The first 186 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!بابت غذا ممنونیم
!ملسی بَلای غذا
!ماما، توفو
باشه، الان میدم بهت
امی، چیکار میخوای بکنی؟
آلسیل، گفتم جوانه زنجبیل قاطیِ توفوی بچه ام کن
.چون منم همراه آلاس روموس میخورم
نه خیر. نمیذاریم آلاس روموس شکمو شه
به علاوه، آقای آشیا، زنجبیل برای بچه خوب نیست
.متوجهم. خودمم خیلی زنجبیل دوست ندارم
اوروشیاهارا، اینقدر مثل بچه ها نق نزن
.راستش واسه منم زیادیه
توام، سیره؟
بریم سراغ داستان بعدیمون
فستیوال های آتیش بازی دوباره ،مثل همیشه تو بخش های مختلف کشور آماده شدن
!منفجر کردن در سراسر ژاپن سنتی آتش بازی
و خیلی از جاها قراره خیلی شلوغ شه
.یه سنت دیرینه دوست دارم تجربه اش کنم
آخ من نه. خیلی شلوغن
اگه التماسمم میکردی نمی بردمت
چی؟ چرا؟
خودت میدونی چرا
چیزی شده؟
میخوام یه مدت خونه مامان و بابام بمونم
ها؟
m 681 -18 l -656 90 -657 -33 703 -99
شیطان پاره وقت! فصل دوم
!
!
Dead Son :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
...امیلیا، حرفی که زدی
m 740 436 l 1218 436 1218 490 740 490
خداحافظی میکند برای همیشه قهرمان
خداحافظی میکند برای همیشه قهرمان
خسته شدم اینقدر منتظر موندم
هدف من شکست دادن شیطانه
ولی یکی هست به اسم آلاس روموس ،که شکست دادنش کار پیچیده ای بود
و الان فرشته و شیطان و یه سری چیز دیگه هستن
که دنبالمونن و برامون دردسر درست میکنن، میدونی؟
همینجوری تو خیابون راه میرم یکی میاد سر به سرم میذاره
به خاطر همین تصمیم گرفتم یه مدت برم جزیره اِنتا
اگه بتونم ردپایِ لایلا-مادرم- رو توی جزیره انتا رو دوباره ردیابی کنم
شاید یه چیزایی دستگیرم شه
تو فکر میکنی لایلا رازهای خاصی داره
،آره، شمشیر مقدس، تکه های یِسود
،اتصال بین شیاطین و بهشت
،نمیگم قراره حتماً یه سرنخی به دست بیارم ولی شایدم شانس بهم رو کرد
اوم پس میشه رفتنتو ببینم؟
شرمنده ولی امردا دروازه رو یکشنبه بعدازظهر برام باز میکنه
اون موقع تو توی مدرسه ای
من رفتنشو می بینم، چیهو
اشکالی نداره چیهو. نهایتاً تا 12هم برمیگردم
دوازدهم... اوه درسته
!مهمونی تولد چندتایکی تولد توام مبارک خانم یوسا
مهمونی تولدت با چی یکی میشه
آه آره، تولدت توی تقویمِ این دنیا می افته تو پاییز
نگران نباش، هرچی نباشه من قوی ترین قهرمان تاریخم
،کار خطرناکی با آلاس روموس نمی کنم
و صرفاً میخوام خونه قدیمیمو تر تمیز کنم
زود برمیگردم
درسته همینطوره
منم یاد میگیرم که برای بچه ها چه قدر باید کاری بریزم
اینطوری تا وقتی آلاس روموس برگرده دیگه بلد میشم
اری؟ اری کجاست؟...
اوه بیدار شدی
بریم خونه لالا کنیم
می بینمت، چیهو
بعداً بهت پیام میدم، بِل
!بای بای
!پاپا، چی-سیس، سوزو-سیس، بای بای
من اومدم
خوش برگشتی سیرخ
واو، خیلی حالتون خوبه ها
خوشحالم که واسه یه مدتم که شده از دست امیلیا راحت شدیم
تخفیف
تخفیف
تخفیف
تخفیف
تخفیف
خدا رو شکر اینو واسه یه مناسبت خاص نگه داشته بودم
بریم جیگر گریل شده بخوریم
هی بهت پیام دادم که کیک میوه ای بخری، پیاممو دیدی؟
نه
آو، آخه آشیا بالاخره اجازه شو داد
سیره؟
مائو؟ چی شده؟
وقتی قهرمان نیست میخوای کیک میوه ای و یاکینیکو درست کنی؟
می فهمی که امی چه قدر به ما اعتماد داره؟
مثل یه شیطان موقر یه کم شرف داشته باش
!بس کنید حشره های مزاحم همسایه ها رو زابراه کردید
6 سپتامبر
یکشنبه
وقتشه
فکرشو میکردم که وقتی خانم یوسا ...بخواد از دروازه رد شه این انگشتر واکنش نشون بده
خانم سوزونو :از طرف
من :به
تاریخ: 9/6 12:16
امیلیا حالش خوبه. با امرالدا رفت
امیدوارم وقتی خانم یوساه میرسه، جزیره انتا توی آروم ترین حالت ممکنش باشد
هفتم سپتامبر
هشتم سپتامبر
نهم سپتامبر
دهم سپتامبر
امتحان رانددگی موپد
مشکل 6
توقف کنید چراغ قرمزباید با دیدنشما همیشه
ارباب فکر میکنم بهتره یه استراحتی بکنید
راست میگی
باورم نمیشه شیطان برای چیزی از دولت اجازه بخواد
بذار خودمون کارشو بکنیم دیگه
چطور جرأت میکنی؟ تلاش های ارباب رو بی ارزش نکن
به هر حال، قضیه این نیست که چون مگ رونالدز میخواد غذا رو بیاره دم خونه
پس تو هم لازم نیست گواهینامه بگیری
صرفاً کار بیشتری می افته گردنت
این اواخر شیفتام بیشتر شده
،باید بتونم غیبت همه رو کاور کنم
در نتیجه میخوام گواهینامه مو جلوجلو بگیرم
تو خیلی تحسین برانگیزی، سیره
جداً قضیه این نیست
!مهمونی تولد چندتایکی تولد توام مبارک خانم یوسا
انگار امیلیا برنگشته
...آره
چی؟ امیلیا برگشته؟
منظورت اینه که برنگشته؟
با من که تماس نگرفته، ولی فکر ...میکردم با تو تماس گرفته باشه
اگه شما خبر نداشته باشید که من دیگه قطعاً بی خبرم
چرا سعی نمی کنید با امرالدا تماس بگیری؟
جواب منم نمیده
شرایط جزیره انتا در حال حاضر پیچیده ست
،نمیتونیم لینک زیادی بفرستیم
.چون ممکنه دست شخص اشتباهی برسه
آره مثلاً اولبا
...ولی اگه اتفاق بدی افتاده باشه
از اون اتفاقایی که تماس ها رو مختل میکنه
اونم برای کسی که میتونه دوباره شیطان و ارتشش رو شکست بده
میتونه آخرالزمان به بار بیاره
وقتی جادو داشته باشی میتونی دروازه رو باز کنی دیگه؟
پس چرا دوباره خودتو با نیروهای آسمانی خفه نمی کنی
که جادوت برگرده؟
بعد برم جزیره انتا سر و گوش آب بدم؟
یحتمل نمی شه
حق با شیطانه. فکر نکنم حتی قدرتم نصف قدرتِ امیلیا باشه
واسه خفه کردنشم کافی نیست
اه حیف... فکر کردم ایده خوبی دادم
وایسا ببینم
فقط من اینجوری فکر میکنم، یا اینکه ...یه جوری رفتار میکنید انگار امی رو تو دردسره
و یه جوری که من باید برم نجاتش بدم؟
!شما که میدونید من دشمنشم پادشاه شیاطین، یادتون رفته؟
من حتی به انسان های تویِ جزیره انتا هم اهمیتی نمیدم
در واقع اگه با هم بجنگن و همدیگه رو بکشن به نفع من میشه
حتی اگه واقعاً هم امی تو دردسر باشه ،من نمیتونم کاری کنم
و اهمیتی هم برام نداره
...ولی شیطان
.مکالمه تمومه
مهمونی امروز اگه امی نیاد کنسل میشه دیگه؟
گواهینامه مو فردا میگیرم
شیطان، اگه چیهو هم ازت کمک میخواست همینو میگفتی؟
،شاید با بیان لطیف تری میگفتم ولی ته حرفم همینه
آقای مائو
...خ-خانم ساساکی
زیردستا رو ببین
...چی
آقای مائو، میدونم شما از اون اشخاصی ،نیستین که بخواین زیر قولتون بزنین
یادتونه چی گفتین؟ هدیه بی نظیرتون رو یادتونه؟
شما گفتیم که من، خانم سوزونو و خانم یوسا ژنرال های شماییم
گفتین اگه طرف شما باشیم، شما هم در عوض قول یه دنیای جدید رو بهمون میدین
..خانم ساساکی
آلاس روموس باشه
امکان نداره نگران نشی
پس دارین دروغ میگین، آقای مائو
...چیهو
از خانم سوزونو خواستم تا ببینه حالت چطوره
!ببخشید که گولت زدم
یه کاریش میکنم. ببخشید
!شت
...ارباب اگه ممکنه
میشه بیشتر راجع به امی بهم بگی؟
نه به نظرم الان با موضوعات جدی تری رو به روییم
حتی ارتش شیاطین هم نتونست امیلیا رو توی جنگ منصفانه شکست بده
ولی اگه آدمای جزیره انتا ،به جون هم افتادن
میدونی که قرار نیست جنگ منصفانه ای برای امیلیا اتفاق بیافته
،کلیسا و بقیه ارگان ها
مالبرنچ و بهشت هم جزو دشمناشن
No comments yet. Be the first to leave one.