The first 200 lines.
در ماه ژوئن سال 1863، پس از ...گذشت بیش از دو سال جنگ خونین
ارتش کنفدراسیون ویرجینیای شمالی به فرماندهی رابرت لی
سراسر پوتوماک را برای تهاجم به سمت شمال ، اشغال کرد
با ارتشی بالغ بر 70000 نفر
آنها به آرامی از پشت بلو ریج عبور کرده
و از کوهستان برای استتار حرکتشان استفاده میکنند
هدفشان این است که ارتش اتحادیه ...را در منطقه ای باز گرفتار کرده
.تا براحتی بتوانند آنرا نابود سازند...
در اواخر ماه ژوئن ، ارتش ...هشتاد هزار نفری پوتوماک
از مسیر شمال ویرجینیا تغییر جهت داد ... ...و تعقیب و گریزی طولانی در جاده های باریک
.از سراسر مریلند تا پنسیلوانیا ،شکل گرفت...
ژنرال لی میداند که نامه ای توسط حکومت جنوب تهیه شده است
نامه ای حاوی پیشنهاد صلح
که بر روی میز آبراهام لینکلن ، .رییس جمهور ایالات متحده قرار دارد
...یک روز پس از نابودی ارتش پوتوماک توسط لی
.جایی در شمال واشینگتن...
سواره نظام فدرال ...دو تیپ
سلام رفیق ، کجا داری میری؟
باید ژنرال لانگستریت رو ببینم - مگه اینجاست؟ -
میدونم مقر ژنرال لی تا اینجا فاصله زیادی نداره
هر جا هم که اون باشه ، حتماً لانگستریت هم همون نزدیکیاست
راهو بهم نشون بده ، خیلی فوریه - بذار یه چیزیو بهت بگم -
تو یونیفورم نپوشیدی و از مسیر نگهبانی من گذشتی
من میبرمت اونجا اما اگه کسی اونجا تو رو نشناخت
متأسفانه حدس میزنم که شما باید به دار آویخته بشین
ژنرال ، قربان
منو ببخشین قربان ولی هریسون برگشته
هریسون؟ - بله قربان -
طلایه دار ، هریسون ، قربان
میدونم که شما میخواستین در اسرع وقت ازش مطلع بشین
درست همین بیرونه قربان
در خدمتم ژنرال
انتظار نداشتین منو ببینین ، داشتین؟
سه هفته پیش بهت طلا دادم چی بدست آوردی ؟
یکی دیگه ازینا ندارین؟
تنباکو جنوب خیلی خوبه
چی بدست آوردی ؟
موقعیت ارتش یانکی ها (شمالی ها)رو پیدا کردم فقط چند مایل پایین جاده هستن
کل ارتش یانکی ها داره از این مسیر میاد هفت سپاه
فقط چند مایل؟
بله دو تا تیپ از سواره نظام یانکی ها حدوداً
دو تا چهار ساعت فاصله بینشون هست
همشو رو نقشه کشیدم ، اگه دوست دارین میتونین ببینین ، حدوداً هشتاد هزار نفرن
همه هفت سپاه
هیچ کدومشو نمیدونستین؟
نمیدونستین در حال حرکتن ؟
اگه میدونستین اینطوری پراکنده نمیشدین
از کجا میدونی ما پراکنده شدیم؟
ببین ژنرال ، من تو این حرفه کارم درسته
بنده رو عفو کنید قربان ...ولی اگه داستان این مرد درسته
چرا ما هیچی در موردش نشنیدیم؟...
سواره نظام ژنرال استوارت همونجاست قاعدتاً باید گزارش میکرد
نظرت درباره جب استوارت چیه؟ - اون بیرونه ، درسته -
حتماً داره به سمت شمال میتازه تا عنوانی برای خودش تو روزنامه ها دست و پا کنه
دنبال منافع سیاسی نیست فقط میخواد یه ذره سر و صدا کنه
اگه ارتش فدرال به این سرعتی ...که تو میگی در حال حرکت بود
...به نظرم ژنرال استوارت حتماً - اینجا رو نگاه کن -
من از وسط جفتک قاطرهای عصبانی سواره نظام یانکی ها عبور کردم
از خط نگهبانی رد شدم
که خیلی هم خطرناک بود
نمیدونم جب استوارت داره چه غلطی میکنه
اهمیتی هم نمیدم ، من فقط کار خودمو میکنم
سواره نظام یانکی ها پایین جادست مثل مور و ملخ
دو ساعت سواری از اینجا تا اونجا هم زیاد سخت نیست
بقیش با خداست که حقیقت مطلقه
سرگرد سورل - بله قربان -
باید بری به مقر ژنرال لی و در این مورد بهش اخطار بدی
بله قربان
سروان گوری - بله قربان -
به این مرد یه چادر بده
و یک سیگار
بله قربان
اون میگه واحدهای جلویی اینجان با سپاه سوم
و ششمی درست پشت سرش
که توسط یک ستون سواره نظام فدرال پشتیبانی میشه
هفت سپاه ، همه با هم
اولی و یازدهمی بالای تانی تاون هستن
و دوساعت به سمت شرق سواره نظام بیشتری وجود داره
اینجا ممکنه صد هزار نفر یکجا باشن
به این یارو اعتماد داری؟ آقای هریسون؟
چاره ای نداریم ، اونو یادتون نمیاد قربان؟ یه بازیگره از می سی سی پی
یه بازیگر؟ قراره بخاطر حرف یه بازیگر وارد عمل بشیم؟
نمیتونیم ریسک کنیم
ژنرال استوارت باید یه چیزی میگفت
ژنرال استوارت نباید ما رو کور میذاشت
اوه یه چیز دیگه هوکر جایگزین شده
جورج مید فرمانده جدیده هریسون تو یکی از روزنامه های یانکی ها خوندش
جورج مید ، پنسیلوانیاییه
فکر کنم مید محتاط باشه
برای سازماندهی زمان میخواد
شاید ما باید سریعتر عمل کنیم
ممکنه این یه فرصت باشه
بله قربان
هیچ دلیلی برای تأخیر وجود نداره
فکر کنم باید اینجا متمرکز بشیم
همه جاده ها در شرق این تنگه با هم تلاقی میکنن
این تقاطع ضروری خواهد بود - بله قربان -
من عینکمو اونجا گذاشتم اسم این شهر چیه؟
گتیزبورگ - بسیار خوب -
پیغام برای سرهنگ چمبرلین
سرهنگ
سرهنگ، عزیزم ، پاشو ، منم باکو
معذرت میخوام عزیزم اما اینجا یه ذره مشکل داریم
دوست داری در موردش بشنوی؟
ممکنه بلند شین قربان؟
یه گروهان کامل داره میاد ، قربان
باید بذارم از خواب بیدار شین اما به یک مشکل برخوردیم
در مجموع 120 نفر دارن میان و قراره مثل مهمون باهاشون برخورد کنیم
چی؟
هر دقیقه ممکنه برسن
کی؟ - سربازای شورشی -
سربازای شورشی سرهنگ عزیز
صد و بیست نفر از ایالت مِین دوم قدیم که قبلاً منحل شده
صد و بیست تا شورشی؟
بله قربان
ببین ، ماجرا اینه که قرارداد سربازگیری رو
ایالت مِین دوم قدیم اجرا کرده
همشونو فرستادن خونه ...همه به جز این 120 نفر ابله
که قرار داد سه ساله امضاء کردن
سه سال
پس این رفقای بیچاره باید یکسال بیشتر خدمت کنن
الان اونا استدلال میکنن که قراردشون فقط و فقط شامل جنگیدن برای ایالت مِین دوم میشه
و پس از انحلال ایالت مِین دوم ترک مخاصمه کردن
میبینین ، 120 نفر استعفا دادن
حالتون خوبه سرهنگ؟ - بله -
نکته همینه ، این سربازا فقط برای مین میجنگن نه جای دیگه
هیچکس نمیتونه بفرستتشون خونه هیچکسم نمیدونه باهاشون چی کار کنه
و تنها چنین استدلال میشه
که اونها هنگ مین در سپاه پنجم هستن
بنابر این اونها رو به ما اختصاص دادن
بله قربان
من پیغامی از طرف ژنرال فرمانده جدید دارم
ژنرال جورج مید قربان
ژنرال خودمون ، ژنرال سپاه خودمون
ترفیع گرفته و فرمانده کل ارتش شده
اگه ردشو بگیرین ، بهش میریسین
پیغام میگه اونا امروز صبح میرسن و به ما ملحق میشن
اوه ، اگر از اجرای دستور تمرّد کردند مجازید که آنها را تیر باران کنید
تیر بارونشون کنم؟ - بله قربان -
سربازای مِین رو؟ - هوم -
بموجب این حکم شما مجازید هر کس که از انجام" "وظایف خود تمرّد نمود را تیرباران کنید
همشون سربازای مِین هستن؟
بله قربان و همکاری بسیار خوبی با ما داشتن
فکر میکردم کلمه شورش فقط تو نیروی دریایی کاربرد داره
سپیده دم حرکت میکنیم
این زمان خوبی از روزه
همیشه از این زمان لذت میبردم درست قبل از سحر
وقتی همه این چیزا تموم بشه این لحظه رو زیاد از دست میدم
قربان؟
منظورم جنگیدن نیست
...خوب
تقدیر دست خداست...
روز خوبی داشته باشین
تو هم همینطور
ژنرال
باید بیدارشون کنم قربان؟ بیدار کنم راهشون بندازم؟
نه ، ماکسلی
بذار بچه ها یه ذره بیشتر بخوابن بهش نیاز دارن
چشم قربان
زندانیا، به سمت چپ
در حال حاضر چند نفر سرباز تو واحد 20 مِین داریم؟
با لحاظ افسرا حدوداً 250 نفر
چطوری باید از 120 تا زندانی مراقبت کنیم؟
امروز داره خیلی گرم میشه سرهنگ
همین الانم زیاد سر حال نیستین ...بهتره سوار اسب بشین
بجای اینکه توی این گرد و غبار کثیف پیاده راه برین
تو که راه میری
عزیزم ، وقتی شما سرتون توی کتاب بود من تو پیاده نظام بودم
بعد از چند هزار مایل پیاده روی پاها عادت میکنه
صبح بخیر لاورنس
حالت چطوره؟ رنگ پریده به نظر میرسی
عوضی ، منو لاورنس صدا نکن
شعور نداره
تفنگو به سمتش نشونه بگیر تا به مبارزه وادارش کنی
عقب گرد
توجه کنید ، جزئیات
نشنیدین جناب سروان چی گفت؟ بایستید و توجه کنید
نگهبانا ،وادارشون کنین رو پاهاشون بایستن
افسر فرمانده واحد 20 مِین کجاست؟
روبروت واستاده
خودشه - تو چمبرلینی؟ -
سرهنگ چمبرلین ، در خدمتم
سروان بروور ، قربان
واحد 118 پنسیلوانیا
اگه شما افسر فرمانده هستین زندانی ها رو به شما تحویل میدم
در خدمت شما هستن
خدا شاهده به زور سر نیزه تونستم بیارمشون
باید اینو امضاء کنین
امضاش کن ستوان
شما مرخصین سروان
شما مجاز به استفاده از هرگونه نیروی لازم هستین ، سرهنگ
...میخوای تیربارونشون کنی
بفرما...
کسی اعتراضی نداره
عرض کردم شما مرخصین سروان
شما میتونین برین هیچ نگهبانی لازم نداریم
اسم من چمبرلینه من سرهنگ واحد 20 مِین هستم
چیزی خوردین؟
تلاش کردن با غذا ندادن بهمون ، ما رو بشکنن
ولی ما هنوز نشکستیم
No comments yet. Be the first to leave one.