The first 25 lines.
حتی اگر با هر نفس درد بکشی
تنهام بذار، دست از سرم بردار
فقط دلتنگت میشم حتی توی پشیمونی
دست از سرم بردار
بی اونکه بدونم این آخرین بارمونه
تا لحظه ی آخر باهات میجنگیدم
به عقب که نگاه میکنم همه ش رو پوچ و بیهوده میبینم
چرا نتونستم غرورم رو کنار بذارم؟
ما فقط دو تا بچه ی جوون و احمق بودیم
جوون، احمق و با قلب های دست و پا چلفتی
توی اون روز غمگین محکم حفظ کردیم
من و تو، من و تو
ای کاش در آغوشم میگرفتی اما من پسِت زدم
...."گفتن کلمه ی "متاسفم
دو تا بچه ی جوون و احمق
اگه این بار رو به دوش میکشیدم، اوضاع تغییر میکرد؟
تو و من
تمام چیزهایی که به خواست من پیش نرفتن
عمیقا آرزو میکنم دلایل تموم شدن رابطمون بوده باشن
ما بین جنگیدن و پشیمونی اسیر شده بودیم
گاهی اوقات روزهای گذشته رو به یاد میارم
به جدایی ای که از این بدتر نمیشد
اما فکر میکنم شروع زیبایی داشت
همه ی زخم ها و رد هایی که روی من به جا گذاشتی
عشق بود و هنوز هست
No comments yet. Be the first to leave one.