شما جفتتون اهل پایبندی به قانون هستید
منم وکیل بودم
از قانون خوشم میاد
باعث نظمبخشی به هرجومرج میشه
که یعنی به من نیاز دارین
،من فکر میکنم برادرم ،یک جراح قفسه سینه
در کامنولث زندگی میکنه و دنبال من میگرده
دوست دارم به روند ارزیابی گروهم تسریع بخشیده بشه
البته تحت چارچوب قوانین مهاجرتی و پناهندگی جامعهی شما
گفتی کجا رفتی دانشگاه؟
،لیسانس رو توی آکسفورد گرفتم مدرک حقوق رو از هاروارد گرفتم
.که البته خودتون خوب در جریانید دوباره میخواید اعتبارنامهی حرفهایم رو براتون لیست کنم؟
قهوه؟
میشه انقدر تکون نخوری؟ داری میزان اعصاب خوردیم رو
به 11 از 10 میرسونی
.دست خودم نیست خیلی وقته منتظر بودیم
و حالا بدجوری باید برم دستشویی
.نباید اسمش رو میاوردم الان برمیگردم
!نه! نه !دیگه نباید جدا بشیم
یوجین، اگه اون یارو خوشتیپه که لباس نارنجی داره
با یک لیوان قهوه رفت اونجا
حتما اوضاع برای یومیکو خوب داره پیش میره. درسته؟
شاید تا من برمیگردم اونم برگشته باشه
دستمال توالت دارین؟
!ای جان
خیلی هیجانزدهام
با شماره سه یک، دو، سه
این یکی در رو شما باز کنین
،اگه خسته شدین ما میایم
صدا از سقف میاد؟
ممکنه زامبیها باشن
!هیس
.از زیر میاد کد مورسه
درخواست کمکه
من لیز خوردم
اونم دید و گذاشت بمیرم
...آره
خب که چی؟
بهمین راحتی اعتراف میکنی؟
!سعی کردی بکشیش
نه. اون توی دردسر افتاد و منم کمک نکردم
این خیلی فرق داره
خب حالا کی قراره به تو کمک کنه؟
کی اینجا هواتو داره؟
آدم برای شمردنشون حتی نیاز به انگشت نداره
مگی داشت راجع به کشتن من حرف میزد
اونم خیلی زود
ولی یه جورایی الان من شدم اون آدم لاشیه
چون جونم رو بخاطرش به خطر ننداختم؟
من برای تک تک شما
یک مهرهی طلایی بودم
با سوزوندن هیلتاپ کمک کردی، آره؟
آلفا رو کشتم دیگه
پس آره، کمک کردم
،چون اگه اینکارو نمیکردم
جمجمهی تمام آدمایی که میشناسی الان سر نیزه بود
من کاری که لازم بود رو انجام دادم. باشه؟
دارم سعی میکنم
من که گول حرفهاش رو نمیخورم
منم همینطور
سرت رو تکون بده و ما خلاصش میکنیم
میتونیم بدون اون هم از شهر عبور کنیم
!کمک! کمکم کنین! کمک
تا بعد - !کمک -
!کمک
گیج؟ چی شد؟
!توی تونلها گم شدیم همهجا پر از زامبیه
...ممکنه که - چطوری رفتی اونجا؟ -
از اون طرف تونستم یک در رو باز کنم
پشت سرت بستیش؟
No comments yet. Be the first to leave one.