The first 200 lines.
اسم من اود توماسه
اگرچه من در زمانی زندگی میکنم که بسیاری از مردم شهرت پرستن
نمیدونم چرا باید علاقه مند باشید
من یه ستاره نیستم بچه یه ستاره نیستم
من با هیچکس ازدواج نکردم ، از اون آدمای مشهوری که کلیه شونو اهدا میکنن هم نیستم
من یه زندگی غیر معمول دارم
... پنی کالیستو
اسم من واقعا اود هستش(عجیب و غریب)
مادرم بدون اینکه متوجه بشه شناسنامه منو اشتباه گرفته
مادرم میگه : من باید اسمم تاد باشه به پیشنهاد دوست عموم در لیتوانی
پدرم اصرار داشت اسم من برای همیشه اود بمونه و اون میدونست که همه ی عموهام اهل بلغارستان هستن
پدرم فکر میکنه مادرم دیوونست و بالعکس
توانایی من یک موهبت الهیه
پدرم تو مجادله پیروز شد
من 12 سالم بود که مادرمو انداخت تیمارستان
من باور دارم که منو مادرم ... سهیم شدیم در یه جور
توانایی
و از اونجایی که من نمیخوام به تیمارستان برم
پس خیلی ساده اینو به عنوان یه راز نگه داشتم
... اود توماس
... سلام هارلو - خیلی وقته ندیدمت -
وو .. هی .. بیخودی دست نزن! با عرض پوزش، من ماشینمو خیلی دوست دارم
میدونم ، خیلی بده که ماشینتو بیشتر از خودت دوست داری
چی ...؟
- چته اود؟ کاری داری که واست انجام بدم؟ نه، این چیزیه که بایذ قبلا میکردی.
هی...من اشتباهی نکردم کلیدامو پس بده خون اون تو جیبته
بعضیا میگن اود حرفاش عجیب غریبه اما این حرفمو دیگه خنده دار نمیبینن ، درسته هارلو ؟
...اون شب
تو زندگیتو کردی ، اما بعد از اینکه پنی رو کشتی
تو یکم از خونشو نگه داشتی که الان خشک شده
... ترد و شکننده
و هنوزم تو جیبته
یه وقتایی مثل این ، منو کمی نگران میکنه
نوعی از جنون که منو وادار به گرفتن مردمی مثل هارلو لندرسون میکنه
و من هیچ احساس ترحمی بهشون ندارم
متاسفم خانوم کورتیز
متاسفم سلن
چه غلطی دارین میکنین ؟ - مامان ، چه اتفاقی افتاده ؟ -
استیوی بدو عزیزم بدو
بیا اینجا
زندگی من پر از مردمی مثل هارلو لندرسونه
... و از اونجایی که من چهره ام رو دوست دارم
یاد گرفتم که چطوری ازش (صورتم) دفاع کنم
من شاید مرده ها رو می بینم اما به خدا باید در موردش کاری انجام بدم
هی ... هی ، سرکار یواش - شرمنده آقا ولی من نمیتونم یواش کار کنم -
شاید لازم باشه واسه ورمت بری درمانگاه ... حالا افسر اکلس -
یک افسر پلیس خوب حق ضرب و شتم داره؟
نه واسه همه افسر وارنر ، اما خوب این یکی از مزایای این کاره
من قدرت های ماورایی رو ... باور دارم ولی در آخر
... بازم دیگران
بهم میگن عجیبه الخلقه
او یه قدرت عجیب داره -
... نگران نباش پنی ، فکر کنم
به یه جای پرروح پرمحبت و زیبا بری
... متاسفم، پنی
متاسفم که زندگیت خیلی کوتاه بود
مرده ها حرف نمیزنن
نمیدونم چرا
باز که دیدمت ، مبلمان و شیشه های همه جارم که شکستی
به طور کلی، اینا تقصیر من نیست به جز در مواردی مثل چراغ ها
و آینه، .. اون کار من بود چرا همون اولش پیش من نیومدی ؟ -
که یه فرصت واسه دستگیری هارلو بهم بدی
وقتی که ما یه کاری رو انجام بدیم کارآمدتر و با آسیب کمتر انجامش میدیم
میدونم ، اما باید فورا جلوشو میگرفتم قبل اینکه دوباره همچین کاری بکنه
پنی میخواست بهم بگه واسه همین هنوز نرفته بود
پسرجون ، تو داری زندگی منو مشکل میکنی
... ببین
تو کیف پولش عکس خونی پنی رو پیدا کردم
اگه کسی پرسید که از کجا فهمیدی کار هارلو بوده
بگو بعد از شرط بندی کیف پولشو باز کرد
تو بازی تیم داجرز 5 دلار بهم باخته بود و میخواست اونو بهم بده
که یهو این عکس از کیفش افتاد و من فهمیدم هرچی که تو بگی -
البته
نجاتم بده ... نجاتم بده
نجاتمون بده!نجاتمون بده
کمکمون کن - کمکمون کن -
نجاتمون بده - از دست کی نجاتتون بدم ؟ -
اون کیه ؟
... شیطان داره میاد
و هرکس که اسلحه داره روی من تاثیر میذاره
صبح بخیر الویس
بخش عظیمی از زندگی من از کنترلم خارج شده
فکر کنم این دیوانه کننده باشه ، البته واسه من آسون نیست
واسه همین من نه موتور دارم و نه خونه اختصاصی
بیمه ندارم و جاه طلبی بیش از اندازه هم ندارم
... خانوما
تخم مرغ ، یه تخم مرغ مفصل - تخم مرغ مفصل یعنی تکاندهنده - تصادفی و شکننده
یه تخم مرغ دیگه اضافه شد کاشی کره و سیب زمینی سرخ کرده
کاشی همون نون تسته که یه عالمه کره میمالیم روش به همراه سیب زمینی سرخ شده
فقط سیب زمینی سرخ کرده، درسته این کلمه جزو اصلاحات مخصوص رستوران نیست
من تو آشپزخونه فقط به عنوان آشپز کار میکنم نه به عنوان کاراگاه مخفی مرده ها
! آماده شد
مواظب باشین
اینم از استورمی(طوفان) سهمگین
من و استورمی واسه همیشه مال همیم
شما برای همیشه با هم خواهید بود
هی رئیس ، نوشیدنیت داره میاد
میدونی ، در مورد کاری که دیروز کردی عصبانیم ، حتی ممکن بود جونتو از دست بدی
من از مرگ نمیترسم ، و البته که با کس دیگه ای هم قرار نمیذارم
حاضری به خاطرم از یه صخره بالا بری ؟ - البته که میرم -
بری به یه رودخونه و آبشو به آبلیمو تبدیل کنی ؟ - کاملا -
البته میخوام بدونم که واسه چی باید این کارارو بکنم اما
خوشبختانه واسه من تو بوی هوش و صداقت میدی و به خاطر تو این کارها رو هم میکنم
اما تو بوی شامپوی هلو میدی واسه همین ازت خوشم میاد
... رئیس - ! صبح بخیر استورمی
لبخند گربه مانندت چطوری میشه وقتی قناریت رو می بینی ؟
من امشب باهاش قرار ملاقات دارم
پس فکر میکنی امشب چیزی هم بهت برسه ؟ - ... چی ؟ -
غذای مورد علاقه استورمی...دوست دختر ؟ صبح بخیر رفیق -
من بهش بوداکس میگم
امیدوارم که جلوم چیزی نگی - میدونم که نباید کسی رو ببینم اما می بینم -
همه میگن این ساخته ذهن منه
خب همه که نمیگن - سعی کردم به والدینم بگم -
... پس به والدینت بگو نمیتونی بقیه عمرتو
صرف بلیط بخت آزمایی بکنم ؟ نه بگو نمیتونم با این موضوع کنار بیام -
آره حق با توئه - دیروز .. وقتی که اونارو دیدم ..
انگشت وسطم رو بهشون نشون دادم پس تو نمیدونی -
اگه اونا بفهمن که می بینیشون میکشنت
میکشنت
یه نصیحت کوچیک میخوای ؟ - باشه -
کارلا گل شکلاتی و شمع های زیاد رو ترجیح میده
شمع ... متشکرم ، ایده خوبیه
نزدیک بود ، که البته خیلی شرم آوره
تو هم عجیب غریبی
نمیدونم چرا اما عجیب غریبین - ما عجیب و پر هرج و مرجیم -
اما باهم خوبیم نمیدونم ... تو -
خیلی عالی هستی
پس تو با غربت مشکل داری نه با ظروف مسافرخونه ؟
حق با توئه ...من درک میکنم که مشکل مختصاتی ... میتونه سرگرم کننده باشه و هرج و مرج
البته نه بیش حد هم میتونه خوب باشه
تو خیلی عجیب غریبی
عذرخواهی پذیرفته شد. من باید برم .. با همدیگه خوب باشین -.
به نظرت لازمه نگران من باشی ؟ ... اینو دیگه نمیدونم -
اودی من کار دارم باید برم
باشه - بعدا میبینمت عشقم
!!! استورمی
... دلم برات تنگ شد
داره به اسمش نزدیک تر میشه ، خدافظ - روز بخیر -
معمولا ماه ها بدون اینکه بوداکسی ببینم میگذره
اما مطمئنم وقتی که اینا میان قتل عام و خون ریزی هم باهاشون میاد
نه به خاطر اینکه ازشون تغذیه کنن
به نظرم بیشتر از قتل عام خوششون میاد
من دیگه بهشون عادت کردم ، مثل زنبور به گل
اونا میدونن که مرگ نزدیکه و میخوان که خودشونو نشون بدن
اونا واسه مرگ طبیعی نمیان بلکه واسه خشونت و ترور میان
مرگ پنی کالیستو (روح دختر اول فیلم) خیلی وحشتناک نبود
در مقایسه با بودن یه بوداکس تو دنیای ما
این شهر تو دردسر بزرگی افتاده
خدافظ اودی - بعدا میبینمتون خانوما -
نیکولینا ، لوانا
اود ، من یه مادر بد هستم نه ؟
خوب با توجه به اینکه پدرشون معتاده و تو هم هنوز 18 سالته
فکر کنم تو مادر خوبی هستی بعدا میبینمت
راستی من تو راه یه سر میرم پیش خانوم پرل تا فالمو بگیره
من به کسایی که میگن ذهن آدما رو میخونن و آینده شونو از کف دست یا برگ چای می بینن اعتقاد ندارم
مزخرفه من دیشب یه خواب باورنکردنی دیدم -
فکر نمیکنم از قتل عامی که من دیدم بدتر باشه
قیافه هاشونو تا بحال ندیده بودم
قیافه هاشونو دیدی ؟ - من و یه مرد که به دروغ میگفت مرده -
و اونا همش به طرف ما شلیک میکردن
من زیاد نگران نیستم ، تا به حال شنیدی خوابی درست از آب دربیاد ؟
...نه
میدونم خیلی از مردم فکر میکنن تو ... خیلی عجیبی ، البته به جز استورمی
ک اگه یه فرشته درحال پروازم ببینه براش عجیب نیست ، اما من میدونم که تو یه چیزی میدونی
تو یه رازی داری یا جنون ، یا یه چیز دیگه
تو در یه سطح بالاتر از قدرتی و من باید بدونم
اود ، راستشو بگو ، روی من نشونه ای از مرگ رو میبینی ؟
نه ... من فقط کوردلی(احساسات بد) تو رو میبینم
و یه عمر بلند و با خوشحالی برای تو ، باشه ؟
هی ... راستی اون یارو مرده هه تو خوابت چی پوشیده بود ؟
چی پوشیده بود ؟ نمیدونم آه... یه لحظه صبر کن
تی شرت سرخ و سیاه و سفید با یه عکس توپ سیاه و سفید روش
یکی از توانایی های ...عجیبم هم اینه که
مثل الان که دارم ...دنبال شخصی میگردم
به طور تصادفی راه میرم و نسبتا زودتر پیداش میکنم
این یکی از استعدادهای منه که اسم نداره
استورمی بهش "مغناطیس روانی" میگه
اون "تام جد" مربی ورزشی سابق منه
اون واسه چندین سال تو جاده ها رفت و آمد میکرد اما نمیدونم چرا حس میکنم مرگش به خاطر خستگی نبوده
~ دختر زیبا ~
یه چیزی که درمورد مرده ها وجود داره اینه که سعی میکنن خنده دار جلوه کنن ولی این دیگه آخرشه
شاید به خاطر اینه که فقط مردن
ولی هنوز احساسون زندست و به خندیدن احتیاج دارن
و به خاطر تواناییم میتونن همه جا بخندوننم
کجایی ؟
کجـــایــی ؟
وقتی مغازه خودمو باز کنم دیگه خبری از این یونیفرم های احمقانه نیست
من که میگم به نظر قابل ستایش میای - قابل ستایش؟... واقعا ؟ -
توله سگ هم قابل ستایشه
حالا واقعا چی شده ؟ دلتنگم شدی ؟
این که همیشه ، اما اینجا ...دنبال یه مرد عجیب میگردم
وقتی تو اینجایی نمیتونه واسه چیز دیگه ای باشه
مغناطیس روانیم بهم میگه که اون... اونجاست
اون مرد...؟ - اون مرد -
تو از یه کاراگاه هم بهتری اون چیه رو سرش ؟
مو ..؟ - شبیه یه گربه زرده -
مو نیست - از این بوداکس ها هم باهاش هست ؟
خیلی بیشتر از تعدادی تا به حال دیدم
تو که به خاطر سردی بستنی نمیلرزی که ، درسته ؟
میرم ببینم جریان از چه قراره - استورمی ... صبر کن -
No comments yet. Be the first to leave one.