Der Clown - Tag der Vergeltung

Der Clown - Tag der Vergeltung

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

(تقدیم به همه ایرانیان عزیز(هوشیدر ایلداری
A Commentary by houshidar83
(تقدیم به همه ایرانیان عزیز(هوشیدر ایلداری

Tags

other
Published on: 2007-10-24
Downloads: 57
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

اسم من ""مكس زاندر " است

من يه مامور ويژه آمريكايي بودم

كه هدف ما مبارزه با جنايات سازمان يافته بود

چيزيكه در شروع مثل عمليات معمولي بود به طور ناگهاني به دام براي ما تبديل شد

من دوستم رو در اين مبارزه از دست دادم

من انتقامش رو گرفتم ولي از قوانين تبعيت نكردم

مجبور شدم كه اين كار رو نكنم

به همين خاطر من الان ديگه ... مامور ويژه نيستم

اما درعوض من حالا ..::دلقك::... هستم

خوبي هست ، بدي هست و دلقك هم هست

همه ي كشمكشها و جنگها به خاطر بديه

ولي من هنوز دوستاني دارم

دوستاني كه فقط به خاطر يه چيز دور هم جمع شدند

""آرزوي تحقق عدالت""

""دابز"" و "" كلوديا""

جنگيدن بر عليه بي عدالتي ها و جنايات سخته

كلوديا از عهدش بر نيومد

اون باخت

در واقع ما باختيم

كلوديا به خاطر يه تيكه كاغذ جونشو از دست داد

اما بازي هنوز تموم نشده بود من به كلوديا مديون بودم

من صبر ميكنم ... "ميدونم كه قاتل "كلوديا

يه روز برميگرده ...

... برميگرده همين جا

تا اون يه تيكه كاغذ رو از جايي كه ... مخفي كرده برداره

و در آنروز ، وقتي كه اون برگرده

من اونجا در انتظارش خواهم بود

تو اينجا رو ميبيني؟ هان؟

اينجارو ميبيني؟هان؟

مكس ، كمكم كن ، اون ميخواد منو بكشه - خفه شو ، احمق -

خونسرباش ، خيلي زود تموم ميشه

راست ميگي لعنتي ، دخل جفتتون رو هم ميارم

باورت ميشه كه من الان 4 ساله كه اين شغل احمقانه رو دارم؟

اين يارو ديوونه است ، چرا اونجا وايساده و همش دماغشو ميگيره؟

چهار ساله كه دوشيفته دارم كار ميكنم ... و هر چند روز يك بار با آدمهاي كله خر برخورد دارم

با آدمايي مثل شما ...- بسيارخوب ، ديگه كافيه ، بكشش ، زودباش -

توي تمام اين سالها يه بار هم زخمي نشدم

حتي دماغم هم نشكست ، هيچ چي -- بهت تبريك ميگم ، پينوكيو --

حالا خفه شو و به اتاق نگهبانيت برگرد -- ببينم اين موضوع فكرت رو بكار ننداخت؟ هان؟ --

چطور حساب كردي كه از اين مجرا سالم در ميري؟ -- بهت ميگم كدخدا --

اين اسمش "تام"است . به خاطر قتل دوازده سال تو انفرادي بوده. به همين خاطره كه تا حالا سالم موندي.

دوازده سال تو يه سلول انفرادي ... و من فكر ميكردم

كه اينجا يه مشكلي داريم ... -- خودم دخلت رو ميارم --

اين فقط يه كليشه ي بي معنيه ، تام اسمت تام بود ديگه ، درشته؟

آره ، آره ، نه ، هي ، هي

اينو قول ميدم

قول ميدم ، درسته حالا ميرسيم به تو ، مچالت كنم؟

كجا اينا رو ياد گرفتي "مكس"؟ -- بيا ، بزار كمكت كنم --

چطور فهميدي كه اونا شليك نميكنن؟

از اينجا ، ببين گلنگدنش نيست

مكس تو نميتوني هميشه اينجوري عمل كني اين بر خلاف مقرراته

اگه ما ولشون نكنيم برن ، پلسها اينكار رو ميكنن اونها مثل ماهيهاي كوچيك ميمونن

البته ، فراموش كرده بودم

... ما ماموراي امنيتي هستيم ما فقط بايد دم كلفتا رو تعقيب كنيم

درسته؟

به سلامتي

چطوري ميتونم ازت تشكر كنم "مكس"؟ -- آخرين تيكه ي پيتزات رو برميدارم ، باشه؟ --

حالا تو برو خونه

فردا ميبينمت ، مكس ، خداحافظ -- به سلامت --

نه

نه

ولي من نميتونم چند ساعت ديگه صبر كنم من همين الان اون بالگرد كوفتيه بخش خبر رو ميخوام ، همين الان

و كي بهت داستان رو گفته؟ من اسم و فاميلش رو ميخوام

اسمش هست ناشناس و فاميليش هم مخبر هست فهميدي؟ عوضي

اين مشكل من نيست -- خودروهاي زرهي هرروز تو شهر ميچرخن --

اين كه يه امر كاملا عاديه "ليا" ، عزيزم -- ولي هر روز كه اونا رو غارت نميكنن --

پس لطفا ، اون بالگرد لعنتي رو برام بفرست -- ... خواهرش "كلوديا" هم همينجوري بود --

عالي به نظر مياي -- فقط لباسهاي كارمه ، عزيزم --

بالگرد رو بهم برسون ، كاروانشون الان اينجاست -- ... ميتوني افراد مسلح رو ببيني؟ --

يه جا ميخوان به اون دستبرد بزنن؟

تو خبرنگار شو

بازش كن

مثل اينكه بليطم برنده شد

درها رو باز كن وگرنه اون ميميره

... "نگران نباش "ليا خودم همه ي كارها رو رديف ميكنم

"اسكار" از "اسكار9" "ماشين در حال فرار يه "فايتونه سياهه

در به سمت بزرگراه مسدود شده ي" بي 8 ان" ميرن به طرف خارج شهر ، مراقب باشين

فكر ميكني بتوني منو تو يه گوشه كناري بندازي بيرون؟

چرا ؟ مگه حوصله ات رو سر بردم ؟

به نظر نميرسه كه عاقبت خوشي در انتظارت باشه

شايد من بايد دوباره روي نقشه ام فكر كنم

ما يه وقفه در برنامه براي اخبار عصز لازم داريم

پليسها رو ببين ، مثل اينكه دارن ميرن پيك نيك

برو پايين تر

درباره ي گروگانگيري چيزي ميدوني؟ -- جواب منفيه --

ما تا سه دقيقه ي ديگه روي آنتن ميريم برنامه زنده پخش ميشه

لعنتي

به نمايش نگاه كن تا قسمتهي خوبش رو از دست ندي

تسليم شو ، تو هيچ شانسي نداري

لعنتي

صبح بخير ، رئيس -- ... خب ، لااقل هممون ميتونيم --

گزارش حوادثي رو كه اتفاق افتاده رو بديم ، درسته؟ ... -- ما اينجا 22 تا خودرو رو از دست داديم --

بجز اونها ، شايعه شده كه كه بعضي از خودروها از آسمون نيومدن پايين

دوازده نفر از افرادمون هم زخمي شدن -- پس امروز ... يه روز واقي بود --

امروز روز شانس ماست

جداْ ؟ -- جداْ --

چرا ؟ -- ... نميدوني --

گروگان كيه؟ ... اون " ليا ديهل" هست

"خواهر " كلوديا ديهل

بله -- كلوديا ديهل "ديگه كيه؟ " --

اون همدستش بود كمكش كرد كه فرار كنه

بارها و بارها ... پيدات ميكنم حتي اگه مخفي شده باشي

حتي اگه صورتت پشت 100 تا ماسك دلقك باشه ... ... ميگيرمت ، اما اين دفعه

ايندفعه ميگيرمش -- كي رو قراره كه بگيريم؟ --

خداي من ، تو چقدر خنگي

دلقك " رو"

ما فقط دنبال اونيم

و به همين خاطر ما بايد به دنبال رد پاي يه مرد بخصوص باشيم

دوسلدورف" . امروز جلوي مركز تجاري" يك سرقت رخ داد

داشتم فكر ميكردم كه نظرت در باره ي گسترش دادن شركت چيه؟

... يه ذره بيشترش كنيم -- بالگردها رو؟ --

اوه ، خپل من -- ميشه ديگه خپل صدام نكني؟ --

به من نمياد از حقايق بيولوژيكيه آره؟

كه بعدا در حين تهيه ي گزارش ربوده شد ...

آدم رباها قسمتي از بزرگراه 8 را منفجر كردند -- اون زن رو ميشناسي؟ --

آره

"اسمش " ليا" ست ، خواهر "كلوديا -- و به محض رسيدن خبر هاي تازه ... --

گزارش را ادامه خواهيم داد ... -- من بايد برم --

من " فورمن" هستم ، هدف داره وارد مركز تجاري "دوسلدورف" ميشه

مرد ، هيچ به خودت نگاه كردي؟ -- چطورمگه ؟ اين لباس مارك "آرماني" رو داره --

آرماني ، يكي از دوستاته؟ و لباساشو به تو قرض داده؟ آره؟

هي ، اين فقط يه انعامه ، دلقك ... تو سفرهايي كه با تو داشتم ،من زياد

به موضوع لباس اهميت نميدادم ...

مكس" و "ليا" به كمكت احتياج دارن" -- ميدوني ، من نميتونم اين كار رو بكنم --

تو نميتوني ، خوب عاليه ولي آدمهاي بد هنوز هم ميتونن

فكر ميكني پليسها كارشون چيه؟ -- بس كن "مكس" پليسها هميشه بودن --

چطور تونستي چهار سال اينجا بموني؟ به اطرافت نگاه كن

بيرون از اينجا همه ي تلويزيون هاي مدار بسته رنگي هستن

عوضش يه كاري دارمكه انجامش بدم -- البته ، ولي تو به "كلوديا" قول دادي --

كه مراقب " ليا " باشي ، اين هم يه كاره

ليا ميدونه كه "دلقك" كيه؟ -- نه ، ولي اين اصلا اهميتي نداره --

اون به كمكمون احتياج داره

سلام ، مكس ، متاسفم

كه يه ذره دير كردم -- اشكالي نداره --

دزده؟ -- آره ، لباساش كه اينو ميگن --

بايد اونها رو دزديده باشه ، بايد بهش يه تخفيفي بديم

مكس ، از كي تا حالا دوستهات رو تنها ميزاري؟ تنهامون نميزاري ، مگه نه؟

اون يارو برميگرده ، مطمئنم -- نه ، الان زندگي "ليا" در خطره --

من هم مطمئنم -- به نظرت هنوزم زمانش نرسيده " مكس"؟

چي؟ -- خوب ... پوشيدن يونيفرم به درد من ميخوره --

من اينجا توي خونه ي خودم هستم ،"مكس" ولي تو؟

از وقتيكه ميشناسمت ، هميشه در حال فرار هستي

لعنتي ، اين آقا نميدونه كه چقدر حرفش درسته

مهمون داريم ، " فورمن " داره مياد

مرد ، ببينم تو واقعاْ تا حالا تجربه اي هم كسب كردي؟ فورمن " و افرادش تعقيبت كردم "

"كارت ، عالي بود " دابز

هي

چرا تا حالا هيچكس بهم نگفته بود كه با اين لباس قيافم چقدر احمقانه ميشه؟

هيچكس نميتونه بگه ، چون تو ماسك ميزني

زودباش -- ... يه لطفي به من بكن ، رفيق --

و خيلي سريع همه ي درها رو ببند ... -- هي داري چه غلتي ميكني؟ --

گفتم همه ي درها رو قفل كنه -- آخه " آي كيو " ما هنوز تو ساختمانيم --

فكر كن داريم مسابقه ميديم

هدف داره به طرف در غربي ميره

اين ماشين قشنگ هم ماركش "آرماني"هست؟ -- نه ماركش "بي ام و" هستش و از اونجا هم رد نميشه --

رد ميشه -- آه ، الانه كه كار دستمون بدي --

زودباش ، ببندش ، ببندش

آينه هاي بغل ماشينم -- حالا مگه چي شده؟ --

ما هميشه ماشينها رو داغون ميكنيم -- آره ، اما ماشين مردم رو --

به يه نكته ي كوچيك اما مهمي اشاره كردي

همش همين بود ؟ -- هنوز حتي شروع هم نشده --

شما از يه كشور ديگه بدون چمدون اومديد؟ -- براي كاري اومدم ، همه چيز رو ميشه جور كرد --

خوشگله

پسر خوبي باش ، باشه؟

شما فكر همه چيز رو كرديد حتي فكر خوابيدن گروه رو

توي چهار سال گذشته ، خيلي چيزها عوض شده

دايب " اينجا بمون ، داري كجا ميري؟" -- به تو ربطي نداره --

سلام پسرها ، يسلام پسرها ، چه خبر؟ بعد از چهار سال آزادت كردند؟

به خاطر رفتار خوب

به خاطر رفتار خوب ؟

در واقع ، ما الان منتظر چي يا كي هستيم ؟ -- " فيلمبردار " ليا --

اون فيلمبردار بخش خبريه -- و ؟ --

و تصاويري رو بعد از واقعه گرفته كه معلوم ميشه اون آدم رباها رو تعقيب كرد

و " ليا " رو -- دقيقاْ --

ما برگشتيم ، درسته ؟ همونطوري كه قبلاْ بوديم

ما اين كار رو تموم ميكنيم بعد تو منو به مركز تجاري برميگردوني ، واضحه؟

صريح و واضحه

... تو بايد يه زماني فراموش كني كه -- فراموشش كنم؟ --

شايد تو بتوني ، فقط كافيه كه چند تا لباس نو بپوشي اونوقت همه چيز فراموش ميشه ، آره؟

مكس" من حتي براي يه روز هم " كلوديا " رو" ... فراموش نميكنم ، هميشه بيادش هستم

Der Clown - Tag der Vergeltung subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left