The first 200 lines.
روث.
هِی، روث.
کجا میری؟
خب، خونه اون وَره.
مال من نه.
اوه، داری برمیگردی خونه مامانت؟
خب، پونزده مایل راهه پیاده.
میدونم چقدر راهه.
باشه، پس منم باهات میام.
هر کاری میخوای بکنی، بکن.
کاری که من میخوام بکنم اینه که تو رو برگردونم به خونمون.
چرا به فردی گفتی میخوای تنهایی بری؟
فکر نکنم اینو گفته باشم، اما اگه گفتم،
وقتی میگم "تنهایی،"
منظورم من و توئه.
همیشه منظورم من و توئه.
هِی.
میخوای ترکم کنی؟
نه، ترکت نمیکنم.
هیچکس نمیره-
چون من اول تو رو ترک میکنم.
این نیست...
خندهدار.
من ترکت نمیکنم.
و تو هم منو ترک نمیکنی.
چون اگه این کارو بکنی، دنبالت میام.
من نمیخوام برم زندان.
تو نمیری زندان.
و اون آلونکم خونه نیست.
خب، دارم روش کار میکنم.
و فکر کنم قراره بچه دار شم.
ما قراره بچه دار بشیم؟
عصبانی نیستی؟
عصبانی نیستم.
نه، مامانم خوب بزرگش میکنه.
نکن. قلقلکم میاد.
کاری که باید بکنی اینه که براشون آواز بخونی.
فقط حرف بزن.
خستهای؟
بلوبِرد، بلوبِرد.
باشه.
من خوب میشم.
پنج دقیقه دیگه برمیگردم.
بخش بوسکه، این تندی از فورت ورثه.
یه تعقیب و گریز کوچیک اینجا داریم.
بهت میگم، وارد شدن به اونجا،
حس میکنی داری با شیطان روبرو میشی.
یه نفر یه بار بهم گفت، اون-
همه ماشینها برای پشتیبانی.
تکرار میکنم: همه ماشینها. همه ماشینها.
هر ماشینی، همه ماشینها. - لعنتی.
باشه. چک کن، عزیزم.
من به یکی شلیک کردم.
فکر کنم به یکی شلیک کردم.
هِی. اشکالی نداره.
هِی. هِی.
هِی.
هِی.
فکر کنم به یکی شلیک کردم.
اوه، لعنتی.
اسلحه رو بده به من.
اسلحه رو بده به من، روث.
داری چیکار میکنی؟
گوش کن به من.
ما بلند میشیم و میریم بیرون.
نه.
من اول میرم. تو پشت سرم بیا.
اینجوری میشه. - نه.
ما میتونیم موفق بشیم.
اگه بدویم میتونیم موفق بشیم.
ما نمیتونیم موفق بشیم، روث.
آره، میتونیم.
اونا بهمون شلیک میکنن.
اگه اینجا بمونیم،
همینجا بهمون شلیک میکنن.
نه، لطفاً. من این کارو نمیکنم!
من این کارو نمیکنم.
من اینجوری نمیرم بیرون. - هیس!
باید بهشون بگی من همه کارا رو کردم.
بهشون بگو من و فردی همه کارا رو کردیم،
که اسلحه تو دستات بود چون من گذاشتمش اونجا.
بهشون بگو ترسیده بودی، و من گذاشتمش اونجا.
من تو یه چشم به هم زدن آزاد میشم، و برمیگردم.
تنها کاری که باید بکنی اینه که منتظرم بمونی.
قول میدم میام دنبالت.
فقط منتظرم بمون، باشه؟
فقط منتظرم بمون.
پسرم رو از دست دادم.
اینجوری تو میمونی...
و باب.
فقط باب حق انتخابی نداره.
من گیج شدم، روث.
من شما بچهها رو پیش خودم آوردم،
تو و باب رو مثل بچههای خودم بزرگ کردم.
چطور میتونی بری و یه همچین کاری بکنی؟
ما فقط کاری رو میکردیم که بهمون یاد دادی.
پسره یا دختر؟
هنوز میدونی؟
نمیدونم.
خب حالا چی میخوای بکنی، روث؟
من منتظرش خواهم موند.
روث عزیزم،
دیشب دوباره خوابتو دیدم.
فکر کنم هر شب خوابتو میبینم
و بیشتر روزا هم همینطور.
صورتت رو تو ذهنم نگه میدارم.
صدات رو تو ذهنم مجسم میکنم.
به موهات فکر میکنم که بلندتر میشن.
به شکمت فکر میکنم که بزرگتر میشه.
میشنوم مردم از پشیمونی حرف میزنن،
ولی من هیچ پشیمونی ندارم.
از کارایی که کردم پشیمون نیستم.
کاری که کردیم، کردیم، و این همونیه که ما هستیم.
این جمله رو خط میزنن
قبل از اینکه تو بخونیش،
ولی میدونم تو میدونی چی میگه.
هر روز بیدار میشم و فکر میکنم امروز همون روزه
که قراره ببینمت.
و بالاخره یه روزی، همینطور میشه.
و تا اون موقع، بهت نامه مینویسم.
هر روز بهت نامه مینویسم.
و یه روزی نامهای از من به دستت میرسه.
و تو سرتو بالا میگیری،
و این منم که نامه رو به دستت میدم.
و بعد میتونیم کلمهها رو فراموش کنیم،
و صورتتو لمس میکنم، و میبوسمت.
باب مولدون، بیداری؟
آره.
یه دختر کوچولو داری.
و دختر کوچولومونو تو آغوشم میگیرم.
و سوار میشیم و میریم به جایی،
جایی خیلی دور.
هی.
زود به زود برام بنویس،
هر وقت فرصت کردی.
با عشق، باب.
مامانی.
مامانی.
مامانی.
مامانی.
صبح بخیر.
صبح بخیر.
خوب خوابیدی؟
آره، خوب.
گرسنهای؟
نه.
بیا اینجا.
بیا دوباره بخوابیم.
مامانی!
ببین چی پیدا کردم!
چی پیدا کردی؟
پیشیها!
شما از کجا اومدین؟
چند تا هستین؟
تو فقط یه موجود کوچولو موچولویی.
مگه کوچولو نیستی؟
مامانت کجاست؟
برای چی داری گریه میکنی؟
ها؟
شاید منو میخواد.
چی؟
شاید منو میخواد.
شاید هم همینطوره.
ولی هنوز دو لقمه دیگه داری.
"و اسب کوچولو دوید و دوید.
"و روباهها دنبالش کردن،
"و اون میشنید که پارس میکنن.
"و گرگها دنبالش دویدن،
"و اون میشنید که زوزه میکشن.
ولی میدونست نمیتونن بگیرنش."
خرس!
آره، اون خرس کوچولوست.
بابات خرسها رو دوست داره.
اون باهاشون کُشتی میگرفت.
اونا رو زمین میزد.
یه تقه به دماغشون میزد.
سیلوی، کفشاتو بپوش.
باشه.
هی.
امیدوار بودم قبل از سر کار رفتن بگیرمتون.
مشکلی پیش اومده؟
میخواستم یه کلمه حرف بزنم.
چند تا گربه دارین؟
چهار تا.
چهار تا؟
اسم این یکی چیه؟
ویلو.
به نظر من بیشتر شبیه جیمیه.
یه عالمه گربه.
بیا پایین از اونجا.
پشت خونه پیداشون کردم.
اوه، ممنون.
مامانشون مدتهاست رفته، حدس میزنم.
خب، کسی رو میخواین که چند تاشون رو ازتون بگیره؟
من حداقل میتونم از چند تا بچه گربه نگهداری کنم.
همونطور که گفتم،
دارن آماده میشن که شما رو بکشونن پاسگاه.
و، اِم...
بعداً تو تمام خبرا پخش میشه.
فکر کردم بهتره اینو از یه دوست بشنوید.
No comments yet. Be the first to leave one.