The first 200 lines.
به کانزاس خوش آمدید ایالت آفتابگردان
نظرت چیه؟
تو باید ریچارد باشی
من لوک هستم، این زنمه جنیفر شرمنده که ما
سه اتاق خواب، یک و نیم حمام
قدیمیه ولی اسکلت محکمی داره
اجاره چقدر میشه؟
برید داخل و یه نگاهی بندازید
اگه مشکلی بود بهم خبر بدین
اسکلت محکم، ها؟
مبله ست؟
آره، فکر میکنم
ریچارد خونه رو در مزایده خرید
میخواست یکم تعمیرش کنه ولی
هنوز وقت نکرده، پس
اینطوری خوشش میومد
قیمت خوبی بهمون داده
خوبه
هی
یه امتحانی میکنیم، ها؟
بنظرم میتونه باحال باشه، نه؟
چند ماه تو یه خونه دیگه
من میرم پیش آقای شخصیت
چند ماه
،از وقتی متارکه کردم تو خونه زندگی نکردم
و آپارتمان ما، فکر میکنم تو دو اتاق اینجا جا میشه
خونه بزرگیه
طول میکشه تا عادت کنیم
فقط واسه الانه
بنظرم این واقعا برامون خوب میشه
و وقتی آبها از آسیاب بیفته
شیکاگو هست
قول؟
قول میدم
خونه قشنگیه
سلام - مردیث؟ -
مامان؟ - این خونه رو ببین -
خیلی خوشحالم که برگشتی، جنی
نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود
و تو لـوک، مثل همیشه خوشتیپ
،به خونه خوش اومدی خوش اومدی
و یه هدیه ناقابل واسه پاگشا آوردم
برای اتاق خواب بچه
،و یکم ساندویچ آوردم گفتم ممکنه گرسنه باشین
ما پیتزا سفارش دادیم، پس
خب، من از کجا میدونستم؟
میتونستی زنگ بزنی، این میشد
عزیزم، اشکالی نداره میذارم تو یخچال
مردیث، مچکرم خیلی لطف کردی
خب، گفتم ممکنه گرسنه باشین
نه واقعا گرسنه ایم، بیا تو - عذر میخوام، عزیزم -
میبینم که تازه شروع کردین به باز کردن بسته بندی ها
همین بعد از ظهر رسیدیم
میدونم، میدونم فقط میگم
کار زیادی داری، مگه نه؟
آره
اینقدرا هم بد نیست، داشتم به جنیفر میگفتم که چقدر هیجان انگیزه که
آره، خیلی خیلی هیجان انگیزه
خب
مطمئنا به اندازه کافی بزرگه
من میرم اینا رو تو آشپزخونه بذارم
مردیث، شاید بخوای یه نگاهی به طبقه بالا بندازی
فکر خوبیه، آره
جنی، میای؟
بنظر لوک روحیه خوبی داره، مگه نه؟
و تو؟
حال تو چطوره؟
لازم نیست نگرانم باشی، مامان من خوبم
لطفا دروغ نگو، جنی بهت نمیاد
چی میخوای؟ - میخوام خوشبخت باشی -
من خوشبختم، همه چی عالیه
خوشحالم اینو میشنوم
بعد این همه کمکی که بهت کردم
من به کمکت نیازی ندارم
ولی من اینطور فکر نمیکنم
تو الان کجا بودی اگه من
ریچارد رو درباره این خونه راضی نمیکردم
و اگه کمک نمیکردم لوک این کارو پیدا کنه؟
و شیکاگو
آره، تنهایی با حقوق متصدی میکده یه خانواده بزرگ کردم
البته
نه، فکر میکنم این واسه هر دو شما خوب میشه
هر سه شما
در ضمن، وقتشه لوک از مدرکش استفاده کنه
و تو؟
میشه حالا اینکارو نکنیم؟
هنوز دربارش حرف نزدیم - لازم نیست حرف بزنیم -
تو یکم غیر منطقی رفتار میکنی
بسه مامان
میدونی، منم دقیقا خوشحال نبودم
وقتی فهمیدم حامله ام و تو رو دارم
ولی تونستم کنار بیام، مگه نه؟
باید بری
من مثل بچه لوس رفتار نکردم
،اون کارت بی مسئولیتی بود واقعا شرم آور بود
!برو بیرون
البته، بهم ربطی نداره
خوشحالم که همه چی روبراهه
خونه قشنگیه
داری میری؟
باید برم، بذارم بسته ها رو باز کنید و تموم کنید
شب بخیر لوک
بابت ساندویچ مچکرم
خوشحال شدم دیدمت
جنی - خداحافظ مامان -
اوه، یادم رفت بگم
آخر هفته براتون مهمونی پاگشا میدم
همه دوستامو و بعضی از دوستای تو رو دعوت کردم
چی؟
من پیش غذا و سس و اینجور چیزا درست میکنم
شما هم خودتون باید یه چیزایی درست کنین
ما نمیتونیم - و حتما باز کردن بسته بندی رو تموم کنید -
نمیخوام کسی حس اولیه بد داشته باشه
برات پرده دوخته؟ - آره -
وای خدا، چطورین؟
فیل و گورخر روش هست
برات پرده جنگلی دوخته؟ - برام پرده جنگلی دوخته -
من نمیتونم
باید بزنیشون رو پنجره
معلومه که نه
بیخیال، چرا ضد حال میزنی
نه، قبلا به لوک توضیح دادم
پرده بزنم بنظر دائمی میاد
بعدش خونه رو رنگ میکنی و فرش میخری و استخر پشتی جدید درست میکنی
من اونقدر اینجا نمیمونم
پس آماده ای برگردی، ها؟
آره
حتی یه ذره هم لذت نمیبری؟
زندگی من در شیکاگوئه، لارن
تو هم در شیکاگو هستی
من اینجا چیزی ندارم
آره، میدونم منم میخوام برگردی
فقط مثبت بمون، بزودی تموم میشه
یهو میبینی همه چی تموم شده
آره، آره میدونم
عزیزم، اینا چی هستن؟
آره، انگار موش داریم
وایسا ببینم، موش داریم؟
امروز صبح دیدم چنتا موش تو زیرزمین بودن
میگه تو زیرزمین موش داریم
موش تو زیرزمین؟ یا خدا، وحشتناکه
،حداقل جسد موش پیدا نکردی اون دیگه معرکه میشد
آره، یادم رفت بگم - !خفه شو -
باید قطع کنم، متأسفم - نه، میفهمم
بهرحال، احتمالا تنها میمونم
اخیرا برد روی دیوار نقاشی میکشه
همیشه یه مشت ماژیک تو دستشه
میترسم دوباره هنرنمایی کنه
،اگه فکر میکنی موش اینقدر بده بچه داری کن ببین این چطوریه
چیزی که براش بیقراری میکنم
میای منو ببینی؟ - حتما -
دلم برات تنگ میشه، دوسِت دارم - دلم برات تنگ میشه، دوسِت دارم -
برد، قسم میخورم اونو بذار زمین
،میرم پیش مامانم واسه امشب خرید میکنم
،الان موهاشو درست نمیکنه پس فکر میکنم وقت خوبیه
میخوای منم بیام؟
نه، خودم میخواستم برم بیرون
حوصلت سر رفته، ها؟
احساس میکنم تو تله افتادم
یک هفته نمیشه ولی داره زندگی ما رو مدیریت میکنه
بیخیال، اینقدرا هم بد نیست
برامون مهمونی میده
واسه خودش مهمونی میده
من واقعا فکر نمیکنم
این بخاطر ما نیست، لوک بخاطر خودشه
همیشه بخاطر خودش بوده
جنیفر؟
بیا اینجا
بیا اینجا
متأسفم
خیلی حساس شدم
گوش کن، اگه با نگرش منفی بری بد میشه
فقط یک شبه
منم تمام مدت کنارتم
دوسِت دارم - منم دوسِت دارم -
میخوای باز کردن بسته ها رو تموم کنم؟
نه، ولش کن بذار بدونه چقدر اسباب زحمته
!خوب اومدی - خیلی خب -
،بعدش مادرم منو میبینه که افتادم زمین برادرم نمیترسه
منو برمیداره و میدوئه سمت در
میتونی تصور کنی خونه به این قشنگی داشته باشی؟
بذار بگم که اینو مدیون لوک هستیم
لوک، جنی رو دیدی؟ - آره -
بعضی وقتا یه چیزایی میگه که آدم وحشت میکنه
این خوبه، این خوبه
جنی؟
خدای من، سلام - سلام -
حالت چطوره؟ - حالت چطوره؟ -
خودتو ببین - فوق العاده ست -
مرسی
چند ماهه داری؟ - حدود 7 ماه -
کی از شیکاگو اومدی؟
همین چند روز پیش
عذر میخوام، باید برم یه چیزایی بردارم
خوشحال شدم دیدمت - منم همینطور -
فوق العاده بود - آره -
عذر میخوام
متأُسفم
فکر نمیکنم همدیگه رو بشناسیم، من
تو جنیفری، آره؟
No comments yet. Be the first to leave one.