The first 200 lines.
!شنبه - !شنبه -
!شنبه
...مي شه يکي ديگه برام بياري يکي ديگه؟
.يالا، جاني
!وو-هوو
.راهو باز کن .هي، مواظب باش، رفيق
.ولم کن
.فيليپ گوردون، اين براي توئه از طرف من
.اين هديه خوب منه .جوليا
...اوه، زيباي قشنگم - .جورجي. جورجي -
.جورج، منو معرفي کن
.اوه، جوليا، فيليپ
اين آقا کيه؟ - .اسم من فيليپه -
.اين رئيس جديد منه .اين يارو
.رئيست؟ رئيس جورجي - .رئيس جديدم -
.به خاطر همينه که براش مشروب خريدم - .تسليت ميگم -
تو متاهلي؟
.آه، يه خورده
.يه خورده - .يه خورده متاهل -
مي دوني چيه، عزيزم؟ مي خوام به همسرت .يه هديه کوچيک بدم
.پاکش نکن همونجا بذار باشه
.تا زنت صبح که شد بفهمه
جوليا، تو چيکار مي کني خارج از...؟
.فيليپ، من همه کار مي کنم .من از همه چي يه کارايي مي کنم
.اون همه کاري مي کنه
.ولم کن
من دوست دارم که روياهاي .مردم تحقق پيدا کنه، فيليپ
...مي دوني، دوست دارم که - روياها حقيقت پيدا کنه؟ -
...خب، من دوست دارم که يه چيزايي به مردم بفروشم
.مي دوني، چيزايي که واقعاً مي خوان
.حتي چيزايي که خودشون نمي دونستن که مي خواستن مي دوني چي مي گم؟
.من تازگي تو بنگاه املاک بودم
،چه انطباقي .منم تو همين کارم
جدي؟ - .آره، اين رئيس منه -
کار تو اينه؟ - .بله در واقع، بله -
ترجمه و زيرنويس از ســـورنا
.اوه، خداي من
.حالا مي دونم که خوبي .تو هموني
.دلم براش تنگ شده .نمي دونم چه اتفاقي براش افتاده
کجا رفتش؟ حالت چطوره؟
.اين ماشين منه
چي؟
.من بايد برم
.بهم دست نزن
کيفم کجاست؟
.فقط بهش بگو .فقط بهش بگو
.من يه کم مشکل خانوادگي داشتم
مشکل خانوادگي؟ تو مشکل خانوادگي داري؟
.منم مشکل خانوادگي دارم
.من خيلي مشکل دارم
اما مي دوني چيه؟ من هر روز به موقع
.سر کارم مي يام
،خيلي خب، ببين، فرانک
من مي خوام خودمو کنترل کنم، باشه؟
منظورم اينه که، ما داريم اينجا درباره چي حرف مي زنيم؟
...من يه بار مست کردم
.يک يا دو مشروب سر ناهار
اما از وقتي که اينجا بودم .من واقعاً خوب بودم
من هميشه سر همه جلساتم و .همه چي سر وقت بودم
.از ميچ بپرس - .آم، آره -
.اين چيزي نيست که دورين بهم گفت
.دورين؟ اوه .از اين دورين متنفرم
...و طوري که باهاش حرف مي زني مي دوني چيه؟
متاسفم، اما اين قضيه بايد .همينجا تموم بشه
.فرانک
،واقعاً آرزو داشتم که بهتر بشه .اما متاسفم، ميچ
.نه، نيازي نيست که متاسف باشي ...من اون کسي هستم که بايد
.من متاسفم جوليا هم متاسفه. درسته، جوليا؟
جوليا؟ - ،اين دورين -
اون خيلي خوش شانسه
،که بلايي سر اون کون گنده ش نيومده
.هرزه ِ کون گنده
.هرزه ِ کون گنده ِ لعنتي
.جوليا، جوليا .جوليا
جوليا، مي تونم يه دقيقه با ميچ تنها باشم؟ لطفاً
.يه دقيقه برو بيرون ،بيرون منتظرم باش
.خواهش مي کنم
.متاسفم - .اشکال نداره. مشکلي نيست -
پول کرايه ت رو پرداختي؟
.آره - جدي؟ -
چون من با صاحب خونه ت حرف زدم
.و اون هيچي دستش نرسيده
.من گذاشتمش توي يه پاکت نامه .شايد فراموش کردم پستش کنم
.اوه، واي
اين به خاطر اون پولته، ميچ؟ .چون من مي خوام پولت رو تا پني آخر پس بدم
چطوري؟ .تو همين الان اخراج شدي
جوليا، دارم بهت اخطار مي دم ...اگه به قرارمون وفادار نموني
چي؟ - ...و بري به جلسات... -
چي ميشه؟ - .شماره منو گم کن -
.من بچه رو دنيا آوردم
.من بدجور مست بودم
.نمي دونم جا بودم
.يا با کي بودم
مي دونم که توي بيمارستان نبودم
يا اداره پليس
.يا حتي اتاق خواب
من فقط...دلم رو خالي کردم
.و از شرش خلاص شدم
من ازش مراقبت نکردم
اون قدر زياد که
،وقتي ديدم که مشروب خوردن رو شروع کرده
من نگاش مي کردم که بطري رو برمي داره
.و من کاري نمي کردم
.من اينو اجتناب ناپذير مي ديدم
.من اولين مشروب رو بهش دادم
...فکر کنم من
،نه
مي دونم
من ميخواستم همون اندازه که من
،زجر کشيدم، اونم زجر بکشه
.و حتي بيشتر
.سلام. ما يه برنامه جديد داريم
قراره يه خورده کار ساختماني باشه
.و ما قراره يه تغييراتي انجام بديم
مي تونم به قهوه دعتتون کنم؟
.نه
.سلام النا - .سلام هنري -
.اين برنامه جديده قراره يه تغييراتي انجام بديم
به خاطر کاراي ساختموني اينجا
.عاليه .از رنگش خوشم مي ياد
مي تونم به قهوه دعوتت کنم؟
.من قهوه نمي خورم
شيريني چي، النا؟
.خيلي خب .نه، اين يکي. ممنون
.ممنون
.سلام
،مي دوني ...آدماي اينجا
.واقعاً با هم خوب هستند
.مي توني اينجا احساس امنيت کني
. ما مي تونيم به شما کمک کنيم
.من شما رو مي شناسم
.شما روبروي ما زندگي مي کنيد .ما همسايه هستيم
خب، من زياد همسايه .خوبي نيستم
.اوه
.منم تنها زندگي مي کنم
...خب، نه خيلي هم تنها
...من يه پسر دارم
.تام
.اون هشت سالشه
حالا اون
.با پدربزرگش زندگي مي کنه
تو از کجا مي دوني من تنها زندگي مي کنم؟
...اوه، چون شما رو توي آشپزخونه مي بينم
،آشپزخونه خودتون، آره .از توي پنجره م
.اوه - .درسته -
...خدايا آرامش را به من عطا کن - .خداحافظ -
،تا چيزايي که نمي تونم تغيير بدم رو بپذيرم...
شجاعت تغييراتي که مي تونم ،ايجاد کنم رو بهم عطا کن
.و خردي که تفاوت رو بتونم درک کنم
.برگردين .اگه بخواين موفق ميشين
!آره
.خب، 4008 وينسنت
.جوليا، بس کن، برو - .اوه، ما اينجاييم! ما اينجاييم -
برو. من فردا بايد صبح زود .بيدار بشم، عزيزم. يالا
نه، عزيزم، تو که نمي خواي دوباره منو .نااميد کني
.جولي، نه - تو باهام مي ياي بالا
براي مشروب قبل از خواب
مي دوني چيه؟ خفه شو، خب؟
تو نمي دوني که چه جوري چيزي رو به آخر برسوني، خب؟ پس برو
،برو يه نگاه توي آينه بنداز
باشه؟ .محض رضاي خدا
.دارم مي رم
.عجله کن
!اوه !اوه
نمي خواين برين به خانوم کمک کنيد؟
.نه، تو برو کمکش کن
اينجا ديگه کدوم قبرستونيه؟
.تو توي آپارتمان من هستي
.من قهوه دارم
...چرا چرا من اينجام؟
.من شما رو توي ماشين تون پيدا کردم
يادتون نيست؟
.من آب مي خوام
،آها، آره
تو نماي خيلي خوبي از
قصر افسانه اي من داري، مگه نه؟
.اين اتفاق بعضي وقتا برام مي افته
به همين خاطره که براتون خوبه .که به جلسات بريد
.آره
.جلسات
اون دعاکننده ها
...و ضجه زدن ِ زن ها و
.اعصابم رو مي ريزه به هم
.به نظرم موهن ـه
يکي منو مجبور مي کنه که .به اون جلسات برم، مي دوني
.اين تصميم خودم نيست
...پسرم
...اون مرد
.اون نمي ذاره پسرم رو ببينم
.اما اينم تصميم من نيست
.اون به پسره چيزاي خيلي بدي رو مي گه
بهش مي گه که من شيطانم
. و اينکه من مريضم
اون مثل يه زنداني تو خونه اين مرد زندگي مي کنه
.با سگ ها و گاردهاي شخصي
.الان 5 سالي ميشه
.اما به زودي قراره پسرم تام رو ببينم
.آره يه مردي هست
.که مسئوله که مراقبش باشه
،و اگه بهش پول بدم
No comments yet. Be the first to leave one.