The first 200 lines.
جوانی یک دورغ و هم یه شکل شیطانیه
. اونایی که از دوران جوونیشون به خوشی یاد میکنن ، فقط دارن خودشون و اطرافیانشونو گول میزنن
. و باور کن، که اطرافیانشون همیشه کارهاشون رو تایید میکنن
.بفرما
.به اسم "جوونی" کردن، هر خل بازی دلشون بخواد در میارن
. واسه اونا دروغ ها، رازها، گناه ها، و شکست ها فقط لذّت و شور جوونی معنی میده
،اگه همون جور که خودشون میگن، شکست نشونه ی جوونیِ
اِه، اینجا بودی؟
پس حتماً اونی که تو دوست پیدا کردن شکست خورده، باید آخر جوونی و لذّت باشه، نه؟
.عجله کن. بزن بریم پس حتماً اونی که تو دوست پیدا کردن شکست خورده، باید آخر جوونی و لذّت باشه، نه؟
.عجله کن. بزن بریم
.به هر حال . مطمئنم اونا میگن اینجوری نیست
.همه این ها فقط استاندارد رو چندبرابر میکنه و نه چیز دیگه
: اینجا پایین خطه
.اون احمق هایی که از جوونیشون لذت میبرن
.باید برن خودشونو بکشن
تو این اتاق روشن خیلی دلم می خواد اون جا برم ولی می دونی خودم همه رو خیلی خوب میدونم افسانه ایی بودن شادی ایه که وجود نداره آیا چیزی که منو از پرسش باز داشت منو به باغچه ای از گرمی ببر پس بذار به دنبال اِزالیا بگردم تا نسیم بهاری نیاد، منو رها نمی کنه این بارون سرد که منو پوشونده بهم میگه من هم دونه ای برفم چیزی که قلبم نشون میده، سفید محضِ ولی جعبه نگاه کنجکاومو جواب نمیده به یه جعبه خیره میشمو میرم تو فکر منتظرت می مونم
تو این اتاق روشن
منتظرت می مونم
به یه جعبه خیر میشمو میرم تو فکر
ولی جعبه نگاه کنجکاومو جواب نمیده
چیزی که قلبم نشون میده، سفید محضِ
بهم میگه من هم دونه ای برفم
این بارون سرد که منو پوشونده
تا نسیم بهاری نیاد، منو رها نمی کنه
تا نسیم بهاری نیاد، منو رها نمی کنه تا نسیم بهاری نیاد، منو رها نمی کنه
تا نسیم بهاری نیاد، منو رها نمی کنه
پس بذار به دنبال اِزالیا بگردم
منو به باغچه ای از گرمی ببر
آیا چیزی که منو از پرسش باز داشت
افسانه ایی بودن شادی ای بود که وجود نداره
خودم همه رو خیلی خوب می دونم
ولی می دونی
خیلی دلم می خواد اون جا برم
.تو کسی هستی که باید بره بمیره
.بگو بیبینم هیکی گایا
تکلیفی که به کلاس دادم چی بود؟
,خوب
.ازشون خواست بودی یه مقاله درمورد "روزای دبیرستان" بنویسن
پس این چدندیات چیه به من دادی؟
این دیگه چیه؟
چی باعث شده همچین چیزی بنویسی؟
...آه
!آه...خدای من
.. چشم هات درست مثل ماهی مرده میمونه
.نکته: دی اچ ای یا دوکوساهگزائنوئیک اسید نوعی ماده است که بیشتر در روغن ماهی و یا شیر مادر وجود دارد. این اسید برای هوش و حافظه بسیار مقوی است و باعث رشد و بهبود آنها می شودن یعنی اونقدر سرشار از دی اچ ای به نظر میرسم؟
. با این حساب باید حسابی باهوش باشم
قیافم الان شبیه اینایی که دارن شوخی میکنن؟
به دوران دبیرستانم فکر کردم
دوران دبیرستان یه نفر نباید شبیه این روزا باشه
.مارمولک دهنتو ببند
؟"مارمولک"
...خب، آره، جلوی تو، شاید بشه گفت من
مامانت بهت یاد نداده درمورد سن زن ها صحبت نکنی؟
.ببخشید
.دوباره مینویسم
.یک لحظه باهام بیا
.هیراتسوکا سنسه
.من مطمئنم که بهت گفتم قبل از داخل اومدن در بزنی
.با این حال من هروقت در میزنم تو هیچوقت جواب نمیدی
.بخاطر اینکه تو هیچوقت قبل از وارد شدنت منتظر جواب نمیمونی
خوب ،اون آدم عجیب غریبه کیه ؟
.من این دخترو میشناسم
بخش مطالعات فرهنگ بین الملل ، کلاس ج
.90کلاس دختر هستن%
.نمره های بالایی می گیرنو نسبتاً معروفاً
. بین اونا ، معروف ترین دختر یوکینوشیتا یوکینوهست
.هیچ فرد مجردی تو مدرسه نیست که اسمشو بلد نباشه
.اون میخواد به کلوپ ملحق بشه
من هیکی گایا هاچیمن از کلاس هستم "2-F'
...امم
وایسا,ملحق شدن به کدوم کلوپ؟
.بخاطر اون مقاله ی مزخرفت، باید عضو این کلوپ بشی
.من به هیچ سوال، نگرانی، اعتراض یا اختلاف عقیده که داری اهمیت نمیدم
.به هرحال , همانطور که میتونی بیبینی
.دقیقاً مثل چشم هاش، روحش هم فاسدِ
. به خاطر همینم هست که جلوت مثل یه تنهای بدبخت وایساده
.دلم می خواد تا وقتی تو این کلوپ هست، روح داغون انسان گریزشو درست کنی
.این یک درخواست شخصیه
.قبول نمیکنم
.نگاه کردن به چشم های پست فریبنده اش، باعث میشه نگران جونم باشم
.دارم وقتمو سر دیدن چیز هایی که تو اسمشو گذاشتی سینه تلف می کنم
!نه, جدا
.آروم باش
. این پسره زیادی مغرور و خودخواهه
. مطمئن باش کاری نمیکنه که بعداً براش دردسر شه
. نگران نباش .اون یه بچست که یکمی وحشی شده
نمیشد یه چیز دیگه بگی؟
.بچه؟ که اینطور..
!نه فقط به من بی توجهی میکنه, با اون هم موافقه
.خوب، من نمیتونم درخواست یک استاد رو رد کنم
.هر چی تو بگی
..خوبه
روت حساب میکنم، یوکینوشیتا
داره جدی میشه
چه خبر شده؟
. اینا همش از خاطرات تلخ و شیرین میاد
میتونیم فقط دوست باشیم؟
. دوستی رو فراموش کن . ما بعد اون دفعه حرف نزدیم
.در هر صورت . زندگی من رمانتیک کمدی نیست
.از کسی که اموزش کامل میبینه
. واضحه من تو همچین تله ای نمیفتم
. زنا فقط به مردای جذاب و رابطه های کثیف علاقه دارن
. درواقع . اونا دشمنای منن
میتونیم فقط دوست باشیم ؟
بهترین روش برای جلوگیری از اتفاق افتادن دوباره
.بهتره متنفر باشی
. همچنین تصمیم گرفتم یوکینوشیتا رو تهدید کنم
چرا یه صندلی نداری ؟
هاااا ؟
. خیلی خوب . ببخشید
چی ؟
. اوه . فقط خیلی چیزا هست که من درک نمیکنم
در هر صورت . این چه کلوپیه ؟
. حدس بزن
. شرط می بندم کلوب ادبیاته
واقعا؟
خوب چرا اینطوریه؟
.بخاطر اینکه اتاق به هیچ محیط خاص یا وسیله خاصی مجهز نیست
.علاوه بر اون, تو داری همزمان کتاب هم میخونی
اشتباهه.
پس چجور کلوپی هست؟
.هدف این کلوپ کاری هست که همین الان داریم انجام میدیم
.تسلیمم بابا
. خوب سر کارم گذاشتی
هیکی گایا, چند سال از اخرین باری که با یک دختر صحبت کردی میگذره؟
. من مطمئنم ژوئن دوسال پیش بود
مردها, كلا خیلی جذابن
!آره، خفن
هااا...؟
...ا-اه
.اینم از آدمای خوبی که فقط به خاطر خوش قلبی، به کسایی که کمک می خوان، کمک می رسونن
."مردم بهشون میگن "داوطلب
.ما به اون های که نیاز به کمک دارن کمک میکنیم
به همین خاطر این کلوپ درست شده
.به کلوب داوطلب ها خوش اومدی
...از من خواستن بهت کمک کنم, پس از الان مسئولیتت با منه
.من بهت کمک میکنم تا مشکلتو حل کنی
.ممنون باش
...عوضی
؟"مشکل"
.می دونی، آدم با استعدادی هستما
. تو امتحان مهارت ژاپن، سوّم شدم
.منم از خیلی ها خفن ترم
.اگه بیخیال این بشیم که من نه دوستی دارم نه دوست دختری، از همه سَرترم
.همین که داری با غرور اینا رو میگی، خودش خیلی خفنه
..عجیب غریب
.داره مور مورم میشه
.خفه شو
خودت از همه عجیب غریب تری، اون وقت به من میگی؟
..بخاطر چیزهایی که ازت دیدم, دلیل تنهاییت
.اون روح سردُ احساسات تخیّلی ـته
...و این قیافه ات
. می دونی، هر کس یه چیزیُ خوشگل می دونه
به عبارت دیگه، تنها کسی که می تونه بگه تو جذّابی، منم.
.چرت داری میگی، ولی یه جورایی راسته
.به هرحال
.حرفای مسخره ی ما هم شاملش میشه
چی گفتی؟
.اگر تو بتونی با یک دختر مثل من صحبت کنی
.من فکر میکنم تو میتونی با تمام آدم های دیگه به خوبی صحبت کنی
.شاید باید کمی درموردت تجدید نظر کنم
.بزار همه چیز رو برات واضح کنم
.اینطور نیست که من نمیتونم با مردم صحبت کنم
.فقط از این مکالمه های کوچیک بی معنی بدم میاد
. به تجدید نظر احتیاجی ندارم
.به نظر من اگه خودتو عوض نکنی، تو زندگی اجتماعیت به مشکل می خوری
.دارم میام داخل, یوکی نوشیتا
!در زدن
.اه, ببخشيد
. انگار تو حل کردن مشکل هیکی گایا مشکل داری
.این به این خاطره که اون نمیدونه که مشکل داره
.از این چرتا تحویلم نده
.چقدرم دلم می خواد عوض شم
.من نیاز ندارم تا مردم بهم بگن باید کی باشم, لعنت
.تو فقط داری فرار میکنی
ولی عوض کردن خودم خودش یک نوع فرار کردن نیست؟
چرا نمیتونی قبول کنی کی بودی و کی باید باشی؟
...بخاطر اینکه
.بخاطر اینکه هیچ مشکلی رو حل نمیکنه
.و به کسی هم کمکی نمی کنه
.دوتاتون آروم باشید
.وقتی دو تا نظر مختلف پیش میاد، یه روش سنّتی و آبرومندانه تو مانگاهاست که برنده رو معلوم میکنه و اون مبارزه اس
چی داری میگی؟
چیزی که میخوام بگم این هست که این کلوپ
!حالا میدون نبرده تا مشخّص بشه کدوم یکیتون برای خدمت کردن بهتره
.از کجا به کجا رسید
.برنده میتونه به بازنده دستور بده که چیکار کنه
چطوره؟
وقتی میگه "چیکار" یعنی هر کاری که بگیم دیگه؟
.قبول نمیکنم
.وقتی اون رقیبم باشه، نگران جونم میشم
.داری اشتباه می کنی
! پسرای دوّم دبیرستانی که همیشه فکرای منحرفانه ندارن
منم دارم به صلح جهانیُ این جور چیزا فکر می کنم. شاید؟
منم دارم به صلح جهانیُ این جور چیزا فکر می کنم. شاید؟
.خب راستش به نظر نمیاد چیز دیگه ای تو ذهن داشته باشم
.پس حتّی یوکینوشیتا یوکینو از یه چیزایی می ترسه
مبارزرو قبول میکنین؟
.خیلی خوب
No comments yet. Be the first to leave one.