The first 141 lines.
...بازی تمومه، سند
!یگو
.باید اینو گزارش بدیم، میدونی که
چیشده؟ شوخطبعیتون کجا رفت؟
پروفسور میلسترام؟
امشب، منو با اسمم توی ...دنیای موازی صدا کنید
.چارلی پنتس
با دلقک بازی نمیتونی برای عاملهای جدیدمون .سرمشقی بشی، گونار
.بزار خودم حدس بزنم
دوباره توسط کارمن سندیگو .گول خوردید
.منتظر یه خبر خوب بودیم - .مثل این قهوهی کدوتنبل -
من که میگم سریع برگردید به جنوبِ مرز مکزیک
.و رَدی از کارمن پیدا کنید
دوباره شکست بخورید، آقای پنتس !دلقک خوشحالی نمیمونه
حالا، کی برای مسابقه تراشیدن کدوتنبل آمادس؟
!مکزیکو سیتی، درست سر موقع برای هالووین
درواقع، این تنها مناسبتی نیست که
.این موقع از سال برگزار میشه
توی مکزیک، «روز مردگان» حتی .از هالووین هم بیشتر جشن گرفته میشه
!ناموساً خفنه، من عاشق زامبیام - .متأسفم، زک -
.برعکسِ هالووین، «دیا د لوس مرتوس» درباره ترسوندن بقیه نیست
همش درباره زنده نگه داشتن یاد .کسایی هست که دوستشون داشتیم
حق با قرمزه. ریشههای روز مردگان
،برمیگرده به هزاران سال قبل به سنتِ پرستشی که
.توسط آزتکها و باقی ناوزها اجرا میشد
امروزه، فامیلهای مرحوم ،با آفرنداز تجلیل میشند
،محرابهایی که با گُل، شمع، عکس ،غذا
و حتی وسایل شخصیِ کسی که به یاد .سپرده میشه، تزئین میشن
،شاید آشنا ترین اشکال روز مردگان
...کالاوراس و کالاتاس باشن
.جمجمه و استخون
،مثل آبنبات، نقاشی صورت، عروسک ،و یا حتی ماسک، اونا رو همه جا میبینید
،که مرگ رو جزئی از چرخه طبیعی زندگی میخونن
.نه چیزی ترسناک
.درست سر موقع میرسید
جشنهای روز مردگان ،معمولاً یک شب زودتر شروع میشه
.توی عصر هالووین
تصور کن کَلّهات باید چقدر گنده باشه
...تا بتونی ماسکی به اون
.اون که ماسک نیست، داداش. اون یه اثر هنریه
صحبت از هنر شد، خبری از اون سرقتهای موزه نشد، بازیکن؟
.ای کاش میشد، قرمز
گزارشات خبری از دزدهای هنر در مکزیکو سیتی
،کاملاً بهم میگن که کار وایله
ولی هنوز نتونستم با این حرفها .شَکهام رو تأیید کنم
این تنها موزهی بزرگ در منطقهاست .که هنوز هدف قرار نگرفته
پس مطمئناً باید .هدف بعدی باشه
.خودنگارهای با میمون» اثر فریدا کالو»
فریدا کالو کیه؟
،یکی از هنرمندان مورد علاقهام .همینجا توی مکزیکو سیتی متولد شده
چند تا از معروف ترین نقاشیهاش .برای این نمایشگاه قرض گرفته شدن
.از جمله این
.چند تایی دانشآموز هنر میبینم
ولی یکیشون .هرچیزی جز اثرهای هنری رو طراحی میکنه
.درها، پنجرهها، دوربینها
.مطمئناً داره از اینجا اطلاعات جمع میکنه
فریدا کالو، به طور کلی از .فرهنگ بومیِ مکزیکی الهام میگرفت
که به همین طریق، با .نگارههای رنگارنگ و زندهاش ارتباط برقرار میکنه
اصلاً صورتشو ندیدم. ولی جوون بود
برای اینکه تنهایی از اینجا دزدی کنه زیادی جوون بود
.و برای عامل وایل بودن هم یخورده جوون بود
به نظرت میتونی رَدشو بزنی؟
.نیازی نیست
.برمیگرده
مشخص کردین که دقیقاً، کارمن سندیگو
،توی یه مسابقهی کُشتی چیکار میکرده اونم توی مکزیک؟
جدا از خراب کردن کُت جدیم و ادامه دادن به مسیر تخریبش؟
.هیچچیزی دزدیده نشده بود - !تا اونجایی که ما میدونیم -
.من یه تئوری دارم
طی هفتههای گذشته، یک سری سرقت از موزه
.توی مکزیکو سیتی اتفاق افتاده
همون بازهی زمانی که سایه قرمز .کاملاً از رادارمون خارج بود
دقیقاً. به نظر من این توقف برای حواسپرتیای بود
.تا ما رو از نقشه اصلیش منحرف کنه
یا شاید، خانوم سندیگو به سادگی
.برای یه دلیل غیرمجرمانهی دیگه اینجا بوده
مثلاً چی، مأمور آرجنت؟
یه دفعه به ورزشهای تماسی علاقه پیدا کرده؟
یا اینکه باید یادآوری کنم که به تازگی
کارمن سندیگو اطلاعات سِرّی اکمه رو هک کرده؟
هنوزم من نمیتونم دلیل قانع کنندهای
،برای دزدی کردنش از موزهها ببینم
جز اینکه اونا رو بدون آسیب به آغوش ما برگردونه تا
ضعفهای امنیتیِ موزههایی که اونا رو ازشون قرض گرفته برملا بشه؟
.دونو، برو یه قدمی بزن
،ببین، آرجنت، تو یکی از بهترینهای اکمه هستی
.وقتی که ذهنت توی بازی باشه
.ذهنم توی بازی هست، رئیس
.ولی قلبمه که نیست
.دیگه نه
،اگه بخاطر همکار بودن با دونوئه .میتونم درستش کنم
این بخاطر اینه که متوجه شدم .باید به کارم باور داشته باشم
.که این طور. ترتیب بازگشتت به اینترپل رو میدم
.میخواستم از مدرک دومم استفاده کنم
یک موقعیت خالی توی بخش تاریخ باستانیِ
.یه دانشگاه معتبر وجود داره
.اگه یه وقت نظرت عوض شد، در همیشه به روت بازه
.فکر نمیکنم اون مال تو باشه
.الآن که هست
کسی یه فریدا کالوی اصل سفارش داده بود؟
.همم... عالی بود
.دقیقاً میدونم کی خریدارشه
«اگرچه، شاهکاری مثل «خودنگارهای با میمون
.میتونه یه جنگ مزایدهای رو آتیش کنه
چی شده؟ - .گول خوردی -
.برمیگردم و یدونه دیگه میدزدم
.امشب نه. خیلی خطریه
.میتونم وارد و خارج بشم. هیچکس متوجه نمیشه
مشخصاً دفعه اول یه نفر .میدونسته که میای
سونیا، میدونی که چیزی رو میخوام .که به سود خودته
پیشنهادمو در نظر گرفتی؟ - .مدرسه فنیحرفهای؟ حوصله سر بره -
.همونطور که توضیح دادم .این یه مدرسه فنیحرفهای معمولی نیست
دِلت امنیت مالی نمیخواد؟
.همین الآنش هم یه عالمه پول درمیارم
.دارم از طولانی مدت حرف میزنم، سونیا
چون واقعاً باور دارم .بیشتر از این برات مقرر شده
.دربارش فکر میکنم
.فردا خبرم کن
.و، سونیا، دیگه نری موزه
!آه، خانوم کونترارس
بازیکن، ببین تا وقتی که من این علاقهمند به هنرِ جوونمون رو دنبال میکنم
.اطلاعاتی از این آدرس پیدا میکنی
!های، رفیق - ببخشید؟ -
!آه، یعنی، رفتم سراغش، قرمز
کلیو، اون دزدِ آثار هنریِ بااستعدادی که پرورش میدادم رو یادت میاد؟
متأسفانه اون بدون تمرینات مناسب به نهایتِ
.پتانسیلش رسیده
من سونیا رو یه کاندید ایدهآل .برای آکادمی میدونم
.خب، شانس یارمونه ،با تأخیری که برای جابهجایی خورد
کلاسای امسال از ترم .زمستون شروع میشن
.بهم ۲۴ ساعت بده، ببینم راضی میشه یا نه
.باید دلتنگشون باشی
.میدونم چه حسی داری، سونیا - ...اسم منو از کجا -
بیخیال. نقاشیم کجاست؟
.جایی که بهش تعلق داره، توی موزه
تو دیگه کی هستی، پلیس هنر؟
.من برای دستگیر کردنت نیومدم
.من که رفتم
سونیا، درک میکنم. ایستادن روی پای خودت ،و تنها زندگی کردن راحت نیست
ولی راههای دیگهای هم .برای درآوردن خرج زندگی هست
.دزدی پولش خوبه .و منم که توش خوبم
No comments yet. Be the first to leave one.