The first 148 lines.
خب,واضحه که شماها نرسی...
شما و آقای چنگ ران به توافق نرسیدین.
بنابراین,با مقررات اسونی واسه طلاق مواجهه نمیشین.
من برای درخواستِ صدور حکم طلاق نماینده ی آقای چنگ ران خواهم بود.
دادگاه طلاق رو رسمی اعلام میکنه
شیش ماه بعد از اینکه کاغذای طلاق به دستتون برسه
بعدش, شما و اون غریبه میشین.
شک دارم انقدر ساده باشه
فکر میکنی قبلا سراغ مراحل طلاق نرفتم؟
ریسمون های زیادی هستن که منو چنگ ران رو بِهَم میچسبونن.
فکر میکنم واسه پیشبینیِ تصمیم دادگاه خیلی زوده
شاید در طی شیش ماه,این طلاق بازم مورد اعتراض باشه.
ولی طلاق غیر قابل اجتنابیه,زودتر یا دیرتر.
آره,درسته,زودتر یا دیرتر
ممکنه پنج -شیش سال طول بکشه. به هرحال من که عجله ای ندارم.
خانم جین لو,این فقط یک تمایلِ یکطرفه از طرفِ شماست.
من میخوام به آقای چنگ ران که هدفش هرچه زودتر طلاق گرفتن از شماست کمک کنم
چی گفتی؟
-از حدت گذشتی! -دوباره بگو!
همونجا وایستا!
من قبلا همه چیزو روشن کردم براتون!
-میکشمت! - اروم باش!
این آزار و اذیته,میدونی؟
- در حد مرگ میزنمت! - تو دیوانه ای!
- باهام مذاکره میکنی؟ - اگه این کارو بکنی,تنبیه میشی!
- قاتلت میشم! - میشه اروم باشی؟
بخاطر اینکارت شکایت میشه ازت!
-میکشمتتت! - خانم جین لو!
مسخره ـست!تو تنبیه میشی!
-تو دیوونه ای! -بهتره که نذاری دوباره ببینمت!
توی کوچولوی..
سلام ویلیام,شیائوچینگ صحبت میکنه
من برای جِی دی تو مدرسه ی حقوق درس میخونم
دیدم که شرکتت برای یه مشاور قانونی آگهی زده
خیلی برای این موقعیت مشتاقم
باشه.
باشه.
من تو اون زمان در دسترسم
آدرس محل مصاحبه رو میدونم
فردا میبینمت,ممنونم!
خدافظ.
مونیکا!
مونیکا!
چینگ,من اومدم نیویورک!
وقتی تموم شد برمیگردم.نگرانم نباش. مونیکا.
خب آخرشم رفت بلاخره.
سلام.ویلیام.
بخاطر مصاحبه اینجایی؟
-آره - باشه
این شو چه ـس,مدیر عامل شرکتمون.
ببخشید,چینی ای شما؟
آره,هست.
میشناسین هم دیگه رو؟
نمیدونستم شرکت توعه
اگه میدونستی, نمیومدی,درسته؟
خیلی خوشحال میشم که بهمون ملحق شی,ولی متاسفم.
این موقعیت بت نمیاد.
همینطوری؟ حتی مصاحبه هم نکردی باهام.
- لازم نیست مصاحبه کنم - اصلا میشناسی منو؟
نه دقیقا.
ولی مشاورِ قانونیِ شرکت من حداقل باید از من حرفه ای تر باشه
چرا باید به یه جِی دی که دانشش از قانون کیفری بدتر از منه اعتماد کنم؟
اینجایی. پیدا کردنت آسون نیست.
تو به چنگ ران گفتی طلاقم بده؟
نمیدونم درمورد چی صحبت میکنی.
نمیدونی که اون هر روز دنبالته؟
اونطوری که فکر میکنی نیست.
هرروز میومد رستورانت که بهت انعام بده..
آپارتمان باباش و یه خدمتکارم بهت داد.
اون عملا فریاد میزنه که"دوست دختر من باش!"
از تهِ حلقش!
قراره باور کنم که رابطه ی بین شما یه رابطه ی دوستانس؟
موظف نیستم که چیزی رو بهت توضیح بدم
اگه سوالی داری, از چنگ ران بپرس خواهشا
-الان دارم از تو میپرسم! -لوکا,چیکار میکنی؟
نمیتونی بگی؟ دارم معشوقه ـتو پاره میکنم!
اون معشوقه ی من نیست.
میخوای مراقبش باشی؟ همونجا وایسا.
ما قانونی ازدواج کردیم.
اینکه بهش علاقه مندی دلیل این نیست که میخوای طلاقم بدی؟
- ازدواج ما یکی از راحتیاس! - چیزی که هنوزم یه ازدواج قانونیه.
شیائوچینگ,اگه معشوقه نیستی..
همین الان قضیه ـتو با چنگ ران معلوم کن جلو همه
داری از حدت میگذری!
دیگه هیچوقت چنگ ران رو نبین.
- گمشو بیرون از اینجا - جرعت داری قول بدی؟
- برو! -اگه معشوقه ـش نیستی...
دورو وَرش نپلک,در غیر این صورت هربار که ببینمت میکشمت.
وقت تمومه.
وقت تمومه!
وقت تمومه!
وقت تمومه!
شیائو مینگ,اونجایی؟ شیائومینگ,میشنوی؟
آره,اره.
تیراندازی بود الان؟ چیشد؟
- یه--یه مهمون شلیک کرد. - میتونه حمله تروریستی باشه!
گوش کن.اروم باش.اروم مسیرتو تغیر بده.
اروم بخز به سمت پله ها
باشه,باشه.
وقت تمومه!
تو...خرگوشِ..منی.
زودباش,عزیزم!
خوبی؟
خوبی؟
یکی زنگ زد به پلیسا.
نمیتونن اینجا ببیننت.پاشو.
پاشو!
پاشو!پاشو!بالا!
کلید اتاقو بگیر.
بگیرش!گوش کن, اگه پلیسا بازجویی کردن ازت...
بهشون بگی مهمونی,باشه؟
فهمیدی؟
- فهمیدی یا نه؟ - آره,آره,فهمیدم
- و لعنت به تو,قربان. - باشه.
ببین
وقت تمومه.
باشه,همه برگردن به اتاقشون.همه چی الان خوبه.
چه غلطی داری میکنی اونجا؟
یه شوکی بهت وارد شد,نه؟
باید یه چی بخوری که اعصابتو آروم کنی.
-پلیسا رفتن؟ - خیلی سالِ پیش.
کُنفوسیوس نگفته؟
اگرم دلت اشوبه بازم باید یه چیزی بخوری.
یکم پیش پلیسا زنگ زدن بهم که شرح حال بدن.
احتمال حمله ی تروریستی بودن رو حذف کردن
مظنون میگه حتی یادش نمیاد شلیک کرده باشه
رفتن واسه تست الکل
تو یک میلی لیترِ خونش چهارصد میلی گرم الکل پیدا کردن
اساسا ذهنش مست بوده تو حال خودش نبوده
میدونی معنیش چیه؟
کسی که تفنگ رو به سمتت نشونه گرفت تروریست نبوده
فقط یه شکارچیِ باطل بوده
فقط؟
مهم نیست که مست بوده,یا معتادِ مواد بوده,یایه تروریست بوده..
یه تفنگ وقتی شلیک بشه مردمو میکشه
درسته.ولی انقدرم جدی نیست.بر اساس این همه تجربیاتم...
به ندرت به همچین موقعیتی برمیخوری
داری بهم میگی خوش شانس؟
راه خوبی واسه نگاه کردن به این قضیه ـس
بعدا باید بلیط لاتاری بخری. شاید برنده ی همه ی پولا بشی.
چه اتفاقی میوفتاد اگه اون گلوله میخورد بهم؟
بیمه داری؟
آره.
وقتی ویزامو گرفتم,اونم گرفتم.(بیمه)
میبینی؟پس همه چی اوکیه
پس از چی میترسی؟
اگه با گلوله میمیردم چی؟
چرا نمیتونی درمورد هیچ چیز مثبتی فکر کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.