The first 44 lines.
آن چیزهای درخشان
اونجا
گروه عجیبی از دوستانی که هر روزشون لذت بخشه...
آنها نیانبو هستن.
امروز هم آنها سخت کار میکنن
تا قطعات سفینه اشون رو کنار هم بزارن تا بتونن به فضا برن.
این چطوره؟
این...
ک-کوتورا!
این نیستش.
پس حدسش اشتباه بود؟
من حدس اشتباه دوست ندارم! دوست ندارم!
وای، امکان نداره...واقعا، امکان نداره!
جدی راه نداره.
باز امروز باید دنبالشون بگردیم؟
راه نداره!
راجع به من کنجکاوی، مگه نه؟
میخوای آهنگمو بشنوی، مگه نه؟
باز
...اونا؟
داری اشتباه میکنی، میدونی...
تو همین الان هم زندانیی منی!
نجات بخش عشق،
ساباتورا!
نماد نوری که هدایتت میکنه،
کیجیتورا!
من محبوب همه هستیم، نیانبو انجلز!
ه-هی!
این چه طرز رفتاریه!؟
ببخشید، ولی ما یکم گرفتاریم.
برعکس شما دوتا، وقت تلف نمیکنیم.
ما وقت تلف نمیکنیم، ما خواننده ایم!
و تازه گذاشتیم صدای زیبامون رو بشنوید!
کاریش نمیشه کرد. یه آهنگ دیگه!
لازم نیست!
هی، بی خیال.
اوه، فهمیدم! سابا، کیجی، اگه اشکالی نداره،
خوشحال میشم بهمون کمک کنید.
خب، اگه تورا میگه، فکر کنم بتونیم!
ه-هی! داری چی کار میکنی؟!
ها؟!
تو کی تورا میشی اصلا؟
به تو ربطی نداره!
بهش نباز!
No comments yet. Be the first to leave one.