The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
.فقط مطمئن شو که یک نفر رو میفرستی
.سریع
.چیزی نیست
.جات امنه
هرچی که هست بهمون بگو؟- ...چقدر-
چه مدتی اونجا بودی؟- درد داری؟-
میدونی که چه اتفاقی برات افتاد؟
کسی که بهت حمله کرد رو میشناسی؟
.فقط دراز بکش، عزیزم
میتونی به جایی که درد میکنه، اشاره کنی؟
...یادت میاد- ...کس دیگهای-
حالت چطوره؟
.فقط آروم باش
آیا تو یا خانوادت تهدید شدین؟
.این رو بخور عزیزم
میتونی کسی رو که بهت حمله کرد، شناسایی کنی؟
.ولی ما فقط به کمک تو میتونیم این حرومزادهها رو بگیریم
میتونی چهرهی کسی رو به یاد بیاری؟
.درحال حاضر، هرچیزی که توی این دنیا دارم، داخل اینجاست
من هیچوقت کیفم رو باز نمیکنم. تو چی؟
.پس تازه واردی. باشه
.تا حدودی، اونها توی این خونههای پرورشی دزدی میکنن
.من یه تاپ داشتم از برند میسی که یهویی ناپدید شد
.یک دختر بزرگتر توی اینجا بود که قبلاً وسایل همه رو میدزدید
تازه، ما اینقدر جابهجا میشیم، چرا به خودمون زحمت بدیم و کیفمون رو باز کنیم؟
.خدای من، نه
.اونها آب نبات ذرت توی جعبههای خوراکیمون گذاشتن
.میدونم که مزهی موم میدن، ولی من رو یاد مامانم میندازن
توی عید پاک، اون تمام سبد من رو باهاش پر میکرد،
.در حد بالا آوردن، میخوردیم
امروز دیوونهکننده بود، مگه نه؟
.ما خوششانسیم
.اگه ۱۸سالمون بود، الان توی زندان بودیم
البته، با همهی این چیزها، اینجا فرق چندانی هم با زندان نداره،
.از خانوادههامون دور شدیم
.ماه دیگه برای من میشه دو سال
تو چند مدته که این زندگی رو داری؟
چیه؟ حرف نمیزنی؟
.دلم برای مامانم تنگ شده
.میدونم که وقتی ببینه که چقدر بلندتر شدم، حسابی قاطی میکنه
تو چی؟ تو هم دلت برای خانوادت تنگ شده؟
ترینی، ساعت خواب داره؟- .آره-
شبهای مدرسه، ده شب
.و آخر هفتهها، دوازده شب- .آره-
تا حالا ساعت خوابش رو از دست داده؟ با دوستهایی وقت گذرونده که شما نشناسین؟
.نه. ما همهی دوستهاش رو میشناسیم
.فکر میکردیم که دوستپسرش رو هم میشناسیم
ما والدین خوبی هستیم، باشه؟
...ما فقط
اوضاع مالی شما چطوره؟ بدهی دارین؟
...این چه ربطی به
.اون داره تلاش میکنه تا بفهمه که آیا ما توی قاچاق ترینی نقشی داشتیم یا نه
.اگه ازش برای پرداخت بدهی استفاده کردیم یا نه
.خدای من، هیچوقت
.باورم نمیشه که فکر کردین، ما همچین کاری با بچمون میکنیم
.هر کاری از هر کسی برمیاد .و متاسفانه، من همش رو دیدم
مرحلهی بعدی چیه؟
.هیچ الکلی یافت نشده .هیچ نشونهای از مصرف غیرقانونی مواد مخدر وجود نداره
.یک اسلحهی گرم ثبت شده توی یک جعبه قفل واقع در گاراژ جدا، شناسایی شده
.محدوده از ضایعات، گرد و غبار و زباله پاک هستش
.تا الان همه چیز خوب بوده
یعنی اون الان میتونه بیاد خونه؟
.هنوز نمیشه دقیق گفت
.دختر شما رو قاچاق کردن
دولت باید مطمئن بشه که زندگی توی این خونه، هیچ اثری
.روی سلامت جسمی و روانی ترینی، نذاشته
.من با شما در تماس خواهم بود
بعد از اعلام راشل مککگنی مبنی بر کنارهگیری از رقابتهای شهرداری اوکلند،
رقیب ایشون، اندرو فینی،
.هفت عدد افزایش امتیاز داشته
...درحال حاضر، اون غیر قابل توقف بنظر میاد. حالا
.اینطور نیست
.بعد از دستگیریش، کار سیاسی اون به پایان میرسه
.اگه تو میگی پس همینطوره
هنوز هیچ چیز مشخصی وجود نداره که فینی رو به این افراد توی پارتی مرتبط کنه،
.اما تقریباً همهی افرادی که اسمشون جان بود توی لیست اهدایی بودن که ما از آلیشیا دریافت کردیم
یکی از این افراد باید بیشتر از یک کمک مالی کمپین ساده،
.با فینی ارتباط داشته باشه
.شاید یه بده و بستون باشه
بنابراین ما فقط مشخص میکنیم که کدام جان بیشتر به فینی کمک کرد
.و کی بیشترین ضرر رو میکنه
.شاید بتونیم متقاعدش کنیم
شهادت جان،
همراه با زنجیر طلاکاری شده،
.ممکنه که برای به راه انداختن هیئت منصفه کافی باشه
.ما نزدیک شدیم. میتونم حسش کنم
.متأسفانه، ما به امیلی نزدیکتر از اون چیزی که قبلاً بودیم، نیستیم
اطلاعاتی که ما دریافت کردیم،
.به امیلی یا هیچ مدرکی مبنی بر محلی که مخفیش کردن، منجر نشد
از کجا میدونین که توی اون عمارت نبود؟
ممکنه که تونسته باشن قبل از رسیدن پلیس اوکلند، امیلی رو جابهجا کنن؟
.شاید فقط دیر اونجا رسیدین
من میدونم که ازمون خواستین تا دخترتون رو پیدا کنیم،
.اما به نوعی، این خیلی خوبه که اون اونجا نبود
.پادکست پاپی اسکویل ما رو امیدوار کرد. نشونهای که میگه امیلی زنده بود
.اون فقط یه پادکست سازه
.ولی کسی هستش که از نزدیک باهاش کار میکنین
.ببینین، اگه هر چیزی اون بیرون باشه، ما پیداش میکنیم
.باور کنین، ما زیر هر سنگ، هر سنگریزهای رو میگردیم
.باید مبلغ جایزه رو بیشتر کنیم
.نه، بهتون پیشنهاد نمیکنم که مبلغ جایزه رو بالا ببرین- .با حسابدارمون تماس میگیرم-
.من باید راجع به یکی از سنگهایی که زیرش رو گشتیم، باهاتون صحبت کنم
من؟- .اره-
.ما کوکائین رو توی کابین ویکتور پیدا کردیم که داخل بطریهای دئودورانت مخفی شده بودن
.مقدار زیادی کوکائین، پیتر
.ویکتور میگه که مال تو هستن
.البته که میگه مال من هستن
.اون سعی داره که خودش رو نجات بده
.با من در مورد حسابهای بانکیت توی خارج از کشور صحبت کن
اونهایی که توسط ویکتور مدیریت میشن،
.در ازای مقدار زیادی کوکائین که مال تو نیست
تو فکر میکنی که من نقشی توی گم شدن امیلی داشتم؟
.من درک میکنم
.حالا که سرنخ محکمت، مزخرف بود، تبدیل به قربانی تو شدم
.اعتراف کن. گند زدی
.من بهت گفتم، ما هر سرنخی رو، مهم نیست که چقدر ناراحتکننده باشه، بررسی می کنیم
تنها چیزی که باید در موردش احساس ناراحتی کنین،
.امنیت شغلیتون هستش، کارآگاه
.ممنونم- .خواهش میکنم-
.دس، عزیزم
.من فکر میکردم که قرارمون برای هفتهی بعده
.آره، پدرم در مورد حمله به من گفت
با خودم فکر کردم که شاید این دخترا بتونن از یه مقدار لباس
.و شاید یکم لوازم بهداشتی، استفاده کنن
.واقعاً بخاطر این کارهات عاشقتم
اما بیشتر دخترها از این مرکز یا به خانوادههاشون
.و یا به پرورشگاه منتقل شدن
.اون ملانی سانچز هستش
.من سعی کردم با خانوادش تماس بگیرم، اما فکر نمیکنم کسی بیاد
.متاسفانه، قبلاً هم توی سیستم پرورشگاه بوده
پس، قراره کجا بره؟
.یک محل اضطراری
.با توجه به سنش و سابقهی قاچاقی که داره، قراره سخت باشه
.ما الان خودمون خونههای کمی توی سیستم داریم
.اعدادت انگار واقعی نیست .پادکست زنده
.من مجبور شدم بازی راکت بالم رو همون موقع متوقف کنم تا فقط گوش کنم
.ممنونم
.هنوز برای اون دخترها یک سفر ناخوشایند در پیش هستش
.این قضیه تا زمانی که کلک باند قاچاق رو نکنیم، تموم نمیشه
.قدرت تحقیق شما همیشه من رو متعجب میکنه
.البته یه چیزی هست که باید بگم. امیلی میلز
.والدینش با من تماس گرفتن
.ظاهراً، در مورد منبع شما باهاتون تماس گرفتن
همونی که ادعا کرد که امیلی توی اون خونه بوده؟
.ولی چیزی پاسخی نشنیدن
عزرا، من نمیتونم منابعم رو به خطر بندازم،
.حتی برای والدین نگران
اگه به مجلهی نیویورک تایمز برمیگشتی،
.مجبور بودی که منابعت رو برای سردبیرت افشا کنی
بی احترامی نباشه، .ولی مجلهی نیویورک تایمز ۱۳۲ تا جایزهی روزنامهنگاری داره
بویسترز چند تا جایزه داره؟
.من ترتیب خانوادهی امیلی رو میدم
ولی ادامه بدیم،
بویسترز روی تجدیدنظر سرمقاله، نظارت خواهد داشت
.و این شامل بررسی واقعیت میشه
.این قرار ما نبود
قرار ما اینه که قراردادت بند اخلاقی داره که
.تو با امضای خودت باهاش موافقت کردی
.سلام، عزیزم
.بیا داخل
.عزیزم، تو دیگه خونهای
.عزیزم- .تو دیگه خونهای، عزیزم-
.او ضربهی سنگینی رو تجربه کرده، آقای کیلبرو
.اون به یک رویکرد ملایم نیاز داره- .بسیار خب-
.نتایج آزمایشش نشون داد که بهش تجاوز شده
.هم چنین بدنش خالکوبی هم شده
.احتمالاً بخاطر این باشه که قاچاقچی، اون رو علامت گذاری کرده
گفت که کی بهش تجاوز کرده؟
.اون کسی که رو که بهش حمله کرد رو شناسایی کرده و اسمش بیل اوچوا هستش
.اون بازداشت شده
.بهتره امیدوار باشیم که اون مادرجنده، تحت پیگرد قانونی قرار بگیره
چیز دیگهای هم هست که بهمون بگی؟
.متاسفم، فقط همینها رو میدونم
.و من امروز 19 پروندهی دیگه هم دارم که باید بهشون سر بزنم، پس بهتره که برم
.فقط بدونین که مدتی طول میکشه تا ترینی خودش رو با خارج شدن از اون زندگی وفق بده
.ترینی رو دزدیدن و بهش تجاوز کردن .اون هیچوقت توی اون زندگی نبود
.همون لحظهای که شروع به گول زدنش کردن، اون زندگی ترینی شروع شد
.و این چیزی هستش که هردوتای شما باید بفهمین
.از نظر ذهنی، اون هنوز اونجاست
.اگه سوالی داشتین، بهم زنگ بزنین
.ممنونم
.سلام، من همین الان یک هشدار تلفنی در مورد یک کنفرانس مطبوعاتی دریافت کردم
چه خبر شده؟
.ایمز
.تو دروغ گفتی
.من بهت اعتماد کردم، و تو بهم دروغ گفتی
.من فکر میکردم که تو بهتر از این حرفها باشی
.فکر کردم اگه به معنای نجات اونها باشه، لازمه که این کار رو انجام بدیم
ما یا تو؟
.دروغی نبود که قربانی نداشته باشه
مجبور شدم به چشمهای جوآنا رینولدز نگاه کنم و بهش بگم که
.دختر گم شدش، اونجا نیست
میخوای بهش بگم که امیلی،
فقط یک مهرهی شطرنج توی مبارزهی اجتماعی بزرگتر تو بود؟
از اینکه این حرف رو بزنم متنفرم،
.ولی اگه به معنای نجات دادن ترینی باشه، باز هم این کار رو میکنم
.توی یک چشم به هم زدن
.خوشحالم که ترینی برگشته خونه
.ولی الان که اومده، کار ما دیگه تمومه
No comments yet. Be the first to leave one.