The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

The Mentalist S05E19 HDTV x264-LOL - کاری از تیم ترجمه آریافیلم
A Commentary by kasra_m
By :Kasra_m تیم ترجمه ی Ariamovie.ir

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
Published on: 2013-04-16
Downloads: 41
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام,چو

چطوري اينکارو ميکني؟

خب , يه ذره سنگين تر از ليزبن راه ميري

و ماشين ريگزبي ام تو پارکينگ نيست

پرونده داريم و ليزبن ـم سرش شلوغه

پس من و تو ميريم

عاليه.طبقه ي پايين ميبينمت

باشه

جالبه

آره

کيمبل چو هستم,ايشونم پاتريک جين هستن

پزشک قانونيه بخش,دب گرنجر هستم از ديدنتون خوشبخت ـم

با قتل هاي زيادي سروکار نداريم اينجاها

.... يه ذره,آه .... يه چيزي رو

اوه

يادم ميره,خوب شد گفتي- ممم-

اسم قرباني هاليس پرسي هست,61 ساله

زن ـش امروز صبح پيداش کرده

و صاحب شهر پرسي هست ـش- تمام شهر؟-

... آره,مدرسه ها ,راه ها,نانوايي

در خانواده ـش بوده gold rush از زمان (

از سرو صورتش که معلوم نيست

از طرف بزرگراه يه مقدار توريست دارن

بوي سرو کوهي ميده

ادکلنه؟

... اوه,نميدو..... نه, بيشتر مثل

بوي الکل مشروب

از روي اجبار خورده,نه با لذت

پس,تنهايي مشروب خورده,قاتل رو را داده

... پسره يا دختره رو ميشناخته,بحث کردن

چطوري ميدوني بحث کردن؟

خب,اون مرده

در مورد چي بحث ميکردن؟- خب,نميدونم

مردم عادي در مورد چي بحث ميکنن؟

.... پول,قدرت,عشق,حسادت

انتقام .... ببخشيد نبايد اينطوري رفتار کنم

اوه,نه,راحت باش,قتل اتفاق افتاده,هيجان انگيزه

حدست از زمان مرگ کي ـه؟

ريجور استيفنس ميگه 12 ساعت يا بيشتر

احتمالا آلت قتاله اونه

عتيقه ـست, طپانچه ي نيروي دريايي سال 1851... 36 کاليبر

احتمالا يه قرنه که شليک نشده

درسته,پس پسره يا .... دختره

تاخ- تاخ-

ضربه به پشت سرش خورده

با پشت تفنگ آشنا شده

.... همين که جمجمه شو آزمايش کنم,ميفهمم

دليل اصلي مرگ چيه

عاليه,بيا جمجمه رو آزمايش کنيم

شما دو تا اونجا بمونين

... چي

بايد اينجا بمونيم,اونا حل ـش ميکنن

همونطور که گفتم,هر اتفاقي اينجا ميوفته

در پستي بلندي هاي پرسي کاليفرنيا

بي .... بيايين تفنگ داراي مدرنمونو

تشويق کنيم,آره

داري چيکار ميکني؟ اينجا صحنه ي جرمه

نميدوني اونجا جسد هست؟

هر کدوم از اينا 25 دلار پرداخت کردن

مستحق برنامه ـن- خب,بهش رسيدن-

حالا تعطيلش کن و ناحيه رو خالي کن

The Mentalist Red Letter Day

فکر کنم به همين خاطر که از سان فرانسيسکو خوشم اومد

هيچوقت نتونستم خودمو جايي که بزرگ شدم تصور کنم

ميدوني که؟

آره,ميدونم

در مورد تو چي؟

کجا بزرگ شدي؟

... خب,ما هي مسافرت ميکرديم

... به خاطر شغل پدرم و بعدش شغل مادرم

دوست دارم بگم تو آمريکا بزرگ شدم

آره,آره

....آم

متنفرم اين کارو بکنم ولي بايد برم

پرونده ي تازه داريم

... خواهش ميکنم,خوشحالم که تونستيم اين کارو بکنيم

مثل اين بشينيم

دلپذيره

خيلي راحت ميشه باهات حرف زد,تريسا

ممنون باب

سرنخ جديدي تو تحقيقات رد جان پيدا کردين؟

....به سرنخايي رسيديم,ولي

بدم مياد اعتراف کنم ولي يه جورايي گير کرديم

هيچي,نه

جين چي؟

فکر نميکنم چيزي پيدا کرده باشه

ولي اگه پيدا کرده بود بهت ميگفت

آره,آره ميگفت

باشه,خب,بعدا حرف ميزنيم حتما

امنيت ملي صدام ميکنه- باشه-

اينجا سرده؟- آره,تهويه ي هوا خرابه-

رو درجه ي سرما گير کرده,يک نفر گفتن بياد

پس ديوونه نيستم,خوبه- درسته-

پرسي,ايالت کاليفرنيا,ثبت شده توسط جي.دي پرسي

به عنوان مسئول تجارت در سال 1870

تجارت کساد شده ولي خانواده ي پرسي موندن

سعي کردن راه ـش بندازن- ممم-

در اصل تو 30 سال گذشته به يه عنوان شهر توريستي ـه

ولي اينم زياد خوب پيش نرفته

ببخشيد, هديه ''خوشامدگويي''ـه

خيلي بامطلاحظه اي,وين

از کجا فهميدين کار منه؟

کارآگاه بخش جناييم

حالا,هاليس پرسي صاحب تمام ساختمون ها بوده

مردم بهش اجاره ميدادن و مثل بانک بوده

... اون ملک به زن ـش

جونا تعلق داشته ... براي چند هفته بهرحال

خب,چرا فقط چند هفته؟- پولش تموم شده-

برنامه ي ''غرب وحشي'' آخرين شانس ـش-

براي پول در آوردن بوده اما حالا همه جا براي فروش گذاشته شده

امسال شروع به فروختن املاک کردن

خونه ها,مغازه ها.... مردم نسل هاست که پول اجاره ميدادن

و حالا مالک اونجا شدن

پول زيادي ردوبدل شده

ميتونه انگيزه اي اينجا بوده باشه

تمام معاملات املاک رو بررسي کن

ببين کجاي کار مي لنگه

اثر انگشت قابل شناسايي روي تفنگ هست؟- اينطور که به نظر نميرسه-

باشه,من ميرم با خانواده حرف بزنم

مطمئن شين تهويه ي هوا رو امروز درست ميکنن

همش همين بود؟- تمام چيزي بود که کيرکلند گفت-

فقط داشت بررسي ميکرد

فکر نميکني جذب شدن

سازمان امنيت ملي

به قاتل سريالي کاليفرنيا عجيب ـه؟

همه چي در مورد باب کيرکلند عجيبه

خب,درسته- فقط اين يکي ام به ليست اضافه کن-

سلام

امت کوک هستم,فرمانده ي پليس

متاسفم تو صحنه ي جرم نبودم

آره,چرا اونجا نبودي؟

مسئله ي مهم تري از قتل داشتي؟

من مامور ليزبن هستم ايشون هم پاتريک جين هستن

سلام- سلام-

آم,راستش اونجا نبودم چون

با آتشسوزي سروکار داشتم

آشفته بازاري بود, سوميش تو اين سال بود

اين,آه,آدماي لابراتوار شيشه تو کلبه هاي خالي کار ميکنن

آه, وسايل ام که ....پوف

آتيش ميگيرن

آتيش ميگيرن,پس سرت شلوغ بوده,فرمانده؟

فکر ميکني تجارت مواد ربطي به

قتل هاليس پرسي داره؟

ربطي نميبينم,نه

منظورم اينه که,ترسناکن ولي .... اينکارشون

آه شلوغ کاري ميشد؟

آره,ميتوني اينو بگي- گفتم-

خب,ميخواستم سري بزنم و بهتون بگم

کمکي خواست در خدمتم CBI اگه

ممنونم, ولي اين يه جورايي تضاد منافع هستش

منظورم کمک کردن تو به تحقيقات قتل مردي که

.حقوقتو ميده

خب,علاوه بر اين دلال هاي شيشه داري که بايد ردشونو بگيري

آره,دارم

خب ,اگه هر چيزي خواستين ... فقط,آم

داد بزنين

فرياد ميزنيم

خوشامد گويي روستايي عجيبي بود

نه,مشکلي نداشتيم

آخرين قتل تو شهر پرسي خيلي وقت پيش اتفاق افتاد

اينجا امنه,مدرسه هاي خوبي داريم

راه سازي ميکنيم

و هاليس همرو عالي نگه داشت

پدر عاشق شهر بود

ولي شما نبودين....ايان؟

.البته که بود- بله,يعني ميدوني که؟-

خب,سوال رمزداري نيست

نه البته که نيست

من فقط برگشتم که به تحولات کمک کنم

من در سانفرانسيسکو سرمايه گذاري ميکردم

وقتش بود که برگرده خونه

ديشب هاليس با کسي ملاقات داشت؟

فکر ميکنيم حمله ساعت 8 اتفاق افتاده

خب,ممکنه

چند سال آخر رو تا ديروقت کار ميکرد

آره,همه چيز رو امتحان کرد,با سرمايه گذارها

توسعه دهنده حرف ميزد,ولي,ميدونين شهرايي مثل اينجا دارن بي رنگ ميشن

ممم

هنوزم,لرد بيهوده اي بود که به شهرک

برده هاي منکوب شده حکمراني ميکرد

حتما کسي بوده که ازش نفرت داشته باشه

اون مورد احترام قرار ميگرفت,از هر کسي که ميخوايين بپرسين

در مورد فروش املاک شهر چي؟

اختلافي وجود داشت؟

خب,پس چند تا منتقد داشته

ميشه يه لطفي بکنين؟

يه تيکه کاغذ و خودکار از اونجا

بردارين و اسم کسي رو

که همين الان بهش فکر کردين رو بنويسين

بنويسين,به همديگه نشون ندين

چرا؟

خواهش ميکنم

فرانسيسکو ناوارو

و شما هم همينطور فکر ميکردين

فرانسيسکو ناوارو کيه؟- برنامه ي ''غرب وحشي''رو اداره ميکنه-

... دوست قديمي خانواده ـست

و با فروختن مخالف بود

هاليس,کاري رو کرد که مجبور بود

يه مشت آماتور که نقش کابوي ها و هندي هارو بازي ميکردن

نميتونستن مارو نجات بدن بدون توجه به اينکه فرانسيس چه باوري داشت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left